متن کامل خطبه نماز جمعه ۱۴۰۴/08/30
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا خودم و شما را به رعایت تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا با ایجاد الفت و مهربانی بین هم، حمدِ نعمتهای الهی را میکنند. بعد از بیان بدی کبر و عصبیت، که صفت شیطان است و یکی از عوامل تفرقه بین مومنین است و از طرفی تفرقه و تشتت هم رابطه اجتماعی را از بین میبرد و باعث اضمحلال امم و از بین رفتن ملتها و در نتیجه حاکم شدن و سلطهگری طواغیت میشود. حضرت برای فهم کامل مطلب از قوم موسی و مراحلی که طی کردند شاهد آوردند.
بعد حضرت به وضعیت اسفبار دوران قبل از بعثت پرداختند و از پراکندگی و تشتتی که حاکم بود گفتند تا رسیدند به نعمت بزرگ بعثت رسول خدا و الفتی که دوباره به واسطه ایمان آوردن مردم و پیروی از دستورات رسول خدا بوجود آمد و دلها با هم مانوس شد و دشمنیها از بین رفت، اشاره فرمود که: «فَانْظُرُوا إِلَى مَوَاقِعِ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْهِمْ حِينَ بَعَثَ إِلَيْهِمْ رَسُولًا»، حال به نعمتهاى بزرگ الهى كه به هنگامه بعثت رسول خدا بر آنان فرو ريخت بنگريد، «فَعَقَدَ بِمِلَّتِهِ طَاعَتَهُمْ» كه چگونه اطاعت، آنان را با دين خود پيوند داد. «وَ جَمَعَ عَلَى دَعْوَتِهِ اُلْفَتَهُمْ». و با دعوتش آنها را به وحدت رساند. اشاره میکنند به آیه 63 سوره مبارکه انفال که خدای تعالی این الفت را بین مومنین برقرار کرد؛ «وَ اَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ اَنْفَقْتَ ما فِي الْاَرْضِ جَمِيعاً ما اَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ اَلَّفَ بینهم اِنَّهُ عَزیزٌ حَکیمٌ».
حضرت شروع میکنند از اینجا با مثالهائی، نعمتها را شمارش کردن، فرمود: «كَيْفَ نَشَرَتِ النِّعْمَةُ عَلَيْهِمْ جَنَاحَ كَرَامَتِهَا»، چگونه نعمتهاى الهى بالهاى كرامت خود را بر آنان گستراند. تعبیر زیبائی است نعمت، بال کرامت گشود، اول نعمتها را به پرنده تشبیه کردند، یعنی بال استعاره از بزرگواری است که نعمت بعثت را بر عموم مردم گستراند و انتشار داد. و بعد به نهرهای آب زلال که به سمت مزرعه سرازیر هستند. «وَ اَسَالَتْ لَهُمْ جَدَاوِلَ نَعِيمِهَا»، و جويبارهاى آسايش و رفاه بر ايشان روان ساخت. «وَ الْتَفَّتِ الْمِلَّةُ بِهِمْ فِي عَوَائِدِ بَرَكَتِهَا فَاَصْبَحُوا فِي نِعْمَتِهَا غَرِقِينَ»، و تمام بركات آيين حق، آنها را در بر گرفت و در ميان نعمتها غرق گشتند، یعنی نعمت هدایت مثل دریایی پر از گوهر است که مردم در آن دریای پر از رحمت و نعمت غرق شدهاند.
مساله هدایت بسیار مهم است که در کلمات امیرالمومنین هم بسیار تاکید شده است. مثلاً در خطبه 87 به بندگان خدا خطاب میکند که بهترین و محبوبترین بنده نزد خدا بندهای است که خدا او را در پیکار با نفس یاری داده … و چراغ هدایت در قلبش روشن شده، «فَزَهَرَ مِصباحُ الهُدی فی قَلبِهِ». این را نمونه آوردم موارد فراوان است.
