متن کامل خطبه نماز جمعه ۱۴۰۴/10/05
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین به خدا و رسولش ایمان کامل دارند و موقعیت بی نظیر امیرالمومنین نزد رسول خدا که در همه مراحل دوشادوش پیامبر بوده را مطلع هستند. عرض کردم امیرالمومنین علیهالسلام، در نوبت قبل شروع کردند به بیان مسائل مهمی که خبر از وضعیت مردم با رسول خدا در اوائل کار رسالت است. و اینکه در همه مراحل همراه بنی مکرم بودند.
رسید به اینجا که سران قریش خدمت پیامبر رسیدند و گفتند اگر راست میگویی که پیامبری باید این معجزهای که میگوییم را بیاوری و الا ساحر و دروغگو هستی. نعوذبالله. پیامبر معجزه را انجام داده و امیرالمومنین علیهالسلام هم ناظر بوده.
توجه دارید که رسول خدا معجزات فراوانی غیر از قرآن داشتهاند مثل شق القمر که قرآن کریم هم به آن اشاره میکند، اینجا حضرت فرمودند: «فَقَالَ (صلىاللهعليهوآله) وَ مَا تَسْاَلُونَ»، پس رسول خدا فرمود: شما چه مىخواهيد. «قَالُوا تَدْعُو لَنَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ حَتَّى تَنْقَلِعَ بِعُرُوقِهَا وَ تَقِفَ بَيْنَ يَدَيْكَ»، گفتند: اين درخت را بخوان تا از ريشه كنده شود و در پيش تو بايستد.
خوب این درخواست از رسول خدا موقعیتی را فراهم میکرد تا حضرت به همه بفهماند که اینها عناد دارند و هرگز ایمان نمیآورند. به همین جهت خودش اول اقدام نکرد و از آنان خواست که چه میخواهید؟ بعد هم کار را به خدای متعال نسبت داد و از اول دعوت به توحید کرد که اگر اتفاقی هم میافتد همهاش مربوط به خداست، کار خدا به دست من نشان داده میشود.
«فَقَالَ (صلىاللهعليهوآله) إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»، پيامبر فرمود: خداوند بر همه چيز تواناست. «فَإِنْ فَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ ذَلِكَ اَ تُؤْمِنُونَ وَ تَشْهَدُونَ بِالْحَقِّ»، حال اگر خداوند اين كار را بكند آيا ايمان مىآوريد و به حق شهادت مىدهيد؟ یعنی باید هم به زبان اقرار کنید و هم قلباً بپذیرید که من رسول خدا هستم. «قَالُوا نَعَمْ». گفتند: آرى. «قَالَ فَإِنِّي سَاُرِيكُمْ مَا تَطْلُبُونَ»، رسول خدا فرمود: من بزودى نشانتان مىدهم آنچه را كه درخواست كرديد، «وَ إِنِّي لَاَعْلَمُ اَنَّكُمْ لَا تَفِيئُونَ إِلَى خَيْرٍ»، و همانا بهتر از هر كس مىدانم كه شما به خير و نيكى باز نخواهيد گشت، «وَ إِنَّ فِيكُمْ مَنْ يُطْرَحُ فِي الْقَلِيبِ وَ مَنْ يُحَزِّبُ الْاَحْزَابَ». زيرا در ميان شما كسى است كه كشته شده و در چاه بدر دفن خواهد شد. و كسى است كه جنگ احزاب را تدارك خواهد كرد. اشاره به ابوجهل و عتبه و امیه بن خلف و شیبه که در جنگ بدر کشته شدند و در چاه انداخته شدند و ابوسفیان و صفوان بن امیه و عمر بن عبدود و امثال اینها است که جنگ احزاب را راه میاندازند و خود همین خبر از آینده و غیب هم معجزهای بود که آنان نفهمیدند.
عرض کردم معجزه درخت معروف بین فریقین است و کتب حدیث هم ذکر شده و اهل کلام هم در بخش معجزات پیامبر آوردهاند «ثُمَّ قَالَ (صلىاللهعليهوآله)» سپس به درخت اشاره كرد و فرمود: «يَا اَيَّتُهَا الشَّجَرَةُ إِنْ كُنْتِ تُؤْمِنِينَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ تَعْلَمِينَ اَنِّي رَسُولُ اللَّهِ» اى درخت اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارى، و مىدانى من پيامبر خدايم، «فَانْقَلِعِي بِعُرُوقِكِ حَتَّى تَقِفِي بَيْنَ يَدَيَّ بِإِذْنِ اللَّهِ». از زمين با ريشههايت در آى، و به فرمان خدا در پيش روى من قرار گير.
