۱۴۰۴/۱۲/۲۹

سردبیر

حضور پرشور مردم رمز شکست توطئه‌های دشمن است

متن کامل خطبه نماز جمعه ۱۴۰۴/12/29

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الله اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین همیشه به عاقبت کار توجه دارند. امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه در نامه سی و یکم به فرزندشان تذکراتی را که لازم است تا دل زنده باشد و آخرت آباد باشد بیان کردند.

رسیدیم به این بخش که «و امسک عن طریق اذا خفت ضلالته فان الکف عند حیرة الضلال خیر من رکوب الاهوال». در جاده‌ای که از گمراهی آن می‌ترسی قدم نگذار زیرا خودداری به هنگام سرگردانی و گمراهی بهتر از سقوط در تباهی است.

این عبارت را خوب به دل بسپارید. امام علیه‌السلام توصیه فرمودند راهی را که می‌ترسی گم بشوی نرو. منظور راه عادی معمولی که انسان طی می‌کند نیست. البته آن‌هم همین است. مواظب باش که قبلاً مسیر را مشخص کنی و بدانی از کجا می‌خواهی بروی اما بیشتر مسئله معنوی است؛ راه فکری و عقیدتی است. یادمان باشد چپ و راست گمراهی و ضلالت است. راه راست راهی است که انسان را به حق برساند؛ همان صراط مستقیم که در نماز هم دائم می‌خوانیم و از خدا می‌خواهیم که ما را به آن راه هدایت کند. می‌فرماید تا نفهمیدی کدام راه، راه مستقیم است، در آن قدم مگذار.

در خطبه شانزدهم از خطب نهج‌البلاغه فرمودند: «الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده» راست و چپ راه گمراهی است و راه میانه جاده مستقیم الهی است. خلاصه در کاری که احتمال می‌دهی تو را به گمراهی بکشاند قدم نگذار.

راهی که مشکوک است نتیجه‌اش تباهی است؛ سرگردانی است. راه راست را باید رفت. اگر مواجه شدید که کار درست کدام است؟ امام عسکری علیه‌السلام فرمود: «قف عند الشبهه» با یک تردیدی مواجه شدی، مردد شدی در یک امری، توقف کن، بایست تا حق را از باطل تشخیص بدهی. وقتی‌که تشخیص حق دادی در مسیر حق قدم بگذار. محکم در آن مسیر راه خودت را ادامه بده.

اینجا هم حضرت فرمودند: توقف هنگام تردید بهتر از قدم گذاشتن در راهی ست که از خطرات آن راه در امان نیستی. نمی‌دانی کدام راه برای تو بهتر است؛ احتیاط در این امور نجات‌بخش انسان است.

تا اینجا امام علیه‌السلام نکاتی را فرمودند که اگر رعایت شود جان تربیت می‌شود. خود شخص به یک آرامشی می‌رسد و مسیر درستش را پیدا می‌کند؛ و به هر جهت در راه درست قدم برمی‌دارد. هرکدام از ما غیر از وظایف و تکالیف شخصی که بر عهده‌مان هست وظایف اجتماعی هم داریم. باید نسبت به آن‌ها اهتمام و اقدام داشته باشیم. اینجا حضرت مسائل فردی را فرمودند. فرمودند فرزندم حالا که جانت را با حکمت و معرفت نورانی کردی قلبت را با موعظه و یاد مرگ روشن کردی و زنده کردی و زشتی‌های دنیا را برای روحت شمارش کردی، راه را تشخیص دادی که چگونه بسازی، راهی را بروی که به سعادت برسی، تا اینجا مال خودت شد؛ ولی ازاینجا به بعد اهل یک امور دیگری‌ هم باش؛ اهل امربه‌معروف باش و نهی‌ازمنکر هم بکن. تکالیف فردی‌ات را یاد گرفتی، قلبت را زنده کردی، مواظب جامعه هم باش. فقط دستگیر خودت نباش. به فکر خودت تنها نباش. دستگیر دیگری هم باش.

تو غیر از وظایف فردی وظایف اجتماعی داری. یکی از وظایف اجتماعی مهم مسئله امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است. حضرت فرمود: «وأمر بالمعروف تکن من اهله و أنکر المنکر بیدک و لسانک و باین من فعله بجهدک و جاهد فی الله حق جهاده».

