۱۴۰۵/۰۴/۲۰

سردبیر

مردم از مسئولان، اقدام بازدارنده و افزایش هزینه‌های دشمن را مطالبه دارند

متن کامل خطبه نماز جمعه 19/04/1405

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا در مسیر رسیدن به دارالقرار، همه سختی‌ها را تحمل می‌کنند. در نوبت قبل عرض کردم که آن کسانی که فهمیدند منزل اصلی و آرامشگاه حقیقی، آخرت است، همه سختی‌ها را تحمل می‌کنند و هزینه‌های آن را می‌پردازند.

در این نوبت، مولای متقیان، امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه، وضعیت گروه مقابل را برای ما بیان می‌کنند. فرمودند: «و مَثَلُ مَنِ اغْتَرَّ بِهَا كَمَثَلِ قَوْمٍ كَانُوا بِمَنْزِلٍ خَصِيبٍ فَنَبَا بِهِمْ إِلَى مَنْزِلٍ جَدِيبٍ» اما داستان دنیاپرستان همانند گروهی است که از جایگاهی پر از نعمت‌ها می‌خواهند به سرزمینی خشک و بی‌آب‌وعلف بروند. در باغ و بستان بوده‌اند، حالا آن‌ها را به بیابانی قفر، خشک و بی‌آب‌وعلف می‌برند.

«فَلَيْسَ شَيْءٌ أَكْرَهَ إِلَيْهِمْ وَ لَا أَفْظَعَ عِنْدَهُمْ مِنْ مُفَارَقَةِ مَا كَانُوا فِيهِ إِلَى مَا يَهْجُمُونَ عَلَيْهِ وَ يَصِيرُونَ إِلَيْه» پس در نظر آنان چیزی ناراحت‌کننده‌تر از این نیست که از آن جایگاه خوب، خوش‌آب‌وهوا و پرنعمت جدا شوند و به بیابانی بروند که در آن باید سختی‌ها و ناراحتی‌ها را تحمل کنند.

عباراتی هم که می‌خوانم، دوستان توجه دارند که در نسخه‌های مختلف نهج‌البلاغه ممکن است تفاوت‌هایی وجود داشته باشد و در برخی نسخه‌ها تعابیر به گونه دیگری آمده باشد. آن نسخه‌ای که از ابتدا شروع کردیم، من همان را ادامه می‌دهم که در جلسه اول نیز به آن اشاره کردم.

حضرت، وضعیت این گروه، یعنی گروه دوم، را بسیار زیبا ترسیم کرده‌اند؛ گروهی که در ناز و نعمت زندگی می‌کرده، غوطه‌ور در انواع نعمت‌ها بوده و هرچه می‌خواسته در اختیار داشته است. حالا به او می‌گویند برو در بیابانی خشک و بی‌آب‌وعلف زندگی کن. طبیعی است که این برای او بسیار سخت خواهد بود.

سرنوشت دنیاطلبانی که به هر وسیله‌ای و از هر موقعیتی استفاده می‌کردند تا به مقاصد فاسد خود برسند، همین است. اینان هنگامی که می‌فهمند دوزخ، عقاب الهی است، دچار حسرت می‌شوند. این گروه معمولاً از مرگ نیز بسیار می‌ترسند؛ برخلاف اهل ایمان که دنیا را زندان می‌دانند و مرگ را لحظه آزادی خود می‌شمارند. همان‌گونه که یک زندانی هنگام آزادی بسیار خوشحال می‌شود، اهل ایمان نیز چنین‌اند.

امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه به دنیا با دیده حقارت می‌نگرد و آن را در نگاه مخاطب خود کوچک می‌شمارد. حقیقت دنیا، وابستگی‌ها و دلبستگی‌هاست، نه بهره‌مند شدن از نعمت‌های الهی و نه استفاده از عطایای خداوند. دنیا یعنی وابسته بودن و دل‌بسته بودن به هر چیزی. بعضی به چیز کوچکی دل می‌بندند و بعضی به چیزی بزرگ‌تر؛ اما هر چیزی که انسان را از یاد خدا باز دارد، دنیا محسوب می‌شود. این دنیا نیز اقسامی دارد و حضرت در اینجا در مقام تحقیر آن است.

