۱۴۰۵/۰۵/۱۰

سردبیر

اربعین، تمرین قیام برای انتقام است

متن کامل خطبه نماز جمعه 09/05/1405

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا لحظه‌ای از آخرت و مسائل مربوط به این سفر غافل نیستند. امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه در بخش دیگری از این نامه شریف به فرزند گرامی‌شان فرمودند: «وَ اعْلَمْ أَنَّ أَمَامَكَ طَرِيقاً ذَا مَسَافَةٍ بَعِيدَةٍ وَ مَشَقَّةٍ شَدِيدَةٍ »؛ بدان که راهی پرمشقت و بسیار طولانی در پیش داری. «وَ أَنَّهُ لَا غِنَى بِكَ فِيهِ عَنْ حُسْنِ الِارْتِيَادِ وَ قَدْرِ بَلَاغِكَ مِنَ الزَّادِ مَعَ خِفَّةِ الظَّهْرِ». در این راه، بدون کوشش و تلاش فراوان، اندازه‌گیری زاد و توشه و سبک کردن بار گناه، موفق نخواهی بود. « فَلَا تَحْمِلَنَّ عَلَى ظَهْرِكَ فَوْقَ طَاقَتِكَ فَيَكُونَ ثِقْلُ ذَلِكَ وَبَالًا عَلَيْكَ»؛ بیش از توان خود بار مسئولیت بر دوش مگذار، که سنگینی آن برای تو عذاب‌آور خواهد بود.

حضرت از اینجا فضای وصیت را دوباره به مسئله نسبت دنیا با آخرت و سفر طولانی‌ای که در پیش است بازمی‌گردانند؛ سفری که باید برای آن زاد و توشه فراهم کرد. هرچه سفر سخت‌تر و طولانی‌تر باشد، تلاش بیشتری می‌طلبد، برنامه‌ریزی بیشتری لازم دارد و انسان باید توشه بیشتری با خود بردارد. قرآن کریم می‌فرماید بهترین توشه، تقواست.

سفر آخرت بسیار مهم است. ائمه هدی علیهم‌السلام تأکید کرده‌اند که این مسیر را فراموش نکنید؛ همان‌گونه که قرآن کریم بارها سفارش کرده است که صحنه قیامت و مسائل مربوط به آخرت را از یاد نبرید. برای انسان ظاهر‌بین، دیدنی‌ها و شنیدنی‌های جذاب و فریبنده دنیا، چون محسوس و قابل درک هستند، یکی از عوامل فراموشی آخرت به شمار می‌روند؛ زیرا آخرت با حس و این ظواهر قابل درک نیست. از همین رو، ائمه علیهم‌السلام دنیا را مذمت می‌کنند تا آخرت فراموش نشود و همواره تذکر می‌دهند تا دچار غفلت از آخرت نشویم.

در نهج‌البلاغه، امیرالمؤمنین علیه‌السلام بارها تأکید کرده‌اند که دلباخته دنیا نشویم؛ زیرا ما مسافر چند روزه این دنیا هستیم. همه این تکرارها و همین وصیتی که حضرت به فرزندشان فرموده‌اند، و در حقیقت برای ما نیز هست، برای از بین بردن غفلت است. قرآن کریم نیز تعبیرات بسیار تندی درباره کسانی دارد که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح داده‌اند یا ترجیح می‌دهند.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در نظر دارند که فرزند گرامی‌شان را متوجه این حقیقت کنند، که همان‌گونه که عرض شد، این توجه برای ما نیز هست، تا به آخرت توجه داشته باشیم. از این رو فرمودند: «فرزندم، بدان که در پیش روی تو راهی بسیار طولانی و مسیری پرخطر و پرمشقت قرار دارد که باید از آن عبور کنی».

پس نخست آنکه همه ما مسافریم. هیچ‌کس ساکن دنیا نخواهد بود و همه در حال سفر هستیم. این سفر، به بیان امیرالمؤمنین علیه‌السلام، دو ویژگی دارد: نخست آنکه بسیار طولانی است و معلوم نیست چه زمانی به پایان می‌رسد؛ دوم آنکه بسیار پرخطر و هراس‌انگیز است. هر لحظه لغزشی در کمین انسان است که اگر غفلتی صورت گیرد، نتیجه آن دوری از خدای متعال خواهد بود. بنابراین، نباید وقت را از دست داد.

زندگی خود حضرت را ببینید. آیا لحظه‌ای بیکار بودند؟ هرگز چنین نبود. افزون بر عبادات واجب و بخشی از مستحباتی که انجام می‌دادند، باقی زمان را به فعالیت مشغول بودند. حتی شب‌ها به امور فقرا، مستمندان، مردم و مساکین رسیدگی می‌کردند. زمان اندکی را به امور شخصی خود اختصاص می‌دادند و باقی وقتشان صرف فعالیت بود؛ چاه می‌کندند، نخل می‌کاشتند، کار مردم را راه می‌انداختند، راه می‌ساختند و در خدمت جامعه بودند. خواب و استراحت اندکی داشتند.

