متن کامل خطبه نماز جمعه ۱۴۰۴/12/01
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الله اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین موعظه پذیر هستند. بحث در نامه 31 مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام به فرزند بزرگوارشان است. در جلسه قبل عرض شد حضرت توصیه کردند که رابطه خودت با خدا را محکم کن و چه سببی محکمتر از ریسمان الهی که دین خداست. در این نوبت در ادامه رسیدگی به قلب فرمودند: «اَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ»، دلت را به موعظه زنده دار، «وَ اَمِتْهُ بِالزَّهَادَةِ» و با پارسايى بميران.
یکی از راههای اصلاح قلب موعظه است. راه نزدیک شدن انسان به خدا، از طریق دل است و لازم است دل را از آلودگیها پاک کند تا رابطه برقرار شود. لذا تطهیر قلب از آلودگی برای سعادت انسان بسیار مهم است. اینجا اول امیرالمؤمنین درخواست میکنند که دل خود را زنده نگهدار، یعنی مردن دل چیز خوبی نیست؛ اما بلافاصله فرمودهاند دلت را بمیران با زهد. «اَحْيِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ، وَ اَمِتْهُ بِالزَّهَادَةِ». معلوم میشود یک قسم از مردن دل مطلوب است و توصیه میشود و آن وقتی است که در دل میل و شوق به غیر خدا پیدا شود.
پس ما دو نوع میل و گرایش داریم، یک قسم آن میل به کمال و قرب الهی و امثال اینهاست که باید در دل اینها را زنده نگه داشت؛ اما یک دسته از امیال هستند که بعد حیوانی انسان را تقویت میکنند و انسان را به سمت شهوات و تمایلات شیطانی سوق میدهند. اوصاف زشت و خصلتهای بد را باید در خود کشت. چون مانع رشد و تعالی انسان هستند. اگر نفس اماره بر انسان سلطه پیدا کند و خواستنیهای انسان را از حد معمول بگذراند و شخص مبتلا به همین امور پست بشود دیگر هیچ رشد معنوی نخواهد داشت و تمام زندگی او در خوردن و آشامیدن و پوشیدن و بعد هم مبتلا به حرص و طمع و امثال اینها… خلاصه میشود.
لذا امام علیهالسلام فرمود دل را بمیران؛ یعنی نسبت به این امور بمیران. از هر خواهشی که مخالف عقل و شرع است، بمیران. حیات مساوی است با زندهبودن و این زندهبودن دو معنا دارد. وقتی میگویم فلان موجود حیات دارد یعنی منشأ حرکت و فعاليت در او فعال است؛ یعنی آن موجود نَفَس مىکشد و سعی و تلاش دارد؛ و وقتى از حرکت بیفتد و نفس نکشد، مىگوییم مرده است. پس وقتی میگوییم حیات دارد یعنی فعّال است.
اما منظور امیرالمؤمنین از حیات دل اینکه عرض کردیم نیست. هر فعالیتی نشانه زندهدلی نیست. باید جهت زندهبودن را دانست که چیست؟ باید جهتِ حرکت، به سمت خدا و رو به کمال باشد و در همان جهت فعالیت داشته باشد. مثلاً دلی که خیرخواه است و دارندهاش در همین مسیر فعالیت میکند باید دائماً زنده نگه داشت و فاعل خیر را هم کمک کرد؛ اما اگر ریشه فعالیت شخص شیطان و تمایلات شیطانی بود باید آن را کشت و خاموش کرد. پس حیات دل و مرگ دل معلوم شد که منظور چیست. هم باید دل را زنده نگه داشت از جهت الهی و هم باید آن را میراند از جهت شیطانی. درنتیجه ازیکطرف، حیات دل، مطلوب است و از طرف دیگر، مرگ آن مطلوب است.
خب چه کنیم دل زنده داشته باشیم؟ حضرت توصیه فرمودند که بهترین راه زنده شدن و زنده ماندن دل موعظه است. لذا در دستورات دینی به ما سفارش اکید شده که اهل موعظه باشید. موعظه گوش کنید، موعظه بخوانید، به کتابهای موعظه مراجعه کنید. حتی انسان مىتواند واعظ خودش باشد و مفاهیم عالی الهی را با خودش مرور کند و یادآوری کند. با همینها دل زنده مىشود.
