۱۴۰۵/۰۴/۱۳

سردبیر

مشت گره‌کرده، نماد عظمت و قدرت ملت ایران است

متن کامل خطبه نماز جمعه 12/04/1405

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا از تحولات دنیا درس و عبرت می‌گیرند. مولانا امیرالمؤمنین، سلام‌الله‌علیه، در پندنامه ارزشمند خود به فرزند گرامی‌شان، امام مجتبی، علیه‌السلام، که در نهج‌البلاغه، نامه سی‌ویکم، آمده است، نکاتی را بیان فرموده‌اند. رسیدیم به این بخش که می‌فرمایند: «یا بُنَیَّ، قَدْ أَنْبَأْتُکَ عَنِ الدُّنْیا وَحالِها وَزَوالِها وَانْتِقالِها» ای پسرم، من تو را از دنیا، تحولات گوناگون آن، نابودی آن و دست‌به‌دست گردیدنش آگاه کردم.

خوب دقت بفرمایید که چگونه حضرت، برای بار چندم، حالات دنیا را از منظری دیگر تذکر می‌دهند. سپس می‌فرمایند: «وَأَنْبَأْتُکَ عَنِ الآخِرَةِ وَما أُعِدَّ لِأَهْلِها فیها». از آخرت و آنچه برای انسان‌ها در آنجا فراهم است نیز تو را آگاه کردم. آخرت را هم برایت بیان کردم. آنگاه می‌فرمایند: «وَضَرَبْتُ لَکَ فیهِما الْأَمْثالَ لِتَعْتَبِرَ بِها وَتَحْذُوَ عَلَیْها». برای هر دو نیز برایت مثال زدم؛ هم از دنیا برایت مثال زدم و هم از آخرت مثال آوردم تا پند بپذیری و راه و رسم زندگی را بیاموزی.

امام علیه‌السلام در اینجا یادآوری کردند که دنیا حالات مختلفی دارد و هر حالتی نیز دنبال‌کننده‌ای دارد و هر گروهی از انسان‌ها به دنبال بخشی از آن می‌روند. من برای تو همه آن حالات را شرح کردم و برای هر کدام مثال‌های متناسب آوردم تا تو پند بگیری؛ همان‌گونه که درباره آخرت و آنچه لازم است درباره آن بدانی نیز برای تو مطالب را مطرح کردم و مثال زدم.

نگاه افراد به دنیا متفاوت است. هر کدام از ما نگاهی داریم؛ البته اهل ایمان نگاهشان نگاه درستی است. بخش‌هایی از اهل ایمان، مثلاً گروهی، توجه ندارند که اصلاً از کجا آمده‌اند و به کجا می‌روند. آنان مانند افراد خواب‌آلود هستند. کسی که خواب‌آلود است، ناگهان بیدار می‌شود، احساس گرسنگی می‌کند، نمی‌فهمد غذا از کجاست، در همان حال چیزی پیدا می‌کند، می‌خورد، گرسنگی‌اش برطرف می‌شود و خود را سیر می‌کند.

من قبلاً درباره این گروه سخن گفتم. در سوره چهل‌وهفتم، که به نام مقدس رسول خدا، محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، نام‌گذاری شده است، در آیه دوازدهم، می‌فرماید: «یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَما تَأْکُلُ الْأَنْعامُ». اینان زندگی‌شان حیوانی است، درک صحیحی ندارند و معمولاً تصمیم عاقلانه‌ای هم نمی‌گیرند. بدترین موجودات هستند که احتمال هر کاری از آنان می‌رود؛ زیرا فقط خورد و خوراک، شهوات و این امور را می‌بینند.

گروه دیگری برای دنیا مقصد قائل نیستند، بلکه می‌گویند انسان حرکت می‌کند تا به دارالقرار برسد. عرض کردم که این مطالب را در جلسه‌ای مفصل بیان کردم. آنان به زندگی جاویدان می‌اندیشند و اصل زندگی را همان دارالقرار می‌دانند. در سوره عنکبوت، آیه شصت‌وچهارم، خداوند می‌فرماید: «وَما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ». زندگی این دنیا چیزی جز لهو و لعب نیست و زندگی واقعی، همان سرای آخرت است، اگر می‌دانستند.

بنابراین، وقتی عده‌ای در آنجا قرار می‌گیرند و می‌بینند همه آنچه درباره آخرت گفته شده بود، واقعی و حقیقت داشته است، و اکنون که در آنجا واقع شده‌اند، مشاهده می‌کنند که دستشان خالی است، آن‌گاه فریادشان بلند می‌شود: «یا لَیْتَنی قَدَّمْتُ لِحَیاتی». ای کاش برای حیات خود فکری کرده بودم.