وقتی نیز نیمه‌شب به نماز می‌ایستادند، صدای ناله‌شان از طولانی بودن سفر و کم بودن توشه سفر بلند بود. با اینکه این همه توشه فراهم کرده بودند، باز هم چنین حالی داشتند؛ اما ما اصلاً توجه نداریم که به کجا می‌خواهیم برویم. درک درستی از مسیر پیش رو نداریم. از همین وقت‌تلف کردن‌ها، حرف‌های بیهوده‌ای که می‌زنیم، ساعت‌هایی که در اختیار داریم و آن‌ها را در فضاهای مجازی و حقیقی بیهوده از بین می‌بریم، معلوم است که نفهمیده‌ایم چه چیزی در انتظار ماست و چه مسیری پیش روی ما قرار دارد.

شما اگر بخواهید به یک مسافرت عادی بروید، به‌ویژه اگر آن سفر طولانی باشد، مثلاً سفر زیارت حضرت رضا علیه‌السلام، وضعیتتان چگونه خواهد بود؟ پیوسته بررسی می‌کنید، بازبینی می‌کنید، وسیله نقلیه را نگاه می‌کنید، لاستیک‌های آن را بررسی می‌کنید، از تعمیرکار می‌خواهید آن را کنترل کند. سپس وسایلی را که در طول مسیر به آن‌ها نیاز دارید، یک‌به‌یک بازبینی می‌کنید تا این وسیله شما را سالم به مقصد برساند. توشه لازم را نیز فراهم می‌کنید.

حال اگر علاوه بر طولانی بودن، احتمال خطر هم در مسیر وجود داشته باشد؛ مثلاً راه لغزنده باشد، احتمال انحراف از جاده وجود داشته باشد و مانند آن، چقدر دقت ما بیشتر خواهد شد و وسایل مورد نیاز بیشتری را همراه خواهیم برد.

حضرت چنین تذکری به ما می‌دهند: نخست اینکه این مسیر طولانی است و دوم اینکه پرخطر است. خلاصه، فرزندم، بدان که مسیر طولانی و پرخطری در پیش روی تو قرار دارد.

حال چه باید کرد؟ آیا می‌توانیم اصلاً حرکت نکنیم، این سفر را نرویم و خود را از آسیب‌های آن حفظ کنیم؟ همان‌گونه که پیش‌تر نیز عرض شد، خیر؛ چنین اختیاری نداریم. همه به سوی آخرت در حرکت‌اند. قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ». همه ما، خواه با سختی و خواه با آسانی، در حال حرکت به سوی خدای متعال هستیم تا او را ملاقات کنیم.

مسئله اصلی این است که انسان باید طرح و برنامه داشته باشد تا سالم به مقصد برسد. برای چنین مسیری نمی‌توان بدون برنامه حرکت کرد. خود امام علیه‌السلام نیز به همین نکته تذکر فرموده‌اند: «وَ أَنَّهُ لَا غِنَى بِكَ فِيهِ عَنْ حُسْنِ الِارْتِيَادِ». یعنی بدون حسن ارتیاد، که به معنای برنامه‌ریزی، تدبیر و طراحی صحیح است، نمی‌توان این مسیر را به‌درستی پیمود.

باید مسیر را محاسبه کنید و مقدار توشه‌ای را که نیاز دارید، با خود بردارید؛ نه کمتر و نه بیشتر. اگر بیش از اندازه بردارید، خسته می‌شوید و کند حرکت می‌کنید، و اگر کمتر از اندازه بردارید، در میانه راه بی‌آذوقه خواهید ماند. به اندازه ضرورت و کفایت باید برداشت و این کار، برنامه‌ریزی می‌خواهد. وسیله نقلیه مناسب باید فراهم کنید و اگر لازم است همراهانی با شما باشند، حتماً آن‌ها را اختیار کنید. همه این مطالب نیز در روایات آمده است.

وسیله نقلیه نیز نماز شب است و همراهان، اولیای خدا و دوستان دینی هستند. آنان را همراه خود قرار دهید و از این‌گونه امور که اهمیت فراوانی دارند، غافل نشوید. اما مهم‌تر از همه این است که سبک‌بار باشید و بار خود را سنگین نکنید؛ زیرا هر کس سبک‌بار باشد، زودتر به مقصد می‌رسد.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکمت هفتاد و هفتم نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «آهٍ مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ، وَطُولِ الطَّرِيقِ، وَبُعْدِ السَّفَرِ، وَعَظِيمِ الْمَوْرِدِ». حضرت از کمی توشه، طولانی بودن راه، دوری سفر و عظمت مقصد آه می‌کشند.

