بسم الله الرحمن الرحیم
سلسله جلسات درس اخلاق
با موضوع وصایای رسول خدا صلوات الله علیه وآله به ابوذر
جلسه پنجاه و پنجم – 18/04/1404
مراقبه باید دائمی باشد
«يَا أَبَا ذَرٍّ حَاسِبْ نَفْسَكَ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبَ فَهُوَ أَهْوَنُ لِحِسَابِكَ غَداً وَ زِنْ نَفْسَكَ قَبْلَ أَنْ تُوزَنَ وَ تَجَهَّزْ لِلْعَرْضِ اَلْأَكْبَرِ يَوْمَ تُعْرَضُ لاَ تَخْفَى مِنْكَ عَلَى اَللَّهِ خَافِيَةٌ» ای ابوذر قبل از اینکه به حسابت برسند خودت را محاسبه کن. و پیش از اینکه میزان بگذارند تا تو را بسنجند خودت خودت را وزن کشی کن. و خودت را برای روز حساب بزرگ مجهز کن روزی که هیچ امر پنهانی بر خدای تعالی مستور نیست.
چون قبلاً درباره محاسبه نفس و همین فرمایش پیغمبر به ابوذر صحبت کردم دیگر تکرار نمیکنم؛ ولی اگر انسان بخواهد به درجهای از درجات معنوی برسد و بخواهد در مسیر انسانیت قدم بردارد و آدم شود یکی از چیزهایی که لازم دارد همین محاسبه نفس است. یعنی دائماً باید مشارطه، مراقبه و محاسبه داشته باشد.
و مسئله مراقبه باید دائما تا آخر عمر همراه انسان باشد. دائم باید کشیک نفس را کشید چون دائم شیطان هست. چون او دائم هست ما هم دائم باید مراقبه داشته باشیم. انسان پا به سن که میگذارد یک بخشی از وسوسههای نفسانی از بین میرود اما بخشهای دیگر هست. وقتی هست باید مراقبه هم باشد. تا وقتی که شیطان میتواند روی انسان اقدامی داشته باشد تا آن لحظه آخر مراقبه باید داشت.
اهل محاسبه حسابش در آخرت سبک است
نکته ای اینجا دارد که حضرت فرمود «يَا أَبَا ذَرٍّ حَاسِبْ نَفْسَكَ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبَ» خودت مثل یک شریک خودت را محاسبه بکن. آیه ۱۸ و ۱۹ سوره مبارکه حشر را دائم در ذهن داشته باشید؛ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۱۸﴾ وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ» اینها آیههای محاسبه نفس است که در ذهن داشته باشید. دائم از خودمان مثل شریک حساب بکشیم.
بعد در ادامه نکتهای دارد که میفرماید «فَهُوَ أَهْوَنُ لِحِسَابِكَ غَداً» اگر اهل محاسبه نفس باشی حساب شما در آخرت سبک است. یک راهکار است که اگر کسی در دنیا شروع کرد به محاسبه نفس مراقبت میکند و خطاهایش کم میشود و دیگر آنجا حسابهایش سبک است. این نتیجه محاسبه است. مثل دانش آموزی که در طول سال درس نخوانده و شب امتحان باید یک کتاب قطور را بخواند؛ اما کسی که هر شب خوانده باشد آن شب فقط مرور میکند و کارش سبک است.
حب نفس، مانع محاسبه دقیق است
انسان به خاطر داشتن حب نفس تلاش میکند که همه کارهای خودش را توجیه کند تا پیش خودش و دیگران سرافکنده نباشد. اگر وجدان انسان فعال باشد به خودش میگوید که چرا فلان جا فلان کار را کردی چرا فلان حرف را زدی. اگر کسی محاسبه و مواظبت بر نفس داشته باشد شب به خودش میگوید آن حرفی که آنجا زدی غیبت بود؛ انسان چون حب به نفس دارد میگوید نه این غیبت نبود واقعا صفتش بود؛ به نفع خودش محاسبه میکند. لذا در آیه ۱۸ سوره مبارکه حشر دوباره توصیه به تقوا میکند. انسان باید دقیق محاسبه کند.
زیرکترین انسان
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: آیا شما را به زیرکترین زیرکان و نادانترین نادانان خبر ندهم؟! اصحاب گفتند بله یا رسول الله. حضرت فرمودند زیرکترین زیرکان کسی است که به حساب نفس خویش رسیدگی کند. این آدم زیرکی است اول به کار خودش میرسد؛ و برای پس از مرگ خویش عمل میکند.