ببینید، اینجا لفظ حیات را به کار می‌برد؛ یعنی آن دنیا را حیات می‌بیند و زندگی واقعی را آن دنیا می‌داند. می‌گوید: ای کاش برای این زندگی‌ام، برای این حیاتم، فکری کرده بودم. زندگی دنیا را حیات نمی‌بیند. آن کسی که درست می‌بیند، حیات واقعی را قیامت می‌داند.

امیرالمؤمنین علیه‌السلام به هر دو، یا هر چند مورد از این حالات، به طور اجمال اشاره کرده‌اند و آنچه حق است را به فرزند بزرگوارشان، که در حقیقت خطاب به همه ماست، نشان داده‌اند که من آنچه را لازم داشتی، به تو خبر دادم؛ از حال دنیا به تو گفتم، از زوال آن گفتم، از انتقال به آخرت گفتم، از دگرگونی‌ها و نابودی‌های دنیا برای تو سخن گفتم و اینکه هرگز ماندنی نیست. حتی آخرت را، که عالمی پر از نعمت، آرامش و سرور و دارالقرار است، برایت شرح دادم؛ آن مکانی که خدای تعالی برای دوستان خود آماده کرده است.

سپس حضرت، برای اینکه مطلب بهتر فهمیده شود، شروع به مثال زدن می‌کنند و می‌فرمایند: «إِنَّما مَثَلُ مَنْ خَبِرَ الدُّنْیا کَمَثَلِ قَوْمٍ سَفَرٍ نَبَا بِهِمْ مَنْزِلٌ جَدِیبٌ، فَأَمُّوا مَنْزِلًا خَصِیبًا وَجَنابًا مَرِیئًا». همانا داستان کسانی که دنیا را آزموده‌اند، مانند گروهی مسافر است. خوب دقت کنید که مثال امیرالمؤمنین چقدر گویاست. مانند مسافرانی که در منزلگاهی بی‌آب‌وعلف وارد شده‌اند؛ جایی که قابل زندگی نیست. ازاین‌رو تصمیم می‌گیرند به سوی منزلی پرنعمت و منطقه‌ای مناسب و راحت برای زندگی حرکت کنند. برای اینکه به آن منزلگاه برسند، دچار مشقت می‌شوند. سختی راه را تحمل می‌کنند، دوری دوستان را، که از آنان جدا می‌شوند، می‌پذیرند، خشونت‌ها و سختی‌های سفر و غذاهای ناگوار را قبول می‌کنند تا به آن خانه وسیع و منزلگاه آرام قدم بگذارند.

حضرت می‌فرمایند: «فَاحْتَمَلُوا وَعْثاءَ الطَّریقِ، وَفِراقَ الصَّدیقِ، وَخُشُونَةَ السَّفَرِ، وَجُشُوبَةَ الْمَطْعَمِ، لِیَأْتُوا سَعَةَ دارِهِمْ وَمَنْزِلَ قَرارِهِمْ». تمامی غذاهای ناگوار و سختی‌های راه را تحمل می‌کنند تا به آن دارالقرار برسند. این مثال گویایی است برای مسافرت آخرت؛ اینکه باید مدتی را در دنیا زندگی موقت داشت. کسی که به مقصد مطلوب توجه دارد، سختی‌های سفر را تحمل می‌کند.

دیده‌اید که سفر حج، در دوران قدیم، هم بسیار مطلوب و دوست‌داشتنی بود و هم طولانی، سخت و همراه با خطرات، سختی‌ها و راهزنان بود. رفت‌وبرگشت آن گاهی بیش از یک سال طول می‌کشید. اما کسی که حج برایش مطلوب است، همه این سختی‌ها را تحمل می‌کند.

البته فریب‌خورده دنیا نمی‌تواند هیچ‌کدام از این سختی‌ها را تحمل کند. او فقط به ظاهر دنیا توجه دارد؛ ظاهر زیبا، فریبنده و خوشایند دنیا را می‌بیند، اما از کشنده بودن آن غفلت می‌کند. قرآن، دنیا را متاع الغرور و مایه فریب می‌داند. من درباره دنیا بسیار سخن گفته‌ام. دنیا، آن وابستگی‌ها و دلبستگی‌هاست. نعمت‌های خدا دنیا نیست؛ بلکه مسئله این است که انسان چگونه از این نعمت‌ها بهره‌برداری کند.

