۱۴۰۵/۰۶/۰۷

سردبیر

وحدت و وفاق محور می‌خواهد؛ و هر محوری غیر از ولایت، مردود است

متن کامل خطبه نماز جمعه 06/06/1405

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا اگر دچار خطا و لغزشی بشوند، بلافاصله توبه می‌کنند. وصیت امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه به فرزند گرامی‌شان را دنبال می‌کنیم. در نامه سی‌ویکم، به این بخش رسیدیم که فرمودند: «وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ»؛ در صورت ارتکاب گناه، درِ توبه بسته نشده؛ خدای تعالی این در را نبسته است. «وَ لَمْ يُعَاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ»؛ در کیفر تو شتاب نداشته، «و لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالْإِنَابَةِ»؛ در توبه و بازگشت تو عیب‌جویی نکرده، «وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ الْفَضِيحَةُ بِكَ أَوْلَى»؛ و در آنجایی که رسوایی سزاوار تو بوده، تو را رسوا نکرده است.

ببینید این عبارت، چه عبارت امیدآفرینی است. در بخش قبل، امیرالمؤمنین توصیه فرمودند که اهل دعا و درخواست از خدای تعالی باشیم که خدا اجابت می‌کند. برای اجابت کردن و به در خانه او رفتن، دربان و واسطه قرار نداده است. در این نوبت فرمودند اهل توبه و بازگشت به سمت خدا باشیم. این توبه را خدا می‌پذیرد، این بازگشت را می‌پذیرد.

امام با کلمات نغز و لطیف، روح امیدواری به رحمت الهی را در مخاطب زنده می‌کند و انسان را تشویق می‌کند که اگر غفلتی داشته، لغزشی داشته یا خطایی داشته، برگردد و خودش را اصلاح کند. اینها خیلی لطیف است؛ هم توصیه به عبادت و بندگی است و هم نشان می‌دهد که چگونه رحمت الهی بر غضب او سبقت دارد؛ «یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ» همین معناست؛ در جلوی غضب، رحمت قرار دارد.

اجازه توبه کردن و بازگشت، خودش یک نعمت و یک فرصت است؛ فرصت تازه‌ای است که به بندگانش، آن هم بندگان لغزشکار و خطاکار، داده است. خدای تعالی می‌توانست با همان خطای اول، بلافاصله عقاب بکند، بلافاصله شخص خطاکار را جریمه کند و فرصتی برای جبران هم به او ندهد. کسی هم اعتراضی نمی‌کرد، چون جرم مرتکب شده است؛ اما اجازه توبه داد.

خب، این توبه باید واقعی باشد، باید صادقانه باشد. مقدمات سخت هم لازم ندارد. توبه شرایط پیچیده‌ای ندارد. این هم باز خودش نعمتی است. فرمود: «وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِي قَبُولِ الْإِنَابَةِ»؛ برای بازگشت به خویشتن، شرایط سنگینی را خدای تعالی مطرح نکرده است. برای اینکه برگردی به آن حالت اولیه، سخت‌گیری نکرده است.

اگر کسی واقعاً پشیمان بشود، قصد جدی داشته باشد که دنبال خطا و گناه نرود و آن عملی را که انجام داده و خطا بوده، ترک بکند از روی جد که اگر پیش آمد، هرگز دنبال نکند، این می‌شود توبه. توبه همین است که پشیمان باشد و بگوید اگر باز هم پیش آمد، من دیگر این کار را انجام نخواهم داد. این می‌شود توبه و گناهان گذشته را خدای رحمان می‌بخشد و عقاب را هم برمی‌دارد.

بله، یک‌سری امور هست که آنها را باید جبران کرد. مثلاً حق‌الناس به گردنش هست، حق کسی را ضایع کرده است. حالا توبه می‌کند، می‌گوید من دیگر پشیمان شدم، توبه کردم. توبه قبول؛ اما حق‌الناس را باید برگردانی، حق‌الله را باید برگردانی. اگر نمازی، روزه‌ای، حجی به گردنت هست، باید جبران کنی.

لذا حضرت فرمود: «وَ لَمْ يُنَاقِشْكَ بِالْجَرِيمَةِ»؛ در گناهان تو را به محاکمه نکشیده، «وَ لَمْ يُؤْيِسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ»؛ و از رحمت خودش تو را ناامید نکرده است. یأس از رحمت الهی را خدا گناه می‌داند. نباید انسان مأیوس باشد. به همه صریحاً دستور داده و تأکید کرده که از رحمتش مأیوس نباشند.