این خطاب به موجودی است که در ظاهر شعور ندارد. البته قرآن کریم فرموده همه موجودات تسبیح گوی خدا هستند که بحث خودش را دارد اما اینجا اجمالاً عرض میکنم ابن میثم در شرح نوشته که بيهقى در كتاب دلايل النبوه اين داستان را آورده است. با اين كه در عرف عقلاء، خطاب ويژه عاقلان است اما حضرت رسول در اين داستان، درخت را كه غير عاقل است مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى درخت اگر ايمان به خدا و پيامبرى من دارى…، اين خطاب از باب استعاره است.
حضرت با توجه قدسى خود و اذن الهی، استعداد پذيرش امر خدا را در آن درخت بر انگيخت و آن را آماده اطاعت امر خود فرمود، كه در حقيقت، امر خداست، لذا درخت تشبيه به موجودى خردمند و عاقل شده كه مىتواند دعوت رسول خدا را پاسخ مثبت دهد و پيش، بيايد. این اولاً و ثانیاً اینکه دستور رسول خدا محقق بشود و درخت اطاعت کند امر تعجب برانگیزی است چون در ذهن همه این است که درخت نباید این حرفها را بفهمد و اجابت کند. و اگر حرف را شنید و پذیرفت و حرکت کرد تعجب را بیشتر میکند. خلاصه حضرت امر کرد به درک.
«فَوَالَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ لَانْقَلَعَت بِعُرُوقِهَا وَ جَاءَتْ وَ لَهَا دَوِيٌّ شَدِيدٌ وَ قَصْفٌ كَقَصْفِ اَجْنِحَةِ الطَّيْرِ حَتَّى وَقَفَتْ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ (صلىاللهعليهوآله) مُرَفْرِفَةً». سوگند به پيامبرى كه خدا او را به حق مبعوث كرد، درخت با ريشههايش از زمين كنده شده، و با صداى شديد چونان به هم خوردن بال پرندگان، يا به هم خوردن شاخههاى درختان، جلو آمد و در پيش روى پيامبر ايستاد. «وَ اَلْقَتْ بِغُصْنِهَا الْاَعْلَى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ، وَ بِبَعْضِ اَغْصَانِهَا عَلَى مَنْكِبِي وَ كُنْتُ عَنْ يَمِينِهِ»، كه برخى از شاخههاى بلند خود را بر روى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و بعضى ديگر را روى من انداخت و من در طرف راست پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ايستاده بودم، «فَلَمَّا نَظَرَ الْقَوْمُ إِلَى ذَلِكَ قَالُوا عُلُوّاً وَ اسْتِكْبَاراً، فَمُرْهَا فَلْيَاْتِكَ نِصْفُهَا وَ يَبْقَى نِصْفُهَا»، وقتى سران قريش اين منظره را مشاهده كردند، با كبر و غرور گفتند: به درخت فرمان ده، نصفش جلوتر آيد، و نصف ديگر در جاى خود بماند. «فَاَمَرَهَا بِذَلِكَ فَاَقْبَلَ إِلَيْهِ نِصْفُهَا، كَاَعْجَبِ إِقْبَالٍ وَ اَشَدِّهِ دَوِيّاً، فَكَادَتْ تَلْتَفُّ بِرَسُولِ اللَّهِ»، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمان داد. نيمى از درخت با وضعى شگفتآور و صدايى سخت به پيامبر نزديك شد گويا مىخواست دور آن حضرت بپيچد، «فَقَالُوا كُفْراً وَ عُتُوّاً فَمُرْ هَذَا النِّصْفَ، فَلْيَرْجِعْ إِلَى نِصْفِهِ كَمَا كَانَ، فَاَمَرَهُ فَرَجَعَ». امّا سران قريش از روى كفر و سركشى گفتند: فرمان ده اين نصف باز گردد و به نيم ديگر ملحق شود، و به صورت اول در آيد. پيامبر و چنان شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در هیچ فتنهای داخل نمیشوند. مولانا امیرالمومنین علیهالسلام در حکمت361 از حکم نهجالبلاغه از آینده خبر داد که افرادی خواهند آمد که به قرآن و اسلام عمل نمیکنند.