خلاصه، حضرت می‌فرمایند کسی که آخرت‌گراست: «لَیْسَ یَجِدُونَ لِشَیْءٍ مِنْ ذلِکَ أَلَمًا». کسی که حواسش به آخرت و سفر ابدی‌اش است، از تمام سختی‌های طولانی این سفر احساس خستگی نمی‌کند. «وَلا یَرَوْنَ نَفَقَةً فیهِ مَغْرَمًا». هزینه‌هایی را که در این راه مصرف می‌کند، برای خود غرامت و زیان نمی‌شمارد. «وَلا شَیْءَ أَحَبَّ إِلَیْهِمْ مِمَّا قَرَّبَهُمْ مِنْ مَنْزِلِهِمْ وَأَدْناهُمْ مِنْ مَحَلَّتِهِمْ». هیچ چیزی برای آنان دوست‌داشتنی‌تر از این نیست که به آن منزل امن و محل آرامش برسند. آنچه مورد نظر آنان است، این است که خود را سالم به آن دارالقرار برسانند و با قلب سلیم وارد دارالقرار شوند.

این طرز تفکری است که مؤمنان و متقین باید داشته باشند و توصیه امیرالمؤمنین علیه‌السلام نیز همین است. خدای تعالی همه ما را موفق کند که در این مسیر قدم برداریم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت می‌کنم. امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه در حکمت سیصد و نود و سوم نهج‌البلاغه فرمودند: خُذْ مِنَ الدُّنْیَا مَا أَتَاکَ، وَتَوَلَّ عَمَّا تَوَلَّى عَنْکَ، فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ فَأَجْمِلْ فِی الطَّلَبِ. از دنیا همان‌قدر را بگیر که به سراغ تو می‌آید. و از آنچه از تو روی گردانده است، روی برگردان و دنبال آن شتاب نکن. یعنی اهل تقوا به اندازه دنیایی که به سمت آن‌ها آمده و به اندازه نیازشان، از دنیا بهره می‌گیرند. خدای تعالی محبت دنیا را از دل همه ما بگیرد و توجه به آخرت را در ما بیشتر کند.

ایام محرم است و همگی ما عزادار حسین علیه‌السلام هستیم که همراه شده با مصیبت شهادت نایب امام عصر، ارواحنا فداه، که به دست اشقیای این زمان، به همراه خانواده‌اش، به شهادت رسید. امت اسلامی در این چند ماه روزهای سختی را تحمل کرده است. داغی که بر دل‌هایمان نشسته، به این زودی‌ها خنک نمی‌شود. چشمه‌های اشکمان نیز به این زودی‌ها خشک نمی‌شود.

دیشب، وقتی در بیت امام شهید برای آخرین دیدار حاضر شدم، از خدا خواستم کاش این روز هرگز برای من واقع نمی‌شد. کاش مرده بودیم و این صحنه را نمی‌دیدیم.

شهادتی انسان‌ساز، که باعث بعثت امت شد و بعد از شهادت ائمه علیهم‌السلام، نظیر ندارد. این روزها آماده بدرقه و وداع همیشگی با پدر امت و ابرمردی می‌شویم که در تاریخ فقهای شیعه کم‌نظیر است. تشییع پیکر ولی‌فقیه شهید، که در دوران غیبت سابقه نداشته، قدرت اسلام و ایران را در دید جهانی چند برابر خواهد کرد، ان‌شاءالله.

تشییع مصلح بزرگ و تربیت‌کننده انسان‌ها؛ کسی که برای استقلال و عزت ایران اسلامی لحظه‌ای آرام ننشست و آرام نداشت؛ شخصیتی که نماد پیوند عمیق امام و امت در عصر غیبت بود و این را به‌خوبی نشان داد؛ یعنی نایب‌الامام، حضرت آیت‌الله‌العظمی امام سید علی حسینی خامنه‌ای.

از همین جا از همه آحاد مردم استان سرفراز و ولایتمدار البرز دعوت می‌کنم در این تشییع عظیم و بدرقه آقای شهید ایران شرکت کنید و بدانید که هر قدم، آثاری دنیایی و آخرتی، غیرقابل حساب، برای شما خواهد داشت. البته استان البرز خودش نیز میزبان عده کثیری از زائران این بزرگوار است که آمادگی‌های لازم هم، بحمدالله، فراهم شده و شما نیز به‌خوبی میزبانی خواهید کرد، ان‌شاءالله.

نایب حقیقی امام عصر، ارواحنا فداه کسی است که با تمام وجود در راه آرمان‌های مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام قدم برمی‌دارد. حضرت درباره نایب بزرگوارشان، عثمان بن سعید، فرمودند: او سعادتمند زیست و در نهایت فضائل ستوده و با ستایش‌های واقعی، این دنیا را ترک کرد. امام عصر، راجع به نایبشان میفرمایند: با این مصیبت داغدار شدیم. و فراق او، ما را تنها ساخت. خیلی عبارت مهمی است که فراق کسی، امام عصر را داغدار کند.