موعظه در انسان حرکت ایجاد میکند تنبلی را از انسان میگیرد. به انسان نظم در امور میدهد. خود همین وصیت حضرت هم یک نوع موعظه است. در خطبه 105 فرمودند: چیزی بر عهده امام نیست جز همان وظائفی که پروردگار بر عهدهاش نهاده است: جدیت در موعظه و اندرز… در خطبه 95 درباره فضیلت رسول خدا فرمود: خداوند زمانی او را به رسالت برانگیخت که مردم در سرگردانی گمراه و در فتنه غرق بودند… پیامبر خیرخواهی را به نهایت رساند و در مسیر راست ره پیمود و مردم را به حکمت و اندرز نیکو فراخواند.
در تحف العقول روایت از امیرالمؤمنین علیهالسلام است که میان شما و موعظه پردهای از غفلت است. در همان کتاب امیرالمؤمنین علیهالسلام فرموده: کتاب خداوند تبارکوتعالی را بیاموزید زیرا که آن نیکوترین سخن و رساترین اندرز است. «ویل للمطففین»، «ویل للمصلین»، داستان انبیا همه اینها پند و موعظه است که در قرآن است؛ و این ماه هم ماه بهره بردن از قرآن است؛ حتی حضرت دنیا را هم واعظ میداند در حکمت 131 فرمود: همانا دنیا سرای پند است برای کسی که از آن پند گیرد… بیماریها و مرگ اطرافیان پند و موعظه است. همهچیز قابلیت موعظه بودن را دارد. هارونالرشید از امام کاظم علیهالسلام درخواست موعظه کرده بود. حضرت در پاسخ نوشت: هیچچیزی نیست که چشم تو آن را ببیند مگر اینکه در آن پند و موعظهای باشد.
بعد حضرت در ادامه به حالات دیگر قلب و راههای به دست آوردن آنها را اشاره فرمودند: «وَ قَوِّهِ بِالْيَقِينِ» و دل را بهوسیله يقين نيرومند ساز، دل با علم و یقین نیرومند میشود. «وَ نَوِّرْهُ بِالْحِكْمَةِ» و به نور حكمت روشن كن، حکمت را به نور تشبیه کرده است، حکمت دل را به سمت خدا هدایت میکند. «وَ ذَلِّلْهُ بِذِكْرِ الْمَوْتِ» و با ياد مرگ ذليل و خاشع گردان، «وَ قَرِّرْهُ بِالْفَنَاءِ» و به اعتراف بر نابودى و فنا وادار ساز، «وَ بَصِّرْهُ فَجَائِعَ الدُّنْيَا» و به بدیهای دنيا بينايش گردان، «وَ حَذِّرْهُ صَوْلَةَ الدَّهْرِ وَ فُحْشَ تَقَلُّبِ اللَّيَالِي وَ الْاَيَّامِ» و از حمله روزگار و گردش ناهنجار شبانهروز بترسان.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا همه شئون امربهمعروف و نهیازمنکر را رعایت میکنند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 366 شبیه حکمت قبل راجع به امربهمعروف و نهیازمنکر فرمود: «فَمِنْهُمُ الْمُنْكِرُ لِلْمُنْكَرِ بِيَدِهِ وَ لِسَانِهِ وَ قَلْبِهِ، فَذَلِكَ الْمُسْتَكْمِلُ لِخِصَالِ الْخَيْرِ،…» كسى از ايشان به دست و زبان و دل، كار زشت را انكار مىكند، او همه نيكيها را جامع است و كسى از آنان به زبان و دل انكار مىكند. نه به دست، او تنها به دو خصلت دست يافته امّا يك خصلت را از دست داده است و كسى از آنها تنها به دل انكار مىكند، نه به دست و زبان، چنين كسى دو خصلت را از دست داده است كه آنها بهترين خصلتهای سهگانه است و به يك خصلت چنگ زده است و بعضى از مردم، كار زشت را نه به زبان انكار مىكنند و نه به دل و نه به دست پس چنين كسانى مردگانى ميان زندگاناند؛ و همه اعمال خوب و جهاد در راه خدا در قبال امربهمعروف و نهیازمنکر بيش از آب دهان در درياى پهناور نیست، امربهمعروف و نهیازمنکر اجل را نزديك نمىكند و روزى را كم نمىسازد و بهترين حالت امربهمعروف و نهیازمنکر سخن حقّى است كه در نزد پادشاه ستمگر گفته شود.