برای نمونه، می‌فرماید: مثل زندگی دنیا و کالاهای آن، خوب دقت کنید، مانند استخوان پوسیده خوک است که در دست شخص جذامی باشد. خود خوک، حتی وقتی زنده است، چقدر تنفرآور است؛ در گل و کثافت زندگی می‌کند و از همان‌ها تغذیه می‌کند. دیدن آن نیز موجب نفرت است. حال اگر این خوک بمیرد و استخوان آن پس از مدتی پوسیده شده باشد، تنفر بیشتری ایجاد می‌کند.

جذامی نیز کسی است که اعضای بدنش خشک می‌شود و می‌ریزد؛ گوشش، بینی‌اش و صورتش آسیب می‌بیند. نگاه کردن به او دشوار است. حال اگر در دست چنین شخصی حتی جواهری هم باشد، باز هم انسان به سختی می‌تواند به او نگاه کند یا آن جواهر را از او بگیرد. حضرت می‌فرماید: اگر استخوان پوسیده خوک در دست یک جذامی باشد، چقدر تنفرآور است؛ دنیا نزد من همین‌گونه است. دنیا این مقدار بی‌ارزش است.

آیا نگاه ما به دنیا نیز همین‌گونه است؟ اگر چنین بود، زندگی برای ما بسیار آسان می‌شد. کسی که برای رأی آوردن حاضر است حق را ناحق کند، دروغ بگوید، برای به دست آوردن جایگاهی یا باقی ماندن در آن، هر اقدامی انجام دهد و ده‌ها نمونه دیگر که نمی‌خواهم برای شما بیان کنم، اساساً آن استخوان پوسیده را ندیده است، یا نمی‌خواهد ببیند، یا این سخنان را باور ندارد.

ما، متأسفانه، خودمان را از این مسائل دور نگه می‌داریم؛ در حالی که باید دائماً این مطالب را تکرار کنیم، دائماً مطالعه کنیم و همواره توجه داشته باشیم تا گرفتار مسیر هلاکت و نابودی نشویم.

تعابیر امیرالمؤمنین درباره دنیا، اوصاف دنیا و گرفتارشدگان در دنیا بسیار درس‌آموز است. این مطالب را دنبال کنید. درباره رشوه، امیرالمؤمنین چه کلماتی دارند! رشوه، مذموم است و هم دهنده و هم گیرنده آن مورد مذمت قرار گرفته‌اند.

در خطبه یکصد و پنجاه و شش فرمودند: خدا فرموده است که بعضی از افراد این امت، حرام خدا را به وسیله شبهه‌های دروغ و هوس‌های غفلت‌زا حلال می‌شمارند؛ مثلاً رشوه را هدیه می‌نامند. این سخن را امیرالمؤمنین می‌فرمایند.

موارد فراوانی درباره رشوه از حضرت نقل شده است؛ اما اوج بیان ایشان در خطبه دویست و بیست و چهار بسیار شگفت‌انگیز است. شاید پیش از این نیز اشاره کرده باشم که پس از جریان عقیل، که از امام مطالبه بیشتری از بیت‌المال داشت، حضرت می‌فرمایند: از این حادثه شگفت‌آورتر، این بود که شب‌هنگام کسی به دیدار ما آمد و ظرفی سرپوشیده پر از حلوا با خود آورد.

حضرت می‌فرمایند: معجونی در آن ظرف بود. وقتی به آن نگاه کردم، چنان از آن متنفر شدم که گویی آن را با آب دهان مار سمی یا با قی کرده آن مخلوط کرده بودند.

این عبارت در نهج‌البلاغه آمده است و شما نیز آن را می‌خوانید؛ اما نیاز به توضیح دارد، زیرا تعبیر بسیار سنگینی است. اگر این معنا را بفهمیم و کسی حقیقت آن را درک کند، روشن می‌شود که مار، هنگامی که می‌خواهد طعمه‌ای، مانند موش یا خرگوش، را شکار کند، ابتدا به آن نزدیک می‌شود و سمی به آن تزریق می‌کند؛ یعنی نخست طعمه را مسموم می‌سازد.

