۱۴۰۵/۰۱/۲۸

سردبیر

وحدت و همدلی اهل ایمان، برای لشکر شیطان خطرناک است

متن کامل خطبه نماز جمعه 28/01/1405

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین از تمام فرصت‌هایی که در اختیارشان هست، برای کسب فضایل اخلاقی استفاده می‌کنند. امیرالمؤمنین، سلام‌الله‌علیه، در نامه‌ی سی‌ویکم به امام مجتبی، علیه‌السلام، فرمود: «أَيْ بُنَيَّ إِنِّي لَمَّا رَأَيْتُنِي قَدْ بَلَغْتُ سِنّاً وَ رَأَيْتُنِي أَزْدَادُ وَهْناً بَادَرْتُ بِوَصِيَّتِي إِلَيْك» ای پسرم، هنگامی که دیدم سالیانی از عمر من گذشته و توانایی‌ام رو به کاستی رفته است، و بیماری و ضعف بدنی بر من غلبه یافته، در نوشتن وصیتی برای تو شتاب کردم.

البته عبارت «أَيْ بُنَيَّ إِنِّي لَمَّا رَأَيْتُنِي… » در برخی نسخه‌ها به گونه‌ای دیگر آمده است، اما من همین نسخه را مناسب‌تر دیدم و آن را برای شما می‌آورم. ایشان فرمودند: وقتی دیدم سنم گذشته و به پیری نزدیک می‌شوم، خواستم برای تو وصیتی بنویسم. «وَ أَوْرَدْتُ خِصَالًا مِنْهَا قَبْلَ أَنْ يَعْجَلَ بِي أَجَلِي دُونَ أَنْ أُفْضِيَ إِلَيْكَ بِمَا فِي نَفْسِي» پیش از آن‌که اجل فرا رسد و رازهای درونی‌ام را به تو منتقل نکرده باشم، ارزش‌های اخلاقی را برایت برشمردم و توضیح دادم.

«أَوْ أَنْ أُنْقَصَ فِي رَأْيِي كَمَا نُقِصْتُ فِي جِسْمِي أَوْ يَسْبِقَنِي إِلَيْكَ بَعْضُ غَلَبَاتِ الْهَوَى وَ فِتَنِ الدُّنْيَا» دیدم که در جسمم نقص و ضعف پیدا شده و بیم آن دارم که ذهنم نیز دچار کاهش و فراموشی گردد، پیش از آن‌که خواهش‌ها و دگرگونی‌های دنیا به تو هجوم آورند.

«فَتَكُونَ كَالصَّعْبِ النَّفُورِ وَ إِنَّمَا قَلْبُ الْحَدَثِ كَالْأَرْضِ الْخَالِيَةِ مَا أُلْقِيَ فِيهَا مِنْ شَيْءٍ قَبِلَتْهُ» تو نیز در معرض تغییر و خواهش‌های درونی هستی. شاید پذیرفتنت در آینده مانند امروز نباشد. من در حال کاهش و ضعفم، و تو در حال رشد و حرکت.  تو هم نوجوان هستی و آمادگی پذیرش حق را داری؛ پس به تعلیم و تربیت تو پرداختم قبل از اینکه دلت سخت شود و فکرت به امور دیگری مشغول شود.

چون جوان بیشتر آمادگی پذیرش دارد به علاوه اینکه آلودگی هایش کمتر است. جوان سیزده چهارده ساله با کسی که سی ساله شده خیلی فرق دارد. در پذیرش مطلب خیلی فرق دارند. در پذیرش مطلب قلبش هنوز آن سختی را به دست نیاورده است و به علاوه اینکه هنوز مشغولیتی ندارد و ذهنش مشغول مشکلات زندگی و هزینه ها و خرج و مخارج نشده است.

بعد حضرت اشاره می کنند به استفاده از تجارب دیگران که آن چیزی که من با زحمت به دست آوردم آن را دارم در اختیار آیندگان قرار می دهم که اینجا هم باز نکته دارد.

باید خیلی مواظب باشیم که از کنار موعظه ها بی تفاوت عبور نکنیم. کسی که بی تفاوت عبور کند و توجه نمی کند این شخص آرام آرام روحیه پذیرش حق را از دست می دهد. اینجا امام خیلی لطیف دارند به این نکته اشاره می کنند که اگر به آن چیزی که من به تو می گویم توجه نداشته باشی آن موقع دیگر نمی توانی حق را بپذیری. تذکر می دهند که تاریخ گذشتگان مطالعه شود و از آن چیزی که بر آنها رفته است شما مطلع شوید و عبرت بگیرید.

