۱۴۰۵/۰۲/۲۵

سردبیر

نصرت الهی خواهد آمد؛ اگر جامعه دچار سستی، اختلاف و نافرمانی نشود

متن کامل خطبه نماز جمعه 25/02/1405

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا از تجربیات و هدایت‌های دیگران بهره می‌برند و استفاده می‌کنند. امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه، در توصیه‌ای که از ایشان مطرح کردیم، فرمودند به سیره سلف صالح توجه شود و بر اساس آن طی طریق شود.

در آن جلسه سه مطلب گفته شد که آخری‌اش همین طریق و راه و روش گذشتگان بود. حالا چرا ما باید در آن مسیر حرکت کنیم؟ فرمودند: «فَإِنَّهُمْ لَمْ يَدَعُوا أَنْ نَظَرُوا لِأَنْفُسِهِمْ كَمَا أَنْتَ نَاظِرٌ وَ فَكَّرُوا كَمَا أَنْتَ مُفَكِّرٌ». چون آن‌ها همان‌طور که تو در امور خودت نظر می‌کنی، در امور خودشان نظر داشتند. آن‌ها هم برای خودشان خیر و صلاح را می‌دیدند، توجه داشتند و دقت می‌کردند. همان‌طور که تو درباره خودت تفکر می‌کنی و می‌اندیشی، درباره خودشان می‌اندیشیدند.

پس چون آن‌ها هم کارهایشان را بدون توجه انجام نمی‌دادند و با توجه و اندیشه کار انجام می‌دادند، مثل خود تو، «ثمَّ رَدَّهُمْ آخِرُ ذَلِكَ إِلَى الْأَخْذِ بِمَا عَرَفُوا وَ الْإِمْسَاكِ عَمَّا لَمْ يُكَلَّفُوا». تمام تلاش آن‌ها در این بود که آن چیزی را که شناختند انتخاب کنند و آن چیزی را که تکلیف ندارند، با آن کاری نداشته باشند و از آن رو برگردانند. دنبال آن مطالبی که مکلف نبودند، نمی‌رفتند.

«فإِنْ أَبَتْ نَفْسُكَ أَنْ تَقْبَلَ ذَلِكَ دُونَ أَنْ تَعْلَمَ كَمَا عَلِمُوا فَلْيَكُنْ طَلَبُكَ ذَلِكَ بِتَفَهُّمٍ وَ تَعَلُّمٍ». این‌ها نکات خیلی دقیقی است. حضرت می‌فرمایند: خیلی خب، آن روش گذشتگان بود. اگر نفس تو از پذیرش روش آن‌ها سر باز زد و نخواست آن چیزی را که آن‌ها داشتند، آن روشی را که آن‌ها داشتند، بپذیرد و دنباله‌روی از آن‌ها بکند و بگوید: «گذشتگان گذشتند، من خودم می‌خواهم کاری را بکنم»، خب، حالا که می‌خواهی خودت کار بکنی، پس تلاش کن درخواست‌هایت از روی علم و درک و آگاهی باشد. برو یاد بگیر، «لَا بِتَوَرُّطِ الشُّبُهَاتِ وَ عُلَقِ الْخُصُومَاتِ». نه اینکه شبهات را دنبال بکنی و از دشمنی‌ها و خصومات کمک بگیری.

معنا روشن است که امیرالمؤمنین از فرزندش، بلکه از همه ما، می‌خواهند که از دانش و سیره گذشتگان به نحو احسن استفاده کنیم. این راهی است که به آسانی برای ما محقق است و ما را به حق هم می‌رساند؛ اما اگر از این مسیر نخواستیم برویم و خواستیم خودمان همه چیز را دنبال کنیم و به دست بیاوریم، باید اولاً درباره هر موضوعی با دقت و اندیشه کامل وارد شویم و بررسی کنیم؛ «بِتَفَهُّمٍ وَتَعَلُّم» این‌گونه وارد شویم.

عقاید را از روی تحقیق، و آرا و افکار را با دقت، با استدلال و با اجتهاد بررسی کنیم و به دست بیاوریم. پس باید آن مسیر واقعاً مسیر تفهم باشد؛ فهمیدنی باشد، انسان بفهمد؛ نه اینکه جدل باشد، نه اینکه دنبال شبهات برویم یا با خصومت و پرخاشگری بخواهیم مطلبی را به دیگری بفهمانیم یا خودمان بفهمیم. «لَا بِتَوَرُّطِ الشُّبُهَاتِ وَ عُلَقِ الْخُصُومَاتِ».

پس کسب علم، اولین قدم است. در تحصیل علم هم انسان باید نیت خودش را خالص کند. «بِاسْمِ رَبِّ» باید شروع کند؛ به نام خدا باید شروع کند تا آن علم برکت داشته باشد. گاهی افراد دنبال علم می‌روند، دنبال آگاهی و یاد گرفتن می‌روند، اما می‌خواهند خودنمایی کنند یا می‌خواهند جدل کنند؛ با اینکه فهم حقیقت، مهم‌ترین خواسته در انسان است. بالاخره انسان باید حقیقت را بفهمد؛ اما این برمی‌گردد به نیت، که نیت ما هم در به‌دست‌آوردن این حقیقت چه باید باشد. می‌خواهیم این حقایق را یاد بگیریم که چه کنیم؟ باید برای خدا دنبال کنیم.