پس از آنکه طعمه مسموم شد، خود آن طعمه نیز تنفرآور است. سپس همان طعمه مسموم از مجرای سم، یعنی از دهان مار، عبور می‌کند و وارد معده‌ای می‌شود که خود آن معده نیز سم تولید می‌کند. این موش مسموم، از مجرای سم وارد معده‌ای می‌شود که تولید سم می‌کند. حال تصور کنید که مار نتواند آن را تحمل کند و دوباره همان را از مجرای سم به بیرون قی کند.

امیرالمؤمنین می‌فرمایند: کسی که رشوه می‌خورد، گویی قی‌کرده مار را می‌خورد. اگر این سخنان برای ما موعظه نباشد و ما را متنبه نکند، دیگر چه کلامی می‌تواند انسان را بیدار کند؟ اگر کسی این حقیقت را به‌خوبی درک کند، آیا باز هم به سوی آن حرکت خواهد کرد؟

خلاصه آنکه امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه به فرزند بزرگوارشان توصیه فرمودند که وضعیت کسی که به دنبال دنیاست و آخرت را رها کرده، چنین است.

سپس فرمودند: «یا بُنَيَّ اجْعَلْ نَفْسَكَ مِيزَاناً فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِك وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا وَ لَا تَظْلِمْ كَمَا لَا تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ».

ای پسرم، نفس خود را میزان میان خود و دیگران قرار بده. پس آنچه را برای خود دوست داری، برای دیگران نیز دوست بدار و آنچه را برای خود نمی‌پسندی، برای دیگران نیز مپسند. ستم روا مدار، همان‌گونه که دوست نداری به تو ستم شود.

این جمله، یکی از مهم‌ترین اصول اخلاقی را بیان کرده است؛ اصلی که اگر در میان جوامع رواج پیدا کند، بخش مهمی از مشکلات حل خواهد شد؛ اینکه هرچه برای خود می‌خواهیم، برای دیگران نیز بخواهیم. خدای تعالی این سعه و وسعت را به همه ما عنایت کند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت می‌کنم. متقین مواظب زبان خود هستند. مولای متقیان، امیرالمؤمنین، سلام‌الله‌علیه، در حکمت سیصد و نود و چهارم نهج‌البلاغه فرمودند: «رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ.» بسا سخنی که از حمله مسلحانه کارگرتر است.

این بیان، بسیار عجیب و دارای معانی مختلفی است. ممکن است انسان گاهی به‌وسیله سخن گفتن و گفتار، به چیزی برسد و چیزی را به دست آورد که با خشونت، حمله و جنگ به دست نمی‌آورد. این، یک نوع معنا کردن این حکمت است. معنای دیگر آن نیز شاید این باشد که گاهی سخنانی مانند تهمت، ناسزا، غیبت، فحش و امثال این‌ها، صدمه‌اش از حمله مسلحانه دشمن به آن شخص بیشتر باشد. خدای تعالی تقوای زبان را در همه ما بیشتر کند.

قبل از هر چیز، لازم است از شما مردم ایران سرافراز، سلحشور و با بصیرت، به خاطر خلق حماسه‌ای دیگر و اضافه کردن برگ زرین دیگری به دفتر بزرگ افتخارات ملت، تشکر و قدردانی کنم.

شما در بدرقه قائد شهید مجاهد، پیام‌های مهمی را به مخاطبان مختلف صادر کردید. هم با دشمن عنود و لجوج به صراحت سخن گفتید، هم دوستداران انقلاب اسلامی و مستضعفان جهان را دلگرم و خوشحال کردید و هم برای بعضی از مسئولان داخلی، پیام تغییر در رفتار داشتید، اگر بفهمند.

این تشییع، قیامی برای خدا بود؛ با پرچم‌های سرخ خون‌خواهی امام شهید که لرزه بر اندام دشمنان سفاک و مستکبران جهان و طرفداران آن‌ها انداخت. همایشی و نمایشی بود از وفاداری ملت به ولایت.