حلول ماه ضیافت الهی را به همه شما تبریک عرض میکنم. انشاءالله همه ما از برکات این ماه بهرهمند باشیم. در آن خطبه معرف رسول خدا که همه شنیدهاید امیرالمؤمنین علیهالسلام از رسول خدا سؤال کردند: «مَا اَفْضَلُ الْاَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ»؟ بااینکه رسول خدا به انجام کارهای خوب در این ماه سفارش کردند بهطوریکه ظرفیت این ماه جوری است که یک آیه خواندن معادل یک ختم قرآن ثواب دارد و ما هم که فرصت نداریم همه آنچه سفارش شده است را رعایت کنیم پس دنبال بهترینها باید بود.
این سؤال یعنی امیرالمؤمنین دوست دارد در این ماه به بالاترین عمل و رشد معنوی برسد؛ و نشاندهنده این است که انسان هوشیار باید در هر شرایطی دنبال کند که چه عملی بهتر است و همان را انجام دهد. رسول خدا فرمودند: «یَا اَبَا الْحَسَنِ اَفْضَلُ الْاَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ یعنی بهترین و اصولیترین مسیر، ورع است که بهترین نتیجه را هم خواهد داد.
حقیقت ورع چیست؟ در جلد ۲ کافی از امام باقر علیهالسلام نقل کرده که فرمودند: «إِنَّ اَشَدَّ الْعِبَادَةِ الْوَرَعُ». پس معلوم میشود ورع چیزی بالاتر از عمل به اعضاء و جوارح است و باید آن را در محدوده قلب جستجو کرد. ورع عمل نیست بلکه یک حال و هوای خاص است برای انسان که باید برای خودش به وجود بیاورد. امام صادق علیهالسلام برای رسیدن به این حال خاص میفرمایند: انسان اهل ورع باید سه اصل اساسی را رعایت کند: «الْمُتَوَرِّعُ یَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثَةِ اُصُولٍ: الصَّفْحِ عَنْ عَثَرَاتِ الْخَلْقِ اَجْمَعَ»، اولاً از لغزشهای مردم کاملاً چشمپوشی کند، «وَ تَرْكِ خَطِیئَتِهِ فِیهِمْ»، ثانیاً در امور مردم دخالت و تجسس نکند، «وَ اسْتِوَاءِ الْمَدْحِ وَ الذَّمِّ»، ثالثاً مدح و نکوهش مردم برایش مساوی است. البته در ادامه به موارد دیگری که باید در ورع رعایت شود اشاره فرمودند. امام صادق علیهالسلام فرمودند: اهل ورع باشید که به آنچه نزد خداست نمیرسید مگر با ورع.
پس ورع بالاتر از تقوا و ملکهای است که برای روح انسان حاصل میشود. کاری که تقوا میکند جوارح انسان را کنترل میکند که خطا نکنند اما ورع حالتی ایجاد میکند که شخص از درون اعراض از گناه دارد. کسی که ورع دارد قلباً از گناه اجتناب و دوری دارد و لذا میتواند مراتب کمال را با سرعت طی کند و مقرب درگاه الهی گردد.
درباره تقوا اگر در ذهن شریفتان باشد تعبیر لباس را به کار میبرند؛ در سوره مبارکه اعراف آیه 26 میفرماید: «لِباسُ التَّقْوَی»؛ اما درباره ورع امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمود: ورع همچون سپر است در مقابل گناهان و زشتیها. اگر کسی برای خودش لباس تهیه کرد، سپردار میشود. حضرت فرمودند: باتقوا باش، با ورعترین مردم خواهی شد.
چه کنیم تا اهل ورع باشیم؟ باید مواظبت از نفس خود بکنیم. شیطان در ماه رمضان در غل و زنجیر است. چرا با دست خودت این زنجیر را باز میکنی؟ اگر دست و چشم و زبان به خطا رفت یعنی با دست خودمان زنجیر شیطان را باز کردیم. در حدیث قدسی دارد: ای فرزند آدم، ازآنچه بر تو حرام کردم اجتناب کن تا با ورعترین مردم باشی.