به نیکی‌ها امر کن و خودت هم نیکوکار باش. فقط به فکر خودت نباش. با دست و زبان بدی‌ها را انکار کن. بکوش تا از بدکاران دور باشی؛ و در راه خدا آن‌گونه که سزاوار است تلاش کن. «ولا تاخذک فی الله لومة لائم و خض الغمرات للحق حیث کان» هرگز سرزنش ملامت گران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد. برای حق در مشکلات و سختی‌ها شنا کن.

یعنی فرزندم هر چیزی را که خدا قبول دارد تو اهل او باش که او معروف است. دیگران را هم تشویق کن تا اهل معروف باشند و معروف را عملی کن و تشویق کن عملی کنند. هرچه تبهکاری و زشتی است که خدا و انبیای الهی و عقل، آن‌ها را نهی کرده، تو کنار بگذار. دیگران را هم سفارش کن تا کنار بگذارند. خودت اهل منکر نباش و جلوی منکر را هم بگیر. هم با دستت هم با زبانت تلاش کن تا زشتی و خطا از خانواده و جامعه ریشه‌کن شود. باید جلوی دروغ و تهمت و خیانت و ترک واجب را در جامعه گرفت. اگر توانستی بگو و اگر نشد باید اقدام عملی کرد که این بخش دیگر مربوط به حکومت و قوه قاهره است که باید ممانعت و جلوگیری کند.

بنده راجع به امربه‌معروف نهی‌ازمنکر اینجا مفصل بحث کردم و یک کتابچه‌ای هم چاپ شده که می‌شود مراجعه کرد. بعد حضرت به مسئله‌ی جهاد در راه خدا توصیه کردند که مطلبی است که نوبت بعد ان‌شاءالله با قید حیات عرض خواهم کرد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا به‌شدت از بخل دوری می‌کنند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکمت 378 از حکم نهج‌البلاغه فرمودند: «البخل جامع لمساویء العیوب و هو زمام یقاد به الی کل سوء» بخل ورزیدن کانون تمام عیب‌ها و مهاری است که انسان را به‌سوی هر بدی می‌کشاند؛ یعنی دهنه‌ای است که می‌کشاند انسان را به سمت هر بدی.

راجع به این رذیله اخلاقی به مناسبت‌های مختلف صحبت کردیم که اگر در کسی پیدا شود، خودش منشأ پلیدی‌های دیگری است. گاهی همین صفت باعث می‌شود شخص قطع رحم کند که گناه بزرگی را مرتکب می‌شود. قطع رحم گناه بزرگی است. بعضی وقت‌ها این آدم چون علاقه به مال دارد مبتلا به انواع گناهان می‌شود؛ مثل رباخواری، غش در معامله، کم‌فروشی، گران‌فروشی و امثال این‌ها. حتی در عقاید هم برای او مشکلاتی به وجود می‌آید چون این شخص سوءظن به خدا پیدا می‌کند. دیگر انفاق نمی‌کند. این‌همه آیه و روایت داریم که اگر انفاق بکنی مالت زیاد می‌شود یا باعث فقر نمی‌شود باور ندارد. سوءظن به خدا پیدا می‌کند. خدای تعالی همه ما را از تقواپیشگان قرار بدهد.

خیلی زود به آخر ماه مبارک رمضان رسیدیم. جمعه پایانی ماه خداست. هر کس به هر مقداری که توشه گرفت طوبی له. در یک بیانی حضرت امام رضوان خدا بر او فرمودند: از خداوند متعال مسألت می‌کنم که ظهور ولی‌عصر ارواحنا فداه را نزدیک فرماید؛ و چشم‌های ما را به جمال مقدسش روشن کند. بعد فرمودند: ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم؛ یعنی همین‌که در حال انتظار فرجی که خودش عبادت است، در همین حال انتظار، باید اهل خدمت باشیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است؛ و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند؛ و مقدمات ظهور ان‌شاءالله تهیه بشود.

اگر در این کلام دقت کنیم ایشان انتظار فرج را به‌عنوان سیاست‌گذاری و استراتژی کلان انقلاب و نظام اسلامی معرفی و در ادامه، خدمت در انتظار را راهبرد و تاکتیک تحقق استراتژی انتظار فرج بیان کردند. این یک جریانی است که ما باید در انتظار فرج روی آن کار کنیم و درعین‌حال اهل خدمت باشیم.