حضرت ولی عصر، ارواحنا فداه، نامه‌ای نیز به نایب دومشان، یعنی فرزند عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، دارند. آنچه عرض می‌کنم، دقت کنید؛ چون قابل تطبیق است. تطبیقش را حالا می‌خوانم، خودتان تشخیص می‌دهید.

امام عصر فرمودند و به محمد بن عثمان می‌فرمایند: پدرت، یعنی عثمان بن سعید، سعادتمندانه زندگی کرد و با نیک‌نامی از دنیا رفت. رمز اینکه پدرت زندگی و مرگ سعادتمندانه داشت، سه چیز بود: پیوسته در ترویج دین اسلام و فرهنگ اهل‌بیت کوشش کرد. برای رسیدن به قرب الهی و اهل‌بیت علیهم‌السلام، با تمام توان تلاش کرد. از نشانه‌های سعادت پدرت این بود که خداوند فرزندی مانند تو را به او عطا کرد تا جانشین و قائم‌مقام او باشی و برای او طلب رحمت کنی. و من به خاطر دو چیز خدا را سپاس می‌گویم: اول، دل‌های مردم و انسان‌های پاک‌طینت متوجه جایگاه و مقام تو گردید. دوم، توانایی‌ها و ویژگی‌هایی که خداوند در وجود تو قرار داد. بعد حضرت به آیه صد و شش سوره مبارکه بقره استناد کردند: مَا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا.

بعد حضرت پنج دعا در حق نایب دوم می‌کنند: خداوند تو را کمک و یاری دهد، به تو توان و قدرت عنایت فرماید، پشتیبان تو باشد، به تو توفیق عنایت کند و همواره سرپرست، حافظ و نگهبان تو باشد. ما همه این دعاها را از خدای تعالی درباره رهبر معظم انقلاب، خلف امام شهید، حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای، خواهانیم.

چون در ایام محرم هستیم، یک نکته را در همین رابطه عرض می‌کنم. آن چیزی که مهم است و ما از فرهنگ اهل‌بیت علیهم‌السلام، به‌خصوص از کربلا و محرم، می‌فهمیم، معیت و همراهی با امام و همراهی با ولی است. در تعقیب نماز مغرب می‌خوانیم: اللهم إنی أسألک موجبات رحمتک… بعد می‌گوییم: وَجِوَارَ نَبِیِّکَ. جوار نبی را می‌خواهیم. پیغمبر را می‌خواهیم. پیغمبر ولی خداست. معیت با ولی را می‌خواهیم. یا در دعای ماه رمضان می‌گوییم: اللهم اجعلنی مع الرسول سبیلاً. معیت با ولی را می‌خواهیم.

قطعاً این معیت و همراهی، فقط معیت فیزیکی و در کنار امام بودن نیست؛ چون انسان در کنار ولی خدا باشد، مصونیت نمی‌آورد. زیاد خوانده‌اید و شنیده‌اید که همراه رسول خدا و اهل‌بیت علیهم‌السلام، خیلی‌ها بودند که برخلاف عمل می‌کردند. معیت، معیت ایمانی، فکری و عملی است. فکر امام را بدانیم، بدانیم او کجا و چه کار می‌کند و طبق نظر او عمل کنیم؛ این می‌شود معیت.

و الا در دعا بگوییم: خدایا، مرا همراهش قرار بده، مرا با او قرار بده، من با او باشم؛ فایده ندارد. خیلی‌ها در کنار رسول خدا بودند و برخلاف نظر او عمل کردند. در کنار امیرالمؤمنین، در کنار امام امت و در کنار امام شهیدمان، کسانی بودند، اما برخلاف عمل کردند. حرف‌های صریح و قطعی او را جور دیگری معنا کردند و گفتند؛ حالا ولو دم از معیت هم بزنند و در دعا از خدای تعالی معیت با ولی خدا را طلب کنند، تا زمانی که طبق نظر او عمل نکنند، همه این حرف‌ها پوچ است؛ ولو بعضی‌ها استدلال‌های دهن‌پرکن هم بیاورند. با همین استدلال‌ها بدانید سرِ ولی خدا بالای نی رفت.

عده‌ای، بودنشان در مسئولیتی که دارند، محل اشکال است؛ چون همه می‌دانیم، همه می‌دانند و این جزو اصول اصلی ماست که در پذیرش مسئولیت، التزام به اصل ولایت فقیه لازم است. بعد در گفتارشان طوری حرف می‌زنند که انگار اصلاً در این کشور زندگی نکرده‌اند. چون در عموم گفته شده، این را عرض می‌کنم: خب، بروید چند کتاب درباره این مباحث مربوط به ولایت فقیه، لااقل بخوانید و به مسائلش آگاه شوید. من جلسه گذشته درباره این موضوع عرض کردم و دیگر تکرار نمی‌کنم.

