متن کامل خطبه نماز جمعه 14/01/1405
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الله اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین بهجز خدا پناهگاهی ندارند. امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در وصیت به فرزند برومندشان فرمودند: «وَ أَلْجِئْ نَفْسَكَ فِي اَلْأُمُورِ كُلِّهَا إِلَى إِلَهِكَ فَإِنَّكَ تُلْجِئُهَا إِلَى كَهْفٍ حَرِيزٍ وَ مَانِعٍ عَزِيزٍ» در تمام کارها خودت را به خدا واگذار کن که به پناهگاه مطمئن و نیرومندی رسیدهای.
ازاینجا حضرت مولا امیرالمؤمنین وارد بحث جدیدی میشود؛ و توصیههایی میکند. اول فرمودند در تمام کارها پناهت خدا باشد؛ یعنی به خدا اعتماد کن و توکلت به خدا باشد. ما چه زمانی از کسی کمک میخواهیم؟ در همین کارهای عادی و روزمرهمان؛ و وقتی کاری داشته باشیم و بدانیم کسی میتواند آن کار را برای ما انجام بدهد و از دستش برمیآید به او مراجعه میکنیم.
حالا اگر کسی موحد به توحید افعالی باشد میداند که همه امور عالم دست خداست؛ و هیچ برگی بدون اذن خدا از درخت جدا نمیشود و بر زمین نمیافتد. پس بهترین پناهگاه خداست.
وقتی در این دنیا زندگی میکنیم دائماً با حوادث مختلفی روبرو هستیم. این حوادث ممکن است گوارا یا ناگوار باشد؛ مشکلات و سختیها باشد. لازم است ذهن خودمان را تعلیم داده باشیم که نقش این بلاها و این سختیها در زندگی بشر چیست؛ و بعد اگر ما با آنها مواجه شدیم چگونه باید عمل کنیم! اینها را باید تمرین کنیم و یاد بگیریم؛ والا گاهی شاید دیده باشید افرادی با کوچکترین مصیبت که به آنها وارد میشود شیرازه روحیشان به هم میخورد و دچار مشکلات حاد روانی میشوند؛ و بعد هم به جسمشان آسیب میرسد؛ یعنی هم مشکل روحی پیدا میکنند هم جسمی به خاطر یک مشکل.
همهی ما در طول زندگی با این خطرات مواجه هستیم و باید اینها را خوب بشناسیم؛ چون از یک سنخ نیستند. در مشکلات گاهی فقط جسم ما در معرض خطر قرار میگیرد، گاهی اموال و داشتههایمان و گاهی روح و فکر ما در معرض خطر است؛ گاهی بستگان و عزیزانمان و گاهی هم عقاید و اخلاقیاتمان درخطر قرار میگیرد؛ که باعث میشود دچار شک و تردید شویم؛ و مشکلات در عقیدهمان به وجود بیاید؛ و گاهی در اخلاقیات مشکلاتی به وجود میآید؛ همه اینها در سعادت و شقاوت اخروی و ابدی ما نقش مهمی دارند.
امیرالمؤمنین به فرزند گرامیشان -که این توصیه برای ماست- فرمودند: در این امور که برای تو خطر دارد و سعادتت را به هم میزند و آخرتت را خراب میکند -که از یک سنخ هم نیست- باید به جایی پناهنده شوی تا خودت را بتوانی حفظ کنی؛ و بهترین پناهگاه خداست؛ چون او قدرتی دارد فوق همه قدرتها. او علیم است، حکیم است، بصیر است، قدیر است، مولای ماست؛ «نعم المولی و نعم النصیر».
اهل ایمان به خدا توکل میکنند؛ و البته این توکلشان به خدا نه این است که بنشینند و بسپارند به خدا؛ بلکه تمام مقدمات لازم را و تلاشهایی را که باید داشته باشند دارند، بعد با توکل به خدا اقدام میکنند. منظور از توکل این نیست که دست روی دست بگذارید و به خدا توکل کنید که خدا کارها را انجام دهد؛ بلکه فعالیت خود را برای رفع مشکل با توکل انجام دهید؛ و خداوند هم یاری میکند.