ایشان عبارت جالبی دارد می فرماید «اَی بُنَیَّ» و همیشه هم همین طور فرمودند یعنی عزیزم، دلبندم، فرزندم که در این عبارت کمال عاطفه هست. می فرماید «أَيْ بُنَيَّ إِنِّي وَ إِنْ لَمْ أَكُنْ عُمِّرْتُ عُمُرَ مَنْ كَانَ قَبْلِي فَقَدْ نَظَرْتُ فِي أَعْمَالِهِمْ وَ فَكَّرْتُ فِي أَخْبَارِهِمْ وَ سِرْتُ فِي آثَارِهِمْ حَتَّى عُدْتُ كَأَحَدِهِمْ» پسرم فرزندم درست است که من به اندازه پیشینیان عمر نکردم -عمر دنیا نه هزار سال است از حضرت آدم تا الان حدودا- اما در کردارشان نظر کردم. در اخبارشان اندیشه کردم افکارشان را دیدم در آثارشان سیر کردم کان یکی از آنها شدم؛ چون هر کسی تاریخ امتی را می خواند انگار با آن امت زندگی کرده است. گویا از اول تا پایان عمرشان با آنها بودم. انگار یکی از آنها شدم. این خاصیت مطالعه تاریخ است و اطلاع از سرنوشت گذشتگان. شما وقتی تاریخ بخوانید انگار که با آن امت یک دور زندگی کرده اید.

خلاصه می فرماید من همه این ها را بررسی کردم و آنچه سود دارد را جدا کردم و عمری تاریخی را بررسی کردم و خوبی ها و زیبایی هایش را گرفتم و همه این خوبی ها و زیبایی ها را آوردم که به تو بدهم؛ چون صلاح تو را می خواهم. تو فرزند من هستی که بهترین خوبی ها را برای تو می خواهم. خیلی مهم است که قدر این وصیت را بدانیم. چون امام علیه السلام کانه می گوید همه عمر خودم را پای این چند جمله گذاشته ام و اندوخته کردم و حالا همه این اندوخته را می خواهم در اختیار شما بگذارم.

این درس است که امیرالمومنین به ما می دهند که فرزندانمان را در آن زمانی که قلبشان پاک و زلال است رها نکنیم و به تربیت آنها بپردازیم؛ ولی ما می گوییم بچه است بگذار بچگی اش را بکند. بعد که بزرگ شد دیگر چیزی از ما قبول نمی کند. چرا اهل بیت به ما گفتند ما از پنج سالگی فرزندانمان شروع می کنیم شما از هفت سالگی آنها شروع کنید! وقتی قلب صاف و پاک است اگر شروع کنید به تربیت، او می پذیرد اما وقتی سنش رسید به جایی که دیگر خودش باید تصمیم بگیرد آن موقع دیگر نباید اصراری داشته باشید. آنجا فقط دیگر از باب امر به معروف و نهی از منکر است.

این ها مقدمه بود تا به اصل پندنامه بپردازیم. در همین مقدمه امیرالمومنین نکات نغزی را فرمودند که می شود به آن پرداخت و نکات مهمی را به دست آورد و به ما یاد می دهد که وقتی دارید موعظه می کنید بدانید که شنونده این مواعظ چه کسی است و در چه سنی باید چه چیزی را گفت و شنونده چه ظرفیتی دارد.

از اینجا حضرت شروع می کنند به صورت تفصیل به بیان مواعظشان؛ و حضرت اول از قرآن شروع می کنند. می‌فرمایند تصمیم گرفتم که قبل از هر چیزی حقایق قرآن و حلال و حرام و احکام دین را به تو آموزش دهم. تک تک مطالبی که امام فرمودند پند است که در نوبت بعدی با قید حیات آنها را مطرح می کنیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا به مقدار ضرورت سخن می‌گویند. مولانا امیرالمؤمنین علیه‌السلام در حکمت سیصد و هشتادودو از حکم نهج‌البلاغه فرمودند: «لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ، بَلْ لَا تَقُلْ كُلَّ مَا تَعْلَمُ؛ فَإِنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَى جَوَارِحِكَ كُلِّهَا فَرَائِضَ يَحْتَجُّ بِهَا عَلَيْكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» خیلی عبارت قشنگی است. توصیه می‌کند امیرالمؤمنین که آنچه را نمی‌دانی نگو بلکه همه آن چیزی را هم که می‌دانی نگو. چرا اصلاً حرف بزنی؟! اندازه حرف بزن.

