۱۴۰۴/۰۳/۰۲

سردبیر

فتح خرمشهر؛ مقدمه‌ای برای حرکت جهانی مقاومت و حکومت مهدوی

متن کامل خطبه نماز جمعه ۱۴۰۴/03/02

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین دائماً کشیک نفس خودشان را می‌کشند تا در دام شیطان لعین گرفتار نشوند. یکی از دوستان نوبت قبل سوال کرد که چه کنیم از تکبر خودپسندی نجات پیدا کنیم؟ چون یادتان باشد درس گذشته راجع به شیفتگی و خودپسندی و تکبر شیطان بود که باعث شد رفتاری‌ها برایش پیش بیاید و دیگران را هم دعوت به همین مسیر کرد.

خود امام علیه السلام در این نوبت جواب دادند و در ضمن چند فرمان راه نجات را بیان فرمودند. اول اینکه اهل تواضع و فروتنی باشیم. تواضع را شعار خودمان قرار بدهیم و دوم اینکه تکبر را زیر پا بگذاریم و آن را بی‌مقدار بدانیم. سوم اینکه اگر تکبر مثل زنجیر به گردن ما افتاده آن را مثل لباس از تن خود بیرون بیاوریم.

فرمودند «وَ اعْتَمِدُوا وَضْعَ التَّذَلُّلِ عَلَى رُءُوسِکمْ وَ إِلْقَاءَ التَّعَزُّزِ تَحْتَ أَقْدَامِکمْ وَ خَلْعَ التَّکبُّرِ مِنْ أَعْنَاقِکمْ وَ اتَّخِذُوا التَّوَاضُعَ مَسْلَحَةً بَيْنَکمْ وَ بَيْنَ عَدُوِّکمْ إِبْلِيسَ وَ جُنُودِهِ فَإِنَّ لَهُ مِنْ کلِّ أُمَّةٍ جُنُوداً وَ أَعْوَاناً وَ رَجِلًا وَ فُرْسَاناً» تاج تواضع را بر سر نهید و تکبر و خودپسندی را زیر پا بگذارید. حلقه‌های زنجیر خود بزرگ بینی را از گردن باز کنید و تواضع و فروتنی را سنگری میان خود و شیطان و لشکریانش قرار دهید. زیرا شیطان از هر گروهی لشکریان و یارانی سواره و پیاده دارد.

استعاره‌ها و تشبیهات و ضرب المثل‌های امیرالمومنین در نهج البلاغه خیلی عالی است. اگر کسی حوصله کند مثل‌های نهج البلاغه را جدا کند. اینجا تواضع را به تاج و خودپسندی را به موجود بی‌ارزشی که زیر پا می‌افتد و له می‌شود و تکبر را به غل و زنجیری که بر گردن افتاده و فروتنی و تواضع را به سنگر محکمی که انسان را در برابر دشمن حفظ می‌کند تشبیه کرده.

بعد بیان می‌کند که شیطان از هر امتی برای خودش لشکری فراهم کرده البته توجه دارید لشکریان شیطان همه مثل خود شیطان از طایفه جن نیستند. عده‌ای از انسان‌ها قطعاً از او تبعیت می‌کنند و با او همراه هستند و به گمراه کردن مردم مشغول هستند. قرآن کریم تصریح می‌کند که برای هر پیغمبری از شیاطین جن و انس قرار دادیم «وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ» اشاره می‌کند به اینکه جن و انس در کنار هم دشمن هستند. کسانی که به شیطان کمک می‌کنند و همراه او هستند فقط از جنس و طایفه خودش نیستند. انسان‌ها هستند که گاهی از خود شیطان هم حرفه‌ای‌تر عمل می‌کنند و قوی‌تر وارد می‌شوند.

تاکید امام علیه السلام در این نوبت بر غلبه بر وسوسه‌ها و ترفندهای شیطان تواضع است البته راجع به تواضع در فرازهای بعد در همین خطبه امام مطالبی را می‌فرمایند که انشاالله برسیم توضیح خواهم داد. چون سعی بنده بر این است که خود نهج البلاغه را با خودش ترجمه کنیم و جلو برویم اینجا چون راجع به تواضع حضرت بیان فرمودند ما هم از کلمات امیرالمومنین که راجع به تواضع گفتند ند جمله و نمونه برای شما عرض می‌کنم.