انسان هر علمی را که دنبال می‌کند، که به او اجازه داده‌اند دنبال کند، باید برای خدا باشد. خدا آن علمی را که راضی است، به نام خدا دنبال کنیم. مسیر تأثیر علم هم بدون توکل بر خدا میسور نمی‌شود؛ یعنی امکان دارد کسی دنبال علم برود و به نام خدا هم شروع کند، اما باید حتماً اهل توکل هم باشد.

حضرت به همین هم اشاره می‌کنند. فرمودند: «وَ ابْدَأْ قَبْلَ نَظَرِكَ فِي ذَلِكَ بِالاسْتِعَانَةِ بِإِلَهِكَ وَ الرَّغْبَةِ إِلَيْهِ فِي تَوْفِيقِكَ». خیلی مرحله‌به‌مرحله امام ما را جلو می‌آورد و به ما آموزش می‌دهد، یاد می‌دهد که چگونه در این مسائل قدم برداریم. قبل از پیمودن راه، از خدای تعالی یاری بخواه؛ «بِالِاسْتِعَانَةِ» از خدا باشد. در راه خدا، با اشتیاق عمل کن تا پیروز شوی؛ «وَ الرَّغْبَةِ إِلَيْهِ فِي تَوْفِيقِكَ ».

نمی‌شود این مسیر را بدون استعانت از خدای تعالی طی کرد. لذا کسی که محصل، دانش‌آموز، دانشجو یا طلبه است، در هر مرحله‌ای که می‌خواهد علم یاد بگیرد، به‌خصوص علوم الهی، معارف، اخلاق، عقاید و احکام را می‌خواهد یاد بگیرد، اول باید نیتش درست باشد، بعد توکلش بر خدا باشد و از او استعانت بجوید.

حضرت مطلب سومی هم اضافه می‌کنند که حتی بعد از این دو مورد، یعنی با نیت خالص آمدی و توکلت هم بر خدا بود، باز هم مواظب شبهات باش. این سومین شرط است: «وتَرْكِ كُلِّ شَائِبَةٍ أَوْلَجَتْكَ فِي شُبْهَةٍ أَوْ أَسْلَمَتْكَ إِلَى ضَلَالَةٍ». از هر کاری که تو را به شک و تردید بیندازد و تو را تسلیم گمراهی کند، فاصله بگیر.

این را درک کنید؛ هر چیزی که شبهه‌انگیز است، آن را کنار بگذار. راه صحیح را برو تا تو را به مقصد برساند. راه انحرافی شخص را به مقصد نمی‌رساند. وقتی مسیر جلوی ماست، اگر شما از سمت راست و چپ بروید، قطعاً به مقصد خودتان نمی‌رسید. گم می‌شود انسان.

پس توجه فرمودید که امیرالمؤمنین، به طور خلاصه، راه‌های تفهیم و تفهم، فهمیدن و خوب علم‌آموختن را در چهار چیز بیان کردند.

اول، نیت خالص. دوم، استعانت از خدا. سوم، ترک آن شبهات. و چهارم، ترک هر چیزی که انسان را به گمراهی می‌کشاند.

حالا بعد از اینکه همه این‌ها را فراهم کردیم، یقین حاصل شد و در مسیری که راه افتادیم، دل انسان روشن شد، «خاشع» می‌شود؛ یعنی حالتی از خشوع در دل به وجود می‌آید. حضرت می‌فرماید: اگر این مسیر را طی کردی، دیگر در این وضعیتی که قرار می‌گیری، دلت خاشع شده، دلت روشن شده، اندیشه‌ات کامل شده، فکرت کامل شده و بر یک چیز متمرکز شدی و آن را اراده کردی.

وقتی این‌گونه شد که تو با این چهار مرحله برای تفهیم و تفهم حرکت کردی و قلبت روشن شد و آماده پذیرش شد و دیگر مطالب را به‌خوبی می‌توانی درک کنی، آن‌وقت تو به نتیجه مطلوب هم خواهی رسید. آن وصیتی که دارم به تو می‌کنم، در این مرحله برای تو کارساز خواهد بود و آن چیزی که برایت در نظر گرفتم حاصل خواهد شد.

این چهار مرحله را باید حتماً طی کرد. لذا فرمود: «فَإِنْ أَيْقَنْتَ أَنْ قَدْ صَفَا قَلْبُكَ فَخَشَعَ وَ تَمَّ رَأْيُكَ فَاجْتَمَعَ وَ كَانَ هَمُّكَ فِي ذَلِكَ» یعنی در یک چنین حالتی که دیگر مستقیم شدی و اهتمامت به یک سمت متوجه شد، «فَانْظُرْ فِيمَا فَسَّرْتُ لَكَ». حالا نگاه کن به مطالبی که می‌خواهم به تو عرضه کنم و در این‌ها دقت کن تا در زندگی‌ات به کار ببندی.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می‌کنم. استغفرالله لی و لکم. متقین جز به راضی‌کردن خدای تعالی به امر دیگری توجه ندارند. امیرالمؤمنین در حکمت سیصد و هشتاد و ششم از حکم نهج‌البلاغه فرمودند: «مَنْ طَلَبَ شَيْئاً، نَالَهُ أَوْ بَعْضَهُ»؛ یعنی جوینده هر چیز، به آن می‌رسد یا به بخشی از آن می‌رسد. وقتی شما برای به‌دست‌آوردن چیزی پافشاری کنید، یا همه آن را به دست می‌آورید یا بالاخره بخشی از آن را به دست خواهید آورد.