بعد امام در ادامه فرمودند: «وَ فِي خُضْرَةِ عَيْشِهَا فَكِهِينَ». و در خرمى زندگانى شادمان شدند. باید در یاد داشته باشیم دوره قبل از بعثت رسول خدا را که اوضاع آنان چگونه بود حتی آب خوردن سالم هم نداشتند و زندگی سختی داشتند. خون یکدیگر را میریختند و به نزدیکان خودشان هم رحم نمیکردند، یک مرتبه غرق نعمتهای الهی شدند. «قَدْ تَرَبَّعَتِ الْاُمُورُ بِهِمْ فِي ظِلِّ سُلْطَانٍ قَاهِرٍ»، امور اجتماعى آنان در سايه قدرت حكومت اسلام استوار شد. «وَ آوَتْهُمُ الْحَالُ إِلَى كَنَفِ عِزٍّ غَالِبٍ»، و در پرتو عزتى پايدار آرام گرفتند. «وَ تَعَطَّفَتِ الْاُمُورُ عَلَيْهِمْ فِي ذُرَى مُلْكٍ ثَابِتٍ». و به حكومتى پايدار رسيدند. «فَهُمْ حُكَّامٌ عَلَى الْعَالَمِينَ»، آنگاه آنان حاكم و زمامدار جهان شدند. «وَ مُلُوكٌ فِي اَطْرَافِ الْاَرَضِينَ»، و سلاطين روى زمين گرديدند. کاملاً وضع زندگی آنان تغییر کرد، ذلت آنان تبدیل به عزت شد، آقای جهان شدند. همان کسانی که تا دیروز بر اینها حکومت میکردند، زیر دستشان قرار گرفتند. تحت تعلیم ولی خدا و رسول خدا به جائی رسیدند که بر حاکمان خود امیر شدند.
«يَمْلِكُونَ الْاُمُورَ عَلَى مَنْ كَانَ يَمْلِكُهَا عَلَيْهِمْ»، و فرمانرواى كسانى شدند كه در گذشته حاكم بودند. «وَ يُمْضُونَ الْاَحْكَامَ فِيمَنْ كَانَ يُمْضِيهَا فِيهِمْ لَا تُغْمَزُ لَهُمْ قَنَاةٌ وَ لَا تُقْرَعُ لَهُمْ صَفَاةٌ». و قوانين الهى را بر كسانى اجرا مىكردند كه مجريان احكام بودند، نه نيزهاى به سوى آنها انداخته و نه سنگى پرتاب مىشد و در گذشته كسى قدرت در هم شكستن نيروى آنان را نداشت، و هيچ كس خيال مبارزه با آنان را در سر نمىپروراند. اما متاسفانه حالشان این گونه باقی نماند و به طریق گذشتگان سیر کردند و همان روش امم گذشته را در پیش گرفتند.
امام علیهالسلام شروع میکنند به سرزنش مردمی که دست از اطاعت کشیدند و فرمان خدا را پیروی نکردند و ریسمان الهی را از گردن خود باز کردند و به معصیت و پیروی از هوای نفس پرداختند در نتیجه مسیر عقبگرد امت اسلامی را آغاز کردند و شوکتی را که بدست آورده بودند از دست دادند. فرمود: «اَلَا وَ إِنَّكُمْ قَدْ نَفَضْتُمْ اَيْدِيَكُمْ مِنْ حَبْلِ الطَّاعَةِ»، آگاه باشيد كه شما هم اكنون دست از رشته اطاعت كشيديد، «وَ ثَلَمْتُمْ حِصْنَ اللَّهِ الْمَضْرُوبَ عَلَيْكُمْ بِاَحْكَامِ الْجَاهِلِيَّةِ». و با زنده كردن ارزشهاى جاهليت، دژ محكم الهى را که در اطراف شما بود، در هم شكستيد. کلمه حصن یعنی دژ، سنگر، حصار، یعنی همانطور که دیوار، اطراف انسان را احاطه میکند و شخص را از حوادث حفظ میکند، اسلام و دین هم پیروان خود را از شر دشمنان ظاهری و باطنی دور و در امان میدارد. خلاصه آنان با اعمال دوران جاهلیت که از خود نشان دادند، اسلام را از بین بردند. اینجا بیانشان تحذیری بود و بعد مردم را تشویق به انس گرفتن فرمودند که انشاءالله در نوبت دیگر بیان میکنم..
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین هرچه برای خود نمیپسندند برای دیگری هم نمیپسندند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 357 از حکم نهجالبلاغه فرمود: «الْفِكْرُ مِرْآةٌ صَافِيَةٌ وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ وَ كَفَى اَدَباً لِنَفْسِكَ تَجَنُّبُكَ مَا كَرِهْتَهُ لِغَيْرِكَ». انديشه، آيينه صاف است و عبرت گرفتن، بيم دهنده پند آموز است و در ادب و آراستگى تو همين بس كه از آنچه بر ديگرى نمىپسندى دورى كنى.