همه حواسش به این است که سفره قیامت خودش را آباد کند. ما در دنیا موظف هستیم که سفرهای را که در آخرت پهن میشود را پر کنیم چون آنجا هیچ چیزی در اختیار ما نیست. لباس هم نداریم خوراک هم نداریم. هر کس آنجا هرچه دارد از همین دنیا فراهم کرده است. سفره هم سفره ابدیست و برای شش ماه و چند سال نیست. لذا اینجا پیغمبر اکرم فرمود زیرکترین زیرکان حواسشان به آن سفره است که برای بعد از مرگ عمل میکنند. یکی از راهکارهایش هم این است که در هر کاری میکنید خدا را شریک کنید. برای خدا غذا میخورم برای خدا راه میروم برای خدا… همه اینها میشود ثواب.
احمق ترین انسان
بعد فرمود و احمقترین احمقها کسی است که تابع هوای نفس خویش باشد. دلش هرچه که گفت همان را میخواهد و انجام میدهد. و چنین کسی پیوسته آرزوهای خود را از خدا درخواست میکند. نمیگوید که خدا چه میخواهد میگوید من چه میخواهم. یعنی عاقل کسی است که در مسیری که خدا برایش مشخص کرده است قدم بردارد.
راه دستیابی به حقیقت ایمان
پیغمبر اکرم فرمود: «يَا أَبَا ذَرٍّ لاَ تُصِيبُ حَقِيقَةَ اَلْإِيمَانِ حَتَّى تَرَى اَلنَّاسَ كُلَّهُمْ حَمْقَى فِي دِينِهِمْ وَ عُقَلاَءَ فِي دُنْيَاهُمْ» ای ابوذر به حقیقت ایمان نمیرسی مگر اینکه همه مردم را در دینشان احمق ببینی و در دنیایشان عاقل.
ما برای تربیت افراد از مثل استفاده میکنیم که پیغمبر اکرم در اوج این قصه است؛ که از اول این حدیث از این مثلها زیاد استفاده کردند حضرت. اینجا تذکر برای آخرت است که حضرت میفرمایند نسبت به آخرتت عاقل باش؛ که البته عده کمی نسبت به آخرتشان عاقلانه برخورد میکنند. اما عموم مردم درباره آخرتشان بیتوجه هستند. میفرماید ابوذر به حقیقت ایمان نمیرسی مگر اینکه همه مردم را ببینی که نسبت به آخرتشان بی توجه هستند و اینکه نسبت به دنیایشان عاقل هستند این را باید بفهمی در صورتی که این عاقل بودن باید درباره آخرت باشد نه دنیا. نسبت به دنیا چرتکه میاندازند که یکی را بکنند دوتا اما نسبت به آخرت هیچ برنامهای ندارند. در صورتی که باید برعکس باشد.
مثلاً ما یک مشکل جسمی پیدا کردیم تمام زندگیمان را خرج میکنیم که آن مشکل جسمی خرج شود و باید هم بکنیم و واجب است؛ اما نتیجه چه میشود؟ به جای اینکه ۵ سال زنده باشیم میشود ۱۰ سال. زندگی دنیاییمان یک توسعهای پیدا میکند. که انشالله در این ۱۰ سال هم توجه به آخرت داشته باشیم. انسان ازلی نیست ولی ابدی است ابتدا دارد ولی انتها ندارد؛ تا وقتی که خدا هست او هم هست. خب انسان که از بین نمیرود؛ انسانی که هست برای این بود ابدی اش باید فکری کند. ولی ما به این آخرت و ابدیت توجهی نداریم.
عاقل را از نوع عملکردش در مواجهه با مسائل مختلف میشود تشخیص داد. مثلاً اگر امری دائر شد بین دو تا کار کامل و کاملتر و مفید و مفیدترعاقل کسی است که کاملتر و مفیدتر را انتخاب کند.
روایاتی در باب عقل
امیرالمومنین علیه السلام فرمود خرد محکمترین پایه است. محکمترین و مهمترین ستون عقل است.
و فرمود: خداوند در هیچ انسانی عقل به ودیعه ننهاد مگر اینکه روزی به وسیله آن نجاتش داد؛ یعنی عقل نجات دهنده انسان است.
و فرمود: عقل دوست صمیمی انسان است.
امام باقر علیه السلام فرمود: هیچ مصیبتی مثل بیعقلی نیست.