پیراهن وصله داری بر تن امام بود (این حکمت ۱۰۳ نهج البلاغه است)شخصی از امام سوال می‌کند که چرا پیراهن وصله‌دار می‌پوشی؟ حضرت فرمودند دل را با آن فروتن و نفس را می‌شود و مومنان سرمشق می‌گیرند.

یا در نامه‌ای که به محمد بن ابی بکر دارد (نامه ۲۷ نهج البلاغه) فرمودند «فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَكَ، وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَكَ، وَ ابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَكَ، وَ آسِ بَيْنَهُمْ فِي اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ، حَتَّى لَا يَطْمَعَ الْعُظَمَاءُ فِي حَيْفِكَ لَهُمْ، وَ لَا يَيْأَسَ الضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِكَ عَلَيْهِمْ» اشاره به همین تواضع دارد که با مردم فروتن باش و در نگاه‌هایت و نیم نگاه‌هایت و خیره شدن به مردم به تساوی رفتار کن تا بزرگان در ستمکاری بر تو طمع نکنند و ناتوان‌ها در عدالت تو مأیوس نشوند.

یا در نامه ۵۳ که خطاب به مسئولین است به مالک فرمود پس بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص بده که به تو نیاز دارند. تا شخصاً به امور آنان رسیدگی کنی و در مجلس عمومی با آنان بنشین. در برابر خدایی که تو را آفریده فروتن باش. سربازان و یاران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور کن تا سخنگوی آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو کنند. اینکه بدون خدم و حشم بنشیند و کسی مزاحمت نباشد و جواب مردم را بدهد کنایه از تواضع است.

خلاصه آن چیزی که انسان را از تکبر و خودپسندی خودشیفتگی و امثال این‌ها نجات می‌دهد تواضع و فروتنی است. اما باید این نکته را هم توجه داشته باشیم که در مقابل اغنیا و متکبرین و مستکبرین به خاطر ثروتشان و جاه و مقامشان کسی فروتنی کرد این را تواضع نمی‌گویند. در حکمت ۲۲۸ فرمود کسی که نزد توانگری برود و به خاطر سرمایه‌ای که دارد در مقابل او فروتنی کند و کرنش داشته باشد دو سوم دین خود را از دست داده است.

بعد حضرت فرمودند «وَ لَا تَکونُوا کالْمُتَکبِّرِ عَلَى ابْنِ أُمِّهِ مِنْ غَيْرِ مَا فَضْلٍ جَعَلَهُ اللَّهُ فِيهِ سِوَى مَا أَلْحَقَتِ الْعَظَمَةُ بِنَفْسِهِ مِنْ عَدَاوَةِ الْحَسَدِ وَ قَدَحَتِ الْحَمِيَّةُ فِي قَلْبِهِ مِنْ نَارِ الْغَضَبِ» و شما مثل قابیل نباشید که بر برادرش تکبر کرد خداوند او را برتری نداد او خویشتن را بزرگ می‌پنداشت حسادت او را به دشمنی واداشت. تعصبی که داشت آتش کینه را در او شعله ور کرد.تکبر و حسد که آمد برادر کشی آسان می‌شود.

برای اینکه مطلب را ما خوب درک کنیم و امام برای اینکه پیروان خودش را از مسیر باز بدارد به مصداق توجه داده است. مصداق معروفی که از آیه ۲۷ تا ۲۹ سوره مائده فهمیده می‌شود. می‌فرماید مثل قابیل نباشید که برادر خودش را به خاطر کبر و حسد کشت. «وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿۲۷﴾ لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿۲۸﴾إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ».

ریشه این کار هم اجمالاً این است که از هر دوی آنها خواسته شد که برای خدا قربانی و وسیله تقربی بیاورند قابیل که کشاورزی داشت یک دسته پست از برداشت آن زمان خودش را آورد و هابیل هم گله‌دار بود یک گوسفند چاق و فربه خودش را آورد. این دو را گذاشتند روی کوهی و خدای تعالی آتشی فرستاد و به محض اینکه قربانی هابیل مورد پذیرش قرار گرفت حسد در قابیل شعله ور شد و قصد کشتن برادر را کرد.