در ادامه فرمودند: «مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ»، از آنها فتنهها بر مىخيزد، «وَ إِلَيْهِمْ تَاْوِي الْخَطِيئَةُ»، و در آنها معصيت لانه مىكند، «يَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِيهَا»، هر كس را كه از آن فتنه كناره گيرد، به سوى آن باز مىگردانند، «وَ يَسُوقُونَ مَنْ تَاَخَّرَ عَنْهَا إِلَيْهَا»، و هر كس را كه از آن مانده است به جانب آن مىبرند، «يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبِي حَلَفْتُ، لَاَبْعَثَنَّ عَلَى اُولَئِكَ فِتْنَةً»، خداوند پاك مىفرمايد: قسم به حق خودم كه فتنه و فساد را بر آن مردم برانگيزم، «اَتْرُكُ الْحَلِيمَ فِيهَا حَيْرَانَ، وَ قَدْ فَعَلَ». بطورى كه آدم بردبار، سرگردان شود، و چنين است. «وَ نَحْنُ نَسْتَقِيلُ اللَّهَ عَثْرَةَ الْغَفْلَةِ». و ما از خداوند طلب آمرزش از لغزش غفلت مىكنيم.
معنا روشن است. حضرت به ما درس دادهاند از غفلت لغزش بپرهیزیم و ما هم باید از خداوند بخواهیم که بار خدايا به منّ و کَرَمت ما را از لغزش غفلت بازدار.
در روزهای ماه رجب الخیر قرار داریم و نباید از این ساعات غفلت کنیم. امام سجاد علیهالسلام در دعای ابوحمزه ثمالی، از یک بیماری خطرناک که هفته قبل من به آن اشاره کردم خبر میدهد که انسانها به آن مبتلا میشوند و آن بیحالی و بینشاطی در عبادت است.
امام سجاد علیه السلام به خدای تعالی عرض نکاتی دارد که خلاصهاش این است که چه شده که بین من و خدمت تو و حضور قلب و همنشینی با پاکان، حائل ایجاد میشود؟ امام علیهالسلام با چند لعل به ما یاد میدهد که مشکل کجاست. «سَیدِی، لَعَلَّکَ عَنْ بَابِکَ طَرَدْتَنِی وَ عَنْ خِدْمَتِکَ نَحَّیتَنِی». آقای من، شاید مرا از درگاهت راندهای و از خدمت دورم کردهای. «اَوْ لَعَلَّکَ رَاَیتَنِی مُسْتَخِفّاً بِحَقِّکَ فَاَقْصَیتَنِی»، یا شاید دیدی من حق طاعت و بندگی تو را سبک شمردم، پس مرا از خود و ارتباط با خود در نماز و مناجات دور نمودهای.
ادامهاش را ترجمه میکنم، یا شاید دیدی مرا که از تو رو گردان بودم از من روگردان شدی. یا شاید مرا در مقام دروغگویان یافتی پس مرا ازخود دور نمودی. یا شاید دیدی که این همه نعمتهای تو را شکر نگفتم و در مسیر درست به کار نبردم، پس مرا محروم ساختی. یا شاید مرا در مجالس علما نیافتی، پس خوارم داشتی؛ و حال مناجات و نمازم را از من گرفتی. یا شاید دیدی بین غافلان به سر میبرم؛ پس مرا از رحمت خود؛ مأیوس کردی تا با همان غافلان همنشین باشم. یا شاید دیدی که با اهل باطل و بیهودگان مأنوس و دمسازم، پس مرا به آنها واگذاشتی و گفتی برو با همانها خوش باش، تو را با نماز و مناجات و راز و نیاز چه کار؟ یا شاید آن قدر گناه کردم که دوست نداری صدای مناجات و راز و نیاز و دعای مرا بشنوی؛ پس با گرفتن حال مرا از خود دور نمودی. یا شاید به خاطر جرم و گناهم کیفرم دادی و اثر گناهم این بود که حال نماز و مناجات را از من بگیری، همچون غیبت و عمل نکردن به علم که حال نماز و… را از انسان میگیرد. یا شاید بخاطر کمی حیای من از تو و حال آنکه از مردم حیا کردم، ولی تو را بر خود حاضر ندانستم مرا مجازات کردی و حال نماز و دعا را از من گرفتی.
اینها ریشه است باید توجه کنیم. خیلی تنبه عالیای است. اهل استغفار باشیم. اگر استغفار در مسجد و در حال اعتکاف باشد که نور علی نور است. اعتکاف عبادتی است که فقط مخصوص اسلام نیست و در ادیان الهی دیگر هم طبق آیات قرآن، رواج داشته است. انسان ساز است.