در ادامه همین مسیر، امام شهیدمان با وفاداری و با همان سیاست‌گذاری و همان راهبرد به جریان انقلاب ابلاغ کردند و فرمودند: چه خوب است که یک رزمایش گسترده‌ای در کشور به وجود بیاید برای مساوات و همدلی و کمک مؤمنانه به نیازمندان و فقرا. این بیان امام شهید است؛ بنابراین طبق دستور اکید اسلام، خدمت به خلق خدا و مواسات را همه‌ی اهل ایمان باید نصب العین قرار بدهند. هیچ‌کدام از ما نباید فراموش کنیم.

معنای مواسات خیلی گسترده است؛ گسترده‌تر از کمک‌رسانی و یاری‌دادن و امثال این‌هاست. اگر آن چیزی که موردنظر روایات است رعایت شود هم فاصله طبقاتی را کم می‌کند و یا از بین می‌برد و هم زمینه‌ساز برخورداری همه از حقوق عادلانه و یکسان در امور مختلف است.

امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه فرمودند: قوام و نظام دین به دو چیز است: انصاف ورزیدن و مواسات نسبت به برادران ایمانی. آن‌قدر اهمیت دارد و مؤثر است این بحث کمک‌رسانی به دیگران که امام صادق علیه‌السلام فرمودند با همدردی با برادران خود خویشتن را به خدا نزدیک کنید؛ یعنی همین‌که شما دستگیری می‌کنی به‌اندازه خودت و نمی‌توانی پنج‌نفری یک نفر را اداره می‌کنید و نمی‌توانید، ده‌نفری باهم یک نفر را اداره می‌کنید، یا یک نفر می‌تواند ده نفر را اداره می‌کند.

مواسات هم فقط مالی نیست؛ بعضی وقت‌ها باید کمک فکری کرد. طرف دچار یک انحرافی است باید نجاتش داد و وقت گذاشت و برنامه ریخت و برایش صحبت کرد. جهاد تبیین یک نوع مواسات است. دایره‌اش وسیع است. الان بیشتر مسئله مالی را عرض می‌کنم.

آن‌قدر اهمیت دارد که شما با مواسات می‌توانید به خدا نزدیک شوید؛ مثل عبادت. یکی از وظایف انسانی و ایمانی ما در این روزهای سخت که عده‌ای در تنگناهای مالی و اقتصادی قرار دارند رسیدگی و مواسات با آن‌هاست به هر مقدار و توانی که هست. ایام عید در پیش است؛ گرانی بعضی از مایحتاج عوارض این جنگی است که بالاخره تحمیل شده. همگی عواملی هستند برای مواسات. این کار را از دست ندهیم. فرصتی است که فراهم شده.

مواسات یکی از نعم الهی است. در صلوات شعبانیه می‌خواندید که «اللهم ارزقنی مواسات من قترت الیه من رزقک» خدایا روزی کن تا بتوانم بر کسی که روزی‌ات را بر او تنگ کردی مواسات کنم. حالا الان یک عده‌ای دچار این هستند. معلوم می‌شود این نعمتی است که باید با دعا از خدا خواست که روزی انسان شود. این ایام فرصت مناسبی است برای اینکه در این مسیر قدم برداریم.

امام حسین علیه‌السلام فرمودند: نیازهای مردم به شما از نعمت‌های خدا بر شماست؛ مبادا از این نعمت‌ها دلگیر شوید که برای شما تبدیل به نقمت می‌گردد و توفیق آن به دیگری منتقل می‌شود. خدا می‌گیرد می‌دهد به دیگری اگر ناراحت شوی و غر بزنی.

اگر اهل مواسات باشید ارتباط شما با ولی و حجت خدا محکم‌تر خواهد شد که روایات مفصلی هم در این باب داریم که اصحاب حضرت حجت سلام‌الله‌علیه همگی اهل مواسات‌اند؛ و به انواع مواسات اهتمام دارند؛ به‌خصوص مواسات مالی. لذا یکی از مواردی که انسان را به خدا و به ولی خدا نزدیک می‌کند دستگیری از دیگران است. این ایام هم فرصتش هست از دست ندهید.

جنگ ما با آمریکا و اسرائیل فراتر از درگیری نظامی است. ما در یک جنگ تمدنی و هویتی قرار داریم. بحث هویت ماست. بحث فقط این نیست که حالا یک اختلافی داریم. تمدن غرب به سرکردگی آمریکا موجودیت کشوری مستقل و سربلند در منطقه غرب آسیا را که برخلاف اراده و منافع او عمل می‌کند و تمام هیمنه او و لیبرال دموکراسی غرب را به باد داده تحمل نمی‌کند؛ پس این جنگ فقط ربطی به انرژی هسته‌ای و امثال این‌ها ندارد؛ ولو آن‌ها را بهانه می‌کنند؛ اما دعوا بر سر استقلال ایران است؛ استقلال ایران اسلامی در جهان که زیر بار ادبیات و خواسته غرب نرفته و با توکل به خدا و رهبری‌های امام راحل و امام شهید و من‌بعد امام المسلمین و اراده پولادین جوانان و دانشمندان و حمایت‌های بی‌دریغ و به‌موقع مردم بصیر، مسیر پیشرفت را دارد طی می‌کند.