چیزی را که به آن احتیاج ندارید، با خود برندارید. امام علیه‌السلام فرمودند: «فَلَا تَحْمِلَنَّ عَلَى ظَهْرِكَ فَوْقَ طَاقَتِكَ». آنچه را طاقت حملش را ندارید، بر دوش خود نگذارید. نگذارید چیزهایی که به آن‌ها نیازی ندارید، بار شما را سنگین کنند و شما را به زحمت بیندازند، تا جایی که دیگر نتوانید حرکت کنید. « فَيَكُونَ ثِقْلُ ذَلِكَ وَبَالًا عَلَيْكَ». آن‌گاه همین سنگینی، وبال گردن شما خواهد شد.

بحث سبک‌باری، خود مسئله بسیار مهمی است و جای بحث مستقلی دارد که چگونه می‌توان سبک‌بار بود. در روایات فراوانی تأکید شده است که سبک‌بار باشید تا راحت‌تر به مقصد برسید.

هرچه انسان کمتر به دنیا وابسته باشد، سبک‌بارتر است. ریاست‌طلبی، منیت، چشم‌وهم‌چشمی، زیاده‌خواهی، تجمل‌گرایی، علاقه افراطی به مال، فرزند و امثال این‌ها، هر کدام وزنه‌ای بر دوش انسان هستند که بار او را سنگین می‌کنند، حرکتش را کند می‌سازند و هنگام ارتحال و عبور از این دنیا برای او گرفتاری ایجاد می‌کنند و کارش را دشوارتر می‌سازند.

امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه کلام بسیار زیبایی دارند. می‌فرمایند: «اسْتِغْنَاؤُكَ عَنِ الشَّيْءِ خَيْرٌ مِنِ اسْتِغْنَائِكَ بِه». عبارت بسیار لطیفی است. بی‌نیازی تو از یک چیز، بهتر از بی‌نیازی تو به وسیله آن چیز است.

این سخن یعنی چه؟ یعنی اگر انسان بتواند خود را از تعلقات دنیایی بی‌نیاز کند، بسیار بهتر و آسوده‌تر زندگی خواهد کرد تا اینکه بخواهد با همان تعلقات برای خود آسایش فراهم کند. یعنی اگر وابستگی به دنیا نداشته باشد، زندگی برای او بسیار راحت‌تر خواهد بود تا اینکه بخواهد با تکیه بر دنیا و وابستگی به آن، زندگی بهتری برای خود فراهم سازد. متأسفانه عده‌ای از ما چنین هستیم.

سپس امام علیه‌السلام در این بخش مثالی بیان می‌کنند که توضیح آن را به جلسه بعد موکول می‌کنیم. حضرت می‌فرمایند: در سفر، انسان معمولاً بار و بنه‌ای همراه خود دارد و طبیعی است که دوست داشته باشد همراهی پیدا کند تا بارش را بر دوش او بگذارد. اگر کسی حاضر باشد این بار را تا مقصد برای انسان حمل کند، خیال انسان آسوده خواهد بود. انسان با خود می‌گوید این همراه، بار مرا بر دوش می‌گیرد و تا مقصد می‌برد و هنگامی که به مقصد رسیدیم، آن را به من بازمی‌گرداند. اگر بار انسان اندکی بیش از اندازه هم باشد، باز هم دوست دارد چنین کسی را در کنار خود داشته باشد و این امری طبیعی است که هر انسان عاقلی آن را تأیید می‌کند.

حضرت همین مثال را مطرح می‌کنند و می‌فرمایند: تو نیز دوست داری چنین حالتی برایت پیش بیاید؛ کسی باشد که بار تو را بردارد، تا مقصد ببرد و سپس آن را به تو تحویل دهد.

ان‌شاءالله، اگر خداوند توفیق حیات عنایت فرماید، در جلسه آینده عرض خواهم کرد که حضرت می‌فرمایند: مستمندانی که در اطراف شما هستند، با کمکی که به آنان می‌کنید، در حقیقت بار خود را بر دوش آنان گذاشته‌اید تا در آخرت آن را چندین برابر به شما بازگردانند. این بحثی است که، ان‌شاءالله، با قید حیات در جلسه آینده به آن خواهیم پرداخت.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت می‌کنم. متقین همیشه معطر و خوشبو هستند. مولای متقیان، امیرالمؤمنین، سلام‌الله‌علیه، در حکمت سیصد و نود و هفتم نهج‌البلاغه فرمودند: «نِعْمَ الطِّيبُ الْمِسْكُ؛ خَفِيفٌ مَحْمِلُهُ، عَطِرٌ رِيحُهُ.» مشک، عطر خوبی است؛ سبک است و بوی خوشی دارد.

البته این مطلب به عنوان نمونه است و هر کسی ذائقه‌ای دارد و هر کس از عطری که با سلیقه او سازگار است استفاده می‌کند. البته رعایت حال دیگران نیز باید بشود؛ زیرا بعضی از عطرها برای دیگران آزاردهنده است.