اگر بخواهیم با زبان روز سخن بگوییم که رعایت بهداشت بهتر از درمان است، ورع همان رعایت بهداشت است که نمیگذارد شخص آلوده شود. تا بعد بخواهد خود را از گناه و تصورات ذهنی آن پاک کند. رسول خدا فرمودند: این حالت بالاترین عبادت در ماه رمضان است؛ یعنی در این ماه به دست آوردن ورع فراهمتر است؛ و این را هم در یاد داشته باشیم که درک حقیقت ولایت اهلبیت نمیشود مگر با ورع که فرمودند: «لَن یَنالوا وَلایَتَنا إلاّ بوَرَعٍ». خدای تعالی توفیق به دست آوردن این ملکه را به همه ما در این ماه روزی کند.
تذکری عرض کنم که حرمت ماه را با تظاهر به روزهخواری عدهای نشکنند. دستگاههای مربوطه مواظبت از حق مردم را داشته باشند. کسی که عذری دارد و نمیتواند روزه بگیرد وظیفهاش خوردن است اما نباید در انظار عمومی باشد. هم شرعاً و هم قانوناً ممنوع است. نباید اجازه داد معنویت اجتماعی را عدهای به هم بریزند.
بحثی که این روزها خیلی مطرح است و موافق و مخالفهای خودش را دارد، بحث مذاکره است که البته ما قبلاً مطرح کردیم و نکات موردنظر را هم بحث کردیم؛ اما سؤال امروز من این است که با وضعیت موجود بین ایران و آمریکا، کدام کشور احتیاج به مذاکره دارد؟ آمریکا یا ما؟ قطعاً آنها به این مذاکره احتیاج دارند تا خود را از مخمصهای که درست کردهاند نجات دهند؛ و لو با هیاهو خود را مطالبه کننده مذاکره میدانند. چون اگر بخواهند با ما وارد جنگ بشوند چه به دست میآورند؟ باید هزینههای سیاسی و مالی و انسانی فراوانی را تحمل کنند و درعینحال سودی هم نمیبرند چون به خواستههای خودشان نمیرسند. با جنگ با مردم ایران چیزی جز مرگ نصیب آنها نخواهد شد.
فشارهای مختلف بر امریکا و شخص رئیس جمهور آمریکا اوضاع خوبی برای او نگذاشته است. مثلاً مشکلات متعددی که به خاطر وعدههای انتخاباتی داده بود و بلاتکلیف رها کرده؛ یا لشکرکشی دریایی که کرده، اگر برای او نتیجهای نداشته باشد گرفتاریهای سیاسی و مالی فراوانی برای او دارد.
محور آمریکایی- صهیونی به فاصله چند ماه دو شکست راهبردی را از ایران متحمل شده است. لذا نخبگان آمریکایی ارادهای برای جنگ ندارند و مخالفت هم میکنند و تنها گزینه آنان فشار بر ایران است که تا امروز هم این فشارها نتیجهای برای آنها نداشته است.
بله با احساس خطری که رژیم صهیونیستی از ناتوانی در مقابل ایران دارد، به دولت ترامپ فشار میآورند که با ایران مستقیم وارد جنگ شود. به همین خاطر امریکا دنبال دستاورد سازی و کم کردن هزینه است؛ که با مذاکره میتواند توافقی کند و از منطقه بیرون بروند.
پس راجع به اصل مذاکره همانطور که حضرت آقا فرمودند و مکرر عرض شد ما به آمریکا هیچ اعتمادی نداریم. به کدام پیمان خود تا امروز پایبند بودهاند؟ و روی کدام موضع خودشان ایستادهاند؟ کدامیک از مقامات آمریکائی کاری کردهاند که بهواسطه آن عملکرد، بشود به آنان اعتماد کرد؟ هیچکدام نیست.
اما برای حفظ منافع ملی در مذاکرهای که بخشی از جنگ ترکیبی است و محل آن را و موارد قابلبحث را خود ما، مشخص میکنیم تا امروز دیپلماتهای ما شرکت کردهاند ولو او ناجوانمردانه عمل میکند و وسط مذاکره تهاجم میکند. البته همانطور که مسئولین مربوطه گفتند آمادگی کامل برای هر گزینهای وجود دارد؛ و آنچه به ما مردم در این روز جمعه اول ماه مربوط میشود این است که بهقصد قربت برای نابودی استکبار و مصداق بارز آن امریکا دعا کنیم. لعن خودش یک دعا است.