این را نمی‌پسندند. غربی‌ها و آمریکایی‌ها با چنین کشوری که برخلاف میل و اراده آن‌ها رشد کرده و بالنده شده و در حال رسیدن به قله‌هاست و هژمونی خودش را دارد توسعه می‌دهد و در چند سال آینده بعضی از امور دنیا را رقم می‌زند مشکل دارند.

تمام رجزخوانی‌هایی که دیدید این اخیر در بحث نظامی و تسلیحاتی داشتند خلاصه شده بود در جنگنده نسل پنجشان که در تاریخ هوایی کشورها سابقه نداشته که چنین چیزی ره‌گیری شود؛ اما به همت جوانان ما و توان علمی داخلی، این هم از بین رفت. شرکت‌هایی که با او قراردادهایی داشتند و سهامش را خریده بودند همه تنزل پیدا کرد.

حالا این مردک اگر می‌تواند بگوید که این مثلاً هوش مصنوعی بود. دیگر این را هم نمی‌تواند بگوید چون دارد کاملاً خودش حس می‌کند. هرروز که می‌گذرد مرگ آمریکا نزدیک‌تر می‌شود و شعار ما هم علیه او هرروز محکم‌تر می‌شود.

آن‌ها با استقلال ایران مشکل دارند از قبل از انقلاب هم همین‌طور بود. بیست و نهم اسفند سالگشت ملی شدن صنعت نفت بوده. در آن سال‌ها هم به‌ظاهر دعوا بر سر نفت بود؛ و الا اصل مطلب این بود که مردم به دنبال استقلال کشور بودند و آن‌ها این را نمی‌خواستند. به تعبیر امام شهیدمان می‌خواستند ایران استقلال حداقلی هم پیدا نکند.

در آن نهضت مردم می‌خواستند نفتی که دربست در اختیار انگلیسی‌ها است، در اختیار خود مردم باشد. نگذاشتند و با کودتا سرکوبش کردند؛ اما انقلاب اسلامی بعد از مدتی به فضل الهی پیروز شد و استقلال به دست آمد؛ و تا امروز هم حفظ شده ولو دشمن نگذاشته و دشمنی‌هایش از روز اول بوده تا امروز هم ادامه داشته و دشمنی‌هایش تمام نشده است.

اما چگونه حفظ شده تا امروز؟ چون مردم در همه عرصه‌ها در وسط میدان بودند و هیچ‌وقت شانه خالی نکردند. مردم به‌خوبی این را با جان درک کردند که اگر کوتاه بیایند مستکبرین عالم رحم نمی‌کنند و همه‌چیز را از بین می‌برند تا به خواسته‌های خودشان برسند. امام شهیدمان فرمود: مسئله اصلی ما مسئله مردم است؛ حضور مردم، میل مردم، اراده مردم، عزم راسخ مردم در همه تحولات و جنبش‌های گوناگون اجتماعی. نقش مردم نقش معیار است.

اتفاقاً در مسئله نهضت ملی شدن نفت هم مردم آمدند پای‌کار و رهبری جریان هم با روحانیت انقلابی بود مثل آیت‌الله کاشانی و بعضی از گروه‌ها مثل فدائیان اسلام و بعضی از خواص و فتوای مراجع تقلید آن زمان هم بود -که معمولاً به فتوای مراجع در آن زمان پرداخته نمی‌شود- و پیروزی حاصل شد. همه این‌ها دست‌به‌دست هم داد و همه پیروز شدند در آن مقطع اما متأسفانه دیگران در مسیر اعتماد به آمریکا به ایران خسارت وارد کردند.

مصدق همه امید خودش را به تعبیر بعضی از نویسندگان در سبدی تحت عنوان سیاست موازنه منفی قرار داد و با انگلیس و شوروی کاری نداشت. می‌گفت فقط آمریکا؛ چیزی شبیه برجام در دوره ما. اعتماد کرد به آمریکا و آمریکا به او خیانت کرد و حذفش کرد. برای حذف او هم اول مردم را از او گرفت. تاریخش را مطالعه کنید. مردم پای‌کار بودند اما فاصله افتاد.