یکی از توصیه‌های دین به مؤمنان، که در مصرف آن هم اسرافی نیست و از سنن انبیای الهی به شمار می‌رود، استفاده از بوی خوش است؛ به‌ویژه هنگام نماز، که بر هفتاد نماز بدون عطر برتری دارد، یا هنگام ملاقات دوستان که انسان به دیدار آنان می‌رود و ثواب فراوانی دارد.

حتی روزه‌دار که نباید گل را بو کند و گیاهان خوشبو را استشمام کند، چون کراهت دارد، به او سفارش شده است که عطر بزند. تحفه روزه‌دار، عطر است و باید عطر بزند. بوی خوش، قلب را تقویت می‌کند. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند، و البته بانوان در استفاده از بوی خوش احکام دیگری دارند که بحث آن در جای خود مطرح است. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.

در آستانه اربعین شهادت امام حسین علیه‌السلام قرار داریم. با چشمی اشکبار و دلی پرحسرت، سیل خروشان عشاق الحسین را در مشایه کربلا نظاره‌گریم. امسال نیز عده کثیری به نیابت از قائد شهید مجاهد قدم برمی‌دارند و یاد او را گرامی می‌دارند. این روزهای سرشار از عشق و محبت، و از طرفی اشک و غم همراه با معرفت، را به همه شما تسلیت عرض می‌کنم. خدای تعالی به همه ما پاداش سوگواران بر اباعبدالله الحسین علیه‌السلام را عنایت بفرماید.

با فرا رسیدن اربعین، نام جابر بن عبدالله انصاری و زیارت اربعین نیز مطرح می‌شود. در دوران سخت پس از شهادت حسین علیه‌السلام، که بسیاری از مردم دچار انحراف شدند و امام صادق علیه‌السلام از آن به عنوان ارتداد یاد کردند، جابر بن عبدالله انصاری با ایستادگی بر صراط مستقیم، با شمشیر زبان خود به جهاد تبیین پرداخت و در عمل نیز از مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام دفاع کرد.

جابر با تکیه بر آن حدیث نبوی که فرمود: «مَن أحبَّ قوماً حُشر معهم و مَن أحبَّ عملَ قومٍ أُشرِکَ فی عملهم»، یعنی هر کس قومی را دوست داشته باشد با آنان محشور می‌شود و هر کس عمل گروهی را دوست بدارد در عمل آنان شریک است، ثابت کرد که می‌توان بدون حضور جسمانی در میدان جنگ، در عمل و نیت با شهدا شریک بود.

او به عنوان نخستین زائر امام حسین علیه‌السلام در اربعین، راهی را گشود که معیت با امام علیه‌السلام برای تمام نسل‌ها ممکن شد. البته جریان مسائل مربوط به جابر و ویژگی‌های او فراوان است. این صحابی مورد وثوق و احترام، با زیارت اربعین خود، تمام جنگ شناختی امویان و تبلیغات گسترده آنان را برای بی‌تفاوت کردن مردم نسبت به شهادت حسین علیه‌السلام، یا از بین بردن واقعه کربلا، خنثی کرد.

زیارت جابر یک عمل عبادی ساده نبود، بلکه اقدامی راهبردی برای شکست دادن دشمن بود که با زیارت خود، پرده از جهل و روایت‌های دروغین طاغوت برداشت و حقیقت قیام عاشورا را برای مردم بازگو کرد؛ زیرا او شخصیتی بود که به عنوان صحابی مورد وثوق شناخته می‌شد. پس از تمام جریاناتی که دشمن به راه انداخته بود، ناگهان به زیارت رفت و آن سخنان را بیان کرد.

اینکه این همه ثواب برای زیارت حسین علیه‌السلام بیان شده است، شاید ریشه آن همین تجدید عهد الهی و قیام برای از بین بردن توطئه باشد؛ چیزی که اصطلاحاً به آن «قیام لله» می‌گوییم. قیام لله، به تعبیر رهبر شهید انقلاب، قیام برای خداست و در هر عصری شکل متفاوتی دارد. قیام لله گاهی نظامی است، گاهی علمی است و گاهی سیاسی؛ اما اهداف قیام، اگر برای خدا باشد، همیشه ثابت است: اقامه حق بر پایه عدالت و ترویج معنویت. ازاین‌رو، زیارت جابر قیام لله بود؛ اقدامی سیاسی برای از بین بردن بی‌تفاوتی.

تشییع پیکر امام شهید مجاهد رضوان‌الله‌علیه و زیارتی که در همین ایام در عتبات مقدسه انجام گرفت، رستاخیزی برپا کرد و یادآور پیاده‌روی اربعین بود. این نیز از همین سنخ زیارت جابر بود؛ قیام لله بود. مردم را روشن کرد، بصیرت بخشید. یک تشییع جنازه بود، اما بصیرت‌بخش بود. زیارت پیکر شهید، زیارتی فراتر از اشک بود و به جهاد تبیین و روشنگری سیاسی تبدیل شد. چهره پلید استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل را رسواتر از قبل کرد.