یک نکته‌ای را اینجا امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه و علیه افضل صلوات المصلین فرمودند: «لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالْإِنَابَةِ»؛ این «انابه» چند جور معنا می‌شود. «انابه» یعنی تکرار رجوع؛ «انابه» یعنی مکرر بازگشت داشته باشد. کسی یک معنایش این است. یک معنا به معنای «انقطاع الی‌الله» است؛ انسان از غیر خدا منقطع بشود.

هر دو معنا نشان می‌دهد که انابه از توبه بالاتر است؛ یک درجه‌ای از توبه بالاتر است. و امیرالمؤمنین فرموده خداوند بنده‌اش را به خاطر این کثرت رجوعش یا این انقطاعش به سمت خدا سرزنش نمی‌کند. شما هی بیا به سمت خدای تعالی. درگاه الهی، درگاه ناامیدی نیست؛ باز هم بیا. خداوند هم باز می‌پذیرد. شما حقیقتاً برگرد، حقیقتاً توبه کن؛ خدا قطعاً می‌بخشد.

حتی بنده‌ای که دچار فتنه شده، خوب دقت کنید؛ یعنی توبه واقعی کرده، قصد جدی داشته گناه را مرتکب نشود، در صحنه خطا و گناه واقع شده، باز پایش لغزیده و گناه را کرده. قبلش قصد جدی داشت، گفت: «به هیچ وجه، من دیگر اگر آن صحنه به وجود بیاید، من دیگر آن کار را انجام نخواهم داد.» اشک ریخت، زاری کرد، توبه کرد، خدا هم توبه را پذیرفت.

اتفاقاً دو روز بعد، همان صحنه پیش آمد و دوباره مرتکب شد. خدا می‌گوید من این را دوستش دارم؛ اینکه دوباره برمی‌گردد، مأیوس نمی‌شود. به‌خصوص در روایت داریم راجع به این شخص، «عبد مفتن»؛ به او می‌گویند. امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْعَبْدَ الْمُفَتَّنَ التَّوَّابَ». روایت مفصل است و در کتاب شریف کافی است. خداوند بنده‌ای را که به گناه افتاده و توبه کرده و توبه می‌کند، گناه می‌کند و توبه می‌کند، دوست دارد. مأیوس نباید بود.

خب، امیرالمؤمنین در ادامه فرمودند: «بَلْ جَعَلَ نُزُوعَكَ عَنِ الذَّنْبِ حَسَنَةً». خدای تعالی بازگشت تو را از گناهان، نیکی شمرده است. همین که برمی‌گردی، خودش یک حسنه است. طرف گناه کرده، خطا کرده، لغزش داشته، پرده عصمت را دریده، چنگ به صورت مولا کشیده؛ حالا توبه می‌کند. خدا می‌گوید بخشیدم، دوستت دارم. اصلاً بیا، بیا. خود این کاری که می‌کنی، برمی‌گردی، خود این یک حسنه است.

گناه می‌کند، برایش حسنه می‌نویسند، اگر توبه کند. «وَ حَسَبَ سَيِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَبَ حَسَنَتَكَ عَشْراً» این خدای ماست. امیرالمؤمنین دارد خدا را معرفی می‌کند. هر گناه تو را یکی و هر نیکی تو را ده تا حساب می‌کند. این خداست؛ «وَ فَتَحَ لَكَ بَابَ الْمَتَابِ وَ بَابَ الِاسْتِعْتَابِ»؛ راه بازگشت و توبه را به روی تو خدا باز کرده و گشوده است.

اگر این مطالب خوب فهم بشود، دیگر انسان در مقابل خدای تعالی عمداً و متعمداً، با طراحی و نقشه و برنامه‌ریزی، به سمت گناه نمی‌رود. با برنامه‌ریزی دروغ نمی‌گوید، با برنامه‌ریزی غیبت نمی‌کند، با برنامه‌ریزی تهمت نمی‌زند، بی‌آبرو نمی‌کند افراد را. یک‌دفعه ناخودآگاه دروغی می‌گوید؛ فرق دارد با کسی که عمداً و متعمداً دست به خطا برمی‌دارد و گناه می‌کند.