سه جلمه امام بیان فرمودند که اگر رعایت شوند آرامش بخش هستند و تشویق هم در آنها هست. کسی که اهل فکر است اشتباهات رفتاری او کم است و جوانب هر کار را به خوبی میسنجد. مساله عبرتآموزی را قبلاً توضیح دادیم که اهل عبرت زیاد به یاد قیامت هستند و مثل کسی که آنها را موعظه میکند پند میگیرند؛ و سومین مطلب هم یکی از نشانهای ادب این است که انسان هرچیزی را که برای دیگری نمیپسندد خودش هم دوری کند.
خدای تعالی توفیق عمل به همه ما عنایت فرماید.
ابتدا از همه عزیزان چه مردم و چه مسئولین که در هفته گذشته ابراز لطف و بذل محبت داشتند تشکر میکنم؛ و خدای تعالی را بر توفیق خدمت در مسیر قرآن و اهل بیت و انقلاب و مردم سپاسگزارم اگرچه کوتاهی فراوان است.
سوم جمادیالثانی مصادف با سوم آذر سالگشت شهادت بانوی عالَم صدیقه طاهره، زهرای اطهر سلاماللهعلیها را به شما و همه شیعیان و موالیان و محبان آن حضرت تسلیت عرض میکنم.
چند جمله راجع به کسی که ولی الله الاعظم او را اسوه خود میداند عرض کنم. شخصیتی که بشر باید از او بهره ببرد و فقط تعلق به شیعه ندارد. او اسوه انسان است لذا نباید او را منحصر و محدود به شیعیان دید. وقتی با دید وسیعتر به صدیقه طاهره سلاماللهعلیها و سیره و سبک زندگی او توجه کردیم، میبینیم تمام دوره کوتاه زندگی او پر از دستورالعمل برای همه دورههاست؛ زندگی فردی و اجتماعی و تعامل با دیگران، سیاستورزی، تعلیم و تربیت، همسرداری، فرزندپروری، ولایت مداری، سکوت، سخنرانی، گریه و احتجاج و دهها مطلب تا شهادت، همه و همه در یک خط و در مسیر اسلام ناب حرکت کرده است.
مثلاً خدای تعالی در آیه 7 سوره مبارکه حشر فرمود: «مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا». صدیقه طاهره با تمام وجود به این آیه عمل کرده است. یکی از دستورات رسول خدا که قرآن کریم از آن به عنوان نعمت یاد میکند، وحدت امت اسلامی است؛ آیه 103 سوره مبارکه آل عمران؛ «إِذْ کُنتُمْ اَعْدَاء فَاَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَاَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا».
وحدت یکی از مهمترین خیرات و نعم الهی است که خدای تعالی آن را به عهده گرفته است که در خطبه قبل هم به آیه 63 سوره مبارکه انفال اشاره کردم که به رسولش فرمود: «وَ اَلَّفَ بَینَ قُلُوبِهِم لَو اَنفَقتَ ما فِی الأَرضِ جَمیعًا مآ الفّتَ بَینَ قُلُوبِهِم وَ لکِنَّ اللهَ اَلَّفَ بَینَهُم». این خدای متعال بود که قلوب را به هم نزدیک و یکی کرد، اگر هرچه در زمین است انفاق و هزینه مینمودی تا این وحدت حاصل شود، امکانپذیر نبود.
البته از روز اول تشکیل نظام اسلامی توسط رسول خدا عدهای تلاش کردند این تعامل و وحدت محقق نشود. این معجزه اول رسالت رسول خدا در زمان ما در دوره انقلاب اسلامی هم دوباره محقق شد که حضرت امام فرمود: این وحدت کلمهای که در تمام اقشار ایران پیدا شد معجزه بود. کسی نمیتواند این را ایجاد کند؛ این معجزه بود. این امر الهی بود. این وحی الهی بود؛ نه کار بشر؛ و ما به فضل الهی این معجزه را یک بار دیگر در دوره جنگ تحمیلی 12 روزه که تمام مقدمات آن را ریخته بودند که جامعه اسلامی را از هم متفرق کنند دیدیم که چگونه همه فکرها و دلها در مقابل مستکبرین عالم بخصوص سگ زنجیر پارهکرده امریکا، رژیم پلید صهیونی، یکدله شد و ید واحده شدند و با مقاومت از روی بصیرت، او و اربابانش را به درخواست پایان جنگ، وادار کردند؛ و البته هر هفته با لعنی که بر آمریکا میفرستیم پیمان خود را با آرمانها و ارزشهای الهی و انقلابی تجدید و محکم میکنیم.