یعنی اهل ایمان از همان اول متوجه خداوند تبارکوتعالی هستند و با استعانت از او به دفع و رفع دشمن و یا هر مشکلی یا هر خطری میپردازند؛ به تعبیر قرآن کریم به سمت خدا فرار میکنند؛ مثل جوجهای که وقتی مشکلی را میبیند و با خطری مواجه میشود زیر بال مرغ و مادرش پناهنده میشود. اهل ایمان اینگونه خودشان را در پناه خدا قرار میدهند.
عدهای از اول به دنبال اسباب مادی میروند؛ میگویند بگذار اول ما با فلانی صحبت کنیم؛ پول فلانی، قدرت فلانی، اگر نتیجه نگرفتند بعد به خدا متوسل میشوند و نذرونیاز میکنند. اینها مؤمن به معنای تام کلمه نیستند. این خوب نیست. از اول باید انسان همهچیز را از خدا بخواهد و از اسباب طبیعی هم کمک بگیرد؛ اما توجهش باید به خدا باشد.
باید در هر حادثهای که پیش آمده به خدا پناه برد و توسل به اهلبیت داشت و از اسباب طبیعی هم استفاده کرد. شما الان شبها در خیابان دعا میخوانید، تکبیر میگویید، توسل میکنید، موشک هم میزنید؛ اینطور خوب است؛ یعنی هم اهل توسل و توکل هستید و هم از اسباب مادی استفاده میکنید؛ ولی اگر اول بگویید بگذار از راه اسباب مادی بروم اگر نشد توسل میکنم این با ایمان سازگاری ندارد.
پناه بردن به خدا به همین است که انسان توسل داشته باشد و موشک بزند، توکل کند به خدا و پیش طبیب برود، توکل کند به خدا و از امور طبیعی هم استفاده کند. امیرالمؤمنین در این بخش از توصیه و وصیتشان فرمودند: بگردی پناهگاهی بهتر از خدا پیدا نمیکنی؛ پس همه امورت را به خدا واگذار کن.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی، نمازگزاران این روز جمعه -عید اهل ایمان- را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم.
اهل تقوا فراموشی از یاد مرگ ندارند و بر کسی حسد نمیورزند. مولانا امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در حکمت سیصد و هشتاد از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «رُبَّ مُسْتَقْبِلٍ يَوْماً لَيْسَ بِمُسْتَدْبِرِهِ وَ مَغْبُوطٍ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ قَامَتْ بَوَاكِيهِ فِي آخِرِهِ» چه بسیار کسانی که در آغاز روز بودند اما به شب نرسیدند و چه بسیار کسانی که در آغاز شب بر او حسد میبردند که ایکاش ما جای او بودیم اما در پایان شب عزادارش بودند.
معنا کاملاً روشن است و احتیاج به توضیح اضافه ندارد. باید عبرت بگیریم و از اتفاقاتی که در اطراف ما میافتد نباید غافل باشیم. همه این امور برای ما است؛ پس رفتارمان را درست کنیم. عمر به دست ما نیست؛ یکمرتبه سپری میشود؛ پس در مسیری که خدای تعالی میخواهد حرکت کنیم. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار بدهد.
برای فردا در روزشمار دو واقعه ثبت است؛ یکی وفات امامزاده انقلابی و واجبالتعظیم و محدث بزرگوار حضرت عبدالعظیم حسنی رضواناللهعلیه در سال دویست و پنجاهودو قمری؛ که شاید به شهادت رسیده باشد. او موردتوجه و تکریم ائمه علیهمالسلام بود در زمان خودش. فرمودند: هر کس به زیارت او برود به زیارت حسین علیهالسلام رفته است.