نکته‌ای در اینجا هست که امام فرمود «لَا تَکونُوا کالْمُتَکبِّرِ عَلَى ابْنِ أُمِّهِ» به جای اینکه بگوید برادرش گفت فرزند مادرش. فرزند را به مادر نسبت داد نه به پدر که آقایان برای این وجوهی گفتند مثلاً بعضی گفتند چون جزء حقیقی فرزند از مادر است و در درون مادر تکون پیدا می‌کند برای همین گفته شده یا بعضی به جنبه عاطفی داستان توجه کرده‌اند. مثل آن چیزی که حضرت هارون به موسی  گفت که «یابن اُم».

در این جلسه یاد گرفتیم که مبارزه با تکبرو خودپسندی و خودشیفتگی و امثال این‌ها و مبارزه با حسد مهمترین راهش این است که انسان اهل تواضع باشد و الا شیطان جوری وارد می‌شود که برادر کشی را هم آسان می‌کند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می‌کنم. متقین آنچه را که نمی‌دانند از اهلش می‌پرسند. امیرالمومنین در حکمت ۳۳۵ حکم نهج البلاغه فرمودند «سَائِلُهُمْ مُتَعَنِّتٌ، وَ مُجِيبُهُمْ مُتَكَلِّفٌ» آنکه سوال می‌کند به قصد ایراد گرفتن و آزار رساندن سوال می‌کند پاسخ دهنده و جواب دهنده هم به سختی و زحمت جواب می‌دهد.

این یک تذکری است که امام علیه السلام دادند که هدف از سوال کردن چیست!  همیشه سوال می‌کنند تا علم و آگاهی زیاد شود و الا اگر سوال کننده بخواهد طرف مقابل را خجالت زده کند مثلاً می‌داند که شخص بلد نیست یک چیزی می‌پرسد که او نتواند جواب بدهد شرمنده شود. این حکایت از بیماری نفسانی در آن شخص سوال کننده دارد. یعنی نمی‌خواهد با سوال چیزی یاد بگیرد می‌خواهد آبرو ببرد این بیماری است.

بعد فرمود «يَكَادُ أَفْضَلُهُمْ رَأْياً، يَرُدُّهُ عَنْ فَضْلِ رَأْيِهِ الرِّضَى وَ السُّخْطُ» بهترین مردم در اندیشه، نزدیک است که خوشنودی خشم آن را از رای و اندیشه عالی که دارد بازگرداند. یعنی حالات نفسانی انسان در زمان‌هایی روی تفکر انسان اثر می‌گذارد. مثلاً وقتی عصبانی است رای درست او از او گرفته می‌شود. خدای تعالی تقوا را در همه ما بیش از پیش بگرداند.

امروز ۲۵ ذی‌القعده دحو الارض است و روز بسیار بزرگی است. آداب و اعمال ویژه‌ای دارد. اهل معنا مراقبت خاص داشتند. روزیست که در مسیر معنوی و رشد توحیدی ما بسیار موثر است. اهل بیت علیهم السلام به او سفارش کردند و تاکید کردند که آن را مواظبت کنیم. به خصوص روزه‌اش برای کسی که توانایی دارد بسیار فضیلت دارد. روز ذکر و اجتماع مومنین است. در کتاب شریف المراقبات از امیرالمومنین علیه السلام روایتی نقل شده که من بخشی از آن روایت را برای شما می‌خوانم. فرمود نخستین رحمتی که از آسمان بر زمین نازل شد روز بیست و پنجم ماه ذی‌القعده یعنی روز دحوالارض بود.  بعد دارد که هر جماعتی در این روز گرد هم آیند مثل همین امروز که ما دور هم جمع شدیم و به ذکر پروردگار بپردازند که خود نماز ذکر خداست پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواسته‌های آنان برآورده خواهد شد. پس توجه داشته باشید امروز بعد از نماز به هر خواسته‌ای که دارید.

اگر به دعایی هم که امروز وارد شده توجه کرده باشید کوتاه است اما بخشی از آن به مضامین عمیق توحیدی و بندگی فردی در زندگی شخصی اشاره دارد و جالب است که بخش دیگر آن به سیاست و حکومت و زندگی اجتماعی افراد اشاره دارد. یعنی فقط به مسائل عبادی و فردی به تنهایی پرداخته نشده. انشالله با همین توجهی که دادم یک بار دیگر دعا را نگاه کنید. لذا در بعضی از روایات دارد که روز دحوالارض روز قیام حضرت ولی عصر ارواحنا فداه خواهد بود. باقیمانده امروز را از دست ندهید.