اعتکاف تمرین خلوت کردن با خداست. با برنامههای جنبی فراوان این خلوت را به هم نریزیم. به بیانات 26 تیرماه سال 87 حضرت آقا مراجعه کنید. عبادت فردی است؛ ولو در مسجد و در کنار جمع است. معتکف باید از محیطی که در آن زندگی میکرد خارج و به مسجد بیاید و نباید تا سه روز خارج شود، اقدام به تجارت و خرید و فروش داشته باشد. همه احکام فردی است. انسان از جامعه فاصله میگیرد و در اعمال خوب و بد خود تامل و تفکر میکند و به خویشتن مراجعه میکند که چه گفته و چه رفتاری داشته و یاد میآورد روزی را که به مثقال ذره اعمال را رسیدگی میکنند که چرا سکوت کردی یا چرا فلان حرف را زدی یا چرا سر تکان دادی، و اقدام به محاسبه و بررسی اعمال میکند و اینجا خوب است تا با استغفار و مناجات، برگردد به سمت معبود، و بعد هم برای آینده تصمیم میگیرد.
بُعد تربیتی اعتکاف بالاست. انشاءالله مساجد این فرصت را از دست ندهند، همچنین مومنین از فرصت استفاده کنند. خیرین این موقعیت ناب برای خدمت کردن را نادیده نگیرند. گاهی افراد قصد اعتکاف دارند و باید خیرین، مسجد را از جهات مختلف آماده کنند. اگر دانش آموزان در اعتکاف حاضر میشوند حتماً و حتماً متولیان اداره اعتکاف برای آنان برنامههای تربیت دینی و معنوی و معرفتی که بتواند نقش بازدارنده در برابر تهاجم بیگانگان داشته باشد را قرار دهند. یکی از زمانها که میتوانیم نسل مومن انقلابی و ارزشی بر اساس مکتب اسلام و آموزههای قرآن تربیت کنیم که به درد آینده نظام اسلامی بخورد، همین جاست.
10 دی ولادت امام جواد علیهالسلام است که از ویژگیهای او کار تشکیلاتی و سازماندهی افراد بود و فقط یک جمله از ایشان تبرکاً عرض میکنم که فرمودند: انسان به وسیله ادب به کمالات اخلاقی در دنیا و آخرت میرسد و با رعایت ادب نیل به بهشت مییابد. یعنی ادب زمینه بهشتی شدن شخص را فراهم میکند.
سالگشت یوم الله و حماسه نه دی، روز بصیرت و میثاق امت با ولایت را گرامی میداریم. آن روز یوم الله بود چون مردم در یک حرکت از روی بینش و با اراده پولادین، اراده الهی را نشان دادند و اجازه ندادند استکبار جهانی ثبات و امنیت کشور را از بین ببرد.
خدای تعالی در سوره ابراهیم آیه 5 فرمود: «اَنْ اَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ اَلظُّلُماتِ إِلَی اَلنُّورِ وَ ذَكِّرْهُمْ بِاَیامِ اَللّهِ». یعنی حضرت موسی از طرف خدای تعالی دوتا وظیفه داشت. مردم را از ظلمات به سمت نور خارج کند و وظیفه دومش هم این بود که دائم یاد مردم بیندازد روزهای خدائی را. یعنی آن روزهائی که ویژگی و خصوصیتی دارند که نماد شدهاند و الا همه روزها روز خداست.
مثلاً روز فتح مکه، یوم الله است. به تعبیر حضرت امام (ره): «یومِ قدرتنمایی خداست كه یك یتیم را كه همه طردش كرده بودند، نمیتوانست زندگی بكند در وطن و خانه خودش، بعد از چندی فتح مكّه بهدست او شد، و آن قُلدرها و آن ثروتمندها و آن قدرتمندها همه در تحت سیطره او واقع شد و فرمود: «أنتم الطّلقاء» دیگر آزادتان كردم، بروید؛ این «یوم اللَّه» است».
این روزهای خدائی در دوره انقلاب اسلامی بیشتر جلوه کرد. چه قبل از پیروزی و چه بعد از پیروزی. 15 خرداد، 17 شهریور، 13 آبان، 26 دی روز فرار شاه، 12 بهمن، 22 بهمن همه یوم الله هستند؛ و 9 دی هم به بیان حضرت آقا: «جزو ایام اللَّه به معنی حقیقی كلمه بود. دلها دست خداست. خدای متعال این دلها را آورد وسط صحنه، ملّت ایران عظمت خودش را نشان داد».