تمام اختراعات، همه در همین مسیر بوده است؛ یعنی مسیری که دانشمندان تلاش کردند به مطلبی برسند و به آن رسیدند. هیچ اختراعی در عالم نیست که بدون تلاش به دست آمده باشد؛ معمولاً این‌طور نیست. در همه امور این‌گونه است که اگر انسان تلاش داشته باشد، به آن خواهد رسید؛ خصوصاً در مسائل معنوی، مسائل الهی، تقوا و اخلاق. انسان اگر تلاش بکند، قطعاً خواهد رسید. خدای تعالی تقوا را در همه ما تقویت کند.

آخرین روز ماه ذی‌القعده و سلخ ماه ذی‌القعده، سالگشت شهادت امام جواد علیه‌السلام است. این شهادت را به همه شما تسلیت عرض می‌کنم. بعد از شهادت امام رضا علیه‌السلام در سال دویست و سه قمری، امام جواد مدت هفده سال وظیفه هدایت امت، تثبیت و نشر معارف اسلام ناب و شیعی را تا زمان شهادت به عهده گرفت.

مأمون در سال دویست و هجده، در یکی از شهرهای روم از دنیا رفت و جنازه‌اش را آوردند و در طوس دفن کردند. تقریباً یا تحقیقاً پانزده سال از عمر شریف امام جواد، هم‌زمان با مأمون، یعنی با طاغوت بنی‌عباس که مشهور به معاویه بنی‌عباس بود، سپری شد. امام علیه‌السلام دوران سختی را از جهات مختلف پشت سر گذاشتند.

امام رضا علیه‌السلام فرمودند: «فرزندم به حضرت موسی علیه‌السلام شبیه است»؛ یعنی مشکلات و سختی‌های فراوانی در مسیر امامت برای او فراهم است؛ چون معاصر با یکی از منافق‌ترین خلفا در طی عصر ائمه علیهم‌السلام و یکی از سرسخت‌ترین دشمنان بود. حیله‌های این شخص مخفی بود و هر کس حیله‌هایش مخفی باشد، خطرش بیشتر است.

طبق روایات، مأمون آن‌قدر مکار بود که حتی معلوم نشد بالاخره چه مذهبی دارد؛ سنی متشیع بود؛ شیعه‌ای بود که بعضاً رفتارهای اهل سنت را داشت. هم می‌گفت امیرالمؤمنین برترین شخص بعد از رسول خداست. اصرار داشت فدک را به علویان برگرداند و امام رضا را به زور ولیعهد خودش کرد. از آن طرف هم از معتزله، مخلوق‌بودن قرآن و این مباحث طرفداری می‌کرد.

در چنین فضای سخت و خفقان‌آلودی، امام جواد علیه‌السلام در چند جبهه مبارزه کرد و کارش را شروع کرد. هم در جبهه سیاسی باید کارش را انجام می‌داد، هم در جبهه فرهنگی، فکری و عقیده‌ای. هم باید عقاید را درست می‌کرد و هم باید با حاکمیت و حکومت مقابله می‌کرد.

در همین عصر، یعنی در عصر امام جواد، فرهنگ شیعه نشر پیدا کرد، تثبیت شد و توسعه یافت. بعد از مأمون، البته برادرش معتصم به خلافت رسید. امام دو سال هم با او معاصر بود و معتصم نیز برای خودش خطر بزرگی در وجود امام جواد علیه‌السلام می‌دید. او امام را از مدینه به بغداد خواست و تحمل نکرد، با اینکه امام زیر نظر بود. امام جواد علیه‌السلام را در سن جوانی، توسط سم و زهر به شهادت رساندند. خدا ان‌شاءالله همه ما را از موالیان، شیعیان و محبان اهل‌بیت علیهم‌السلام قرار بدهد.

پیشاپیش حلول ماه پرفضیلت ذی‌الحجه را به شما تبریک عرض می‌کنم. یادآوری مطلبی را که سیدالمراقبین، مرحوم سید بن طاووس رحمه‌الله علیه، در کتاب اقبال الاعمال آورده است، عرض می‌کنم. امام باقر علیه‌السلام توصیه کردند به خواندن نماز دهه اول ذی‌الحجه و فضیلت آن را برابر با حج دانستند. فرمودند نمازگزار در ثواب حاجیان شریک است، ولو اینکه خودش حج نرفته باشد و ثواب حاجی‌ها را می‌برد.