خدایی که خودش را این‌گونه معرفی می‌کند: «نَبِّئْ عِبَادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ». خیلی این عبارات سنگین است. فرصت نیست من اینها را توضیح بدهم. آیه چهل‌ونهم از سوره مبارکه حجر، به قول ما طلبه‌ها، این جمله اسمیه است، با تأکید شروع شده است. اینها خیلی درش حرف هست: «نَبِّئْ عِبَادِی»؛ به بندگان من خبر بده. «عبادی»؛ به خودش نسبت می‌دهد همه را. «أَنِّی»؛ به‌درستی که من غفورم، رحیمم. می‌بخشم. «وَ رَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَةِ». آیه پنجاه‌وهشتم سوره مبارکه کهف. خودش را معرفی می‌کند: پروردگار تو غفور و ذوالرحمه است؛ صاحب رحمت، همه رحمت دست اوست. «وَهُوَ الَّذِی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُو عَنِ السَّیِّئَاتِ»؛ او یکی از بندگانش می‌پذیرد و سیئات و گناهان را عفو می‌کند. توبه را قبول می‌کند.

خدای تعالی همه ما را در این جمعه مورد رحمت و مغفرت و آمرزش خودش قرار بدهد، ان‌شاءالله.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا بر اساس عمل به سنت پیامبر و انبیای الهی، خوشبو می‌شوند و خودشان را معطر می‌کنند. روایتی را که در جلسه قبل خواندیم، بخشی از آن باقی مانده بود. حضرت امیرالمؤمنین فرمودند: «الطِّيبُ نُشْرَةٌ، » بوی خوش، بیماری را بهبود می‌دهد و نشاط‌آور است؛ « وَ الْعَسَلُ نُشْرَةٌ» عسل درمان‌کننده و نشاط‌آور است؛ «وَ الرُّكُوبُ نُشْرَةٌ» سوارکاری و اسب‌سواری و این امور باعث بهبودی و نشاط‌آوری است؛ و « وَ النَّظَرُ إِلَى الْخُضْرَةِ نُشْرَةٌ» نگاه به سبزه‌زار درمان‌کننده و نشاط‌آور است.

توضیح لازم نیست؛ فقط «نُشرَه» در بعضی از عبارات به معنای حرز و دعاست؛ دعایی که به صورت حرز می‌بندند و برای نگهداری و سلامت از آن استفاده می‌کنند. اینجا امام علیه‌السلام فرمودند که بوی خوش، سوارکاری، عسل و نگاه کردن به سبزه‌زار و اینها مثل حرز و  دعا عمل می‌کند؛ یعنی نگهدارنده انسان است و باعث شادی، نشاط و سلامتی است.

در هفته پُرخیر و پُرنور ولادت رسول مکرم اسلام و فرزند گرامی‌شان، امام جعفر صادق سلام‌الله‌علیه، قرار داریم که به عنوان هفته وحدت نام‌گذاری شده است. این ایام را به همه شما بزرگواران تبریک عرض می‌کنم. چه تدبیر هوشمندانه‌ای در این نام‌گذاری به کار رفت. رضوان خدا بر بانی آن. امت اسلام که با دشمنان قسم‌خورده و توطئه‌های پیچیده مواجه است، برای بقا و اقتدار خودش طراحی می‌خواهد و وقتی جبهه استکبار تمام همت خودش را در تفرقه و گسست مسلمین متمرکز کرده، بهترین راه مقابله، تمسک به اصول بنیادین وحدت‌بخش است که ضرورت شرعی و سیاسی دارد.

تا حالا، چون در این هفته زیاد راجع به وحدت بین‌المللی و وحدت داخلی و اینها گفته شده، من هم فقط یک اشاره می‌کنم. نوبت قبل و سال‌های گذشته مفصل راجع به این صحبت کردیم. البته امروز هم من چند جمله بیشتر خواهم گفت.

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های وحدت که کمتر به آن توجه می‌شود و بسیار هم انسجام‌بخش است، محبت به خاندان رسول خداست که همه فرق اسلامی بر آن اتفاق دارند. محبت به خاندان پیغمبر، مانند ریسمان محکمی، تمام قلوب مسلمین را به هم گره می‌زند؛ محور همگرایی و از بین برنده اختلاف سلیقه‌ها و حاشیه‌هاست. شاهد مطلب هم روایات فراوانی است که در کتب همه فرق اسلامی راجع به محبت اهل‌بیت علیهم‌السلام آمده است.

بحث محبت به عنوان عامل و حلقه اتصال بین مسلمین باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. به این کمتر عنایت می‌شود. راجع به قرآن که کتاب مشترک ماست، قبله مشترک و رسول خدا، صحبت می‌شود؛ اما راجع به این بحث محبت که آن هم محور است و روایاتی داریم، کمتر صحبت می‌شود. گاهی دشمنان از همین محبت استفاده می‌کنند و جنگ بین فرق را به وجود می‌آورند. ریشه‌اش از همین محبت است؛ محبت را تحریک می‌کنند و بعد یک دعواهایی را درست می‌کنند.