چرا یوم الله است؟ چون مردم درست فتنه پیچیده و لایه لایه دشمنان قسم خورده را که به دست عوامل داخلی در حال انجام بود فهمیدند و پرونده آن را با حضوری بینظیر و خودجوش در هم پیچیدند. واقعاً حضور مردم در طول تاریخ انقلاب چه شگفتانههائی که بوجود نیاورده است.
حضرت آقا در بیانیه گام دوم فرمودند: انقلاب اسلامی مشارکت مردمی را در مقابله با فتنههای داخلی به اوج رسانید. انقلاب اسلامی بینش سیاسی آحاد مردم را به گونه شگفتآوری ارتقاء داد. البته دشمن در شناخت مردم و مقابله با ملت ایران و رهبریهای حکیمانه رهبر معظم انقلاب در هدایت مردم، همیشه دچار خطای محاسباتی است. نباید فراموش کنیم کار دست خدای تعالی است و تا ما دست در دست خدا داریم نباید از چیزی بترسیم.
این را هم عرض کنم آن روزی که رژیم صهیونی نابود شود یوم الله است و تا این مهم واقع شود ما او را لعن میکنیم.
خوب پس باید دائم، ذکر ایام الهی را داشته باشیم، چون خناثان و بیگانگان سعی میکنند که مردم افتخارات خود را فراموش کنند و جوانها هم اطلاع نداشته باشند. روایتهای تحریف شده، دروغ و خلاف واقع فراوان گفته میشود. مثلاً بعضی گفتند 9 دی تقابل مردم با مردم بود. درحالیکه این حرف قطعاً غلط است، 9 دی، تقابل بین مردمی که صاحبان ایران اسلامی انقلابی که به قانون اساسی و آرمانهای حضرت امام وفادار و پایبند بودند، بود با کسانی که به دستور مستکبرین به دنبال براندازی و تجزیه و نابودی ایران بودند. خیلی زود با آتش زدن خیمه و پرچم امام حسین علیهالسلام و اهانت به مقدسات، چهره منفور خود را نشان دادند، لذا آن عدهای هم که به آنان پیوسته بودند تا بوی بیگانگان را شنیدند راه خود را جدا کردند.
باید دائم از یوم الله نه دی یاد کنیم تا یادمان نرود، عدهای از جان و آبروبرای دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی مایه گذاشتند و فتنهگران را رسوا کردند و نشان دادند چه کسانی از مردم نیستند و از بیگانگان دستور میگیرند. الان هم فرصت پیدا کنند اعمال پلید خود را تکرار میکنند.
9 دی پیامهای فراوانی دارد. 9 دی فقط شعار نیست بلکه شعوری است که با صدای بلند طنین انداز شد. 9 دی یعنی اگر بر میثاق ملی که قانون اساسی است بمانیم پیروزیم. 9 دی یعنی ای اهل عالم بدانید ما قدردان رهبریهای رهبرمان در طول سالیان پرتلاطم هستیم. 9 دی یک پیام ماندگار دارد و آن این است که هر کس در مقابل آرمانهای اسلام و انقلاب بایستد شک نکند که مردم بصیر ایران چیزی از او باقی نخواهند گذاشت.
همه باید ایام الله را ذکر و یادآوری کنند. همین که حضرت آقا فرمودند جهاد تبیین، یک بخشی از یادآوری است و خود ایشان در این جهاد یگانه هستند. در همان هشت ماه فتنه سال 88 که کشور درگیر دفاع مقدس بود، رهبر فرزانه انقلاب به مناسبتهای مختلف و جمعهای گوناگون، شرح کردند و توضیح دادند و گرهها را باز کردند و بنبستها را شکستند و سوالات را جواب دادند و رهنمودهای لازم برای عبور از فتنه را دادند. از جمهوریت نظام صیانت کردند، بر قانون اساسی به عنوان میثاق ملی وحدت بخش تاکید کردند، به پرهیز از ظلم و حفظ حقوق همگانی، حتی به متهم و مجرم، به شناخت دشمن و درنیفتادن در دام وسوسهها، به وعده نصرت الهی، تاکید بر بصیرت و تقوا به عنوان کارآمدترین سلاح مقابله با فتنه، هشدار به خواص که از مردم عقب نمانند، نصیحت به راه گم کردگان، روحیه دادن به همه اقشار، لزوم عبرت آموزی از گذشته، غیرت داشتن بر مبانی انقلاب و دهها مساله از این قسم و تلاطمات را آرام کردند و آرامش را برگرداندند.