این نماز دهه اول ذی‌الحجه که شب‌ها خوانده می‌شود، یادآور دوره غیبت چهل‌روزه حضرت موسی علیه‌السلام است و دهه ذی‌الحجه که سامری فتنه برپا کرد. وقتی می‌گویید: «وَ واعَدنا مُوسی أَربَعینَ لَیلَةً وَ أَتمَمناها بِعَشر»، آن ده روزی که به سی روز اضافه شد، در همان ده روز فتنه‌ای برپا شد؛ فتنه سامری. این نماز باید ما را متوجه آن فتنه کند و آن را به یاد ما بیاورد.

هر جا نام حضرت موسی و هارون علیهماالسلام می‌آید، باید یاد امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه و ولایت حضرت نیز باشد. ماه ذی‌الحجه، روزهای مبارک آن، عرفه، عید قربان، عید غدیر، روز مباهله و آیاتی که نازل شده، همه ما را به سمت ولایت دعوت می‌کند. این ماه و روزهایش را از دست ندهیم، ان‌شاءالله.

اولین روز این ماه نورانی، سالگشت ازدواج نورانی امیرالمؤمنین و زهرای اطهر سلام‌الله‌علیهماست و این روز، روز ازدواج نیز نامیده شده است که به همه شما تبریک عرض می‌کنم.

از نظر اسلام، تشکیل خانواده محور اصلی جامعه زنده و یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی و موجب قوام فرد و جامعه انسانی است. ازدواج به‌عنوان مقدمه بهترین بنایی که مورد توجه و محبت خدای تعالی است، مطرح شده؛ اما متأسفانه این امر مهم با موانع فراوانی مواجه است و یکی از چالش‌های بزرگ جوان‌ها، همین بحث ازدواج و موانع آن شده است.

مشکلات مالی، اقتصادی، تورم، بیکاری، افزایش هزینه‌های زندگی و مسئله مسکن، از جمله موانع مهم است. خودِ مسکن، بحث مهمی است که کسانی که در کار مسکن و مدیریت این امور هستند، باید به آن توجه کنند. بعضاً همین بنگاه‌ها، بخشی از گرفتاری‌های مسکن را ایجاد می‌کنند؛ چون برای اینکه سود خودشان را بیشتر کنند، مدام قیمت‌ها را تغییر می‌دهند. بعد باید جواب خدا را بدهند و مواظب باشند که در ورطه‌ای نیفتند. به‌خصوص در این دوران. البته درباره مسئله مسکن باید در فرصت دیگری مفصل صحبت کرد.

این مسائل به‌عنوان مانع مطرح است؛ اما راه‌حل اصلی، تغییر سبک زندگی است. سبک زندگی تغییر کرده و باید از توقعات غیرواقعی در ازدواج دست کشید. خیلی چیزها به ازدواج اضافه شده که باید کنترل شود. سال‌های گذشته هم به مواردی اشاره کردم. بعضی از دوستان بعد از جلسه آمدند و گفتند: «حاج‌آقا، بیکاری و تورم و…»؛ در حالی که ما با دانستن بیکاری و تورم، این مطالب را عرض می‌کنیم. با توقعاتی که ایجاد کرده‌ایم، کار را خیلی سخت کرده‌ایم و گاهی سوءظن به خدا درست کرده‌ایم.

در روایت دارد هر کس از ترس فقر ازدواج نکند، به خدا سوءظن دارد. بعد امام علیه‌السلام به آیه سی‌ودو سوره مبارکه نور اشاره می‌کنند: «إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ». یعنی بعضی وقت‌ها کارهایی که می‌کنیم، نتیجه‌اش سوءظن به خدا می‌شود. البته امروز بحث دیگری هم دارم که باید به آن دقت کنیم.

چاره کار، راه‌انداختن یک حرکت بزرگ فرهنگی و اجتماعی با هدف تسهیل ازدواج و از بین بردن موانع است. همین‌جا در شهر کرج، دوستان این کار را انجام می‌دهند؛ ازدواج‌های آسان و زندگی‌های ماندگار.

یکی از راه‌ها، ترویج نظام‌مند میانجی‌گری بین خانواده‌هاست که مورد تأکید روایت هم هست. یک روایت را برایتان می‌خوانم: فرمودند هر کس برای ازدواج دو نفر اقدام کند، خدا برای هر قدمی که در این راه برداشته و هر سخنی که گفته، ثواب یک سال عبادت می‌دهد و خدا در روز قیامت به او نگاه لطف‌آمیز می‌کند؛ در آن روزی که همه ما محتاج یک گوشه چشم لطف الهی هستیم.

باید این مانع را کنار زد. همه باید سنت‌های غلط، مثل مهریه‌های سنگین و جهیزیه‌های غیرضروری را نقد کنیم تا فرهنگ عمومی در این باره اصلاح شود. شما همین زندگی امام شهید ما را ببینید؛ ازدواج فرزندانشان را نگاه کنید. در ذهنم هست که برای عروسی پسر بزرگشان، شام مختصری داده بودند؛ سبزی‌پلو با کوکو سبزی. حالا امروز ببینید آیا می‌شود به کسی گفت برای عروسی پسرت این‌گونه غذا بده؟ انگار یک گناه نابخشودنی گفته‌ای. در حالی که رهبر انقلاب و بقیه فرزندانشان هم همین‌طور بودند.