زمخشری در آن کتاب تفسیر خودش، روایاتی را نقل می‌کند که خیلی جالب است. یکی از آن روایات این است که: «مَن ماتَ عَلَى حُبِّ النَّبِيِّ وَآلِ النَّبِيِّ ماتَ شَهِيدًا، ماتَ مَغْفُورًا لَهُ، ماتَ تَائِبًا…» همین‌طور می‌گوید و یک‌سری صفات بلند می‌آورد. یعنی کسی که بر محبت پیغمبر و آل پیغمبر، و آل پیغمبر یعنی اهل‌بیت، بمیرد و فقط محبت اینها را در دل داشته باشد، حالا بحث خودش را دارد، شهید مرده است، مغفورٌله و تائب است. خیلی مهم است. پس این وجه مشترک باید روی آن کار شود.

یک مطلب مشترک دیگر هم همین دشمنان قسم‌خورده‌اند. آنها هم عامل وحدت مسلمین هستند. برای تضعیف جهان اسلام و امت اسلامی، این دشمنان اقدام دارند. نه مرز می‌شناسند و نه تفکیک مذهبی قائلند. نمی‌گویند با این اهل سنت کاری نداریم، با آن هفت امامی‌ها کاری نداریم؛ نه، هدف آنها نابودی قدرت اسلام است. لذا هر اقدامی که منجر به تفرقه در صفوف مسلمین شود، از هر کسی، بازی در زمین دشمن است. کمک کردن به تضعیف این محور مقاومت، یعنی همین وحدت، است. وحدت سلاح استراتژیک ما در برابر دشمن مشترک ماست؛ دشمنی که بقای خودش را در اختلاف ما می‌بیند.

بنابراین امروز همه آزادگان عالم، در کنار مسلمین از هر مذهبی، در مقابل استکبار که دشمن اصلی اسلام است و به‌خصوص آمریکای پلید، یک پیام و یک شعار دارند و آن، «مرگ بر آمریکا» است.

مسلمین نباید در دام دوقطبی‌های کاذب ساخته‌شده توسط اتاق‌های فکر تفرقه‌افکن در غرب بیفتند. اگر به سمت تمدن اسلامی حرکت می‌کنیم، احترام به یکدیگر و حرکت در مسیر مشترکات از لوازم کار است.

حضرت آقای شهید ما فرمودند: «زندگی پیغمبر را میلی‌متری باید مطالعه کرد. خیلی حرف است. هر لحظه این زندگی، یک حادثه و درس است؛ یک جلوه عظیم انسانی است. تمام این بیست‌وسه سال همین‌طور بوده است». این بیان ایشان است. می‌گوید هر لحظه را باید شما ببینید که حضرت چه گفته است. خب، رسول اکرم که پیغمبر رحمت است، اگر بخواهیم از ایشان درس بگیریم، می‌بینیم پایه‌ریزی و مهندسی وحدت را خود حضرت کرده است و ما باید عملاً از او الگو بگیریم که اسوه حسنه ماست.

امروز عزت و اقتدار و عظمت جهان اسلام، حفظ وحدت اسلامی است که خواسته قرآن و سنت است. اسلام ناب، اگر درست تعریف نشود، اگر اسلام ناب را تعریف نکنیم، یک عده اسلام رحمانی را به معنای مذمومش، البته، و یک گروه دیگری اسلام سلفی و تکفیری و داعشی را به جهان به عنوان اسلام معرفی می‌کنند. معرفی اسلام ناب در سایه وحدت محقق می‌شود.

و دشمن امروز از تفرقه استفاده کرده است. می‌بینید که پاره‌تن اسلام، فلسطین، غزه، لبنان و خیلی از کشورهای دیگر، حالا نمودش بیشتر در غزه است، در فلسطین، چگونه در جلوی چشم مجامع بین‌المللی بی‌خاصیت و وا‌داده، لگدکوب می‌شود. بی‌رحمانه جنایت می‌کنند، کودکان و زنان را به کشتن می‌دهند، به قتل می‌رسانند و گرسنگی می‌دهند. این جرئتی که دشمنان پیدا کرده‌اند، به خاطر عدم وحدت مسلمین است.

شما یک مقدار کمی از این وحدت را در جبهه مقاومت می‌بینید. در کنار هم منسجم، این وحدتی که در جبهه مقاومت به وجود آمده است، می‌بینید که چه آتشی به جان آنها انداخته؛ آتش در آمریکا انداخته، آتش در جان صهیونیست‌ها انداخته است. و ما هر هفته، برای اینکه این آتش خاموش نشود، با شعاری که و لعنتی که بر اسرائیل می‌کنیم، این آتش را برافروخته‌تر می‌کنیم.