دشمنان ما سال‌ها القا می‌کردند که بین امت و امام گسست ایجاد شده، رابطه به هم خورده و دیگر رابطه‌ای وجود ندارد. این تشییع نشان داد که پیوند امام و امت، اولاً مرز ندارد و فراتر از جغرافیا بُرد دارد و اساساً اسلام جهان‌وطنی است و هر جا یک مسلمان باشد، آنجا وطن یک مسلمان است.

ثانیاً این پیوند، عمیق‌تر از مناسبات معمولی و سیاسی رایج است. آن‌ها می‌خواستند با ترور و به شهادت رساندن امام، در ما ترس و یأس به وجود بیاورند؛ اما این شهادت باعث تشجیع مردم شد و در آن‌ها نیرویی بر ضد دشمنان به وجود آورد تا بتوانند حماسه خلق کنند و در آن مطالبه عمومی داشته باشند و مرگ بر مستکبران عالم، به‌خصوص آمریکای پلید، را فریاد بزنند.

این تشییع، فقط تشییع نبود؛ تجدید بیعت بود با راهی که امام شهید برای آن زندگی کرد و خون مطهرش را در آن مسیر نثار کرد. فقط تشییع نبود؛ جلوه‌ای از قدرت تمدنی اسلام، حیات اجتماعی شیعه، نشان‌دهنده شکست محاسبات دشمن و عمل صالحی بود که دشمن را غضبناک کرد. فقط تشییع نبود؛ حرکتی در مسیر تحقق بیانیه گام دوم، برای انسان‌سازی، جامعه‌پردازی و تمدن‌سازی، و رأی دوباره به انقلاب اسلامی و آرمان‌های الهی و دینی بود.

دشمنی که هراس داشت و تلاش می‌کرد انقلاب اسلامی صادر نشود و می‌خواست جلوی عمق راهبردی ما را بگیرد -که یکی از اهدافش در این حملات همین بود؛ می‌خواست عمق راهبردی ما را بگیرد- این تشییع نشان داد که ایران، پرچمدار جبهه مقاومت و امید ملت‌های آزاده دنیاست. همه بلاد اسلامی عزادار بودند، بلکه مردم آزاده جهان در سوگ قائد شهید و امام مستضعفان نشسته بودند.

اینجا لازم است از عموم مردم، عشایر، قبایل، عتبات مقدسه و دولت محترم عراق، به‌ویژه مرجعیت و علمای بزرگوار آن، تشکر و قدردانی کنم. با بدرقه بی‌نظیر مردم نجف و کربلا، حماسه خلق شد و به جهان، وحدت ساحات‌، ارتباط عمیق جبهه مقاومت و فرماندهی واحد آن را به‌خوبی نشان داد و توطئه تفرقه و جدایی را خنثی کرد.

با این بی‌سابقه‌ترین تشییع در تاریخ بشر که یک هفته طول کشید، مستکبران عالم تحقیر شدند. این امت به‌پاخواسته، از ایران تا عراق و اگر فرصت پیدا می‌شد در همه بلاد اسلامی، یک درخواست داشت و آن، قصاص و مجازات آمران، مسببان، عاملان و مباشران این جنایت عظیم بود و فریاد همه بلند بود: «انتقام، انتقام».

باید انسان‌های آزاده جهان، در سراسر عالم، مقدمات لازم و متعدد را بر ضد مفسدین اپستینی فراهم کنند و خواب راحت را از آن‌ها بگیرند. در هیچ جایی، این فرقه پلید احساس آرامش نداشته باشد. در شعارهایی که من بعد داده می‌شود، یک شعار محوری و مطالبه عمومی ما این باشد: «ای پسر فاطمه، منتقم تو هستیم».

شهید، باعث حیات جامعه است، احیاگر ارزش‌های الهی است و لذا نمازی که بر او خوانده می‌شود، با نماز میت فرق دارد؛ دیدید.