گاهی افراد برای خودشان شأنی درست می‌کنند. مثل آن کسی که اسم بچه‌اش را گذاشته بود رستم، اما جرئت نمی‌کرد صدایش بزند. بعضی وقت‌ها انسان برای خودش جایگاهی خیالی می‌سازد و بعد بر اساس آن، توقعات غیرمعقول طلب می‌کند.

همه وظیفه داریم، به‌خصوص دستگاه‌های فرهنگی، رسانه‌ها و علما، که بر ساده‌زیستی و پرهیز از تجملات تأکید کنند و ازدواج را به امری ساده و دست‌یافتنی برای جوان‌ها تبدیل کنند.

زندگی اهل‌بیت را ببینید؛ اصلاً باید به آن بُعد بیشتر توجه کرد. همین زهرای اطهر و امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیهما وقتی ازدواج کردند، چه داشتند و چگونه زندگی کردند؟ این‌ها بزرگ‌ترین موجودات عالم هستی‌اند؛ نه فقط دنیا، بلکه عالم هستی. زهرای اطهر و امیرالمؤمنین زندگی‌شان را با چه چیزی شروع کردند؟

بعد هم وقتی پیغمبر خدا از آن‌ها پرسید نظر شما درباره یکدیگر چیست، هر دوی آن‌ها گفتند: «نِعْمَ العَونُ عَلی طاعَةِ الله». یعنی این آقا مرا در بندگی خدا کمک می‌کند و آن خانم مرا در بندگی خدا یاری می‌کند. یعنی طرفین باید کمک‌حال یکدیگر در اطاعت خدا باشند، در مقابل شیطان سپر یکدیگر باشند و در اعمال دینی یار هم باشند. این می‌شود ازدواج.

وگرنه با دو کامیون جهیزیه می‌رود و دو ماه یا سه ماه بعد برمی‌گردد؛ چرا؟ چون محور کار چیز دیگری شده است و بعد هم سالیان سال زیر بار قرض و گرفتاری می‌مانند.

هفته جوانی جمعیت هم هست که باید مستقلاً درباره آن صحبت کنم. مسئله مهمی است و آثار فراوانی در ایران قوی و حرکت تمدنی ما دارد.

سی‌ام اردیبهشت، سالگشت شهادت شهید بزرگوار، شهید رئیسی نیز هست. کسی که به همراه مجموعه دولتش توانست در مدت سی‌وچهار ماه، و جا دارد که ما اینجا واقعاً از او تقدیر کنیم و یادش را گرامی بداریم، شاخص‌های مختلف را سامان دهد، با تلاش شبانه‌روزی مسیر جهش اقتصادی را فراهم کند، کارخانه‌های تعطیل‌شده را راه‌اندازی کند و عرصه‌های وسیعی از یک شخصیت ملی را برای ایران به وجود آورد. تلاش کرد کشور را از تأثیر تحریم‌ها نجات دهد. فهرست خدمات این شهید بزرگوار بسیار مفصل است و باید مدت طولانی درباره آن صحبت کرد.

او برای تضمین آینده انقلاب و برای احیای سرمایه اجتماعی نظام، شعار «دولت مردمی» را محور همه کارهای خود قرار داد. فاصله بین ملت و دولت را کم کرد و مستقیم با مردم گفت‌وگو کرد. نشانه‌های موفقیتش نیز در مراسم تشییع پیکرش قابل لمس بود. بر وحدت ملی تأکید داشت و دغدغه حل مشکلات مردم را دنبال می‌کرد. چون به توان داخلی اعتقاد داشت، معیشت مردم را به مذاکرات گره نزد. در مذاکرات خارجی از سیاسی‌کاری پرهیز می‌کرد و کشور را با صداقت و شفافیت اداره می‌کرد.

یک نمونه روشن از فعالیت او مربوط به زمانی است که تازه کار را شروع کرده بود و هنوز دولتش هم تکمیل نشده بود. اوج کرونا بود؛ یادتان هست که واکسن هم به خاطر تحریم‌ها نمی‌دادند. همان موقع گفته می‌شد روزی هفتصد نفر، لااقل طبق بعضی از آمارها، جان خود را از دست می‌دادند. او در اولین اقدام از مانع تحریم عبور کرد، واکسن را وارد کرد، با تمام قدرت از واکسن برکت دفاع کرد و خودش اولین کسی بود که داوطلب تزریق شد و به هر جهت، مسیر دانشمندان داخلی را تقویت کرد.

او مدیری اخلاق‌مدار، متشرع و به تعبیر امام شهیدمان، دارای سه ویژگی مکتب حضرت امام؛ یعنی معنویت، عقلانیت و عدالت بود. من عمداً این مطالب را عرض می‌کنم تا یادآوری شود؛ چون ذکر این‌ها خودش برای ما درس‌آموز است.