خلاصه حضرت آقا اجازه ندادند جامعه ناامید شود. یادمان نرود ناامیدسازی یکی از اهداف اصلی جنگ شناختی است که دشمن آن را دنبال میکند.
باز اینجا حضرت آقا تذکر لازم را دادند که دشمن به دنبال سه عملیات علیه ایران است. اختلاف افکنی، هراس افکنی و القای ناامیدی. یعنی امروز ضدانقلاب و برخی جریانات سیاسی در مسیر خواسته دشمنان، تلاش دارند القاء کنند، شرائط جنگی است و روح امید به آینده و نشاط اجتماعی را بگیرند و از ایران با سه عامل یأس و ترس و اختلاف تصویر ضعف بسازند.
همه وظیفه داریم درست مقابل این جریان حرکت کنیم. انشاءالله در مراسم 9 دی که در همین مکان برگزار خواهد شد همه باصلابت و انسجام شرکت خواهیم کرد و نشان میدهیم که در راه حفظ انقلاب خسته نشدیم.
امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند: برای فرد و جامعه، بزرگترین بلا، نومیدی است و نومیدی، صاحب خود را میکشد. چقدر دقیق به ما هشدار داده است که مأیوس شدن مساوی با نابودی است؛ و فرقی بین فرد و جامعه نیست. و این را بدانید کسی که مردم را ناامید میکند و یا هر کاری کند که ناامید شوند به تعبیر امیرالمومنین علیهالسلام منافق است. در خطبه 194 فرمود: منافقین، امید را به یأس میکشانند. اگر در جبهه حق امیدها به تردید و یأس و بعد ناامیدی تبدیل شد، بدانید که دشمن غلبه میکند پس هوشیار باشید و ریشه اعلام حرمت رهبر معظم انقلاب را بدانید که چرا فرمودند امروز ناامید کردن مردم جرم است.
در ایام بصیرتی ماه دی اگر کسی صفآرائی اردوگاه دشمن و استکبار جهانی در مقابل جبهه حق و جبهه مقاومت را نبیند یا احول (دو بین) است یا اعور (کج بین) است یا اعمی (کور). یعنی بصیرت ندارد امیرالمومنین فرمود: اگر کسی کور باشد بهتر است از اینکه بی بصیرت باشد.
هرچه مبارزه با دشمن دقیقتر و پیچیدهتر میشود باید بصیرت بیشتر شود. بعضی با حرفهای بی اساس، خط دشمن را دنبال میکنند تا از شجاعت جامعه ایرانی کم کنند و مقاومت او را متزلزل کنند. حق مطلب این است که دشمنان با تمام دشمنیهایشان به سمت ما آمدهاند و ما در شرایطی قرار داریم که راه وسطی نداریم یا باید قوی باشیم و یا تسلیم شویم.
قرآن به ما یاد داده است که اگر در این حالت قرار گرفتید شما هم با تمام بصیرت و صبرتان وارد جنگ ترکیبی دشمن شوید. در آیه 250 سوره مبارکه بقره فرمود: «وَ لَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَ جُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا اَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَ ثَبِّتْ اَقْدَامَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ». قرآن کریم به ما در مواجهه با دشمن وعده و بشارت داده است: «وَ لَا تَهِنُوا وَ لَا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ(آلعمران: 139)».
باور کنیم که دشمنان ما شیطان هستند و کید شیطان ضعیف است که فرمود: «إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطَانِ کَانَ ضَعِیفًا (نساء: 76)». و در طول این نزدیک به نیم قرن هر کیدی که توانستند بکار بردند اما به فضل خدای تعالی مردم به موقع و درست عمل کردند. چون مردم گفتند خدا و پای حرفشان ایستادند که در آیه 30 فصلت فرمود: «إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ». لذا خدای تعالی فرمود: مولای شما منم بر من توکل کنید «قُلْ لَنْ یُصِیبَنَا إِلَّا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ…».
5 دی روز ایمنی در برابر زلزله و کاهش اثرات بلایای طبیعی است، 7 دی شهادت آیت الله غفاری و سالروز تاسیس نهضت سواد آموزی است؛ و 11 دی آغاز سال نو میلادی را هم به هم وطنان مسیحی تبریک عرض میکنیم.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