۲۹ ذی‌القعده سالگشت شهادت امام جواد علیه السلام است در سال ۲۲۰ قمری که به همه شما تسلیت عرض می‌کنم. ائمه معصومین علیهم السلام در هر دوره‌ای که زندگی می‌کردند با دشمنان اسلام ناب با ترفندهای خاصی مواجه بودند. گاهی مثل یزید علیه لعنه و حجاج بن یوسف ثقفی و هشام و امثال این‌ها که روششان سخت بود و می‌کشتند و گردن می‌زدند.

گاهی از روش‌های سخت و نرم استفاده می‌کردند مثل منصور دوانیقی و هارون الرشید گاهی هم از شیوه‌های کاملاً نرم استفاده می‌کرد مثل عمر و عاص. و بالاتر از این نرمی را مامون عباسی داشت که با پنهانکاری و زیرکی فوق العاده در برابر سیاست‌های الهی امام رضا علیه السلام عملیاتی را انجام می‌داد. اما موفق نشد و هم نتوانست حتی با این زیرکی‌هایش کاری را از پیش ببرد.

خلفای عباسی یکی مامون و دیگری معتصم امید داشتند که راجع به امام جواد علیه السلام که در کودکی به امامت رسیده این سیاست‌ها را به کار بگیرند شاید جواب دهد. لذا برای امام نقشه‌های پیچیده کشیدند. در همه موارد هم شکست خوردن در نتیجه امام علیه السلام شد نماد مبارزه و مقاومت.

تاریخ مامون را یکی از مکارترین و منافق‌ترین خلفای عباسی می‌داند که انواع حیله‌ها را به کار برد چون بزرگترین مانع برای ادامه حکومتش را امام می‌دانست. اما امام جواد علیه السلام با اقتدار و با سیاست در برابر تمام انحرافات ایستاد و همه توهین‌ها و مکررها را تحمل کرد و از حقانیت شیعه به خوبی دفاع کرد و با استفاده از شبکه وکلا که ترتیب داده بودند نگذاشت پراکندگی در بین شیعه ایجاد شود. در سراسر بلاد اسلامی شیعه را مدیریت می‌کرد.

حتی به وکلا اجازه داد که در دستگاه حاکم نفوذ کنند و منصب بگیرند و در عین حال با انحرافات عقیدتی که در آن زمان هم زیاد شده بود مبارزه می‌کرد لذا امام جواد علیه السلام در بحث تبیین خیلی نماد و الگو است و هم در بحث مقاومت و ایستادگی در مقابل دشمنان در بحث انحرافات و امثال این‌ها.

یکی از دغدغه‌های امام علیه السلام توسعه و فراگیری آیات قرآن در جامعه بود؛ فهم صحیح آیات در بین مردم و در بین علما به طوری که اگر می‌خواستند گفتاری و رفتاری داشته باشند و استدلال‌های روزمره‌ای داشته باشند با قرآن و از قرآن استفاده کنند و بهره بگیرند روی این زمینه خیلی کار کرد. خود امام علیه السلام هر وقت سخن می‌گفت بخشی از صحبت‌ها و گفتگوهایش که با مردم بود از آیات قرآن استفاده می‌کرد.

نمونه‌های فراوانی هم ثبت شده است در همان جلساتی که مامون و معتصم برگزار می‌کردند هم بود. روزی در مجلسی که معتصم برقرار کرده بود بعضی از دانشمندان هم بودند دزدی را گرفته بودند بنا شد حکم خدا جاری شود و از آیاتی از آیات قرآن حکم دزد را دادند. حضرت در آنجا حاضر بودند و گفتند این حکم اشتباه است و شروع کردند به توضیح دادن که مفصل است و حکمی که آنها داده بودند را با استفاده از قرآن برگرداند. آنجا تفسیر صحیح آیات را بیان کردند. خلاصه تاب نیاوردند و امام را به شهادت رساندند در جوانی.  امام جواد علیه السلام شد نماد تبیین و مقاومت.

شیعه و به خصوص مردم آزاده ایران از رهبران الهی‌شان و از ائمه‌شان درس مقاومت گرفتند و این را به مردم آزاده جهان هم فهماندند که ملتی که اهل ذلت پذیری نباشد پیروز خواهد شد. به خصوص وقتی بر اساس عقیده الهی حرکت کنند و برای رسیدن به ارزش‌های الهی ایستادگی کنند آن موقع مقاومت ارزش حقیقی دارد.