مردم عزیز عراق نیز که پیام اربعین را به‌خوبی درک کردند، این تشییع را جانانه تحویل گرفتند. البته مورد بغض آمریکا و گاو شیرده او، عربستان، نیز قرار گرفتند که اخبار آن را این روزها ملاحظه کرده‌اید. البته مردم کریم عراق، معنای «أشداء علی الکفار» را به‌خوبی از قرآن و امام حسین علیه‌السلام آموخته‌اند. آنان با قدرت در مقابل گاو و گاوچران ایستاده‌اند و خواهند ایستاد.

مسیر ما نیز مشخص است؛ تا آخر، ما اهل «حرب لمن حاربکم» هستیم و همین راه را دنبال می‌کنیم. اگر بخواهیم این فراز از زیارت عاشورا را به فارسی برگردانیم، معنایش «مرگ بر آمریکا» است. اسرائیل را نیز فراموش نمی‌کنیم. امروز که حرمین شریفین، به تعبیر امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه، اسیر دست اشرار است، لذا آل سعود را نیز لعن می‌کنیم.

واقعاً چه مصیبت بزرگی است. بدرالدین حوثی گفت: پرده خانه خدا را به این مفسد فی‌الارض اپستینی، یعنی این حاکم عربستان، هدیه داده‌اند. باید خون گریه کرد. آیا سران کشورهای اسلامی مرده‌اند؟ چرا اعتراض نمی‌کنند؟ باید قیام داشته باشند و حرکتی انجام دهند.

عزیزان ما نیز در این بزنگاه‌ها کاری نکنند که دشمن از بحرانی که توسط رزمندگان غیور اسلام برای او به وجود آمده است، نجات پیدا کند. چرا به کنترل قیمت نفت و پایین آمدن آن کمک می‌کنید؟ دشمن دست از دشمنی برنمی‌دارد. به او نباید به هیچ وجه فرصت داد. هر زمان که برای او فرصت فراهم شود، دشمنی می‌کند، خود را تقویت می‌کند و بازسازی می‌کند. نباید به او فرصت داد.

هنوز لبنان زیر ضربات صهیونیست‌های پلید است و ما فقط محکوم می‌کنیم. پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه دبیرکل و رزمندگان حزب‌الله سرافراز را همه دیدید. فرمودند: «دفاع از مجاهدان حزب‌الله لبنان، سیاست راهبردی جمهوری اسلامی است.» این را باید در نظر داشت.

متأسفانه هرگاه عرصه بر آمریکا تنگ می‌شود، میانجی‌هایی که خود وابستگی شدید به آمریکا دارند و از همین میانجیگری‌های خود نیز سود کلان می‌برند، وارد میدان می‌شوند. ابداً دیگر نباید به اینها اعتنا کرد. نهایت اگر هم روزی میانجیگری قرار باشد انجام شود میانجی باید بی‌طرف باشد.

یک نمونه دیگر از قیام لله، همین حضور گسترده، منسجم، هوشمندانه، از روی بصیرت و به‌موقع شما مردم است. همین قیام لله شما، دشمن خارجی و غرب‌زده‌های داخلی را عصبانی کرده است. این قیام لله شما مردم، جلوی بسیاری از مفاسد و پلیدی‌ها را گرفته و نمی‌گذارد عده‌ای به اهداف پلیدی که برای ملت دارند برسند. گاهی در تدارک برنامه، در نظمی که باید وجود داشته باشد، در موکب‌هایی که باید برپا شوند و در حمل‌ونقلی که باید فراهم باشد، سنگ‌اندازی می‌شود. ریشه همه اینها همان شیطنت‌هایی است که عرض کردم.

اما مرحبا به مردم هشیار و پای‌کار که در مسیر حق، محکم و استوار هستند. عشق به امام حسین علیه‌السلام، انزوا و گوشه‌گیری را از پیروانش می‌گیرد و آنان را وارد هر عرصه‌ای می‌کند تا جهل را از بین ببرند و با حضور خود در صحنه، بزرگ‌ترین سلاح را در برابر روایت‌های دروغین و جعلی دشمن به کار بگیرند؛ درست نظیر همان کاری که جابر انجام داد. آمد، اما جهل‌زدایی کرد.

گوش دنیا را از عناوینی مانند حقوق بشر پر کرده‌اند، اما بر اساس همین عناوین، منافع ملت‌ها را چپاول می‌کنند و دست به هر جنایتی که بخواهند می‌زنند؛ مانند بمبی که نوزدهم مرداد سال هزار و نهصد و چهل و پنج میلادی بر سر مردم هیروشیما ریختند و یکصد و شصت هزار نفر را کشتند و مجروح کردند.

در مقابل این ادعاها، اسلام از همان آغاز، حقوق انسان‌ها و کرامت آنان را مورد توجه قرار داد و برای آن برنامه داشت. پس از پیروزی انقلاب نیز روز چهاردهم مرداد به عنوان «روز حقوق بشر اسلامی و کرامت انسانی» نام‌گذاری شد.