اینها را مقدمه عرض کردم که این سوال را مطرح کنم که آیا حرکت زهرای اطهر بعد از شهادت پدر بزرگوارش در راستای وحدت امت اسلام بود یا تفرقه؟ او که برخلاف اسلام و دستورات نبی مکرم قدم از قدم بر نمیدارد، پس چرا عدهای، غلط میگویند؟ اولاً او که خیر محض و مادر خیر است، مایه وحدت و تحقق بخش نعمت وحدت است. اگر خوب بررسی کنید قیام حضرت برای حفظ وحدت امت اسلامی بود.
زهرای اطهر به خوبی به این بیان مولا اشراف دارد که مرحوم شیخ مفید در أمالی نقل کرده: تمام امّتهایى که پس از پیامبرشان اختلاف کردند، جریان باطل بر جریان و جبهه حق غلبه پیدا کرد. دغدغه اصلی زهرای مرضیه و بقیه ائمه علیهمالسلام، برقراری وحدت و الفت بین امت اسلام بوده است. اگر با این نگاه به خطبه حضرت نگاه کنید کاملاً مشهود است.
وحدت محور میخواهد و محور امام است و ولایت؛ و تمام خطبه میخواهد همین را ثابت کند. مرحوم شهید صدر در کتاب «فدک فی التاریخ» میگوید مطالبهای که صدیقه طاهره داشتند نزاع مادی نبود بلکه صیانت از وحدت امت اسلامی بود که فقط از این طریق حاصل میشد.
خود بانوی دو عالم در خطبه به این نکته اشاره فرمودند: «فَجَعَلَ اللَّهُ طَاعَتَنَا نِظَاماً لِلْمِلَّةِ وَ إِمَامَتَنَا اَمَاناً مِنَ الْفُرْقَةِ». خدایمتعال اطاعت عترت پیامبر را نظام و سامان آئین اسلام و امامت اهل بیت پیامبر را مایه امنیت و صیانت امت اسلام از تفرقه و اختلاف قرار داده است؛ یعنی آنچه موجب وحدت و به سامان رسیدن اسلام و برقراری احکام الهی است، امامت و پذیرش ولایت است.
آنچه که حالِ نظام بشری را خوب میکند، دنیا و آخرت آنان را آباد میکند و انسان را سعادتمند میکند، مکتب اهل بیت است؛ و این را دشمن ما خوب فهمیده است و تمام دشمنیهائی که امروز در سراسر دنیا می بینید، برای این است که مکتب اهل بیت علیهم السلام موفق جلوه نکند.
همین دیروز دیدید باز بر علیه ما بر خلاف تمام موازینی که خودشان قبلاً قانون کردهاند بیانیه دادند؛ که چرا مثلاً نمیگذارید بازرسی صورت بگیرد! خب چرا در بیانیه نگفتید که ما قبلاً از آن طرف دنیا آمدیم مراکز شما را بمباران کردیم و این نتیجه همان است؛ اما به فضل پروردگار بیداری انسانها در عالم شروع شده و دور نیست آن زمان که همه زیر سایه ولایت عظمی، جهانی پر از عدل و داد را درک کنند تا آن زمان برای نابودی جرثومههای فساد هم مبارزه میکنیم و هم دعا میکنیم و جمعهها در مراکز تقوا لعن بر اسرائیل را فراموش نمیکنیم.
امروز ایران اسلامی با توکل بر خدا، مستقل و با اقتدار کامل بدون اینکه زیربار زور برود و یا سلطهگری داشته باشد با تمام توان در مقابل غرب و بخصوص آمریکای رو به زوالِ به بن بست رسیده با رهبری مقتدرانه سیدنا القائد و همراهی با بصیرت مردم غیور، ایستاده است.