فقط تشییع نبود؛ تجدید پیمان و عهد بستن تاریخی بود که بنا می‌گذارد تا ظهور دولت مهدوی، هیچ ظالم و ستمگری در عالم آرامش نداشته باشد و تا محو کامل رژیم پلید کودک کش، شعار ما «مرگ بر اسرائیل» است.

همه این را خوب فهمیدند که اگر جامعه‌ای بخواهد عزتمند باشد، در امنیت زندگی کند و حیات معنوی‌اش برقرار باشد، نباید نسبت به خون مظلوم بی‌تفاوت باشد.

یادمان باشد خون‌خواهی یعنی پاسداری از حیات امت. معنای آن این است. بعضی فکر می‌کنند مردمی که انتقام می‌خواهند، یک امر عاطفی و احساسی است و دنبال تشفی خاطر هستند و می‌خواهند دلشان خنک شود؛ در حالی که این انتقام‌خواهی، استمرار راه شهید و عامل حرکت جامعه است.

دشمن از همین زنده بودن ملت ما واهمه و ترس دارد. لذا فقط تشییع نبود؛ فقط تشییع یک فقیه مجاهد و رهبر جهان اسلام نبود، بلکه جبران همه تشییع‌های مظلومانه تاریخ شیعه بود؛ از زمان ائمه علیهم‌السلام تا امروز، همه آن‌ها را جبران کرد. خلاصه، هر کس برای خدا خادم مردم باشد، مردم این‌گونه قدردانی می‌کنند.

این تشییع با عظمت، دشمنان، به‌خصوص جنایتکاران اپستینی را به‌شدت عصبانی کرد. نتوانستند تحمل کنند و خواستند آن را تحت‌الشعاع قرار دهند. زیر میز مذاکره و تفاهم زدند و مثل همیشه، برخلاف تعهدی که داشتند، با بهانه واهی عمل کردند.

ما با دشمنی سروکار داریم که حیله، نیرنگ و دروغ، جزء لاینفک اوست. به هیچ قاعده‌ای پایبند نیست و متأسفانه عده‌ای در کشور، از روی خوش‌بینی و خوش‌باوری، فکر می‌کنند اگر با این مجسمه‌های خیانت و پلیدی دست دوستی بدهند، نتیجه خواهد داد و این خوش‌باوری تا امروز هزینه‌های زیادی برای کشور و مردم به وجود آورده است.

متأسفانه، به جای جواب محکم دادن و توی دهنی زدن به یاوه‌گویان، به‌طوری که ترهبون به عدوالله باشد، موارد نقض تفاهم‌نامه شمرده می‌شود و بیانیه داده می‌شود. تکیه شما به خدا باشد، موحد باشید، نترسید، به وظیفه خود عمل کنید. خداوند آنچه لازم است را برای عزت و سربلندی ملت انجام خواهد داد.

این ملت، پشتیبان شما هستند و از شما می‌خواهند تنگه را محکم بگیرید و هزینه‌های دشمن را در منطقه بالا ببرید. در پاسخ به شرارت‌های دشمنان، فقط پایگاه‌ها و ساختمان‌ها را نزنید؛ زیرا قطعاً آنجاها را تخلیه کرده‌اند. البته زدن آن پایگاه‌ها هم خوب است و خسارتی است که به آن‌ها وارد می‌شود، اما باید کاری کنید که دیگر قدرت استفاده از چاه‌های نفت خود را نداشته باشند و امثال این‌ها. هزینه حضور آن‌ها را باید در منطقه افزایش داد.

بدون ترس وارد منطقه می‌شوند، رجز می‌خوانند و شرارت می‌کنند. در اینجا از پاسخ قاطع عزیزانمان در نیروهای مسلح قدردانی می‌کنیم. خوب جواب می‌دهند و یاد شهدایشان را گرامی می‌داریم؛ اما از آن طرف، آن مطالبه را هم داریم که به گونه‌ای عمل شود که بازدارندگی ایجاد کند.

بنا بر وظیفه‌ای که رهبر معظم انقلاب بر دوش همه ما گذاشته‌اند و فرمودند منتظر تحقق شروط گفته‌شده هستیم، مطالبه داریم که عزیزان توضیح دهند با این نقض عهدها که از روز اول تا امروز صورت گرفته، چه مقدار از این شروط به نفع ملت تحقق پیدا کرده است.