در بحث دیپلماسی، منزلت، عزت و اقتدار بین‌المللی نظام را بالا برد و جایگاه کشور را در جهان ارتقا داد. به همراه وزیر امور خارجه‌اش، این مرد شجاع، قاطع، قوی و خداترس، مرحوم شهید امیرعبداللهیان، دیپلماسی را به‌طور کامل با میدان ترکیب کرد. شاهدش هم موضوع فلسطین و دفاع از حقوق مردم مظلوم غزه بود که مقتدرانه عمل کردند. این دو بزرگوار در «وعده صادق» درخشیدند، در مقابل فشارهای سیاسی و بین‌المللی ایستادند و منطق انقلاب را در دنیا ترویج دادند.

بیانات حضرت آقا درباره این بزرگوار را حتماً مرور کنید. ایشان مطالب بسیار مفصلی درباره شهید رئیسی دارند. یکی دو موردش را عرض می‌کنم: اهل ترجیح صلاح و رضایت مردم بر همه‌چیز، مزین به پرهیزکاری و خردمندی، دارای تلاش شبانه‌روزی با وجود ناسپاسی‌ها، مسئولیت‌پذیر و دور از بهانه‌تراشی.

باید از بهانه‌جویی دوری کنیم. بعضی وقت‌ها افراد مسئولیت هم دارند، اما می‌گویند نمی‌شود، نمی‌گذارند؛ ولی ایشان این‌گونه نبود.

امام شهید ما عملکرد سه‌ساله این بزرگوار، یعنی دولت شهید جمهور را با دوره خدمت امیرکبیر قیاس کردند و فرمودند همان‌طور که امیرکبیر سه سال و اندی فرصت داشت، ایشان هم سه سال و اندی فرصت داشت. بعد باید دید امیرکبیر در آن مدت چه کرد و این بزرگوار چه کرد.

من فقط یک نمونه را عرض می‌کنم. مثلاً در حوزه راه‌ها، شهید امیرکبیر اصلاح چاپارخانه دولتی و راه‌های مواصلاتی و حمل‌ونقل را انجام داد؛ دو کار مهم. شهید رئیسی نیز افتتاح راه‌آهن همدان ـ سنندج را بعد از هجده سال، افتتاح راه‌آهن بستان‌آباد و خاوران را بعد از بیست‌ودو سال، افتتاح فرودگاه شهدای سقز را بعد از بیست‌وهفت سال، و برقراری قطارهای تهران ـ کربلا را به‌صورت مستمر انجام داد.

همین پل شهید رئیسی در زمان ایشان افتتاح شد که مورد هجوم سفاکان مستکبر و جنایتکار آمریکا قرار گرفت. البته من الان هم تأکید می‌کنم که حتماً بگویید «پل شهید رئیسی». دوبار هم اینجا عرض کردم که اگر از ابتدا این را تمرین کرده بودید، الآن دشمن ما هم می‌گفت پل شهید رئیسی. غیر این نام را تعطیل کنید.

یا در بحث بهداشت و درمان؛ شهید امیرکبیر ساخت بیمارستان و مایه‌کوبی آبله را انجام داد و آن را اجباری کرد. اما شهید رئیسی در بحث واردات واکسن، بیمه رایگان پنج دهک اول درآمدی، بیمه درمان ناباروری، حمایت ویژه از یکصدوهفت گروه بیماری‌های خاص و صعب‌العلاج، رایگان‌شدن درمان کودکان زیر هفت سال و افزایش هفده‌هزار تخت بیمارستانی اقدامات بزرگی انجام داد. مجموعه فراوانی از خدمات دیگر هم بود که اگر بخواهم همه را بگویم، وقت زیادی می‌گیرد. همچنین اجرای قانون تعرفه‌گذاری خدمات پرستاری بعد از پانزده سال، از دیگر اقدامات این شخصیت بود.

این مطالب را گفتم؛ اما آن چیزی که به نظر من مهم است و شاید کمتر گفته می‌شود و باید همه به آن توجه کنیم، این است که شهید رئیسی با عملکرد خودش نشان داد اگر رئیس‌جمهور، خودش را سرباز ولایت بداند، چگونه دست ولی باز می‌شود، کارآمدی نظام بالا می‌رود، امید به آینده بیشتر می‌شود و سرمایه‌های نظام تقویت و افزون می‌شود.

مهم این است که مکرر خود من از ایشان شنیدم ـ و بعضی جلسات هم بود ـ که می‌گفت: «من سربازم؛ آقا هرچه بگوید، من تماماً انجام می‌دهم.» در مقابل، دست ولی باز شد، خیلی از کارها پیش رفت و خیلی از امور اصلاح شد.

اما نکته‌ای درباره مسائل جاری، جنگ و شرایطی که در آن قرار داریم عرض کنم. قبلاً هم عرض شد که قرآن به ما دستور داده است تا از بین رفتن فتنه بجنگید و به دشمن فرصت بازسازی خودش را ندهید. همین که مردمِ به‌پاخاسته، شب‌ها در خیابان‌های ایران، خیابان‌های کرج و استان البرز فریاد می‌زنند: «بزن که خوب می‌زنی» یا می‌گویند: «ضربه آخر را بزن»، همان چیزی است که قرآن می‌فرماید: «وَ قاتِلوهُم حَتّی لا تَكونَ فِتنَة»؛ بجنگید تا فتنه از بین برود.