بعضی از این افراد، همان کسانی هستند که از روی کج‌فهمی، ولی را وکیل می‌دانند. یک مقطعی از زمان، نمی‌دانم یادتان هست، می‌گفتند آقا، ولایت ولی‌فقیه مثلاً سه‌ساله یا چهارساله باشد و بچرخد. اصلاً نمی‌فهمد ولی‌فقیه یعنی چه. ولی‌فقیه را با وکیل، که می‌تواند مثلاً چهارساله باشد، یا با رئیس‌جمهور، که می‌تواند چهار سال یا چند سال مسئولیت داشته باشد، اشتباه گرفته‌اند. بگذرم؛ نمی‌خواهم اصلاً وارد این بحث‌ها شوم. فقط خواستم اشاره‌ای بکنم.

امام شهید یک توصیه معنوی داشتند که سوره فتح را به جهت پیروزی جبهه حق بخوانید. این سوره، سوره بسیار بلندی است، معانی بلندی دارد، فرازهای عمیقی دارد و ویژگی‌های انحصاری دارد. احتیاج به وقت موسعی دارد تا بندها و آیات آن توضیح داده شود. وقتی اولین آیه نازل شد، رسول خدا فرمودند: آیه‌ای بر من نازل شد که برایم از دنیا و هر آنچه در آن است، محبوب‌تر است.

یکی از ویژگی‌های این سوره مبارکه این است که راه و رسم معیت با ولی خدا را به ما نشان می‌دهد. خب، ما دائماً این معیت را می‌خواهیم. در همین زیارت عاشورا، زیارت امام حسین علیه‌السلام، مگر نمی‌خوانیم: وَ ثَبِّتْ لِی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ این معیت را می‌خواهیم. و اصحاب الحسین، از مصادیق بارز معیت با امام هستند که در سوره فتح به ویژگی‌ها و خصوصیات آن‌ها اشاره شده است.

این سوره هم بشارت به فتح، ظفر و انتصار می‌دهد و هم بشارت به آمرزش گناهان مؤمنان می‌دهد. این تکریم الهی است که خدای تعالی به رسولش اعطا کرده است؛ که گناهان امتش را مورد مغفرت قرار می‌دهد.

عرض کردم مطالب این سوره زیاد است. این سوره جریان صلح حدیبیه را با درس‌های فراوان بیان می‌کند. رسول خدا فرمودند: هر کس این سوره را قرائت کند، مانند کسی است که همراه من در فتح مکه حاضر بوده است. ببینید، سوره مهمی است.

در آخرین آیه این سوره، سوره مبارکه فتح، می‌خوانیم: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ… این نکته بسیار مهمی است. این سوره، در همین آیه پایانی، پنج ویژگی برای همراهی و معیت بیان می‌کند. همراهان رسول خدا -رسول خدا یعنی ولی خدا- باید این پنج ویژگی را داشته باشند. بعد به اوصاف همراهان و کسانی که معیت با این ولی خدا دارند اشاره می‌کند که البته این مربوط فقط به زمان رسول خدا نیست. عرض کردم معیت، زمان‌بردار نیست؛ چون معیت، در فکر، اندیشه و عمل است. از تورات و انجیل هم مثال می‌زند که همراهان رسول خدا در انجیل و تورات نیز این اوصاف را دارند. بسیار دقیق و زیبا بیان شده است.

اما من اکنون وارد هر پنج ویژگی نمی‌شوم. نخستین ویژگی که باید داشته باشیم، وگرنه معیت ما و این دعاهایی که می‌خوانیم و تقاضاهایی که داریم، هیچ خواهد بود، همین أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ است؛ یعنی سخت‌گیری و شدت عمل بر کفار. یعنی باید در برخورد با آن‌ها غلظت داشت. ترحم، نرم‌خویی، گپ زدن، قدم زدن، خندیدن و دست دادن با آن‌ها معنا ندارد. حداقل برخورد ما همین شعاری است که هر هفته در مقابل آمریکای جنایتکار سر می‌دهیم.

می‌گویند: آقا، این حرف‌ها را نزنید؛ این‌ها عرف دیپلماتیک است. بله، عرف را درباره غیر از دشمنانی که صددرصد قصد نابودی ما را دارند رعایت می‌کنیم؛ اما درباره کسانی که امام ما را شهید کردند، کودکان ما را به شهادت رساندند و ناو جنگی ما را برای تفریح منفجر کردند و هدف قرار دادند، هرگز نباید این عرف، به همان صورتی که آن‌ها می‌خواهند، رعایت شود. مسامحه و مداهنه با این عناصر فاسد و مجسمه‌های پلیدی و خباثت، وجهی ندارد.