امامین انقلاب، بر وحدت امت اسلامی تأکید داشتند. همه ما باید روی این واژه کار کنیم، تکرار کنیم. همه مسلمین یک عضو از اعضای امت اسلامند. باید بدانند که هر کدامشان به عنوان عضویت در این امت، وظیفه‌ای دارند و کاری به عهده آنهاست که باید درست انجام دهند. مهم‌ترین آنها این است: تقویت عزت این امت. تقویت عزت امت اسلامی، وظیفه آحاد مسلمین است که با همین اتفاق و وحدت به دست بیاید.

وحدت امت اسلامی مساوی است با نابودی دشمنان. حالا خود دولت‌های اسلامی هم بحث خودش را دارد. آنها هم باید در این مسیرها حرکت بکنند. متأسفانه بعضی وقت‌ها امت اسلام، دولت‌هایشان فاصله دارد با آنها.

باز یک کلامی از امام شهید برای شما بخوانم. آقا فرمودند: «ما باز هم دعوت می‌کنیم دولت‌های اسلامی را. این دولت‌های عربی که اطراف ما هستند، اینها باید بدانند آمریکا قابل اعتماد نیست. آمریکا به اینها به چشم ابزار نگاه می‌کند؛ ابزار حفظ رژیم صهیونیستی و حفظ خوی و منافع استکباری». جنگ رمضان صدق گفتار ایشان را به‌خوبی به همه نشان داد که اینها حتی خود این کشورها را هم حفظ نکردند؛ اینها هم خودشان لگدکوب شدند.

نکته دیگر، غیر از وحدت امت اسلامی، وحدت ملی و داخلی است. وقتی حرف از وحدت می‌زنیم، باید این بخشش را هم ببینیم که آن هم زیاد بحث شده است. همه اذعان داریم که وحدت مقدس و اتحاد مقدسی که به وجود آمده -که این واژه اتحاد مقدس هم خودش واژه لطیفی است- ایران قوی را می‌سازد.

این اتحاد امت مبعوث شده است که سلاح مقابله با جنگ روانی و شناختی دشمن است. این اتحاد امت مبعوث است که پشتوانه امنیت ملی و عامل بالندگی جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی ایران است.

اتحاد امت مبعوث دو کار اساسی انجام می‌دهد: جلوی اختلاف مذموم و تفرقه را در داخل می‌گیرد؛ دوم، از مظلوم و انسان‌های بی‌گناه دفاع می‌کند که در مقابل صهیونیست‌ها و آمریکایی‌های خبیث قرار دارد.

اگر خوب به مردم خیابان نگاه کنیم، «یَدُاللَّهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ» را که به پشتیبانی و لطف بر سر آنها کشیده می‌شود، می‌توانیم ببینیم. دست خدا را بالای سر مردم به‌پاخاسته کاملاً می‌شود دید. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه یکصد و بیست و هفتم فرمودند: «وَإِنَّ یَدَ اللَّهِ مَعَ الْجَمَاعَةِ». این جماعتی که با هم یک حرف را می‌زنند، یک مسیر را می‌روند و یک خواسته دارند.

اجتماع خیابان باید پیوندهای اجتماعی در خانواده، در محله و در مساجد را تقویت بکند؛ جنگ روانی و رسانه‌ای دشمن را که این روزها روی اقتصاد و معیشت متمرکز شده، خنثی بکند.

الان می‌بینید و می‌شنوید. جالب است؛ از اول انقلاب تا امروز ما در تحریم اقتصادی هستیم. فشار اقتصادی داشتیم، نتوانستند کاری بکنند. این فشار بوده است دیگر؛ از اول انقلاب بود، در یک مقطعی بیشتر، در یک مقطعی کمتر، ولی همیشه بوده است.

بعد گفتند حالا که نمی‌توانیم با اقتصاد اینها را از پا دربیاوریم، پس جنگ راه بیندازیم. جنگ را از دفاع مقدس بگیرید، جنگ‌های خیابانی و بلواها و اینها را بگیرید، تا همین جنگ‌هایی که اخیراً در این دو سال انجام شد. دیدند موفق نمی‌شوند و کاری از پیش نمی‌برند؛ دوباره حالا گفتند برمی‌گردیم به جنگ اقتصادی.

یک عده می‌گویند دوباره جنگ اقتصادی؟ نه، جنگ اقتصادی بود. مطلب جدیدی نیست. در طول این سال‌ها ما تحت فشار اقتصادی بودیم. عرض کردم، حالا کمی گسترده‌تر، کمی شل‌تر، گاهی سفت‌تر. خوف نباید کرد.