می‌فرماید: زیرا خدای بزرگ بر اعضای بدنت چیزهایی را واجب کرده که از آن‌ها در روز قیامت بر تو حجت می‌آورد. یکی زبان است. خیلی از گرفتاری‌های افراد از همین‌جا شروع می‌شود. چیزهایی را که نمی‌دانند درباره‌اش حرف می‌زنند و اظهارنظر می‌کنند. همین روزها و شب‌ها می‌بینید همه راجع به همه موضوعات صحبت می‌کنند، نظر هم می‌دهند. خوب نیست. بالاتر اینکه مگر انسان هر چیزی را که می‌داند می‌گوید؟ خیلی چیزها را بلدیم مگر همه‌چیز را باید بگوییم؟ این هم نهی شده. روز قیامت هر دو مورد سؤال است. یک مقدار این زبانمان را در خزینه کنیم و نگهداری و حفاظت گفتار داشته باشیم. آدم هر چیزی را که می‌داند نمی‌گوید. خدای تعالی همه‌ی ما را موفق به کنترل زبانمان بکند.

پیشاپیش حلول ماه ذی‌القعده الحرام را تبریک عرض می‌کنم. ماهی است که مرحوم سید بن طاووس رحمه الله علیه در فضیلتش می‌گوید ماهی است که به هنگام شدت و گرفتاری زمان خوبی برای دعاست؛ و برای رفع ستم و ظلم و دعا بر ضد ظلم مؤثر است. این ماه را ماه اجابت دعا نامیدند؛ یکی از سنت‌های دینی ما رسم چله‌گیری است. تنها چله ای که در قرآن از او نام برده شده و بزرگان بر او تأکید کردند چله موسوی یا اربعین کلیمی است که از اول همین ماه ذی‌قعده شروع می‌شود تا عید قربان؛ لذا با توجه به اینکه ستمگرانی ما را احاطه کردند و ظلم و ستم‌های مستمری بر ملل مسلمان واقع ‌شده و می‌شود از فرصت ماه ذی‌قعده و دعاهای این ماه و آن توصیه‌هایی که رهبر شهیدمان کردند غافل نباشیم.

نمازی دارد که به نماز یکشنبه‌ها معروف است؛ البته این نماز فقط برای یکشنبه‌های ماه ذی‌قعده نیست؛ در همه ماه‌ها می‌شود خواند. نماز یکشنبه‌ها که نماز توبه است را می‌شود در ماه‌های دیگر هم خواند. رسول خدا برای او ثواب‌های ویژه و ثواب‌های فراوانی گفتند که از عبادات استینافی است؛ یعنی از نو نوشتن. این نماز به‌قدری مهم است و بافضیلت است و خداپسندانه است که هم برای فرد و هم برای جامعه نقش اصلاح گری و تطهیر دارد و انجام دهنده‌ی این نماز مشمول لطف و رحمت خاص خدای تعالی قرار می‌گیرد. در عبارات دارد که از همه گناهانش خارج می‌شود مثل روزی که تازه از مادر متولد شده و به او خطاب می‌شود که ای بنده خدا تو الان پاکی از اول اعمالت را شروع کن از امروز شروع کن.

این عبادت یک ویژگی دیگر هم دارد که کاستی‌های عمل را هم جبران می‌کند؛ یعنی اگر نقصی باشد آن نقص‌های معنوی را جبران می‌کند. شبیه نماز جمعه است. نماز جمعه هم‌چنین نقشی دارد. در روایت دارد: «مَن أتَى الجُمُعَةَ إيمانا و احتِسابا استَأنَفَ العَمَلَ» کسی که روز جمعه به نماز جمعه آمد و با ایمان بود کأن از مادر تازه متولد شد. از نماز جمعه که برگشت اعمالش را تازه از نو شروع کند.