رفع فتنه یعنی مجازات آمریکا، به‌نحوی که دیگر جرئت تعرض به هیچ مظلومی را در عالم نداشته باشد. بحث صلح، صلح پایدار و این مسائل، جای خود را دارد؛ همان‌طور که بحث مجازات متجاوز نیز جای خود را دارد. این کارهای دیپلماتیک و دیپلماسی که انجام می‌شود، باید انجام شود و سر جای خودش درست است؛ اما نباید از مجازات متجاوز غافل شد. مردم در کف خیابان این را مطالبه می‌کنند و از آن نمی‌گذرند. دائماً همین را می‌خواهند که متجاوز باید به سزای عمل خودش برسد.

مجازات رژیم غاصب و پلید صهیونی نیز، که مکرر عرض کرده‌ایم و بر آن لعن می‌فرستیم، نابودی از صفحه روزگار خواهد بود، ان‌شاءالله. یقیناً رژیم صهیونیستی و آمریکا از مصادیق باطل‌اند؛ همان باطلی که قرآن کریم وعده نابودی آن را داده است، البته با تلاشی که اهل ایمان می‌کنند، با مقاومت و حضورشان.

قرآن کریم فرمود اگر شما در میدان باشید، بر صحنه بایستید و فرار نکنید، آن‌ها از صحنه فرار خواهند کرد؛ اما اگر کوتاهی کردید، به هر نحوی و هر کس به اندازه خودش کوتاهی کند، قطعاً باطل تقویت خواهد شد.

این مطالب را قبلاً هم به جهاتی عرض کرده بودم؛ اما امروز یک نکته اضافه را عرض می‌کنم. اصلی‌ترین کار در وعده الهی، نشان‌دادن راه و تضمین نجات از چالش‌هاست. خدا وقتی وعده داده، یعنی تضمین کرده است که شما را از چالش‌ها نجات می‌دهد. وعده‌های الهی چراغ راه انسان هستند، جامعه را از تاریکی نجات می‌دهند و سعادتمندش می‌کنند.

خدای تعالی در آیه شصت سوره مبارکه روم فرمودند ـ خوب دقت کنید به این بحث ـ: «فَاصبِر إِنَّ وَعدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَستَخِفَّنَّكَ الَّذينَ لا يُوقِنون». این یک هشدار الهی است. فرموده مبادا در مواجهه با کسانی که به وعده‌های خدا یقین ندارند، خشمگین شوی یا احساس حقارت و سبکی بکنی. نکند یک‌وقت این‌گونه بشود که عده‌ای بگویند این حرف‌ها چیست و وعده خدا یعنی چه. باید آن‌چنان محکم باشی که کسی نتواند روحیه تو را سبک کند؛ چون آن‌ها یقین ندارند و تو یقین داری. باید در این مرحله محکم بود.

سؤال اینجاست: آیا همیشه این وعده‌های الهی که داده شده، محقق می‌شود یا نه؟ این بحث اصلی است.

جواب را با یک مثال عرض می‌کنم. در سال سوم هجری، جنگ احد با هفتصد نفر از مسلمانان، بدون تجهیزات و با آن وضعیت، در مقابل سه‌هزار نفرِ تا دندان مسلح واقع شد. مسلمانان با شجاعت جنگیدند و با سرعت پیروز شدند؛ اما مسائلی پیش آمد که دچار شکست شدند.

تیراندازانی که مأمور حفظ شکاف عینین، یعنی تنگه احد بودند، منطقه مأموریت خود را رها کردند و برای جمع‌کردن غنائم آمدند. همین باعث شد لشکر اسلام شکست بخورد و آن پیروزی از بین برود.

بعد از آن، وقتی به مدینه برگشتند، دور هم نشسته بودند و صحبت می‌کردند. می‌گفتند مگر پیغمبر نگفت؟ مگر آیه نازل نشد؟ مگر وعده خدا نبود؟ پس چرا پیروز نشدیم؟

اینجا بود که آیه صد و پنجاه‌ودو سوره مبارکه آل‌عمران نازل شد: «وَ لَقَد صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعدَهُ إِذ تَحُسّونَهُم بِإِذنِهِ». یعنی خدا به وعده‌اش عمل کرد؛ آن‌وقتی که به اذن الهی دست به قبضه بودید و پیش می‌رفتید و دشمن را از بین می‌بردید، خدا وعده‌اش را محقق کرد؛ اما بعد از آن، خودتان برای خودتان گرفتاری درست کردید و یک اشتباه استراتژیک مرتکب شدید که مانع نصرت الهی شد.

حتی ادامه آیه می‌فرماید: «حَتّى إِذا فَشِلتُم وَ تَنازَعتُم فِي الأَمرِ وَ عَصَيتُم». سه کار کردید و همین سه کار باعث شد آن وعده الهی از بین برود.

اول، سستی کردید. بالاخره عده‌ای از لشکر کوتاهی کردند و موضع خود را رها کردند. همیشه سستی، نقطه آغاز شکست است. یادتان باشد امروز حضور خیابانی، که وظیفه ماست، نباید دچار سستی شود. هر کسی وظیفه خودش را دارد. امروز یکی باید در خیابان باشد، دیگری در میدان دیگر و هر کس در جایگاه خودش.