حالا می‌گویند «آزموده را آزمودن خطاست». چه فکری کرده این قمارباز؟ مردم ما همه اهل محرم‌اند؛ در زمانش، آنجا که باید بجنگند و مبارزه کنند، و هم اهل رمضان‌اند، روزه می‌گیرند؛ اما تن به ذلت نمی‌دهند.

عده‌ای هم به بهانه محاصره اقتصادی، عرض می‌کنم که در این سال‌ها کم و زیاد در آن قرار داشتیم، ساز سازش کوک نکنند. چقدر افق دید یک عده‌ای کوچک و همت آنها کم و پایین است. این روزها حرف‌هایی می‌شنویم که تأسف می‌خوریم. چرا این افراد اصلاً مسئولیت دارند در جمهوری اسلامی؟ چه کسانی جای چه کسانی قرار گرفتند؟

یکی می‌گوید: انتقام درست است؛ باید انتقام هم بگیریم و باید دنبال بشود، اما پوشک بچه گران شده! حاضر است امت به خاطر گرانی دست از آرمانش بکشد. یا دیگری زیرکانه از عواطف و احساسات مردم نسبت به امام شهید استفاده می‌کند که اگر کار دستم بود و می‌دانستم رهبر را شهید می‌کنند، دست از غنی‌سازی می‌کشیدم. اولاً خدا را شکر که کاری در دست تو در این قسمت نبوده؛ ثانیاً دست از منطق ذلت و خواری بکشید، در مسیر منطق عزت و اقتدار قدم بردارید، از امت مبعوث‌شده عقب نمانید.

متأسفانه افراد غرب‌زده این زمینه فکری را دارند که آمریکا حق دارد، می‌تواند هر وقتی که اراده کرد بگوید ما چه چیزی داشته باشیم و چه چیزی نداشته باشیم. اینها این‌جوری‌اند. ما هم نباید هزینه را بالا ببریم. می‌گویند چه داعیه‌ای داریم هزینه را بالا ببریم؟

این حرف که نباید هزینه را بالا ببریم، تبعات خطرناکی دارد. نمی‌دانم می‌فهمند چه می‌گویند؟! او که می‌گوید باشد؛ تو نزن. من کنار می‌گذارم غنی‌سازی را، چون هزینه‌مان بالا می‌رود. آخر این گفتمان کی تمام می‌شود؟ آخرِ این حرف کجاست؟ آیا اگر هسته‌ای و غنی‌سازی و تنگه و ده‌ها دستاورد، حتی کشور را تجزیه هم بکنیم، خردش بکنیم که آنها راضی بشوند، کار تمام است؟ دست از سر ما برمی‌دارند؟ این چه حرفی است که زده می‌شود؟

بیایید در مسیر و مدار مردم مبعوث‌شده حرکت کنید، قدم بردارید که با تمام سختی‌های معیشتی و گرفتاری‌های متعددی که دارند، شش ماه است لاینقطع در خیابان هستند که دست شما پُر باشد و از این حرف‌ها نزنید.

رؤسای قوا، این افراد را از اطراف خودشان دور کنند. مردم هزینه‌های لازم را پرداخت کرده‌اند و هرگز زیر بار ذلت و خواری و حقارت نخواهند رفت. به حرف مردم مبعوث‌شده و رهبر انقلاب گوش کنید. برای رسیدن به اهداف بی‌ارزش دنیایی که دارید، چندصدایی راه نیندازید.

مسئولین اجرایی، مواظب تصمیمات خودتان باشید که چه تبعاتی دارد. مثلاً اجازه واردات ماشین گران‌قیمت در این شرایط، اولویت کشور است؟ یا بعضی می‌خواهند اختلاف طبقاتی و جنگ فقیر و غنی راه بیندازند؟ اتحاد مقدس و وحدتی که بین مردم وجود دارد را نباید خراب کرد؛ نباید تضعیفش کرد؛ به هیچ وجه. تضعیف و به هم زدن اتحاد مردم مبعوث‌شده، غیر از خلاف شرع بودن، خلاف عقل و مصلحت است.