حقوق بشر اسلامی، برخلاف الگوهای سکولار، ریشه در کرامت الهی و خلیفةاللهی انسان دارد و توجهی به نژاد، رنگ، جغرافیا و امثال اینها ندارد. مبنای آن، کرامت انسان‌هاست. این نگاه، انسان را موجودی مادی و معنوی می‌بیند و حقوق انسانی او را با مسئولیت‌های معنوی‌اش در برابر خداوند پیوند می‌دهد. اینها قراردادهای بشری نیست، بلکه قرارداد الهی است.

متأسفانه امروز قدرت‌های جهانی، با استانداردهای دوگانه، از این ارزش‌ها به عنوان ابزاری برای اعمال فشارهای سیاسی بر ملت‌ها استفاده می‌کنند. در برابر جنایات آشکاری که توسط زورگویان انجام می‌شود، هیچ عکس‌العملی ندارند. در برابر چشم همین مجامع، بر مردم فلسطین چه گذشته است؟ نسل‌کشی غزه، ظلم به مردم لبنان، یمن، عراق، کشمیر و همین‌طور فهرست بلندبالای تحریم‌های ظالمانه و جنایات متعددی که بر ملت ما، لااقل در همین دو سال اخیر، رفته است؛ همه را می‌بینند، اما همه سکوت می‌کنند. این حقوق بشر آنهاست. اسلام چه می‌گوید و آنها چه می‌گویند؟

در حالی که همین‌ها در مناطق دیگر، حرف خود را به کرسی می‌نشانند و آن را تحمیل می‌کنند و با استفاده از رسانه‌ها و نهادهای بین‌المللی، به خود اجازه می‌دهند که انسان‌ها را بکشند و آنان را از حقوقشان محروم کنند. در همین جنگ رمضان علیه ایران، سلاح‌هایی را به کار بردند که قطعاً مجامع بین‌المللی باید درباره آنها ورود می‌کردند، محاکمه می‌کردند و سؤال می‌پرسیدند. هنوز درباره جنایات میناب و لامرد و ناو مظلوم ما که گفت برای تفریح زدیم و آن‌گونه عمل کردند، سکوت اختیار کرده‌اند.

دائماً ایران را تهدید می‌کنند. اخیراً نیز دوباره گفته‌اند که تأسیسات هسته‌ای ایران را می‌زنیم و نابود می‌کنیم. ما هم مکرر گفته‌ایم که اگر این کار را بکنید، جنگ از منطقه به فرامنطقه خواهد رسید. هنوز هم این سخن را تکرار می‌کنیم.

باز هم به کشورهای همسایه منطقه این تذکر را می‌دهیم که ما حق همسایگی را رعایت می‌کنیم، شما هم رعایت کنید. این حق مسلم است که اگر شما سرزمین خود را در اختیار دشمن قرار دهید تا ما را مورد حمله قرار دهد، ما چاره‌ای جز دفاع از خود نداریم و محکم هم دفاع خواهیم کرد.

متأسفانه جهان اسلام در تبیین ارزش‌های خود دچار غفلت است. راه چاره نیز بازخوانی همان منابع دینی با نگاه روز و تولید محتواهای رسانه‌ای برای معرفی چهره واقعی اسلام است.

جهان اسلام باید از طریق همین فشارهای دیپلماتیک معمول، بر همان مراجع بین‌المللی نسبت به جنایاتی که صورت می‌گیرد فشار وارد کند تا حق احقاق شود. یکی از مهم‌ترین کارها نیز تحریم اقتصادیِ عملیِ ظالمانی مانند رژیم صهیونیستی است. معنا ندارد کشورهای اسلامی از منابع و داشته‌های صهیونیست‌ها استفاده کنند و بعد ادعای تحریم آنان را داشته باشند. وحدت جهان اسلام و اقدام عملی برای دفاع از مظلومان، مهم‌ترین وظیفه است.

نباید فراموش کنیم که اربعین تنها یک مناسبت نیست، بلکه اسم رمز دوام و بقای حماسه حسینی است؛ بخشی از تقدیر الهی، نقشه عملیاتی و اقدامی برای سازماندهی و آماده‌سازی جهانیِ انصارالمهدی، جهت یاری منتقم آل محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله.

اربعین پلی است برای به دست آوردن ظرفیت‌های انسانی و پیوند زدن این خیل عظیم عاشقان با معرفت به حجت خدا و امام عصر، ارواحنا فداه، تا با برافراشتن پرچم «یا لثارات الحسین»، حاکمیت توحید و آرزوهای انبیای الهی را بر زمین مستقر کند.