خلاصه همه تلاش اهلبیت بویژه زهرای اطهر حفظ وحدت امت اسلام بوده است. با استدلال نقش امیرالمومنین علیهالسلام را نقش اصلی و عامل اصلی وحدت امت، مبنای حق و امام جامعه بیان میکرد. رفتار امیرالمومنین هم دنبال کننده همین مسیر بود؛ و نمیخواست با تفرقه دشمن تسلط پیدا کند. لذا برگزاری جلسات فاطمی و اقامه عزا برای آن حضرت که در آن جلسات تبیین معارف اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام میشود منافاتی با وحدت ندارد، چنانچه منادیان و مبلغان وحدت مثلحضرت امام (ره) و همچنین رهبر معظم انقلاب که در برقراری مراسم فاطمی و حسینی اهتمام ویژه دارند.
در 5 آذر سال 58 یک نوآوری بینظیر در طول تاریخ، توسط حضرت امام رونمائی شد که هم از جهت نوع تشکیلات و سازماندهی و هم ماموریت و محتوا و هویت، نمونه نداشت. مجموعهای که فراتر از یک تشکیلات نظامی برای نظام نوپای انقلاب ماموریت خدمت میگرفت، با اسم پر مسمای بسیج مستضعفان.
روز بسیج مستضعفان را به همه بسیجیان با کارت و بدون کارت تبریک عرض میکنم. حضرت آقا فرمودند: «بسیج بیش از آنکه یک سازمان باشد، یک فرهنگ است، یک تفکّر است؛ بنابراین، همهی کسانی که این فرهنگ را پذیرفتهاند، ولو داخل سازمان نباشند، بسیجیاند؛ و این یک جمع کثیری از ملّت ایران را شامل میشود».
رمز پیروزی، تثبیت، ادامه و پیشرفت انقلاب اسلامی تا رسیدن به قله و تحقق ایران قوی در این زمان که ایران با انبوهی از تهدیدات سخت و نرم و ترکیبی از طرف مستکبرین عالم مواجه است. همین نکتهای است که ایشان فرمودند. این تفکر و این روش است، این فرهنگ است که میتواند ما را به قله برساند؛ و الان در مسیر قله هستیم. اینکه در مسیر قله هستیم مسئله مهمی است. خوب توجه دارید که نزدیک قله کار سختتر است. نفس کمتر میشود و سختیهایی دارد و برای انسان مشکلاتی پیش میآید؛ ولی به قله نزدیک است و باید مواظب بود که این مسیر با صلابت و محکم پیش برود.
فرهنگ بسیجی شاخصههائی دارد مثل مردمی بودن، انقلابی بودن، تکلیف گرا بودن، کار موثر برای آینده انجام دادن، قانون مند و نظم پذیر بودن، متعهد و احساس مسئولیت داشتن، ظلم ستیز بودن، اهل تکبر و غرور نبودن و دهها صفت عالی دیگر.
بسیجی مهمترین نیرویی است که با صفات عالی، خود را خدمتگذار مردم میداند و خودی نمیبیند. بسیجی اول از نفس خودش عبور کرده که میتواند بدون توقع فقط و فقط با دید الهی خدمت کند. لذا ادعا شاید در این میدان زیاد باشد اما حسن طهرانی مقدم و حاج قاسم و آشتیانی و طهرانچی و حججی و عجمیان و شهدای سلامت و خدمت و اقتدار، نادرند.
به تعبیر حضرت آقا انقلاب اسلامی «نهاد سازی» را که از کارهای سخت است انجام داده است. امروز به برکت تفکر بسیجی، انقلاب اسلامی در سنگرهای مختلف علمی و فرهنگی و اجتماعی و نظامی درخشیده و راهبرد مقاومت را به کشورهای دیگر و گروههای مختلف انسانی منتقل کرده است.
این بسیار مهم است. ما چون داخل قصه هستیم شاید متوجه نشویم. شما تصور کنید در مرکز کفر، در مرکز دشمنی با ما -آمریکا و انگلیس- در کشورهایی که میبینید هر روز هم بیانیه میدهند و شیطنت میکنند، بدنه مردمی آنها جمع میشود با همان زبانی که ما دشمن را لعن میکنیم، آنها هم لعن میکنند. این مسئله، مسئله مهمی است. این را نباید کم گرفت. این بیداری است. این حرکتی است که آغاز شده و دارد به نتیجه میرسد.