و دیگری شهادت عمو و برادر رضاعی رسول خدا حضرت حمزه سیدالشهداست که در سال سوم هجری قمری به شهادت رسید. رسول خدا بهشدت به ایشان علاقه داشت؛ بهطوریکه وقتی پیغمبر کنار پیکر حمزه قرار گرفت آنقدر گریه کرد که نفسهایش به شماره افتاد و حالت غش به او دست داد و از حال رفت.
حضرت حمزه وقتی ایمان آورد و ایمان خودش را اظهار کرد سران قریش فهمیدند که دیگر رسول خدا نیرومند و قوی شده است و نقشههایی که داشتند برای پیغمبر دیگر قابلاجرا نیست. شجاعت حمزه هم بحث خودش را دارد که چگونه وارد میدان میشد.
و از اهمیت و عظمت حمزه است که پیغمبر بعد از شهادت حمزه، هفتاد مرتبه تکبیر فرستاد و هفتاد بار بر او نماز میت خواند. نماز میت یکبار باید خوانده شود ولی بر او هفتاد بار خواند. یکبار اول خواند و بعد هر شهیدی را که میآوردند تا پیغمبر بر او نماز بخواند حضرت میگفت حمزه را هم کنارش بگذارید و اینطور هفتاد مرتبه بر حمزه نماز خواند. خدای تعالی همهی ما را از موالیان و محبان اهلبیت علیهمالسلام قرار بدهد.
یکی از روزهای مهم انقلاب اسلامی، پنج ماه بعد از تصرف لانه جاسوسی آمریکا بود؛ یعنی روز هجده فروردین سال یک هزار و سیصد و پنجاهونه که رئیسجمهور وقت آمریکا جیمی کارتر دستور قطع روابط سیاسی و بازرگانی با ایران را اعلام کرد. این یکی از آن روزهای مهم است؛ چون با پیروزی انقلاب روند تحقیر آمریکا شروع شد.
آنها روز هجدهم فروردین قطع رابطه را اعلام کردند و در روز نوزده فروردین امام پیامی را مرقوم فرمودند که ناظر به منطقه هم بود؛ فقط درباره خود ایران نبود. به عبارات امام دقت کنید. من قسمتی از آن را میخوانم: «ملت شریف ایران! خبر قطع رابطه ایران و آمریکا را دریافت کردم؛ و اگر کارتر در عمر خود یک کار کرده باشد که بتوان گفت به خیر و صلاح مظلوم است، همین قطع رابطه است. رابطه بین یک ملت بهپاخواسته برای رهایی از چنگال چپاولگران بینالمللی با یک چپاولگر عالم خوار، همیشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما این قطع رابطه را به فال نیک میگیریم؛ چونکه این قطع رابطه دلیلی بر قطع امید آمریکا از ایران است. ملت رزمنده ایران اگر این طلیعه پیروزی نهایی را که ابرقدرت سفاکی را وادار به قطع رابطه یعنی خاتمه دادن به چپاولگریها کرده است، جشن بگیرد حق دارد». بعد فرمودند: «شما ای ملت عزیز که برای رضای خداوند متعال با بانگ اللهاکبر بر دشمنان خود چیره شدید و آزادی و استقلال را به دست آوردید، با اتکا به خداوند تعالی و حفظ وحدت کلمه مهیا باشید برای رودررویی دشمنان اسلام (آن روز آقا این خبر را داد) و دشمنان مستضعفین؛ شما به خواست خدای تعالی پیروز هستید و بر مشکلات غلبه خواهید کرد».
این پیام امام امروز هم زنده است. میبینیم که چگونه این روزها مردم با انسجام و وحدت کلمه، این مسیر پیروزی را باصلابت طی میکنند و امروز هم با بانگ اللهاکبر بر دشمن خود پیروز میشوند. این قطع رابطه لازمه استمرار حیات طیبه انقلاب اسلامی است؛ انقلاب ایران را از وابستگی به آمریکا خارج کرد و باعث چالش شدید برای سلطه گری آمریکا در منطقه شد.