حرکت جمعیت در مشایه، تمرین و یادگیری حرکت به سوی حضرت ولی‌عصر، ارواحنا فداه، و قیام برای انتقام است. در مسیر، همگی معمولاً یک شعار می‌دهند و می‌گویند: «لبیک یا حسین»؛ اما در واقع این، کلیدواژه‌ای برای «لبیک یا مهدی» است؛ یعنی پیمان با امام عصر علیه‌السلام برای برپایی تمدن و دولت مهدوی. یعنی یاد می‌گیریم که چگونه در رکاب حضرت حجت، سلام‌الله‌علیه، خونخواه و منتقم حسین علیه‌السلام و هر خون مظلوم ریخته‌شده در راه اسلام باشیم؛ همان‌گونه که زیارت عاشورا به ما آموخته است: «أن یرزقنی طلب ثارک مع إمامٍ منصور» کسانی به امام زمان علیه‌السلام می‌رسند که با حسین علیه‌السلام سیر کرده باشند، با او همراه باشند و معیت با او داشته باشند: «أن یرزقنی طلب ثاری مع إمامٍ منصور».

عظمت داغ عاشورا در دل مؤمن، او را در برابر تحولات و حوادث سخت دوران، استوار و ثابت‌قدم نگه می‌دارد. امروز نیز به برکت همین اربعین توانسته‌ایم داغ فراق امام شهید را تا زمان انتقام قطعی تحمل کنیم و البته نمی‌گذاریم خونخواهی این خون مظلوم، حرارت خود را از دست بدهد.

تا آن روز، پرچم قرمز خود را برافراشته نگه خواهیم داشت و تا آن روز، این پرچم بر سر این لوله خواهد ماند و ما نیز آن را برنخواهیم داشت، ان‌شاءالله.

پس اربعین فقط یک عبادت و یک زیارت نیست؛ اربعین حلقه اتصال ظرفیت‌های ملت‌های اسلامی، از غرب آسیا تا شمال آفریقا، زمینه‌ساز تشکیل تمدن نوین اسلامی و تحقق نهایی امت اسلامی است و به ما می‌آموزد که راه نجات در مواجهه با کفتارها و گرگ‌های گرسنه اپستینی، مقاومت است.

همراه جابر، عطیه کوفی نیز حضور داشت. عطیه، دانشمندی بود که اگر فرصتی باشد، باید درباره شخصیت او سخن گفت. او از علمای علم حدیث بود و راه استقامت را نیز به ما نشان داد. حجاج بن یوسف ثقفی ملعون به او گفت که امیرالمؤمنین علیه‌السلام را لعن کند، اما نپذیرفت. چهارصد ضربه شلاق خورد، محاسن و موی سر و صورتش را تراشیدند و او را تبعید کردند؛ اما ایستادگی کرد و استقامت را به ما آموخت.

یکی از بحث‌هایی که باید به آن بسیار توجه کرد، مسئله نفوذ و نقش مخرب آن در از بین بردن استقلال و اقتدار کشور است. پیش از این نیز مطالبی را در این‌باره عرض کرده‌ام. نفوذ در تاریخ سیاسی ایران، همواره به دنبال نسخ انقلاب و تغییر هویت فرهنگی و اجتماعی ملت بوده است. البته نفوذ خارجی، بدون ایجاد زمینه داخلی، امکان‌پذیر نیست.

نهضت مشروطه که در چهاردهم مرداد سال یک‌هزار و دویست و هشتاد و پنج شمسی به وقوع پیوست، نمونه‌ای از نفوذ است که با ترویج اصلاحات، به اسم اصلاحات -همان حرف‌هایی که امروز هم می‌شنوید- مشروطه را از اهداف اصلی خود منحرف کرد و ایران را به غرب وابسته ساخت.

فرصت نیست، اما باید در خطبه‌ای مستقل و مفصل برای شما بیان کنم که سفیر انگلستان در دوران قاجار با ایران چه کرد. او از ابزار فراماسونری، به عنوان وسیله‌ای برای نفوذ در دربار ایران و تغییر ساختار تصمیم‌گیری استفاده کرد. جایگاه ایران را تضعیف کردند و با تحت فشار قرار دادن حاکمیت، زمینه توافق‌های خسارت‌باری را برای ایران فراهم ساختند؛ مانند عهدنامه گلستان.

در مسائل سیاسی، نفوذ یک شکل داشت که از بیان آن عبور می‌کنم. در حوزه نفوذ فرهنگی نیز شخصیت‌هایی مانند تقی‌زاده و امثال او، سبک زندگی ایرانی را به سمت غرب‌زدگی سوق دادند. در عرصه نفوذ اقتصادی نیز اقدامات فراوانی انجام دادند. تنها کافی است قرارداد رویتر را ببینید که چه فاجعه‌ای بود؛ همه منابع و منافع طبیعی ملت را به یک نفر واگذار کردند. به تعبیر یکی از بزرگان، فقط هوا را نتوانستند در آن قرارداد بگنجانند، وگرنه هوا را هم واگذار می‌کردند.

هدف اولیه نهضت مشروطه، برپایی عدالتخانه و محدود کردن استبداد بود، اما تحت تأثیر همین نفوذ، هنگامی که غرب‌زدگان وارد شدند و امور را در دست گرفتند و با کمک سفارتخانه‌ها عمل کردند، مسیر نهضت به سمت وابستگی به غرب منحرف شد.