امام صادق علیه السلام فرمود: عقل راهنمای مومن است.
رسول خدا فرمودند: ویژگی عاقل این است که در برابر رفتار جاهلانه نادان نسبت به خودش بردباری نشان میدهد. از کسی که به او ستم کرده است میگذرد. در برابر فرودست خود فروتن است. چون بخواهد سخن بگوید میاندیشد.
شرم و حیا از عقل جدا نمیشود. کسی که عاقل است شرم دارد. کسی که عاقل است حیا دارد. از عاقل حرص سر نمیزند. اینها مجموعه بیانات رسول اکرم است درباره عقل.
قرآن همیشه آخرت را نسبت به دنیا ستایش کرده است؛ «وَٱلأخِرَةُ خَير وَأَبقَى» هم کیفیت را مطرح کرده هم کمیت را. دنیا متاع قلیل است ولی آخرت را میفرماید هم خیر است یعنی از لحاظ کیفی بهتر است و هم ماندگارتر است از لحاظ کمی این ویژگی را نسبت به دنیا مطرح کرده است.
از کسانی پیروی نکن که نسبت به دنیا عاقل و نسبت به آخرت جاهلاند
چون مردم به حقیقت ایمان دست نیافتند نسبت به دنیا عاقلانه رفتار میکنند. پیغمبر اکرم هم اینجا این تذکر را میدهد که اگر مومن به مرتبهای برسد که بفهمد اکثر مردم در دینشان جاهل هستند سعی نمیکند که در زندگی از آنها پیروی کند. اینکه ایمان شخص کامل نمیشود مگر اینکه بیشتر مردم را در دینشان احمق ببیند یعنی چه؟ یعنی اگر بررسی کردیم و دیدیم که بیشتر مردم در دین خود ضعیف عمل میکنند دیگر از آنها تبعیت نمیکنیم. از لغزشهایشان عبرت میگیریم.
از خدا خجالت بکش
«يَا أَبَا ذَرٍّ اِسْتَحِ مِنَ اَللَّهِ فَإِنِّي وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لاَ أَزَالُ حِينَ أَذْهَبُ إِلَى اَلْغَائِطِ مُقَنِّعاً بِثَوْبِي أَسْتَحِي مِنَ اَلْمَلَكَيْنِ اَلَّذَيْنِ مَعِي» ای ابوذر از خدا حیا کن. وقتی به ما میگویند از خدا شرم داشته باش یعنی جلوی خدا نایست و گناه کن. رسماً دروغ نگو. از خدا حیا کن و فحش نده؛ غیبت نکن. پیغمبر میفرماید از خدا خجالت بکش که به خدا سوگند من هرگاه برای قضای حاجت میروم لباس خودم را روی سرم میکشم و از آن دو ملکی که با من هستند خجالت میکشم.
اینجا که دیگر اصلاً بحث غیبت کردن و دروغ گفتن و فحش دادن نیست. اصلاً حواس ما به این هست که دو ملک دائم با ما هستند؟! بعد ببینید خدای تعالی چقدر با ما مهربان است که این دو ملک، صبح و شب عوض میشوند دیگر تکراری نیستند. شما اگر ۷۰ سال عمر کنید هر روز دو سری ملک عوض میشوند که هیچ روزی آن دو ملک تکراری نیستند. پرسیده شد که چرا تغییر میکنند و تکراری نیستند؟ خدای تعالی فرموده است برای اینکه ممکن است در نوبت دو ملک گناهی از بنده من سر بزند که آن دو ملک ثبت کردند و دیدند اگر این دو ملک تکراری باشند و دوباره از بنده من گناهی سر بزند این دو ملک میگویند چه بنده بدی است. من نمیخواهم که بندگانم در برابر این دو ملک خجالت زده شوند. تا قیامت خدا دیگر آن دو ملک را برای ما نمیفرستد. آن وقت ببینید ما چقدر به صورت این خدا چنگ میزنیم.
بحث شرم و حیا بحث مفصلی است از لحاظ اخلاقی و تربیتی که من نمیخواهم وارد آن شوم فقط در جلسه آینده چند روایت درباره حیا برای شما انشاالله خواهم خواند؛ که بدانیم ما ناظرانی داریم و در مقابل این ناظران باید خجالت بکشیم. این ناظرها چه کسانی هستند؟ خداوند، ملائک، خودمان. خودمان هم ناظر بر اعمال خودمان هستیم اگر کسی به خودش اهمیت بدهد گناه نمیکند.