چون ایران از نهضتهای آزادیخواه منطقه حمایت میکرد، عرصه بر آمریکا تنگتر شد و شیطان بزرگ را به وحشت انداخت؛ لذا این جنایات بزرگی که در جریان است و در همین روزها هم میبینید که ادامه داشته است و تا امروز هم ادامه پیدا کرده، آخرین مقاومتهای غرب و بهخصوص آمریکای پلید برای نابود شدنش در منطقه غرب آسیاست.
منطقه غرب آسیا قربانی موقعیتهای راهبردی و ثروتهای عظیمی است که دارد. این منطقه در تلاقی سه قاره مهم جهان -آسیا و آفریقا و اروپا- است؛ و مهمترین راههای آبی، خاکی و هوایی جهان و وجود مهمترین و بزرگترین ذخایر سوخت فسیلی دنیا که چرخ ماشینهای صنعتی جهان را به گردش درمیآورد، این منطقه را موردتوجه غربیها کرده است؛ و غده سرطانی متعفن اسرائیل غاصب را در این منطقه به آن اضافه کنید؛ حاکمیتهای قبیلهای آل سعود عربستان، آل نهیان امارات، آل ثانی قطر، آل خلیفه بحرین، آل صباح کویت، آل سعید عمان، آل هاشم اردن و بقیه آلها که وجود همه اینها ریشه آمریکایی و صهیونیستی دارد، حاکمیتهای دستنشاندهای هستند که هیچ پشتوانه مردمی ندارند و بعضی از همین کشورها مهاجرینش بیشتر از جمعیت بومی خودشان هستند و حتی قانون اساسی هم ندارند که طبق قانون بخواهند عمل کنند و بیشتر قبیلهای و آل فلان و آل فلان ادارهاش میکنند، همه اینها باعث شده که این منطقه مورد طمع مستکبرین واقع شود و این منطقه را دائم ناآرام نگه دارند.
سیاست راهبردیای که جمهوری اسلامی دارد، خروج آمریکا به تمامه از منطقه غرب آسیا است؛ این سیاستی است که هم منافع ملی ایران را تأمین میکند؛ و هم کشورها و ملتهای منطقه را آزاد میکند. حضور آمریکا در این منطقه یعنی ناامنی؛ یعنی بحران؛ یعنی بیثباتی؛ یعنی اختلاف.
ملتها و دولتهای منطقه باید خودشان کمک کنند به بیرون کردن این عامل فساد و ناآرامی؛ که امروز همه مقدماتش به برکت وجود ایران فراهم است. باید دستبهدست هم بدهند و این کار را انشاءالله انجام دهند. بهزودی شاهد تطهیر منطقه از لوث وجود نحس آمریکاییهای جنایتکار خواهیم بود.
امام، قطع رابطه با آمریکا را تبریک گفتند. چرا تبریک گفتند؟ ریشهاش چه بود؟ «تجربه». شما تاریخ مناسبات ایران و آمریکا را لااقل در این هشتاد سال اخیر که چهلوهفت سالش را خود شما با آن مواجه بودید، اگر مطالعه کنید، همهاش دشمنی با ملت ایران است؛ همهاش تضییع حقوق ملت ایران بوده است.
ببینید این مسیر تضییع حقوق ملت از کجا شروع شد و با چه عناوینی. هری ترومن رئیسجمهور آمریکا در سال یک هزار و نهصد و چهلوهفت یعنی یک هزار و سیصد و بیستوپنج شمسی در اسفندماه در جمع نمایندگان کنگره ملی آمریکا، یک سخنرانی دارد که معروف شد به دکترین ترومن؛ که برای اعمالنفوذ در مناطق مختلف جهان ازجمله ایران بود. اینها یک سیاستی ریختند بهعنوان مبارزه با کمونیسم و دولت ایران را هم تشویق کردند که واردات کالاهای ایرانی را بیشتر کند و معاهدات نفتیاش را هم بیشتر کند؛ که بند چهارم دکترین ترومن است و مفصل است. پس بهعنوان مبارزه با کمونیسم ایران را آوردند که منافعش را بچاپند.