نباید با عملکرد خود مردم را مأیوس کنیم. چرا اجازه جولان و سخن‌پراکنی به فتنه‌گران داده می‌شود و دوباره، به خیال خودشان، فرصتی پیدا کردند و با قیافه دلسوزانه برای نظام می‌خواهند خودشان را سفید کنند؟ مردم ما فراموش نمی‌کنند. همین‌ها که از خون سخن می‌گویند، کشور را تا مرز سقوط پیش بردند؛ با تئوریسین‌های غربی برای نابودی کشور پشت پرده قرار و مدار گذاشتند؛ دنبال انقلاب رنگی بودند در کشور؛ خیمه امام حسین علیه‌السلام را به آتش کشیدند. حالا دلشان برای جمهوری اسلامی سوخت؟ با بیان دیگری دارند دعوت به اغتشاش و فتنه دیگری می‌کنند. مردم ما هوشیارند و همان‌طوری که در نه دی چشم فتنه را پر کردند، اجازه هیچ حرکت مجددی به هیچ فتنه‌گری نخواهند داد.

عزیزان ما حواسشان باشد که این گروه در جمع وفاق قرار نمی‌گیرند، چون وفاق محور می‌خواهد. همه قائل به این هستیم که بدون محور که نمی‌شود حول چیزی چرخید. اتحاد و وحدت محور می‌خواهد و هر محوری غیر از ولایت مردود و مورد قبول نیست. رهبر شهید ما تکلیف این گروه را برای همیشه مشخص کردند. اجازه فعالیت به آنها نباید داده بشود.

وقتی از وفاق صحبت می‌کنیم، یعنی همه افراد، در هر امری، در هر جایی و در هر کاری که هستند، باید همراه باشند؛ نه اینکه به یک سمت فقط حرکت کرد. می‌بینیم عده‌ای با همین عنوان، دائم به یک طرف می‌افتند. بحث از چادر می‌شود، چیز دیگری می‌گویند. ببینید، بحث حجاب بحث مفصل خودش را دارد. آن چیزی که مورد نظر است، پوشش است و آن پوشش باید باشد. یک مقطعی هم راجع به چادر گفته می‌شد که به عنوان حجاب برتر مطرح می‌شود، اما امروز مسئله چادر از حجاب برتر و از این اسامی و این‌گونه گفتن بالاتر رفته و نقش هویتی پیدا کرده است برای ما. هویت تشیع و شیعه الان در گرو همین مسئله است. لااقل حول این هویت شیعی و انقلابی در اینجا وفاق داشته باشید.

عرض ما این است که همان‌طوری که صدای یک سلبریتی، گاهی که پایبندی کاملی هم به دین و ارزش‌های انقلابی ندارد، معیارش فقط تعداد لایک‌هایی است که در آن صفحه‌اش می‌خورد و هرچه بالاتر برود، بیشتر خوشحال می‌شود، صدای او را می‌شنوید؛ لااقل صدای میلیون‌ها نفر مردم مسلمان و معتقد و متدین و ارزش‌های دینی که دغدغه‌مند عفت و حیا و ناموس و خانواده هستند را هم بشنوید و نسبت به این جنگی که موریانه‌وار وارد شد و امروز عیان عملیات می‌کند، مسامحه نکنید و بی‌تفاوت نباشید. معنا ندارد که مسئول کشور در مقام سخن، راجع به حجاب و راجع به چادر موضع‌گیری داشته باشد. این حرف درستی نیست که ما این را هم نمی‌پذیریم.

غیورانه باید وارد شد؛ لااقل مثل شهید رئیسعلی دلواری، رضوان خداوند بر او، سردار بزرگ مبارزه با استعمار انگلیس در جنوب ایران، که یکی از افراد مورد نیاز هر منطقه‌ای است که درست بفهمد و به‌موقع عمل بکند. دوازدهم شهریور، سالگشت شهادت این بزرگوار، روز مبارزه با استعمار انگلیس نامیده شد تا از غیرت و شجاعت و ایستادگی مردم ایران در مقابل قدرت‌های استعماری تقدیر بشود. یاد او را گرامی می‌داریم و برای بقیه سرداران بزرگ ایران که در طول تاریخ، به‌خصوص در این یک سال و اندی گذشته، به شهادت رسیدند، از خدای تعالی طلب رفعت مقام می‌کنیم.

ماهیت استکبارستیزی مردم ایران که اجازه دخالت بیگانه در امور داخلی و سرنوشت کشور را نمی‌دهند، در مقاطع خاص، خودش را نشان داده است. یکی از آن زمان‌ها، همان جنگ جهانی اول است و قصه رئیسعلی دلواری و دستور و فتوایی که آیت‌الله لاری دادند و آن جریانی که اتفاق افتاد و طومار دشمن و این انگلیسی‌ها در جنوب کشور پیچیده شد.