یک سؤال هم گاهی به ذهن من می‌رسد و آن این است که چرا هر وقت دشمن به ما حمله می‌کند، سازمان ملل و بعضی از کشورهایی که دوست ما هستند، زود می‌آیند و از ما مطالبه می‌کنند که خویشتن‌دار باشیم؟ این مثل آن دعوا می‌ماند که دو نفر همدیگر را می‌زنند و شخصی می‌رود، به جای اینکه کسی را که در حال کتک زدن است نگه دارد، کسی را که کتک می‌خورد نگه می‌دارد و آن دیگری را رها می‌کند تا همچنان بزند. اگر این‌ها دوست هستند و واقعاً می‌خواهند کمک کنند، چرا جلوی ظالم را نمی‌گیرند؟ چرا نمی‌روند و مانع او نمی‌شوند؟

اتفاقاً روز بیست‌وسوم تیر، که همین روزهای آینده است، روز گفت‌وگو و تعامل سازنده با دنیاست که علت نام‌گذاری آن نیز مذاکرات هسته‌ای است؛ زمانی که دولت یازدهم توافق برجام را با گروه پنج به علاوه یک پذیرفت و آن روز را «روز گفت‌وگو و تعامل سازنده» نام‌گذاری کردند.

نتیجه این گفت‌وگو چه شد؟ خسارت محض. نتیجه گفت‌وگوی تمدن‌ها که دولت دوم خرداد دنبال آن بود چه شد؟ ایران را محور شرارت معرفی کردند و گفتند ایران محور شرارت است.

حتی اروپایی‌ها نیز از آن زمان تا امروز، صادقانه اهل گفت‌وگو با ما نبوده‌اند. همین روزها هم می‌بینید که چگونه در حال شیطنت هستند. با اینکه ایران نشان داده است که در این امور از روی صدق عمل می‌کند، هرگز اقدام به جنگی نداشته، دنبال تأمین منافع ملی خود بوده و زیر بار زورگویی و سلطه‌گری نرفته است، کشورهای استکباری، به‌خصوص آمریکا، اهل گفت‌وگو نیستند.

زمان درس گرفتن از تجربیات گذشته چه زمانی است؟ واقعاً تا دست لیبرال‌های واداده، غرب‌گرا و غرب‌زده از این مملکت و سر ملت کوتاه نشود، مشکلات کشور حل نخواهد شد. قبله آمالشان آمریکاست. برای اینکه آمریکا ناراحت نشود، حاضرند دست به هر اقدامی بزنند. اصلاً توجه ندارند که دشمن به صراحت دروغ‌گویی می‌کند. اساساً یکی از شگردهای او در جنگ شناختی، برای غلبه کردن، دروغ‌گویی است.

یکی از شگردهای دشمن همین است؛ می‌خواهد بر ما غلبه پیدا کند و از دروغ استفاده کند. در همین جنگ، مگر کم از این خبیث ملعون دروغ شنیدید؟ چقدر دروغ گفت! در یک روز، مثلاً چند ده دروغ می‌گفت؛ آن هم دروغ‌های متناقض.

بدترین نوع دروغ، دروغی است که شخص فریبکار از دو روش بهره می‌گیرد؛ یکی «دروغ بزرگ» یا همان دروغ گوبلزی، که منسوب به گوبلز، وزیر اطلاعات هیتلر است و دیگری «دروغ شلنگ آتش‌نشانی».

دروغ شلنگ آتش‌نشانی، یکی از روش‌های مدرن جنگ روانی است. خوب دقت کنید؛ می‌خواهم کمی آن را توضیح بدهم. در این روش، حجم زیادی از ادعاهای نادرست، متناقض و گمراه‌کننده، با سرعت و تکرار بالا منتشر می‌شود. هدف نیز غرق کردن مخاطب در سیل اخبار جعلی و کذب است تا نتواند حقیقت را تشخیص دهد یا انگیزه خود را برای راستی‌آزمایی از دست بدهد.