چند روز قبل حضرت آقا در دیدار با مردم تبریز به بیان امام حسین علیهالسلام اشاره فرمودند که «مثلی لا یبایع مثله»؛ مثل حسین با مثل یزید بیعت نمیکند. به ذهنم رسید این نکته را یادآوری کنم که همیشه جریان باطل و جنود شیطان، یکی از حربههای اصلیاش در تضعیف جریان حق، ایجاد یأس و ناامید سازی است؛ یعنی یکی از مسائل مهمی که این روزها جبهه باطل و استکباری بهعنوان رمز موفقیت خود علیه مردم ایران میبیند، ایجاد ناامیدی است؛ که مثل نفاثات فی العقدِ، در «شبهات» و «شایعات» میدمند و با استفاده از تمام ابزارها و عوامل پلید داخلی و خارجی خود با سیاه نمایی و ایجاد یأس مردم را ناامید و دلسرد میکنند.
راهبرد امید زدایی از جامعه برای استکبار به این جهت اهمیت دارد که امید، نیروی محرکه و مولّد جامعه است. اگر در جامعهای امیدواری نباشد دچار رکود و عقبگرد و آسیبهای اجتماعی خواهد شد؛ و بیتفاوتی و بدبینی گسترده میشود.
امام حسین علیهالسلام میدان کربلا را تجلیگاه امیدآفرینی کرد؛ و به همه تا قیامت درس داد. سیدالشهدا در محاصره لااقل سی هزار نفر است و در مضیقه آب قرار دارد و هرلحظه ممکن است زن و بچهاش به اسارت بروند؛ اما صبح عاشورا را با امید شروع کرد، «اللّهُمَّ اَنْتَ ثِقَتِی فِی كُلِّ كُرْبَةٍ، وَ اَنْتَ رَجائِی فِی كُلِّ شِدَّةٍ…» میگوید خدایا امید من به توست. پایان عاشورا هم همین است. هنگام وداع با زن و بچه فرمود: «اِسْتَعِدُّوا لِلْبَلاءِ…»، آمادهی آزمون الهی باشید، بدانید خدا حافظ شماست؛ و بدانید از دست دشمن نجات پیدا میکنید. امام علیهالسلام در اوج امیدواری به آینده میفرماید: خداوند عاقبت و فرجام کار شما را به خیر قرار میدهد و خدا تمام این دشمنها را عذاب میکند.
بعد شاگرد مکتب امام حسین علیهالسلام یعنی حضرت امام میفرمود: «این کلمه «کُلُّ یَوْمٍ عَاشُورَا و کُلُّ أَرْضٍ کَرْبَلاء» یک کلمه بزرگی است. دستور عمل امام حسین سلاماللهعلیه، دستور است برای همه؛ کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا دستور است به اینکه هرروز و در هر جا باید همان نهضت را ادامه بدهید».
ما هم پرورشیافته همین مکتبیم و هرگز از فشارها و سختیهایی که بر ما تحمیل میشود از مسیر منحرف نمیشویم. اتفاقاً روایات ما میگوید آنجایی که اسباب ناامیدی بیشتر است، شما بیشتر امید داشته باشید. «کُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو اَرْجَى مِنْکَ لِمَا تَرْجُو».
قرآن کریم میفرماید گاهی آنقدر کار بر انبیاء سخت میشد که به مرز ناامیدی میرسیدند. علامه طباطبایی میفرماید قرآن نمیگوید انبیاء مأیوس میشدند، تعبیر این است «حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ» یعنی اینقدر کافرها میدان پیدا میکردند، این گمان در ذهنشان میآمد که دیگر فایده ندارد، «وَظَنُّوا اَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا». قرآن میفرماید در همین مرحله نصرت خدا میآید «جَاءَهُمْ نَصْرُنَا» (یوسف: 110).