یکی هم همین روزهایی است که الان در آن قرار داریم که حضور مردم در خیابان همین پیام را دارد که اجازه دخالت به بیگانه نمی‌دهیم. دشمن تا دندان مجهز در مقابل ما باشد و هر روز یک رنگی از تجهیزات خودش را به رخ ما بکشد، اما آن چیزی که قدرت استکباری جهان را در هم می‌شکند و تا امروز آبروی استکبار را برده، ایمان به هدف و وحدت و اتحاد ملی بوده است.

من چون فرصت گذشت، راجع به وقف می‌خواستم صحبتی بکنم، چون روز وقف هم هست که حالا برادر بزرگوارمان، مدیرکل وقف، نکاتی را خدمت شما ارائه کردند. در یک فرصت دیگری بیان می‌کنم. یکی هم راجع به بانکداری اسلامی که مطالبی را نوشتم که حالا در جای دیگری، ان‌شاءالله، خدمت شما ارائه می‌دهم.

اما یک نکته‌ای را می‌خواهم شروع بکنم، چون این هم مهم است: پدیده نفوذ و تذکر مکرر رهبر شهید که آن را به عنوان خطر بزرگ می‌دانستند. بحث مفصلی است؛ یعنی در یک خطبه نمی‌شود به آن پرداخت، اما باید مطرح بشود. ولو در چند نوبت، آرام‌آرام، من این بحث‌ها را مطرح خواهم کرد. به حول و قوه الهی، پنج دقیقه، شش دقیقه در هر خطبه، اشاراتی را خواهم داشت.

به طور کلی، نفوذ یک وقت در عرصه بین‌المللی است که این دو شکل اصلی دارد: نفوذ موردی و نفوذ جریانی. خوب عنایت داشته باشید. نفوذ موردی، از آن جاسوس بیرون می‌آید. همین جاسوس‌های رسمی؛ دشمن یک نفر را جاسوس خودش می‌کند، به او پول می‌دهد، امکانات می‌دهد، آموزش می‌دهد تا او مثلاً در مصالحی که او در نظر گرفته، اقدام بکند. این جاسوس گاهی ترور می‌کند، گاهی شایعه‌پراکنی می‌کند، اقدامات را که آن طرف مقابل از او می‌خواهد، انجام می‌دهد.

یک وقت هم کار عمیق‌تر است؛ نفوذ جریانی است. جنگ شناختی است. شکل پیچیده‌ای از نفوذ است که بر ذهنیت‌ها و باورها و تصمیم‌سازی‌های کشور هدف تأثیر می‌گذارد. این نفوذ، فرایند بلندمدتی است. برخلاف آن که کوتاه‌مدت است، موردش اینجا طولانی است. از طریق شبکه‌سازی رسانه‌ای، فضاهای مجازی و جریان‌های فکری، اقدامات خودش را انجام می‌دهد. آرام و بدون جلب توجه، باورهای جامعه را تغییر می‌دهد.

شما مثلاً چهل سال قبل تصور داشته باشید حجاب چطور بود. چهل سال قبل، اگر تصویری از یکی از خیابان‌های شهر را به شما نشان می‌دادند که چهل سال بعد خیابان این‌جوری می‌شود، باورتان نمی‌شد؛ اما شد. نفوذ این‌جوری است. کارش را آرام، بدون جلب توجه، انجام می‌دهد و باورهای جامعه را تغییر می‌دهد.

طرف پاسدار بوده مثلاً، از ارزش‌ها دفاع می‌کرده، جبهه رفته، مجروح شده؛ یک‌دفعه می‌بینید که در مقام بیان، یک حرف‌هایی را می‌زند که شبیهش را این بوق‌های تبلیغاتی بیگانه می‌زنند. مثال گفتم، نه اینکه قاعده باشد، یا هر کسی روحانی بوده و از اسلام دفاع می‌کرده؛ یک‌دفعه می‌بینید یک حرف‌هایی می‌زند که کلاً ربطی به اسلام ندارد.

نفوذ جریانی از نفوذ موردی بسیار خطرناک‌تر است. توصیه می‌کنم بیانات آقای شهیدمان را در آذر سال نود و چهار، یک دور مطالعه کنید که با این صحبت‌هایی که بنده می‌کنم، ذهنتان آشناتر باشد. آذر سال نود و چهار ایشان سخنرانی دارد. در آنجا مطالبی را فرمودند؛ دنبال بکنید.

گاهی دشمن بیست سال، سی سال سرمایه‌گذاری می‌کند؛ یک شخصی را در رأس دستگاهی قرار می‌دهد. آن شخص دارای گفتمان می‌شود، عده‌ای را هم با خودش همراه می‌کند تا بتواند در آن بزنگاه‌ها اهداف خودش را پیش ببرد. لذا من در هر نوبتی به بخشی از این نفوذ اشاره خواهم کرد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