آقای شهید ما بر خواندن سوره فتح تأکید داشتند. یعنی چه؟ یعنی اگر فرصتی پیدا کردید و زمانی پیش آمد که با این قوم جنایتکار روبه‌رو شدید، شما که امت رسول خدا هستید، أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ باشید؛ با سختی و غلظت با آن‌ها برخورد کنید.

اگر معیت با ولی خدا را درخواست دارید، اصلاً مسامحه نداشته باشید؛ محکم و غلیظ برخورد کنید و کوتاه نیایید. این مسئله بسیار مهم است؛ کوتاه نیامدن در مقابل دشمن.

در آیه بیست و سوم سوره مبارکه توبه، بسیار شدید برخورد کرده و فرموده است: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر پدران و برادران شما کفر را بر ایمان برگزیدند، آن‌ها را سرپرست خود قرار ندهید. اگر پدرتان چنین کاری کرد یا برادرتان چنین کاری کرد، این‌ها را دیگر دوست، ولی و سرپرست خود قرار ندهید. به فرموده قرآن کریم، این‌ها أَلَدُّ الْخِصَامِ هستند؛ یعنی سرسخت‌ترین دشمنان بشریت.

در آیه دویست و چهار سوره مبارکه بقره آمده است که این‌ها وقتی به قدرت می‌رسند، فساد می‌کنند. می‌بینیم که در طول تاریخ همین‌گونه بوده است. در زمین فساد را رواج می‌دهند: وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ. یعنی هم کشاورزی را، به‌عنوان زیرساخت اصلی اقتصاد جامعه، از بین می‌برند؛ یُهْلِکَ الْحَرْثَ. نمونه‌های آن فراوان است و آمارش نیز وجود دارد. هم نسل را با انحراف به هلاکت می‌کشانند؛ خانواده، فرزند و فرزندآوری را از بین می‌برند. این‌ها هر جا به قدرت برسند، این‌گونه عمل می‌کنند.

همین امروز، که روز دوازدهم تیرماه است، در سال شصت و هفت، همین آمریکایی که دنبال حقوق بشر است و ژست حقوق بشری می‌گیرد، به هواپیمای مسافربری ما حمله کرد و تعداد زیادی را به شهادت رساند. آیا همین یک جنایت، شعار مرگ بر آمریکا نمی‌خواهد؟ بعد به همان جنایتکاری که این جنایت را انجام داد، مدال دادند.

جنایات آمریکا در تیرماه آن‌قدر گسترده است که امام شهید ما این هفته را هفته حقوق بشر آمریکایی نامیدند. البته از سال یک‌هزار و سیصد و بیست تا امروز، یعنی هشتاد و پنج سال است که آمریکایی‌ها، پنهانی و مخفی، آشکار و علنی، بیشترین و سخت‌ترین حوادث و مشکلات را برای ملت ما ایجاد کرده‌اند. بیان همه جنایات آن‌ها فرصت طولانی می‌خواهد. حالا جنایات منطقه‌ای و بین‌المللی، و جنایاتی که نسبت به امت خودشان و مردم کشور خودشان انجام می‌دهند، خود کتاب قطوری است.

من فقط به چند مورد، که در حقیقت یادآوری برای شما و مربوط به خودمان است، اشاره می‌کنم. از همان ابتدا که کارشان را شروع کردند، تلاش کردند این دولت منحوس و حکومت منحوس پهلوی را مستقر کنند؛ حکومتی که الان هم گاهی این بازمانده دلقک را تحریک می‌کنند که مثلاً تو می‌توانی کاری بکنی.

بعد، ساواک را برای خفه کردن روح مبارزه و حق‌جویی کسانی که علیه رژیم شاه قیام داشتند، تأسیس کردند. ساواک، تربیت‌شده موساد و سیا (CIA) بود. آمریکایی‌ها به جنایات خیابانی شاه کمک کردند و کسانی را که در راه مبارزه و انقلاب در خیابان‌ها بودند، به شهادت رساندند که اسناد آن موجود است.

همچنین از منافقینی حمایت کردند که بیش از بیست هزار انسان مظلوم و بی‌گناه را در این کشور به شهادت رساندند. از گروه‌های تجزیه‌طلب نیز حمایت کردند؛ گروه‌هایی که همین الان هم رسماً اعلام می‌کنند به آن‌ها اسلحه داده‌ایم و قصد داریم رژیم‌چنج ایجاد کنیم و ایران را تجزیه کنیم.

شهادت دانشمندان هسته‌ای، تحریم‌های ظالمانه، جاسوسی از طریق لانه جاسوسی، ترور رسمی شهید قاسم سلیمانی و نقش مستقیم در ده‌ها و صدها جنایت دیگر که در حق مردم ایران انجام دادند، از دیگر اقدامات آن‌هاست.