در دیداری که خدمت امام شهید بودیم رضوان خدا بر او فرمود: هم برای خودمان استغفار کنیم هم به مخاطبینمان استغفار را یاد بدهیم. من علت اینکه این بحث را امروز یک مقدار بیشتر گفتم ریشه‌اش همین صحبت ایشان بود. به همه یاد بدهیم که چگونه استغفار کنیم. یکی از اعمال مهم که دفع شر و بلا می‌کند همین استغفار کردن برای خود و دیگران است. «استغفر الله لی ولکم» خطیب هم مستحب است که این را بگوید.

در این ماه که ماه توسل هم هست خیلی توسل داشته باشید. توسل به حضرت رضا علیه‌السلام که این ماه اتفاقاً همه‌اش به امام رضا متصل است. این ماه، ماه امام رضاست. اول ماه که ولادت کریمه اهل‌بیت فاطمه‌ی معصومه سلام‌الله‌علیها است و آغاز دهه کرامت و پنجم ماه روز ولادت صالح بن موسی است؛ و ششم ماه روز ولادت احمد بن موسی و آخر ذی‌قعده روز شهادت امام جواد علیه‌السلام است؛ همه‌ی این ماه به امام رضا علیه‌السلام بستگی دارد. توسل به امام رضا را رها نکنید.

روز ولادت حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها را روز دختر نامیدند تا از جایگاه ویژه‌ای که ایشان در فرهنگ اسلامی دارد گفت‌وگو شود. رسول خدا فرمود: از مبارکی زن این است که فرزند اول او دختر باشد. خیلی حدیث قشنگی است. خانمی که فرزند اولش دختر است زن مبارک و نیکویی است. ازنظر اسلام دختران محور عاطفی خانواده و شخصیتی مهربان و باگذشت و مسئولیت‌پذیرند. این را از مجموعه روایات و معارف دینی برای شما گفتم. دختران در خانواده فضا را پر از محبت و امنیت روحی می‌کنند؛ لذا در فرهنگ دینی ما به‌عنوان حسنات الهی از آن‌ها نام ‌برده می‌شود.

البته دختر به خاطر اینکه زودتر به تکلیف می‌رسد شاید دارای استعداد بیشتر معنوی هم باشد؛ از جهت به دست گرفتن مسئولیت‌های اجتماعی هم شاید از جهاتی مقدم باشد؛ و الگوهایشان هم حضرت زهرای اطهر و فاطمه معصومه و زینب کبری هستند. لذا می‌توانند در مدیریت بحران و ایجاد همدلی و ارتباط مؤثر و ایجاد خانواده مقاوم در برابر مشکلات نقش محوری داشته باشند.

برای اینکه بتوانند به این جایگاه برسند البته نقش خانواده و آموزش‌وپرورش خیلی مهم و اساسی است که این‌گونه نسل تربیت شود. الان وضعیت اجتماعی را بعضاً می‌بینید نسبت به دخترانمان و بانوان آن چیزی که اسلام می‌خواهد نیست که باید تشکل‌های مذهبی دخترانه مثل انجمن‌های قرآنی دختران و گروه‌های فرهنگی جهادی دختران و امثال این‌ها جهت نقش‌آفرینی بیشتر در عرصه‌های نقش‌آفرین اجتماعی در کنار نقش‌های مقدسی چون دختری و خواهری و همسری و مادری برایشان فراهم شود.

حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها یک نمونه از جمع بین معنویت و مسئولیت‌پذیری برای بانوان و دختران است. حرکت او از مدینه به ایران در حمایت از امام رضا علیه‌السلام ازیک‌طرف و بعد تبیین معارف دینی که حضرت به شبهات مردم پاسخ می‌داد و بعد ایجاد شبکه ارتباطی بین شیعیان که ایشان مقدماتش را چید. هفده روز هم بیشتر در قم نبود اما کاری شد در آنجا که شهر قم به‌عنوان پایگاه تشیع و عش آل محمد استقرار پیدا کرد.

مثل هجرت امام رضا علیه‌السلام و فرزندان موسی بن جعفر سلام‌الله‌علیه و حضرت عبدالعظیم حسنی که همگی‌شان به ایران آمدند و بعد انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی مقدمه‌ای شد که ایران محور جریانات آخرالزمانی شود و پایگاه و مقدمه‌ای باشد برای ظهور ولایت عظمی و ایجاد تمدن نوین که بارقه‌های او را امروز می‌بینیم؛ و این اتحاد و انسجام بی‌نظیری که در بین مردم ما و وحدت الساحات در محور مقاومت ایجاد شده، ریشه‌اش همین هجرت تمدنی است.