تذکر مهم رهبر معظم انقلاب را فراموش نکرده‌اید. ایشان در چهلم امام شهید فرمودند: «مراقبت از گوش‌هایمان که پنجره مغز و قلب است، در مقابل رسانه‌های تحت حمایت دشمن یا همسو با ایشان، امری لازم است.» یعنی مواظب دروغ‌ها باشید.

روش شلنگ آتش‌نشانی دروغ، چهار ویژگی دارد: ویژگی اول، حجم بالا و سرعت زیاد است؛ یعنی ده‌ها و صدها خبر دروغ را در کوتاه‌ترین زمان منتشر می‌کنند. از صبح تا شب، ده‌ها یا صدها دروغ.

ویژگی دوم، تکرار مداوم است. آن‌قدر خبر دروغ را رد و بدل و تکرار می‌کنند تا در ذهن مخاطب نقش ببندد.

ویژگی سوم، بی‌توجهی به سازگاری است؛ یعنی خبرهای متناقض را هم‌زمان پخش می‌کنند. برایشان هیچ اهمیتی ندارد که این خبرها با هم تناقض دارند؛ چون هدف، سردرگم کردن مخاطب است.

ویژگی چهارم، نبود شواهد است؛ یعنی ادعاها معمولاً بدون منبع، یا با ارجاع به منابع بی‌اعتبار منتشر می‌شوند. گاهی خبری را به جایی نسبت می‌دهند که اصلاً اعتباری ندارد.

به خاطر همین ویژگی‌ها، به آن «شلنگ آتش‌نشانی» گفته‌اند؛ زیرا فشار و حجم آب شلنگ آتش‌نشانی با شلنگ آب معمولی بسیار متفاوت است. سیلی از دروغ‌های فراوان به سمت مخاطب پاشیده می‌شود که دیگر نمی‌تواند در برابر آن بایستد. حجم آن‌قدر زیاد است که همان‌گونه که فشار آب شلنگ آتش‌نشانی انسان را به زمین می‌اندازد، این حجم از دروغ نیز مخاطب را از پا درمی‌آورد.

علاوه بر این، گستردگی و پوشش هم‌زمان همه جهات را نیز دارد. یک‌باره همه جا را فرا می‌گیرد. دروغ‌ها با حجم زیاد، از طریق تلویزیون‌ها، شبکه‌های اجتماعی، سکوهای مجازی و امثال آن، به همه اطراف پاشیده می‌شوند؛ به‌گونه‌ای که دیگر جایی از این فضا خشک باقی نمی‌ماند. هر کسی را که می‌بینید، همان خبر را شنیده و از آن مطلع شده است.

هدف دشمن نیز همین است که ذهن مخاطب خسته شود و چون فرصت نمی‌کند تک‌تک ادعاها را بررسی کند، از مسائل اصلی فاصله بگیرد. بعد حالتی پیش می‌آید که فرد می‌گوید: «همه دروغ می‌گویند.» در نتیجه، بی‌تفاوتی به وجود می‌آید و دیگر برای او اهمیتی ندارد.

این‌ها بخشی از تکنیک شلنگ آتش‌نشانی دروغ بود. تکنیک دیگر آن‌ها «دروغ بزرگ» است که مربوط به همان گوبلز است و ان‌شاءالله در فرصتی دیگر درباره آن عرض خواهم کرد.

قرآن کریم راه نجات را برای مقابله با این دروغ‌ها به ما یاد داده است؛ زیرا از این پس نیز دروغ‌های فراوانی خواهید شنید و دشمن یکی از مسیرهای اصلی خود را همین قرار داده است.

خدای متعال در آیه ششم سوره مبارکه حجرات می‌فرماید: «إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا» یکی از راه‌های مقابله با دروغ دشمن، تبین است. تبین یعنی نگاه شما به هر سخنی که می‌شنوید، نگاهی محققانه، نقادانه، غیر زودباورانه و سنجشگرانه باشد. سنجه‌ها را به کار بگیرید، مطالب را بسنجید و بررسی کنید که بر چه مبانی و چه قواعدی استوار است. تبین کنید.