این روزها و در این یک سال اخیر نیز همه‌چیز کاملاً مشخص است. غیرنظامیان را به شهادت رساندند، از سلاح‌های نامتعارف استفاده کردند، بچه‌های میناب را به شهادت رساندند، ناو دنا را زدند، در لامرد، بچه‌ها و افراد خانواده‌ها را به شهادت رساندند. از سلاح‌های خاص استفاده کردند و از همه این‌ها بالاتر، آقای ما را به شهادت رساندند.

این‌ها کارهایی است که انجام داده‌اند. فقط یک پرونده جزیره اپستین این‌ها کافی است تا بفهمیم حقوق بشر آمریکایی یعنی چه. حالا چرا باید با این موجود سفاک وارد مذاکره شویم؟

وقتی امام راحل فرمودند مذاکره نشود، و امام شهید نیز مکرر و در طول سال‌های رهبری‌شان فرمودند مذاکره نشود، حتی در مقطعی بسیار صریح و شدید بیان کردند. من عین عبارت ایشان را می‌خوانم: خاک بر سر آن ملت و دولتی که زیر بار تحمیل‌های آمریکا برود. چه ساده‌لوحی است که کسانی بگویند برویم پشت میز مذاکره با یک دستگاه متکبر و بی‌اعتقاد به اصول انسانی و حقوق بین‌المللی بنشینیم. آمریکایی‌ها به اصول و حقوق بین‌المللی اعتقادی ندارند.

ایشان همچنین فرمودند: امروز دنیا، دنیای ظلم، دروغ و فریب است. پرچم دفاع از حقوق بشر را کسانی بر دوش گرفته‌اند که بزرگ‌ترین دشمنان حقوق بشرند و در رأس آن‌ها دولت آمریکاست. اینجا نیز دوباره به مسئله حقوق بشر اشاره کردند.

امام راحل هم فرمودند: اگر ما با آمریکا و سایر ابرقدرت‌ها کنار آمده بودیم، گرفتار این مصائب نبودیم؛ ولی مردم ما دیگر به هیچ وجه حاضر نیستند تن به خواری و ذلت دهند و مرگ سرخ را بر زندگی ننگین ترجیح می‌دهند.

امام راحل، امام شهید که آنطور؛ امام حاضر هم که اذن ندادند، بلکه با آن شرایطی که مطرح شد، اجازه دادند. البته بین اذن و اجازه تفاوت است که ان‌شاءالله در فرصت دیگری بیان می‌کنم.

حالا که این اجازه را گرفتید، ما هم همگی تابع نظر رهبری هستیم. ایشان اجازه دادند که با این شرایط مذاکره انجام شود. دیگر کسی نمی‌تواند بگوید اجازه نیست؛ اجازه هست، اما با این شرایط. حالا که این شرایط را گرفتید و این اجازه را دریافت کردید، لااقل ملتزم باشید که در اجرای مفاد آن کوتاهی نشود. الان می‌بینیم که موارد و موادی از آن، به صراحت نقض می‌شود؛ اما در مقابل، ما فقط شعار می‌دهیم، بیانیه صادر می‌کنیم و مکاتبه داریم، در حالی که طرف مقابل با سرعت در حال بازسازی خودش است.

بعد از امام راحل، امام شهید و امام حاضر، مردم هم می‌گویند و سؤال می‌کنند. این مردم هم همه اقشار ملت هستند. بعضی وقت‌ها می‌گویند: آقا، این‌ها یک گروه خاص هستند که این شعارها را می‌دهند. نه؛ جلسه قبل هم عرض کردم، همه مردم هستند، گروه خاصی نیستند. با همه عقاید و علایقی که دارند، همه این را می‌گویند که چرا تفاهمی که نقض شده، آقایان باز هم به آنجا می‌روند؟ چه چیزی باید پیش بیاید و واقع شود تا باور شود که باید اقدام کرد و حقوق ملت بیش از این از بین نرود؟

خیلی عجیب است. چند ماه بحث شده برای تفاهم اجرایی؛ بعد که این تفاهم نوشته شده، حالا دارند بحث می‌کنند که این تفاهم اجرایی را چگونه اجرا کنند؛ در حالی که باید از همان روز اول اجرا می‌شد.

دائماً هم درباره غنی‌سازی، مسائل هسته‌ای، بازرسی و امثال این‌ها می‌شنویم. اگر ما به این مقدار مواد اورانیوم غنی‌شده، با این میزان غنی‌سازی، احتیاج داریم و داشته‌ایم، که داریم، چرا باید درباره آن گفت‌وگو کنیم؟ اصلاً گفت‌وگو کردن درباره این موضوع معنا ندارد.