آمریکا پرستی یک ویروس است؛ و مثل ویروس عمل می‌کند؛ به جان کسی بیفتد، به جان امتی بیفتد، آن را نابود می‌کند. آبان سال پنجاه‌وهشت، انقلاب تازه پیروز شده بود، مهندس بازرگان و ابراهیم یزدی با برژینسکی مشاور امنیتی کارتر دیدار کردند. امام متوجه شدند و به‌شدت ناراحت شدند و انتقاد کردند که چرا رفتید؟ نباید می‌رفتید و ما با آمریکا کاری نداریم؛ و جالب است که بازرگان آنجا به‌صراحت این را می‌گوید که ما بدون آمریکا نمی‌توانیم این کشور را اداره کنیم. این یک ویروس است. از آن سال تا امروز کشور بدون آمریکا اداره شده؛ چون مردم با امامشان بودند؛ ولو در دهه نود باز با مسئله برجام آمریکا واداده‌های داخلی را گول زد اما امروز فرق می‌کند.

این روزها معنای این حرف‌ها خوب معلوم است. حضور پرشور و پرنشاط بدون خستگی مردم که واقعاً تائید الهی را می‌شود در آن حس کرد؛ بانوان کهن‌سالی که با هیجان و پرقدرت شرکت می‌کنند. هر شب ما داریم می‌بینیم خردسالانی را که با شعف از آینده می‌گویند و امید به آینده دارند. بعضی از این بچه‌های کوچولو مثلاً ده سال یا نه سال در گوش من می‌گوید حاج‌آقا یک‌وقت این آقایان با این مسئله سازش نکنند! من دهه نودی‌ام و قبول ندارم سازش کنم. من هم میگویم ان‌شاءالله این‌طور نمی‌شود.

همه دارند یک‌چیز را طلب می‌کنند که متجاوز باید تنبیه شود و حتماً بازدارندگی لازم به وجود بیاید. بالاخره بعدازاینکه پوزه‌ی او به خاک مالیده شد که شده، باید مسیر، مسیری باشد که به‌هیچ‌وجه دیگر فکر اینکه دوباره بخواهند حمله کنند و دوباره بخواهند زحمتی برای ملت ایران به وجود بیاورند را نکنند.

حضور سه‌شنبه‌شب شما با آن عظمتی که در البرز و سایر نقاط کشور رخ داد، جلوه بزرگی را خلق کرد؛ و این حرکت عظیمی که مردم داشتند جلوی یک توطئه‌ی بزرگ را گرفت. جریانی در کار بود که با این حضور کلاً از بین رفت. بیان حضرت آقای شهید ما خیلی عجیب است. گویی این روزها را پیش‌بینی کرده بودند. فرمودند: چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید (حادثه‌ای که شهادت خود ایشان بود که دیگر بزرگ‌تر از این حادثه نداشتیم) خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد. این عبارت بسیار عبارت مهمی است.

یعنی این حضورتان را اولاً بدانید که تحت اراده و تدبیر الهی انجام می‌گیرد؛ و کاری که خدا اراده کرده نتیجه آن قطعی است. به فضل خدا به دست شما و استقامت و پایداری شما مردم ریشه استکبار و آمریکا از این منطقه کنده خواهد شد.

مقدماتش مشهود است. باید تا آخرین لحظه پیروزی همه درصحنه حاضر باشیم. شما دیدید که حضرت آقا در اولین پیامشان فرمودند: اگر قدرت شما درصحنه ظاهر نشود، نه رهبری و نه هیچ دستگاهی کارایی لازم را نخواهند داشت. سردار شهید سلامی بزرگوار هم فرمود: هر قدرتی که در حال سقوط باشد خطرش بیشتر است. الان در حال سقوط است، پس باید حضور خودمان را بیشتر و منسجم‌تر و هدفمندتر کنیم و شعارهایمان و پیام‌هایمان دقیق‌تر باشد.

دلاورمردان ما هم هرلحظه یک شگفتانه ای دارند که خدا به فکر و بازوانشان توان بیشتری بدهد. خدای تعالی حسن طهرانی مقدم و حاجی‌زاده را غریق رحمت بیکرانش کند.