امام رضا و حضرت معصومه و امام‌زاده‌ها همه آمدند ولی این یک سلسله و یک جریان تاریخی است؛ و بناست اتفاقاتی در این منطقه بیفتد و این پیام را می‌دهد که به‌زودی دست مستکبرین و ظالمان از این منطقه کوتاه و غده سرطانی از بین خواهد رفت؛ که بحمدالله یکی از آثار او را دیشب دیدید که برای بار دوم آمریکا عقب‌نشینی کرد و رژیم صهیونیستی خوار شد. خسارت می‌زند، لگد می‌زند، آزار دارد، اما عملیات و عقب‌نشینی‌هایی که صورت می‌گیرد بسیار مهم است.

امروز در یک برهه مهمی از تاریخ قرار داریم. جبهه حق و باطل به معنای اتم کلمه در مقابل هم ایستادند و مبارزه‌ای شدید و گسترده دارند. توانمندی‌های جبهه حق و مقبولیتش در بین ملت‌ها بی‌نظیر است. سابقه نداشته است. توان داخلی و اقتدار جهانی در حد بالاست. هرکس به‌اندازه کمی از وجدان برخوردار باشد یا با دین آشنایی داشته باشد از جبهه حق دفاع می‌کند؛ لذا می‌بینید پاپ هم دفاع می‌کند؛ رئیس‌جمهور آمریکا را فاسد و ظالم و تبه‌کار می‌داند؛ می‌گوید من با او مبارزه می‌کنم. همین مقدار ورود ایشان هم جای تشکر و تقدیر دارد.

از طرف دیگر جبهه‌ی باطل که قدرت‌های غربی و استکباری هستند نشانه‌های شکستشان در میدان‌های مختلف عیان است. جبهه‌ی باطل با محوریت رژیم منحوس کودک کش به‌عنوان خط مقدم با پشتیبانی آمریکای سفاک و پلید تلاش می‌کند تا با حمله به ظلم‌ستیزان و محور مقاومت و جبهه مقاومت سلطه خودش را حفظ کند. امید این را دارد که پیروز هم بشود اما جبهه حق به رهبری جمهوری اسلامی با اقتداری بی‌نظیر در همه میدان‌ها در برابر این تهاجم ایستاده و دست برتر را هم در اختیار دارد؛ و بر اساس صریح قرآن که در آیه یک‌صد و نودوسه سوره مبارکه بقره فرمود «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ» تا از بین رفتن کامل فتنه استکباری به مبارزه خودش ادامه خواهد داد.

آمریکا در تله‌ای خودساخته گرفتار شده؛ نه در جنگ پیروز شده و نه می‌تواند از مذاکرات امتیاز بگیرد. همه‌ی محاسباتش هم غلط است. همین محاصره‌ی دریایی هم غلط دیگری است که کرده و گرفتاری خودش را بیشتر کرده است. ازاینجا هم مفتضحانه عقب‌نشینی می‌کند؛ کما اینکه الان این محاصره‌اش هم نقشی نداشته و باز کشتی‌ها می‌روند و می‌آیند. ما نه میلیون بشکه در همین محاصره فروختیم.

هدف اسلام از جنگ کشورگشایی و کسب غنائم و انتقام‌گیری نیست؛ و هدف جنگ همان‌طور که قرآن فرمود «حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ» است. برچیده شدن بساط کفر و شرک و ظلم است؛ و این دستور الهی است؛ لذا اگر فتنه دشمن تمام شد وظیفه جبهه حق هم تمام شده است. آتش‌بس واقعی بر اساس منطق قرآن همین است؛ یعنی وقتی فتنه تمام شد و ریشه‌اش کنده شد و آثار وجودی‌اش از بین رفت آن موقع جنگ هم تمام می‌شود.

البته سردمداران رژیم صهیونیستی اصرار بر جنگ با محور مقاومت دارند. دلیل آن‌ها هم در یک کلمه این است که می‌گویند برای بقا و حفظ موجودیت خود می‌جنگیم. این را خوب درک کردند که در مسیر نابودی قرار گرفتند و همه تهدیدها هستی آن‌ها را نشانه رفته است. این را خوب فهمیدند؛ و به همان‌جا هم ختم می‌شود که امام شهیدان با نگاه موحدانه خود و آنچه از قرآن و عترت دریافت کرده بود فرموده بود که اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود و ادامه‌ی همین بیان را هم امام شهید در زمان خودش فرمود که رژیم صهیونیستی بیست‌وپنج سال آینده را نمی‌بیند.