بهانه آن‌ها این است که برنامه هسته‌ای ایران برای آن‌ها خطر دارد. بسیار خوب، شما هم وقتی آنجا رفتید، محکم بگویید برنامه هسته‌ای شما برای ایران خطرساز است. اصلاً چه منطقی است که آن‌ها از آن سوی دنیا بلند شوند و بگویند چون شما در زمینه هسته‌ای غیرنظامی، برای مسائل کشاورزی و پزشکی فعالیت می‌کنید، این برای ما خطر است، بعد چنین حرف گزافی بزنند و برای ما هزینه درست کنند؟ خب، شما هم ابزار هزینه‌سازی دارید. چرا باید زیر بار حرف آن‌ها رفت و نشانی غلط داد؟

تمام عظمت و قدرت ملت ایران در یک نماد جمع شده است؛ در یک مشت گره‌کرده. همه دنیای استکباری پشت به پشت هم داده‌اند تا این مشت را بخوابانند؛ اما به فضل الهی و با همت این مردم مبعوث‌شده، هرگز نخواهند توانست.

دائماً تهدید می‌کنند، بدعهدی می‌کنند و ما به دبیرکل سازمان ملل نامه می‌دهیم. آن‌ها بدعهدی می‌کنند و ما نامه می‌نویسیم. خوب است که نامه نوشته می‌شود، اما این کار بازدارنده نیست و بازدارندگی ندارد. اگر این نامه‌ها اثر داشت، این همه جنایت در ایران اتفاق نمی‌افتاد.

باید در عمل و در پاسخگویی، اقدام بازدارنده داشت تا جرئت تکرار حرف خودشان را هم نداشته باشند. نباید منفعلانه با دشمن برخورد کرد. با دشمنی طرف هستیم که می‌گوید برای اشک یک مادر صهیونیست، باید هزار زن لبنانی عزادار شوند. ما با چنین دشمنی سروکار داریم.

آن‌ها رهبر ما را تهدید کردند. در پاسخ گفتیم ما ساختار داریم و جایگزین می‌کنیم. آیا این پاسخِ چنین دشمنی است؟ آیا این نوع برخورد بازدارنده است؟ الان هم دارند تهدید می‌کنند. باید جوابی داده شود که جرئت تکرار حرفشان را نداشته باشند. ما هم به اندازه خودمان، در این نماز جمعه، همان لحنی را که بر اسرائیل می‌فرستیم.

آن‌ها دائماً حمله‌های محدود به ما می‌کنند، اما به صورت گسترده پوشش خبری می‌دهند تا بتوانند ابتکار عمل را از ایران بگیرند و القا کنند که آتش‌بس تحت کنترل آمریکاست؛ در حالی که با اقدام فوری و مؤثر نیروهای ما، این توطئه‌ها خنثی می‌شود و تاکنون نیز خنثی شده است.

اما آن چیزی که نقش بازدارندگی دائمی دارد، برای دشمن هزینه‌ساز است و جلوی این اقدامات را هم می‌گیرد، این است که مهم‌ترین داشته خودمان، یعنی تنگه هرمز، را به آسانی از دست ندهیم. گذرگاه انرژی و غذا باید در دست خودمان باشد و به سادگی نباید آن را فراموش کنیم. بعد از آن، چگونه خواهد شد و چگونه عمل می‌شود، این‌ها از باب تذکر و یادآوری است؛ خواسته مردم از مسئولان است تا بدانند چگونه باید عمل کنند.

در سال هزار و نهصد و پنجاه و شش، بریتانیا فهمید که دیگر قدرت تعیین‌کننده جهان نیست؛ چون سوئز را از دست داد. خوب دقت کنید، تاریخ برای ما درس است. این امپراتوری در میدان نبرد از بین نرفت، بلکه در عرصه اقتصاد و اعتبار بین‌المللی خرد شد و ارزش خود را از دست داد. وقتی این تنگه از دست رفت، بلافاصله دولت بریتانیا عقب‌نشینی کرد. امروز هرمز نیز برای ما همین نقش را دارد. آقایان عزیز مذاکره‌کننده، اصلاً به آمریکا خوش‌بین نباشید؛ زیرا خوش‌بینی، ضررهای زیادی را برای ما در پی خواهد داشت.

راجع به مسکن می‌خواستم نکته‌ای عرض کنم، فقط به اجمال می‌گویم که هوای مستأجران را داشته باشید. تمام مسائل مادی دنیا تمام می‌شود و از بین می‌رود. مواظب مستأجران باشید. کسانی که موجر هستند و خانه در اختیار دارند، مراقب مستأجران خود باشند. می‌خواستم بحثی را درباره این موضوع و نیز درباره امنیت مردم‌پایه مطرح کنم که ان‌شاءالله در جلسه دیگری عرض خواهم کرد.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