شکوه و عظمت کلمه مقاومت و معنای ارزشمند آن را ملت ایران و ملت بزرگ ما به خوبی درک می‌کند. سوم و چهارم خرداد خرمشهر و دزفول به عنوان نماد استقامت و حماسه و ایثار و پایداری و پیروزی معرفی شد و نامگذاری شد. چقدر دزفول قهرمان در دوران دفاع مقدس تحمل سختی و موشک‌های صدام را کرد.

سوم خرداد سالگشت فتح خرمشهر در سال ۶۱. این روز را هر سال باید تبریک گفت و به شما هم تبریک می‌گویم این پیروزی را. حماسه بزرگ و یکی از وقایع مهم که تا ابد در حافظه تاریخی ملت ما باقی خواهد ماند و درس خواهد داد. فقط برای آن روز درس نبود دائماً درس می‌دهد.

بعثی‌ها بعد از تصرف خرمشهر و از بین بردن بیش از ۷۰ درصد از خاک خرمشهر و جنایاتی که به مراتب از آن چیزی که امروز صهیونیست‌های پلید در غزه انجام می‌دهند بدتر بود روی دیوارها نوشته بودند آمدیم تا بمانیم. اما امروز آن چه مانده است انقلاب و نظام اسلامی است.

به جایی رسیده که قدرت‌هایی که همگی با هم متحد شده بودند تا مفسد و فاسدی مثل صدام به نیابت از آنها ایران را از پای در بیاورد تقاضای مذاکره مستقیم می‌کنند. با فتح خرمشهر توهم دشمن که می‌تواند بر ایران غلبه کند و نظام اسلامی را نابود کند تمام شد. فرماندهان بعثی عراق به نیروهایشان گفته بودند دفاع از خرمشهر به منزله دفاع از بصره و بغداد و همه عراق است باید به هر قیمتی شده خرمشهر برای ما باقی بماند و حفظ شود؛ اما نتوانستند در برابر اراده خدای تعالی و عزم ملت ایران مقاومت کنند.

تعبیر امامین انقلاب به خصوص حضرت امام درباره فتح خرمشهر فوق العاده است خیلی عجیب است اگر دقت کنید امام با آن دیدگاه توحیدی که داشت از همه اتفاقات استفاده می‌کرد تا روح توحیدی را در افراد و جامعه تقویت کند مثل جریان طبس که برای آن تعبیر زیبایی دارند. ایشان فتح خرمشهر را معجزه دانست و حاصل رحمت و نعمت و توفیق و عنایت الهی خواند. این پیروزی را نصر عظیم و افتخاری ابدی برای اسلام خواند و مورد قدردانی امام زمان علیه السلام شمرد. سفارش کردند که مردم این حادثه را از یاد نبرند. در سخنرانی‌شان این آزادی را فوق طبیعت و از امدادهای غیبی بسان پیروزی رزمندگان صدر اسلام تعبیر کردند. خیلی تعبیرات بلندی است.

فتح خرمشهر برای ما خیلی درس داشت و هنوز هم دارد. به نظر من فتح خرمشهر یکی از مصادیق ما می‌توانیم است. یک نمونه از باور به نیروهای خودی و توجه به درون که چگونه می‌تواند بر قدرت‌ها پیروز شود ولو امکانات کافی هم نداشته باشد. خرمشهر نشان داد که ما می‌توانیم.

درس مهم دیگری که گرفتیم -که مهم است خوب دقت کنید- این است که هزینه مقاومت بر هزینه تسلیم رجحان دارد. و امروز همه باید آگاهی‌های سیاسی خود را و قدرت تحلیل مسائل داخل و منطقه و جهان را بالا ببریم. درک این مطلب و تحلیل درست هزینه مقاومت در مقابل هزینه تسلیم در برابر دشمن یکی از ضروریات است.

راه مقاومت تنها راه پیروزی است. حضرت آقا فرمودند راه دیگری وجود ندارد؛ ولو مقاومت کننده یک گروه کوچک باشد؛ ولو آن قدرتی که در مقابل آن مقاومت می‌شود ارتش درجه یک دنیا باشد و از طرف آمریکا هم حمایت شود؛ هرچه باشد این یک راز و سنت الهی است.