لذا تمام شواهد و قرائن نشان می‌دهد که این حیوان‌های انسان‌نما و خبیث و سفاک نمی‌توانند تهدیدهایی که موجودیت آن‌ها را نشانه گرفته خنثی کنند و به‌زودی با خواری و ذلت نابود خواهند شد. باید این را بفهمند که ایران یک منطقه بین مناطق سرزمینی روی کره زمین نیست. خاک و آب و جغرافیا و … هست اما بالاتر است و آن این است که ایران یک فرهنگ است. لذا اگر زمینه برای کسانی که عاشق ایران و فکر ایران هستند در خارج از مرزهای ایران فراهم شود برای عضو شدن در پویش جان فدا، آن موقع آمار را خواهید دید که چگونه بالا خواهد رفت؛ و آن آمار این حرف من را تأیید می‌کند.

تذکری بدهم. در آیه سی‌وپنج از سوره مبارکه محمد صلی الله علیه وآله فرمود: «فَلاتَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللّهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمالَکُمْ» سست نشوید و دشمنان را دعوت به صلح نکنید. درحالی‌که شما برترید و خدا با شماست و هرگز چیزی از پاداش اعمالتان را کم نمی‌کند؛ یعنی صلح خوب است وقتی‌که اهداف عالی اسلامی را تأمین بکند و حیثیت و عظمت و آبروی مسلمین را حفظ کند. صلح از روی ضعف نباشد؛ این آیه دارد این را به ما می‌گوید که تقریباً شبیه آیه شصت‌ویک از سوره مبارکه انفال است که «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» اگر دشمنان تمایل به صلح نشان دادند تو نیز اهل صلح باش و بر خدا تکیه کن؛ یعنی از موضع قدرت باشد. از موضع ضعف نباشد.

هر دو آیه دارد یک چیزی را می‌گوید که صلحی خوب است که از موضع قدرت و دست بالا باشد اولاً؛ یعنی مسلمین در اوج قدرت باشند و صلح از طرف دشمن تقاضا شود، ثانیاً بدانیم دستور به صلح و پذیرش صلح و فرمان جنگ با رسول خداست و از اختیارات رهبری است. نفرمود «فَاجْنَحْوا» فرمود «فَاجْنَحْ». ثالثاً در پذیرش صلح احتمالات فراوانی وجود دارد و خطر توطئه و زخم‌زبان هست. باید بر خدا توکل کرد؛ لذا در نامه پنجاه و سوم از نامه‌های امیرالمؤمنین که به مالک اشتر است، فرمود بعد از صلح مواظب نیرنگ دشمن باش چون گاهی نزدیک شدن دشمن برای غافلگیری ماست.

الان در یک جنگ نامتقارنی قرار گرفتیم. جنگ نامتقارن جنگ خاصی است. طبق بررسی‌های مفصل و تحقیقات ویژه بعد از جنگ سی‌وسه روزه بین لبنان و اسرائیل، صهیونیست‌ها انجام دادند؛ حالا مقدمات چگونه بوده بماند. آن‌ها بعد به این نتیجه رسیدند که جنگ نامتقارن که محور مقاومت انجام داد برتری نظامی اسرائیل را خنثی کرد.