ایمان و باور راسخ، محوریت رضایت الهی در فکر و تحلیل، توکل و حسن ظن به خدا، توجه به وعدههای الهی از وجود مبارک سیدالشهدا علیهالسلام، نماد امید و امیدآفرینی ساخت که تا همیشه مایه امید همه مظلومان و مستضعفان تاریخ باشد؛ و امروز جوانان این مرزوبوم حسینی و این ملت امام حسین در دفاع از ارزشهای الهی و انقلابشان و امید به آینده کشور قدرت دفاعی را چند برابر کردند. آفرین بر غیور مردان نیروهای مسلح سپاه و ارتش و بسیج.
آزمایش موشک هایپرسونیک جدید سپاه پاسداران و قدرت تخریب و عملکرد این موشکهای که میتواند کلاهک چند تنی را با خود حمل کند و بین 8 تا 10 برابر صوت سرعت داشته باشد؛ و میتواند همزمان چندین کلاهک کوچکتر را حمل کند و اهداف متعدد در یک شلیک هدفگیری کند، پر از پیام به تهدیدکنندگان ایران است؛ که خیال نکنند اگر گفتند دیپلماسی ما از میدان و برنامه دفاعی و بازدارندگی خود غفلت خواهیم کرد؛ لذا مستکبرین و بهخصوص آمریکا بدانند که بههیچوجه توان موشکی قابلمذاکره نیست؛ هیچ عاقلی قدرت دفاعیاش را معامله نمیکند و لذا ما هم از قدرت دفاعی خود کوتاه نمیآییم.
نکته دیگر رزمایش کنترل هوشمند تنگه هرمز با جدیدترین تاکتیکها و سلاحها و پهپادهای تهاجمی و شناسایی بود که ساعاتی هم تنگه را بستند تا میدان و دیپلماسی هماهنگ عمل کنند.
سوم اسفند سال ۱۲۹۹ رضاخان با قشون نظامی به کمک انگلیس پلید با کودتا وارد تهران شد؛ و 20 سال با دیکتاتوری تمام، مردم، عشایر لرستان و خوزستان و مخالفان را سرکوب و غارت کرد و زمینهای مردم را غصب کرد؛ و اولین پادشاهی است در تاریخ که مردم کشورش را بمباران هوائی کرد. سفیر آمریکا در تهران، رضاشاه را چنین توصیف کرده است: مردی که تنها مقدار ناچیزی با توحش فاصله دارد. سیاستهای رضاشاه را پسرش در مورد کردها ادامه داد.
طبق اسناد آمریکائی حدود دویست میلیون دلار در بانکهای خارج و معادل پنجاه میلیون دلار در ایران ذخیره پولی داشت. باید توجه کرد که این رقم متعلق به سال 1320 ه. ش است و به پول امروز ثروت فوق را باید با ارقام نجومی محاسبه کرد.
روزی رضاخان به مازندران مسافرت کرد قرار شد یک روز در بابل توقف نماید؛ ولی در آنجا بسیاری از مردم به خاطر مصادره املاکشان توسط شاه به گدایی افتاده بودند. شهردار به خاطر اینکه رضاخان گدایان شهر را نبیند آنها را جمع کرد و در حمامهای عمومی شهر زندانی کرد تا رضاخان از شهر خارج شود؛ ولی به دلیل بارندگی شدید رضاخان ۳ روز در شهر ماند پس از رفتن رضاخان وقتی در حمامها را باز کردند ۶۰-۷۰ نفر به دلیل نرسیدن غذا و نبود هوا از گرسنگی و خفگی مرده بودند (تاریخ بیستساله ایران، حسین مکی، جلد ۶). متاسفانه جوانها به تاریخ توجهی ندارند.
حضرت آقا در سخنرانی اخیرشان به دو قوه دو تذکر دادند. این دو قوه بزرگوار این تذکرات را جدی بگیرند. به قوه مجریه تذکر دادند که مسئله تورم و سقوط ارزش پول ملی را دنبال کنند که غیرقابلقبول و غیرمنطقی است. باید بررسی شود و دنبال شود، و این بار چندم است که ایشان دارد میگوید؛ لذا انتقاد کردن و مطالبه کردن اینگونه مخالفتی با وفاق ندارد. همه باید این مطالبات را داشته باشند؛ و دومین تذکر هم به دستگاه قضا بود جهت تسریع در مطالبه مردم در تعقیب و مجازات اغتشاشگران و مفسدان. هر دو دستگاه بزرگوار نظرات و منویات رهبر معظم انقلاب را به جد دنبال کنند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