بعد ایشان درباره مقاومت ۵ جمله گفتند من عین این جملات را برایتان می‌خوانم که ببینید شرح هم نمی‌خواهد. خیلی روشن است. «مقاومت واکنش طبیعی هر ملت آزاده و باشرفی در مقابل تهدید و زورگویی است. مقاومت بر خلاف تسلیم موجب عقب نشینی دشمن می‌شود. مقاومت هزینه دارد اما هزینه سازش و تسلیم از هزینه مقاومت به مراتب بیشتر است. وعده الهی در قرآن این است که طرفداران حق ممکن است قربانی بدهند اما پیروز نهایی هستند. مقاومتی یک امر ممکن است درست نقطه مقابل فکر غلط کسانی که می‌گویند مقاومت فایده‌ای ندارد». این پنج جمله جملات کلیدی راجع به مقاومت است.

متاسفانه عده‌ای فکر می‌کنند مسیر مقاومت چون پرمشقت است و دردسر دارد پس بهتر است که مثلاً در مقابل آمریکا کوتاه بیاییم تا دردسرها تمام شود و مشکلات اقتصادی حل شود و همه جا گل و بلبل شود. اما فراموش کردند کشورهایی که با همین وعده‌ها جلو آمدند چه بلایی بر سرشان آمد مثل لیبی که کاملاً تسلیم شد. حتی برای باور آمریکایی‌ها از کاندیداهای مورد نظر آمریکا در کشور ایتالیا و فرانسه حمایت کردند. به نخست وزیر وقت انگلیس هم باج می‌دادند و پول می‌دادند اما ناتو آنها را مورد حمله قرار داد و کار تمام شد.

یا کشور سودان که خواست مشکلات اقتصادی و جنگ‌های داخلی‌اش را درست کند دست به دامن آمریکا شد. با فرستادن سرباز به یمن و قطع رابطه با ایران رسماً از محور مقاومت فاصله گرفت بدبخت شد. تحریم‌هایش برداشته نشد و دلارهایی که گفته بودند می‌بخشیم نبخشیدند و امنیتش بیشتر از پیش از بین رفت و سران جدیدی که حاکم شدند با اسرائیل مراوده دارند و کشورش تجزیه شد. با کودتا عمر البشیر را به زندان انداختند و از همه این‌ها بدتر صدها میلیون دلار غرامت قربانیان انفجار سفارتخانه‌های آمریکا در کنیا و تانزانیا را از آنها گرفتند با اینکه اصلاً سودان نقشی نداشت و کار القاعده بود.

بعد از او سوریه هم داشت همینطور می‌شد اما سرباز فداکار اسلام سردار قاسم سلیمانی و سردار حاج حسین همدانی به بشار تذکر دادند که مقاومت مقدم بر تسلیم است؛ او تا زمانی که مقاومت داشت آسیب ندید وقتی که دست از مقاومت کشید دیدیم که چه شد.

آنچه مسلم است همانطور که در آموزه‌های دینی ما به وفور گفته شده و چند روز قبل هم حضرت آقا تاکید کردند این است که باطل ماندنی نیست و خواهد رفت اما آن چیزی که مهم است مقاومت و ایستادگی اهل ایمان در میدان است. باید در مقابل باطل مبارزه کرد. می‌خواهند ما را خسته کنند که میدان را خالی کنیم. زهی خیال باطل!

امروز نماد فساد و تباهی در جهان آمریکا و نیابتی‌های پلید او مثل صهیونیست‌ها هستند که هرجا پا گذاشته چیزی جز خرابی و اختلاف و از بین رفتن منافع ملت‌ها و وابستگی و از بین رفتن استقلال آنها چیز دیگری بر جای نگذاشته. اخیرا یک سری به منطقه زد و دوشید و سلطه‌گری خودش و عدم استقلال سیاسی و اقتصادی و نظامی آن کشورها را به روز کرد و رفت. این کشورها به جای اینکه در مقابل ظالم قیام کنند و از مظلوم دفاع کنند دائماً کسری بودجه شیطان را دنبال می‌کنند.

و درباره ما هم که از مذاکره می‌گوید کنارش تهدید هم می‌کند اما تعهدی برای رفع تحریم‌ها ندارد. اتفاقا در حال مذاکره هم تحریم می‌کند. آمریکای زیاده خواه توقعاتی دارد که هیچ آزاده ای قبول نمی‌کند و پیام ملت آزاده ما به زیاده خواهی‌های آمریکا یک چیز است و آن مرگ بر آمریکاست.