جنگ نامتقارن چیست؟ امام شهیدمان تعریف کردند که جنگ نامتقارن معنایش این است که یک‌طرف جنگ از وسایل و ابزارها و امکاناتی برخوردار هست که طرف دیگر آن‌ها را ندارد. در عبارتی ایشان فرمودند که من این را بیشتر می‌خواهم عرض کنم. «معنای جنگ متقارن این است که دو طرف جنگ از منابع مختلف الحالی با هویت‌های مختلف برخوردارند. ما با استکبار جهانی در حال جنگ نامتقارنیم چرا؟ ممکن است او یک امکاناتی داشته باشد که ما نداشته باشیم اما ما هم امکاناتی داریم که او ندارد. آن امکان چیست؟ توکل! اعتماد به خدا! اعتماد به پیروزی نهایی! اعتماد به قدرت انسان! به قدرت اراده‌ی انسان مؤمن! این را ما داریم. در جنگ نامتقارن اراده‌ها هستند که باهم می‌جنگند و هر اراده‌ای غلبه پیدا کرد پیروز خواهد شد. (این را دارد آقا به ما یاد می‌دهد که در میدان، اراده را تضعیف نکنید. بعضی وقت‌ها حرف‌های بی‌ربطی می‌زنند با اظهارنظرهای نادانسته و از روی نفهمی که اراده‌ها را تضعیف می‌کند. امروز روز تضعیف اراده نیست. آقا می‌فرماید به اینکه در میدان نبرد اراده را دچار تزلزل نکنید؛ با بیان این حرف‌ها که: چرا این را گفت؟ چرا آنجا رفت؟ چرا اینجا نیامد؟ چرا نزدند؟ چرا خوردند؟ اراده را دچار تزلزل نکنید). اگر یک‌طرف جنگ در میدان نبرد اراده‌اش سست شود. قطعاً شکست خواهد خورد. نگذارید اراده‌تان سست شود. نگذارید تبلیغات دشمن و وسوسه‌های دشمن در اراده و عزم راسخ شما تزلزل ایجاد کند».

 همین تذکر را رهبری عزیزمان هم دادند. دشمن با بوق‌های تبلیغاتی خود با پروپاگاندا تلاش می‌کند که ذهن ما را، فکر ما را، اراده‌ی ما را تضعیف کند. نباید اجازه داد. فرمودند: این اراده‌ی مستحکم را نگه دارید که این ضامن پیروزی است. نماد این اراده محکم این شب‌ها و این روزها در خیابان‌هاست. نگذارید این حضور در خیابان‌ها طبق فرمان رهبر معظم انقلاب کمرنگ و سست شود. محکم و مستحکم با شعارهای دقیق و عمیق و غیر اختلاف‌برانگیز، با امید به آینده ادامه دهید.

دشمن راه مقابله با این جنگ را ندارد؛ لذا می‌بینید دست به کشتار می‌زند. در جنگ نامتقارن موفق هرگز نخواهد شد. تخریب وسیع می‌کند، خانه‌ها و بیمارستان‌ها و مدارس و زیرساخت‌ها را می‌زند، شاید بتواند ترس درست کند اما بازدارندگی هرگز نمی‌تواند درست کند و موفق نخواهد شد.

ما اگر دقت کنیم در جنگ نامتقارن حضرت آقا نکته‌ای را اشاره کردند و آن این بود که توکل و اعتماد به خدا داشته باشید؛ یعنی شناخت معنویت و توجه به معنویت. ما در ماه ذی‌قعده قرار داریم. ماه ذی‌قعده دهه اولش دهه کرامت است. نکته‌ای هم با توجه به فرصتی که داریم راجع به کرامت عرض کنم.

امام حسین علیه‌السلام فرمودند: در تحصیل کرامت‌ها رقابت کنید. «نافسوا فی المکارم» مصادیق کرامت هم فراوان است در قرآن و روایات. باید یاد بگیریم خودمان را متخلق به این کرائم بکنیم؛ مثلاً تقوا یکی از مصادیق کرامت است. دوری از گناه یکی از مصادیق کرامت است.

یکی از مهم‌ترین مصادیق او وحدت و هماهنگی اجتماعی است. همین وحدتی که دارید همین اجتماعی که دارید یکی از مصادیق کرامت است که خدای تعالی خواسته است. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: پس به پایان کار ملت‌های گذشته بنگرید در آن هنگام که به تفرقه و پراکندگی رو آوردند الفت و دوستی آنان از بین رفت و سخن‌ها و دل‌هایشان گوناگون شد از هم جدا و گروه‌گروه شدند و به جنگ با یکدیگر پرداختند. وقتی این‌طور شدند خداوند لباس کرامت خود از تنشان بیرون کرد؛ یعنی تا وقتی‌که متحدید و تا وقتی‌که باهمید تا وقتی باهم انسجام دارید در کرامت الهی به سر می‌برید.

وحدت و همدلی اهل ایمان برای شیطان و لشکر شیطان خیلی خطرناک است. تمام تلاشش این است که این وحدت را به هم بزند و اختلاف انگیزی کند. در جوامع دینی من و تویی راه بیندازد. اختلاف راه بیندازد. الان یکی از برکات این پیروزی‌هایی که هست وحدت الساحات است. الان تمام جبهه مقاومت دارد با یک فرمانده اداره می‌شود. بعضی‌ها خوششان نمی‌آید. این لشکر شیطان را اذیت می‌کند.