امروز در هر کجای دنیا هر کس به فکر مستضعفین باشد و برای آنان کار کند و در مقابل مستکبرین بایستد و زیربار ظلم نرود، در شبکه متصل فکری بسیج قرار گرفته است؛ که از اول خلقت تا قیامت ادامه دارد. برای همین امام میفرمود خدا مرا با بسیجیان محشور کند. چون این یک قصه ریشهدار و عمیق است.
ما امامانمان را هم بسیجی میدانیم به خاطر ویژگی تفکری این مکتب. مکتب بسیج، برگرفته از مکتب تشیع و مکتب اهل بیت است. ما میخواهیم شبیه آنها باشیم و در مسیر آنها حرکت کنیم. بسیجی دارد در مسیر اهل بیت حرکت میکند و در مسیر مکتب اهل بیت دارد قدم برمیدارد. او مثل صدیقه طاهره عمل میکند. آنجایی که باید سکوت کند سکوت میکند. آنجا که باید گریه کند گریه میکند؛ و آنجا که باید خدمت رسانی کند خدمت رسانی میکند. خدای تعالی همه ما را با بسیجیان خالص و مخلص محشور بگرداند.
نکتهای هم راجع به تحولات و انتخابات پارلمانی مهم و تعیین کننده عراق که مقدمه انتخاب رئیس جمهور و نخست وزیر عراق هم هست، عرض کنم. در این دوره فعالیت جریانهای مختلف و رقابت بر کسب جایگاه و کرسی، فراوان بود بخصوص که بیگانگان هم دخالتهای پنهان و آشکار داشتند؛ بعض گروههای شیعی هم تحریم کرده بودند.
اما به فضل خدا نتیجه آنطور که آمریکا و صهیونها میخواستند نشد و گروههای محور مقاومت و شیعی پیروز میدان شدند و این پیروزی پیامهای مهمی دارد. مهمترین آن این است که آمریکا و راهبرد فشار برای تغییر ساختار قدرت در عراق شکست خورد. نتواستند قدرت اجتماعی و انسجام داخلی شیعیان را خوب تشخیص دهند. امنیت ملی عراق بالاتر رفت و اعتبار بینالمللیاش بیشتر شد. مردم عراق با پیروزی در این انتخابات به استقلال بیشتر نزدیکتر شدند.
دولت محترم و ادامه دولت در استان، برای مقابله با دشمنیهایی که عدهای با شایعات انجام میدهند با اطلاع رسانی به موقع و مستمر و حضور مسئولین بزرگوار و محترم در بازار به مردم نشان دهند برای کنترل گرانی اجناس و معیشت مردم در حال انجام چه اقدامی هستند. باید اقدام سریع و قاطع و بدون تاخیر باشد تا اثرگذار باشد.
من مطلع هستم در استان، دستگاه اجرایی، استاندار محترم و معاونانشان، جلساتی دارند و کارهایی را انجام میدهند؛ اما باید به میدان بیایند و به درون جامعه بیایند. معاونین بیایند در بازار بگردند جلوی متخلف را بگیرند. جلوی بعضی از کارها باید گرفته شود؛ و با قاطعیت باید برخورد شود. پیشنهادی هم دارم که در جایش عرض میکنم.
در ضمن به جهت تقویت امید، موفقیتها و پیشرفتها را به موقع گزارش دهند. من میدانم که کارهایی صورت میگیرد؛ چه دولت، چه ادامه دولت در استان که باید برای مردم بیان کنند. البته گفته میشود ولی کم است و توسعه ندارد. بیان، بیان گستردهای نیست.
و در ضمن همه نهادها باید دست به دست هم بدهند؛ کارگروهی تشکیل شود و کاری بالاخره انجام شود برای سفره مردم. هر کدام از دستگاهها بخشی از مشکلات را به عهده بگیرند. بنده در طول هفته که محل مراجعه مردم هستم با مواردی مواجه هستیم که بعضی وقتها با یکی دو کار مقدماتی خیلی از مشکلات حل میشود. یکی از آن کارها مسکن ملی است. مسکن ملی در استان وضعیت خوبی ندارد. مسئولین محترم به خصوص در دستگاههای نظارتی و به ویژه بازرسی استان، نسبت به مسئله مسکن ملی به ویژه در منطقه ماهدشت بررسی دقیقی داشته باشند. مراجعه راجع به این مسئله زیاد است.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