برای علما که سد محکمی در برابر این نفوذ بودند، جریان‌سازی کردند، ترور شخصیت انجام دادند و حتی دست به حذف فیزیکی زدند. مرحوم آخوند خراسانی، مرحوم بهبهانی و در رأس آنان شیخ فضل‌الله نوری، رضوان‌الله‌علیه، که در یازدهم مرداد سال یک‌هزار و دویست و هشتاد و هشت، یعنی سه سال پس از صدور فرمان مشروطیت، به شهادت رسید، از جمله این بزرگان بودند.

این فقیه مجاهد و فرزانه، که عمود و ستون این خیمه در تهران بود، قربانی جریان نفوذ شد. شکست نهضت مشروطه، حاصل فعالیت‌های جریان نفوذ بود که از ابزارهای مختلف خود، از جمله ترویج علوم انسانی غربی، استفاده کردند و متأسفانه استقلال ایران را از بین بردند.

پس از آن نیز جریانی شکل گرفت که زمینه کودتای سال یک‌هزار و دویست و نود و نه و ظهور شخصیت پلید و بی‌سوادی به نام رضاخان را فراهم کرد؛ کسی که کشور را تا مرز انحطاط پیش برد.

درسی که باید از این حوادث بگیریم، این است که نفوذ خارجی زمانی موفق می‌شود که از طریق فریب نخبگان و تحریف آرمان‌های ملی، بستری داخلی برای تحقق اهداف خود ایجاد کند. توصیه می‌کنم دوستان تاریخ مشروطه را دست‌کم یک بار مرور کنند و از آن غافل نشوند.

روز صدا و سیما، روز اهدای خون و روز جهانی شیر مادر نیز از مناسبت‌هایی است که مطالبی درباره آنها وجود دارد و ان‌شاءالله در فرصتی دیگر به آنها پرداخته خواهد شد.

اما درباره بنزین، ناترازی بنزین و موضوعاتی از این دست که این روزها بسیار درباره آنها سخن گفته می‌شود، اجمالاً باید عرض کنم که خود کارشناسان نیز معتقدند اکنون زمان مناسبی برای این کار نیست. افزون بر این، عزیزمان هم نیز در دوران انتخابات تأکید داشتند که هرگز به دنبال گران کردن بنزین نخواهند رفت. اکنون نیز باید به همان وعده‌ای که داده‌اند عمل کنند؛ زیرا این مسئله آثار تورمی و اقتصادی خود را خواهد داشت.

نکته دیگری که مسلم است، این است که همه ما باید در گفتار خود به گونه‌ای سخن بگوییم که امید ایجاد شود، نه ناامیدی. به نظر می‌رسد لازم نباشد آمار لحظه‌ای و جزئیات تخریب‌های ناشی از حملات دشمن، ریز به ریز برای مردم بیان شود. اگر دشمن به منطقه‌ای حمله کرده، اصل حادثه گفته شود، اما اینکه دقیقاً چه کرده و چه خسارتی وارد شده است، بیان جزئیات آن کار درستی نیست.

درباره مسئله مسکن ملی در منطقه خودمان، از جمله ماهدشت و دیگر مناطق استان البرز نیز فقط به‌صورت اجمالی تذکر می‌دهم. دوستان توجه داشته باشند که وقتی وعده‌ای داده می‌شود، دیگر نباید برخلاف آن عمل شود. اگر هم در جایی با مشکلی مواجه شده‌اند، دستگاه‌های مربوط باید آن را جبران کنند تا آسیب آن متوجه مردم نشود.

متأسفانه نخستین کاری که بعضی از این عزیزان انجام می‌دهند، این است که خسارت را از مردم جبران می‌کنند و دست در جیب مردم می‌برند. این درست نیست. دستگاه‌های مربوط باید راهکار آن را پیدا کنند. وقتی چهار یا پنج سال پول مردم را نگه داشته‌اند و اکنون نمی‌توانند تعهد خود را انجام دهند، نباید بگویند فلان مبلغ را اضافه پرداخت کنید، و اگر هم نتوانستید، فقط اصل پول خود را پس بگیرید. این شیوه صحیح نیست.

و مهم‌تر از همه اینها، باید از رزمندگان غیور ایران اسلامی تشکر کنیم که در عملیات «صاعقه» و «نسل دو»، جانانه در حال دفاع و حمله هستند. آنان عملیات‌های کوبنده و زمین‌گیرکننده‌ای علیه دشمن انجام می‌دهند و عرصه را بر دشمنان ایران اسلامی تنگ کرده‌اند.

هرچند فضای رسانه‌ای، به‌ویژه صدا و سیما، مانند گذشته این مسائل را پوشش نمی‌دهد، اما مردم مسلمان ما قدردان این مجاهدت‌ها هستند و برای سلامتی همه این رزمندگان، صلوات می‌فرستند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