اهل ایمان با نورانیتی که به‌واسطه قرآن و دعا و توسل و عبادات به دست می‌آورند می‌توانند پیروز میدان‌های سخت باشند. لذا باید مواظب بود این نورانیت را به‌وسیله ظلمت گناه و اختلاف و این‌ها از دست نداد. ما در این ماه دائم این را از خدا بخواهیم.

هفته دهه‌ی کرامت اولش با حضرت معصومه شروع می‌شود. در زیارت حضرت معصومه می‌خواهیم «وَ أَنْ لاَ يَسْلُبَنَا مَعْرِفَتَكُمْ» از خدا می‌خواهم که معرفت شما رو از ما سلب نکند. «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ فَلاَ تَسْلُبْ مِنِّي مَا أَنَا فِيهِ‏» خدایا از ما سلب نکن آن چیزهایی را که در آن قرار داریم.

یکی از آن چیزها نعمت است. در دعا دارد «و لا تسلبنا نعمتك» خدا نعمت را از ما سلب نکن. یکی عافیت است «یا منان امنن علی بالعافیة فی الدنیا و آلاخره و لا تسلبینها» در کتاب اقبال این دعا را دارد که به ما منت گذاشتی به عافیت. این عافیت را از ما سلب نکن. یکی حق است؛ یقین است به ظهور امام عصر ارواحنا فداه «اللهم ولا تسلبنا اليقين لطول الأمد فى غيبته» این یقینی که ما داریم که امام زمان طول زمان دارد از ما نگیر.

یکی از محوری‌ترین نعمت‌ها نعمت ولایت است که در عید غدیر امام سجاد صورت خودشان را روی زمین می‌گذاشتند می‌گفتند «اللهم لا تسلبنی ما أنعمت به علی من ولایتک وولایة محمد وآل محمد علیه وعلیهم السلام» نعمت ولایت که از مهم‌ترین عوامل سلب نعمت، کفران نعمت است. همان‌طوری که شکر نعمت باعث حفظ نعمت می‌شود.

خلاصه غرضم این بود که ما در این ماه اگر می‌خواهیم در جنگ نامتقارن پوزه استکبار را به زمین بمالیم باید اهل دعا و عبادت و معنویت باشیم؛ و این ماه فرصت مناسبی است که این را محقق کنیم؛ و از خودمان هم دور نکنیم.

دو رویداد مهم دیگر در این هفته واقع شده که بیست و نهم بهمن است؛ و دومی دو اردیبهشت است که روز ارتش و تأسیس سپاه پاسداران است که یادآوری دوباره نقش بی‌بدیل نیروهای مسلح در حفاظت از استقلال و امنیت و عزت کشور است که ما شکرگزاری می‌کنیم. باید از رشادت‌ها و حماسه‌آفرینی‌هایی که نیروهای مسلح به‌خصوص در این دو جنگ اخیر داشتند قدردانی بکنیم و تشکر بکنیم.

ضمن اینکه باید آمادگی همیشگی را در مقابل تهدیدات پیچیده امروزی دشمن از دست ندهند. طبق دستور قرآن کریم آیه شصت سوره مبارکه انفال که فرمود: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ» آمادگی و بازدارندگی، تکلیف الهی و ملی و رمز اقتدار نیروهای مسلح است در سایه ایمان و تدبیر؛ چون تهدید همیشه هست حتی در دوران صلح هم تهدید هست؛ پس آمادگی باید همیشه باشد. البته آمادگی تنها به تجهیزات جنگی محدود نیست؛ شامل تفکر راهبردی، نوآوری در راهبردها، هماهنگی بین سازمانی و امثال این‌ها می‌شود؛ لذا باید توجه داشت. کلامی حضرت آقای شهیدمان دارند که نیروهای مسلح جزو نوامیس حتمی جامعه هستند؛ که بدون آن یک جامعه سرپا نمی‌ماند.

بازگشت بانوی بزرگوار استانمان سرکار خانم مهدیه اسفندیاری -که مدتی به جرم دفاع از حق اسیر دست کسانی بود که خودشان را طرفدار آزادی به‌خصوص آزادی بیان می‌دانند- را به کشور گرامی می‌داریم. آرزوی موفقیت بیشتر ایشان را هم داریم.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