ایران تا امروز حسن نیت خودش را نشان داده است. هرچه برای پیشبرد مذاکره لازم بوده انجام داده. حالا همه مسئولیت‌ها و نتیجه کار متوجه خود آمریکاست. البته شخصیت رئیس جمهور آمریکا مذبذب و نامتعادل است. دائم از تعطیلی صنعت هسته‌ای ایران می‌گوید یعنی چیزی که حق مسلم هر ملتی است که داشته باشد. و آن را برای ایران نمی‌خواهد.

ایران عضو ام پی تی است و این قرارداد اجازه غنی‌سازی را داده است. هر کسی که عضو آنجا هست با شرایطی که هست می‌تواند غنی‌سازی داشته باشد. این‌ها به هیچ قانونی ملتزم نیستند. مکرر گفته شده باز هم تکرار می‌کنیم که صنعت هسته‌ای صلح‌آمیز حق مسلم ملت ایران است و طبق فرموده حضرت آقا غنی‌سازی در ایران تعطیل نخواهد شد.

نکته دیگری را راجع به خرمشهر باز عرض کنم و آن اینکه این فتح رموز عجیبی دارد. رویکردش جهانی و ضد صهیونیستی است. در فرهنگ شیعه فتح بیت المقدس به عنوان فتح نهایی حضرت ولیعصر ارواحنا فداه در حکومت جهانی حضرت مطرح است. لذا فتح خرمشهر با نام عملیات الی بیت المقدس و با رمز یا علی بن ابیطالب مقدمه حرکتی جهانی به خصوص در جهان اسلام با روش مقاومت جهت فراهم شدن حکومت مهدوی است.

برای درک بهتر این فتح که یک بعد ندارد و ابعاد مختلفی داشت رهبر فرزانه انقلاب ببینید چه فرمودند. فرمودند: جوانان عزیز بچه‌های عزیز من فردا مال شماست. آینده مال شماست. شما هستید که باید این تاریخ را با عزتش محفوظ نگه دارید. شما هستید که این بار مسئولیت را بر دوش دارید. خرمشهرها در پیش است. نه در میدان جنگ نظامی بلکه در یک میدانی که از جنگ نظامی سخت‌تر است. البته ویرانی‌های جنگ نظامی را ندارد و به عکس آبادانی به دنبال دارد اما سختی‌اش بیشتر است.

باید به این جملات و مسائلی که در آن هستیم تحمل بیشتری کنیم.

نکته دیگری عرض کنم و آن اینکه حلول ماه ذی‌الحجه که در پیش است پیشاپیش تبریک عرض می‌کنم. روز اول ماه ذی‌حجه در سال دوم قمری ازدواج امیرالمومنین و حضرت زهرای اطهر سلام الله علیهما واقع شد. این روز را روز ازدواج نامگذاری کردند. ازدواج ساده و بی‌آلایشی که باید الگوی امروز جامعه ما باشد.

متاسفانه خانواده‌ها با اضافه کردن‌های بیهوده مخارج ازدواج را سنگین کردند. جلسات زیاد و پرهزینه و تکراری و جهیزیه های سنگین و چشم و هم چشمی‌ها و ده‌ها عامل بازدارنده وضعیت ازدواج و تشکیل خانواده و فرزندآوری را با مخاطره جدی روبرو کرده است.

اولاً خانواده‌ها مسئول هستند و بعد دستگاه‌های تسهیل کننده. در روایتی که از موارد بد قدمی زن را همین مخارج زیاد او دانسته‌اند که خرج بتراشد برای ازدواج. بعضی فکر می‌کنند اگر مثلاً جهیزیه زیاد بود و مهریه سنگین بود و مقدمات مراسم پر تجملات بود زندگی پایدارتر است. این غلط است. هرچه ساده‌تر محبت بیشتر و دوام زندگی بیشتر.

دوران کرونا نشان داد که می‌شود با سادگی و آسانی ازدواج کرد. هرچه زندگی ساده‌تر مهربانی بیشتر. خصوصاً در شروع کار. اینکه به مرور ساخته شود و گسترده شود همه لحظاتش خاطره است. وقتی زن و شوهر با هم کار کردند و با هم چیزی به وسایل زندگی اضافه کردند باعث پیوند است.