بعدازآن ژنرال آیزنهاور با تبلیغات فراوان علیه ترومن -که او نتوانسته کمونیست را مهار کند- در انتخابات یک هزار و نهصد و پنجاهوسه یعنی سال یک هزار و سیصد و سیویک شمسی، رئیسجمهور شد. دکترین آیزنهاور در گسترش دایره نفوذ و سلطه آمریکا در کشورهای جهان سوم بهویژه کشورهایی است که همسایه شوروی بودند؛ که به بهانه خطر کمونیسم و مقابله با نفوذ شوروی توسعه بیشتری پیدا کرد. شاه بهسرعت این روش را پذیرفت. ایران برایش مهم بود چون اولاً نفت ملی شده بود و تودهها هم در ایران فعالیتهایی داشتند، شاه هم که با آمریکا موافقت داشت، خیلی روی این کار سرمایهگذاری کردند. بعد از کودتای بیستوهشت مرداد، ایران و آمریکا با همدیگر قرارداد نظامی بستند و درنتیجه مستشاران نظامی آمریکا وارد ایران شدند و مدیریت ارتش ایران را به دست گرفتند. دستگاه امنیتی ساواک هم بدون دستور سیا در منطقه آب نمیخورد؛ یعنی کلاً آمریکایی شد. در مرحله بعد در سال یک هزار و سیصد و سیوچهار، ایران پیمان دفاعی بغداد را پذیرفت؛ یعنی ایران در حقیقت، هم پیمان سنتو را قبول کرد و هم پیمان ناتو را و در ذیل هر دو پیمان قرار گرفت.
نوبت به کندی رسید. کندی با برنامه اتحاد برای پیشرفت، روی کار آمد. او برای مبارزه با شوروی، ایران را بهعنوان کشوری که آمریکا میتواند برنامههای اصلاحات خودش را با او به اجرا دربیاورد انتخاب کرد. میگفت اگر اصلاحات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی انجام شد و جواب نداد، باید از نیروی نظامی سرکوب استفاده کرد. نتیجهاش چه شد؟ نتیجه دکترین کندی شد سرکوب مردم تهران در پانزده خرداد سال چهلودو و تصویب قانون کاپیتولاسیون. آن قانون پلید و استعمار کننده کشورها در ایران تصویب شد. دوازده روز بعد از تصویب قانون کاپیتولاسیون، آمریکا با پرداخت وام به ایران موافقت کرد. امام بعد از تصویب این قصه در چهاردهم آبان سال چهلوسه سخنرانی مفصلی کرد. فرمود: غرور ایران را با این قرارداد پایمال کردند. غرور ما را شکستند.
بعد نوبت ریچارد نیکسون شد. ببینید که همه اینها منافع آمریکا و از بین بردن منافع ایران بود. در سال چهلوهشت، دکترین نیکسون هم به خاطر موقعیت ژئوپلیتیکی که ایران داشت و خودبزرگبینی و تکبر شاه که دوست داشت ژاندارم منطقه باشد و از طرف دیگر خودباخته بودن در مقابل آمریکا، ایران را تبدیل کرد به عامل نیابتی آمریکا در خلیجفارس و مهمترین ابزار تأمین منافع آمریکا در منطقه؛ و این جایگاه تا زمان سقوط شاه یعنی سال یک هزار و نهصد و هفتادونه یعنی سال پنجاهوهفت شمسی در ایران ادامه داشت.
ایران یکی از ستونهای نگهدارنده منافع آمریکا در غرب آسیا بود. مجهزترین پایگاههای نظارت و مراقبت نظامی از فعالیتهای شوروی در ایران ساختن مرکز تجهیزات مدرن و فوق مدرن آمریکا بود؛ یعنی جوری شد که تعداد زیادی آواکس به ایران هدیه دادند که با آن آواکسها میتوانست منطقه را رصد کند. آواکس خیلی تجهیزات مدرنی هم هست که دیدید در این روزها رزمندگان ما آن را زدند. پیشرفتهترین تجهیزات در اختیار شاه قرار داده شد؛ غیر از هستهای که خودش بحث جدایی دارد. هرچه شاه میخواست در اختیارش میگذاشتند؛ و بازار ایران دربست در اختیار کالاهای آمریکا قرار گرفت.