سستی، دستاوردها را از بین می‌برد. شما می‌بینید با همین حضور مردم و همین میدان‌داری، چه دستاوردهای بزرگی حاصل شده است. قدرت میدان مبارزه را بالا برده‌ایم و عزیزان ما با اقتدار کامل جلوی تجاوز و متجاوز ایستاده‌اند.

البته نباید فراموش کرد که زمان سکوت در صحنه نبرد، خودش بخشی از جنگ است و اگر تعرضی صورت گرفت، معنا ندارد که ما فقط اخطار بدهیم یا تیر اخطار شلیک کنیم. باید بلافاصله پاسخ دندان‌شکن و خردکننده به دشمن داد. او ما را بزند و وارد حریم ما بشود؟ باید بلافاصله و محکم برخورد کرد.

عزیزانِ دستگاه دیپلماسی هم باید بدانند که به هیچ وجه نباید از شروطی که رهبر معظم انقلاب فرمودند، عدول شود. باید محکم پیش بروند. این پشتوانه میدان و حضور در صحنه است که آن‌ها را محکم می‌کند. این مطالب را هم از باب تأکید عرض می‌کنم، نه اینکه نقصی وجود داشته باشد. سخنرانی وزیر محترم امور خارجه در بریکس را همه ملاحظه کردید؛ جای تقدیر دارد.

پس یکی از عوامل شکست، سستی است. اگر سستی کردید، هر کسی در هر جایی که هست، زمینه تحقق آن وعده الهی از بین خواهد رفت.

دوم، «تَنازَعْتُم»؛ خدای تعالی می‌فرماید شما با هم اختلاف کردید و من هم نصرت خودم را برداشتم. یکی از مهم‌ترین عوامل شکست، اختلاف است. اختلاف، در هر سطحی که باشد، سَمّ مهلکی است که توان جمع را از بین می‌برد.

همین در خیابان، اگر هر کس چیزی بگوید و متحد و منسجم یک حرف را نزنند و هر کسی مطلبی داشته باشد که اختلاف‌برانگیز باشد، این جمع اثر خودش را از دست می‌دهد. البته اگر اختلاف در یک مسیر و در چارچوب باشد، اشکالی ندارد؛ اما اختلاف‌برانگیز بودن خطرناک است. در این صورت، خدای تعالی نصرتش را برمی‌دارد و نصرت الهی از بین می‌رود.

گاهی می‌بینم عده‌ای نوشته‌هایی در دست دارند. بعضی از این نوشته‌ها در راستای همین مسیر و حرکت جمعی است و خوب است؛ اما بعضی دیگر اختلاف‌انگیز است. امروز روز این حرف‌ها نیست. باید مواظب باشیم که با یک کار اشتباه، کاری نکنیم که خدا نصرتش را بردارد. بعضی‌ها با شیطنت و طراحی، بعضی کارها را انجام می‌دهند. نباید در زمین دشمن بازی کنیم. حواسمان باشد.

یکی از ویژگی‌های کرج همین راهپیمایی‌هاست. خیلی از جاها تجمع دارند، اما ما راهپیمایی می‌کنیم و راهپیمایی خیلی خوب است. باید این را حفظ کنید. البته به دوستان تذکر داده‌ام که فاصله‌ها را کوتاه‌تر بگیرند، زمان شروع و پایان مشخص باشد و برنامه خسته‌کننده نشود. در مناطق مختلف هم تجمع دارند که آن هم اشکالی ندارد؛ اما این راهپیمایی را نباید از دست داد.

سوم، فرمود: «عَصَيتُم»؛ نافرمانی کردید. پیغمبر به شما گفته بود، حاکم به شما گفته بود و دستور رسول خدا را کنار گذاشتید. عامل اصلی شکست، عدم اطاعت از ولی است. اگر به سخن ولی گوش ندادیم، بدانیم که شکست خواهیم خورد.

گاهی دیده می‌شود افراد به تحلیل خودشان بیشتر اعتماد دارند تا اطاعت از فرمان ولیّ خدا؛ در حالی که خدای تعالی فرموده است اگر شما به تحلیل خودتان اعتماد کردید و به حرف ولیّ من گوش ندادید، من هم نصرت خودم را برمی‌دارم.

عجیب است؛ هر سه خطایی که در قرآن گفته شده، مربوط به خود ماست، مربوط به خود مردم است، نه دشمن. نمی‌گوید دشمن این کارها را کرد؛ می‌گوید شما این کارها را کردید. دشمن فقط از ضعف شما و از آن اشتباه استراتژیکی که انجام دادید، استفاده کرد و ضربه زد و من هم نصرت خودم را برداشتم.

پس نصرت خدای تعالی، نصرتی صادق است؛ تا وقتی که ما به وظیفه عمل کنیم، مراقبت دائمی داشته باشیم و در عرصه وظایفی که داریم، مبتلا به این سه خطا نشویم. وگرنه ماجرای اُحد هر روز و هر لحظه ممکن است تکرار شود.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