نگاهی به خانه امیرالمومنین و زهرای اطهر بیندازید باید معیارهای ازدواج اسلامی در جامعه توسعه پیدا کند. اموری که در جامعه ما در بحث ازدواج مطرح می‌شود قسمت زیادی اسلامی نیست. مطالعه کنید و ببینید رسول خدا دردانه عالم هستی را چگونه به خانه بخت فرستاد. ۵۰۰ درهم با کمترین شروط و هزینه. مهریه را هم از امیرالمومنین گرفت و جهیزیه خرید و داد. اما الان روش ما این نیست.

در مسئله ازدواج چالش‌های زیادی داریم علاوه بر آداب و رسوم غلط، توقعات بیجا، افزایش میانگین سنی ازدواج و افزایش طلاق و گرانی مسکن و بیکاری این‌ها نرخ ازدواج را پایین آورده است. همین تبلیغات تلویزیونی که زندگی زوج‌های جوان را نشان می‌دهد توقع کاذب ایجاد می‌کند. باید سبک زندگی مصرف گرایانه و پراسراف که به بهانه حفظ آبرو انجام می‌شود تغییر کند. توقعات باید واقعی باشد.

تاخیر در ازدواج کاهش نرخ باروری و پیری جمعیت و مشکلات دینی و اجتماعی و اخلاقی و روانی در پی دارد که باید تغییر کند. پیشنهاد اصلی من رویکرد محله با محوریت مسجد و مومنین و خانواده‌هاست. باید فرهنگ میانجیگری برای ازدواج را با برنامه‌ریزی توسعه و رونق داد. در روایت دارد هر کس برای ازدواج دو نفر اقدام کند خدا برای هر قدمی که در این راه برداشته و هر سخنی که گفته ثواب یک سال عبادت می‌دهد و خدا در روز قیامت به او نگاه لطف آمیز می‌کند.  کسانی که می‌توانند واقعاً این کار را انجام دهند.

به علاوه باید رسوم غلط را با آموزش و ترویج فرهنگ ساده زیستی توسط همه کنشگران رسمی و غیر رسمی اصلاح کرد و پویش راه انداخت. در کنار این‌ها ازدواج‌های دانشجویی و امثال آن را باید توسعه داد.

نکته آخر اینکه چله کلیمی و موسوی دارد به دهه پایانی خود می‌رسد. و اگر کسی این چله را نداشت بداند که دهه اول ذیحجه خودش به تنهایی فضیلت دارد. به دهه اول ماه ذیحجه توجه داشته باشید. برای زندگی و رشد معنوی خیلی مفید است. امام باقر علیه السلام سفارش کردند که فضیلت این ده روز برابر با حج است. شریک می‌شوید در ثواب حاجیان. ایام خاصی است و به ما یادآوری می‌کند که فتنه‌ای در زمان امت حضرت موسی (فتنه سامری) وقتی امام از جامعه خارج شد عده ای فتنه‌گر شروع به فعالیت کردند.

چله‌گیری یک روشی است که انسان در مسیر هدف خلقت خودش قرار بگیرد و خودش را رشد بدهد؛ پس باید خودش را محاسبه کند و ارزیابی کند که توفیقی داشته یا نداشته. یک دوره عملیات خاص است در تهذیب نفس؛ یک رزمایش ۴۰ روزه با هواهای نفسانی است. دیدید برای اینکه نیروهای نظامی آمادگی لازم برای مقابله با دشمن را داشته باشند رزمایش برگزار میکنند و آنچه برای مبارزه واقعی لازم است را شبیه سازی میکنند. دائم در آب و خاک و هوا دشمن فرضی تصور می‌کنند و با آن مبارزه می‌کنند. این چله‌ها هم این گونه است که انسان بتواند قدرتمند شود در مقابل دشمن اصلی که خودش را در مقابل حملات او حفظ کند .

غیر از چله کلیمی که در دهه ذی‌حجه تمام می‌شود؛ از اول ماه ذی‌حجه تا روز عاشورا هم یک چله است. شما در این ۴۰ روز سعی کنید که حسینی باشید با فرهنگ امام حسین آشنا شوید. تمرین کنیم با اماممان همراهی کنیم. بعد از روز عاشورا تا اربعین هم یک چله است. تعبیر زیبایی دارند بعضی‌ها که گفتند تمرین کنیم در این دو چهل روز از حسینی بودن به حسینی شدن خودمان را برسانیم.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