بعد هم نوبت کارتر شد. البته دشمنی او دیگر مصادف با انقلاب بود. سخت با امام درگیر بود؛ اما تا آخرین لحظه از شاه حمایت کرد و از رژیم پهلوی دفاع کرد؛ که انقلاب پیروز شد و چهره اصلی آمریکا برای مردم روشن شد؛ و با تسخیر لانه جاسوسی بیشتر روشن شد. تحرکات آمریکا هم علیه ایران در سطح بینالمللی و منطقهای و تهدیدات مستمر او بیشتر شد؛ جنگ هشتساله و امثال اینها که مفصل است و خود شما از دشمنیهای بعد از انقلاب آمریکا با ایران مطلع هستید. فقط در بُعد ضدانقلاب، هفتادوپنج گروهک با یکصد و هشتادوچهار نشریه علیه انقلاب و ایران و مسئولین در آن زمان مشغول فعالیت بودند.
لذا اعلام قطع رابطه آمریکا با ایران جشن داشت؛ چون طمعش ازاینجهت بریده میشد. آمریکا در طول تاریخ خودش بارها نشان داده که در سیاست خارجیاش برای تحقق منافعش از هیچ اقدامی که خلاف قانون باشد و اخلاق را زیر پا بگذارد فروگذار نمیکند. مردم ما این را بهخوبی درک کردند و همین روزها هم دارند حس میکنند؛ و همه میبینند آن چیزی که آمریکا را عصبانی میکند و عصبانی کرده و اخیراً هم به زبانش آورده همین شعاع مرگ بر آمریکای شماست.
اعتماد به آمریکا در هر سطحی چیزی جز ضرر و خسارت در پی ندارد. مسئولین محترم کشور همگی در این مرحله و در این زمان به این مطلب اذعان دارند و اعلام هم کردند که تا به دست آوردن نتیجه نهایی به نفع ملت پیش خواهند رفت. بدانید که مذاکرهای در کار نیست؛ و تا خروج کامل از منطقه و قطع دست آمریکای پلید از منطقه مبارزه ملت ایران ادامه دارد.
حالا با جنگ روانی و پیامهای دروغ -که همه مردم دنیا فهمیدند که این شخص چقدر پلید و دروغگو و خبیث است- میخواهد برای خودش فرصتی تهیه کند و دوقطبی درست کند و مردم را نسبت به مسئولین بدبین کند. بصیر باشید و در این چرخه نیفتید. هیچ مسئولی تا امروز در این مسیر حرکت نکرده؛ پس یکوقت اشتباه محاسباتی نکنید. قطعاً او موفق در کارهایش نخواهد شد. او اگر جرئت دارد مثل مسئولین کشور ما در بین مردم حاضر شود؛ آنوقت اندازه ارادت مردم خودش به خودش را خواهد فهمید که او را قطعهقطعهاش خواهند کرد.
اخیراً گفته که هدف من از جنگ، باز کردن تنگه هرمز بوده. خب این تنگه که از اول باز بود؛ جنگافروزی تو باعث بسته شدن او شد. البته الان هم برای غیر دشمن باز است. به نظر من اگر آمریکا بگوید هدفم از این جنگ نابودی اسرائیل به دست ایرانیها و از بین رفتن و مسخره شدن قدرت نظامی خودم بود حرف درستی است؛ چون واقعاً اینطور شده است.