اگر فاسقی به شما خبر داد، که دیگر فاسق‌تر از این ملعون داریم؟ در روز صد تا دروغ می‌گوید. خب، چرا حرف‌های او را می‌پذیرید؟ باید تبین کرد.

دوم، آیه پنجاه‌ودو سوره مبارکه فرقان است: «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا». از کافران تبعیت نکنید و اهل جهاد کبیر باشید. جهاد کبیر یعنی چه؟ امام شهید ما فرمود جهاد کبیر یعنی جهاد برای عدم تبعیت و برای عدم دنباله‌روی از دشمن؛ یعنی دنباله‌رو دشمن نباشید.

یکی از مهم‌ترین ابعاد عدم تبعیت از دشمن، مراقبت از افتادن در دام دروغ‌پردازی دشمن است. این مردک خبیث آدم‌خوار دو کتاب دارد. یک کتاب با عنوان «هنر مذاکره» و کتاب دیگری با عنوان «چگونه مثل یک میلیاردر فکر کنیم». شخصیت او در این دو کتاب خلاصه و ترسیم شده است.

اگر بخواهیم مفاد اصلی آن‌ها را جمع‌بندی کنیم، در چند جمله خلاصه می‌شود. بعضی از آن‌ها را برای شما می‌گویم؛ دقت کنید: در مذاکرات باید اهداف بزرگ تعیین شود. در مذاکرات باید وجه تردید و ابهام را همیشه حفظ کرد. همیشه باید آمادگی ترک مذاکره را حفظ کرد. خسته کردن طرف مذاکره‌کننده، به‌عنوان یک دستور کار جدی، باید رعایت شود. در مذاکره باید شخصیت غیرقابل پیش‌بینی بودن خود را به نمایش بگذاریم.

اتفاقاً ما باید برای دشمن غیرقابل پیش‌بینی باشیم، در حالی که برای او کاملاً قابل پیش‌بینی هستیم. او این‌ها را می‌گوید. می‌بینید که دقیقاً به همین روش عمل می‌کند. ای کاش تیم مذاکره‌کننده و دیگر عزیزان ما این کتاب‌ها را خوانده بودند یا می‌خواندند. می‌بینید که کاملاً همین‌گونه پیش می‌آید. بگذریم.

روز بیست‌ویکم تیر، رضاخان پلید مردم بی‌گناه حاضر در مسجد گوهرشاد را به شهادت رساند؛ زیرا به دستور کشف حجاب او معترض بودند. این روز را «روز عفاف و حجاب» نامیده‌اند.

قصد داشتم درباره حرام سیاسی بودن، که امام شهید درباره این بحث مطرح کرده بودند، توضیح بدهم که چون وقت گذشته است، به فرصتی دیگر موکول می‌شود. اینکه چرا حرام سیاسی؟ حرام شرعی و فقهی بودن آن روشن است، اما حرام سیاسی یعنی چه؟

امروز همچنین بیست‌وپنجم محرم‌الحرام و بنا بر روایتی، سالگرد شهادت امام سجاد، زین‌العابدین، سلام‌الله‌علیه، است که این مصیبت را به همه شما تسلیت عرض می‌کنم. پس از واقعه کربلا، با وضعیتی که بنی‌امیه به وجود آورده بودند، مسیر سختی برای حفظ و ترویج معارف نبوی و علوی پیش روی امام قرار داشت.

یکی از برجسته‌ترین کارهای حضرت، صحیفه سجادیه است که در آن رابطه عمیق انسان با خدا ترسیم شده و به نیازهای فردی و اجتماعی پاسخ داده شده است. این کتاب در میان ما مهجور مانده است. من باید مفصل درباره صحیفه سخن بگویم. البته در سال‌های نخست حضورم، تا حدود دو سال، محور بحث‌ها صحیفه سجادیه بود. حضرت با همین ادعیه، جبهه حق را هدایت و تقویت کرد. بماند برای نوبتی دیگر که درباره این موضوع صحبت کنم.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