دشمن که از ابتدای تولدش با ترور شروع کرده، این شیوه را از اعقاب خودش دارد. فرعون شنید کسی تاج‌وتخت او را به هم می‌ریزد، هرچه پسر بود کشت؛ اما موسی علیه‌السلام در خانه خود فرعون بزرگ شد و رشد کرد. حالا این‌ها که تروریست بالذات هستند می‌خواهند با ترور مسئولین مردم را خسته کنند و کار به خیال خودش روی زمین بماند و ناتمام شود؛ اما آینده برای مردم ما روشن است؛ حتی آن‌هایی که شک داشتند الان به آینده امیدوارند و آینده را روشن می‌بینند؛ لذا مردم عقب‌نشینی ندارند و به آمریکا و اذناب پلیدش می‌گویند که از بعد جنگ رمضان کابوسی که همیشه شما را به وحشت خواهد انداخت و خواب شما را پریشان می‌کند نام ایران است.

رئیس‌جمهور آمریکا امروز منفورترین شخص در عالم است. اطرافیانش هم تحمل او را ندارند. دیدید درخواست اجماع جهانی و منطقه‌ای داد و پاسخ کشورهای جهان به او منفی بود. چرا؟ چون در دام رهبر معظم انقلاب افتاده. امام المسلمین در پیامشان فرمودند: باید غرامت بدهند و یا به همان اندازه از اموالشان خسارت می‌گیریم و یا خسارت می‌زنیم؛ خب این حرف بزرگی است؛ حرف مهمی است؛ آن‌ها غیر از خود ترامپ عاقل‌اند و می‌فهمند. تنگه هم که باید بسته باشد. خب معلوم است که کشورهای اروپایی راضی نمی‌شوند وارد این عرصه شوند؛ چون در معرض خطر جدی قرار می‌گیرند. چون اگر بیایند بزنند باید تاوان پس بدهند. می‌دانند ایران حرفی را که می‌زند عمل می‌کند. اگر حمله کنند باید خسارت ببینند و خسارت بدهند و غرامت بدهند.

لذا دشمن خیال می‌کرد بعد از شهادت اماممان جهان بر ما تیره‌وتار می‌شود، اما این‌طور نیست. داغدار هستیم اما آینده روشن‌تر و قدرتمندتر و امیدوارکننده‌تر از همیشه خواهد بود. خون پاک و مظلومانه ایشان و فرماندهان و دو سه شهید بزرگوار این هفته که امروز هم یک شهید دیگر اضافه شد، ضامن تداوم و استحکام و توسعه انقلاب در داخل و جهان خواهد بود.

دشمن به هیچ‌کدام از اهدافش نرسید. سه‌چهارروزه می‌خواستند کار را تمام کنند. می‌خواست نظام را تغییر بدهد و جنگ داخلی راه بیندازد و تمامیت ارضی ما را به هم بزند؛ حتی زیرساخت‌های حیاتی کشور باوجود خسارت‌هایی که دید پایدار ماند و این شکست سنگین، اعتبار سیاسی و نظامی ایران را بالا برد در سطح منطقه و جهان.

نتیجه این پایداری شما حفظ استقلال و امنیت کشور بوده است تا امروز. آنچه امروز برای آمریکا و اسرائیل داریم این است که اماممان در لحظه‌ی پایانی عمر شریفشان به ما یک پیام ماندگار دادند و آن این بود که محکم و مستحکم تا آخر بمانیم؛ یعنی همه اراده و قدرت ملت را در دست خود جمع کرد و به‌صورت مشت نگه داشت تا به همه بفهماند تا آخر کوتاه نخواهیم آمد؛ لذا ما با تأسی به ایشان دست چپ خودمان رو مشت می‌کنیم و محکم آمریکا و اسرائیل را لعن می‌کنیم.

ماه رمضان در حال تمام شدن است؛ تقارنش را هم با بهار به فال نیک می‌گیریم. دعاهای این روز را و لحظه امشب را جدی بگیرید و برای پیروزی مسلمین دعا کنید.

اگر یادتان باشد امام شهید ما می‌گفتند مسائل جاری کشور را انجام بدهید و مشغول کارهای عادی‌تان باشید. دیدوبازدیدها را با حفظ شأن عزاداری و چله عزا داشته باشید. هوشمندانه در خیابان‌ها در ایام عید حاضر باشید و دیدوبازدیدها را ببرید در خیابان. به دیدار خانواده شهدا و مجروحان این واقعه بروید؛ و هدایا را این‌گونه توزیع بکنید که ان‌شاءالله از این بخش هم موفق بیرون خواهیم آمد.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