وضعیت این کشورها را ببینید. ما چهلوهفت سال است که در انواع سختیها و مشکلات به سر میبریم و در تحریم هستیم. ملت ما با عزت و با سربلندی زندگی کرده و سختی کشیده. مشکلات بوده ولی تابآوری داشته. یک ماه است که فقط وضعیت سوخت بههمخورده است، در این کشورها غذا جیرهبندی شده و بنزین جیرهبندی شده. بنزین را هم از هم میدزدند. گفت در اسرائیل به رستوران میروند و غذا میخورند و غذا خوردنشان را طول میدهند تا آژیر زده شود، آژیر که میزند فرار میکنند که پول غذا را ندهند.
خودش را ابرقدرت دنیا میداند، میگفت من ناظم جهانم، کنترل نفت در منطقه و کجا در اختیار من است اما در مقابل جمهوری اسلامی ناچار شد برای اینکه قیمت بنزین در داخل کشورش کنترل شود تحریمهای نفتی را موقتاً لغو کند. این یعنی من در مقابل ملت ایران و جمهوری اسلامی تعظیم کردم و زانو زدم.
این چیز کمی نیست؛ لذا ما از قطع رابطه خوشحال شدیم چون باعث رشد کشور شد. اگر قطع رابطه نمیکردیم نمیتوانستیم بیستم فروردین را بهعنوان روز ملی فناوری هستهای ثبت کنیم. آنها دائماً تحقیرمان میکردند که ایران توانایی اداره خودش را ندارد و نمیتواند همپای جهان حرکت کند؛ اما ایران با توکل بر خدای توانا و همت جوانان دانشمندش و با رهبریهای امام راحل و امام شهید تا امروز با عزت و افتخار به راه خودش ادامه داده است.
امروز صنعت هستهای ایران بومی است و نماد اراده ملتی است که مستقل است و حاضر نیست تحت سلطه بیگانگان قرار بگیرد. خدای تعالی ارواح طیبه شهدای عزیزمان علی محمدی، شهریاری، رضایینژاد، احمدی روشن، قشقایی و امثال اینها را با اولیای خودش محشور کند.
آمریکا در مقابل عظمتی که ملت ایران خلق کرده مستأصل شده است. امروز نمیداند جنگی را که به راه انداخته چگونه تمامش کند. ایران نفس او را بریده است؛ حتی به او فرصت نمیدهد که خودش را بازسازی کند. خیلی تلاش میکند اما نمیتواند؛ مثلاً فکر کرده که اگر پلهای ما را بزند ما دست از دشمنی برمیداریم و دستمان را مثلاً بالا میگیریم و تسلیم میشویم. هرچه پل در ایران است بزند؛ بازهم اولین خواسته ما این است که او باید از این منطقه بیرون برود و منطقه را ترک کند.
او حتی نتوانست ائتلاف علیه ملت ما و ایران درست کند. بین دوستان خودش نتوانست. یک موقع اگر حرف از ائتلاف میزد کل دنیا دورش جمع میشدند اما امروز دوستانش هم از او فاصله گرفتند؛ و یکییکی اطرافیانش هم در حال استعفا دادن هستند. بهزودی ما در آمریکا شاهد ایالات متفرقه آمریکا خواهیم بود.
ایران با تغییر تاکتیک و استفاده از سلاحهای خاص در هر نوبت اجازه تشخیص نوع عمل به دشمن را نمیدهد. بهعلاوه اینکه ایران فقط موضع دفاعی ندارد؛ امروز به فضل خدای تعالی با اضلاع دیگر جبهه مقاومت عراق و یمن و لبنان در موضع حمله و آفندی قرار گرفته. باید از عزیزانمان در حزبالله لبنان که با ساختار محکم و روحیه بالا فعالانه در میدان حضور دارند و ضربات مهلکی میزنند تشکر کنیم. در همین چند روز بیش از سه هزار و هفتصد عملیات انجام دادند؛ نزدیک چهار هزار عملیات انجام دادند.
ورود نیروهای مسلح یمن هم بهعنوان ضلع چهارم این نبرد حق علیه باطل، معادلات جهانی را به هم زد و تغییر داد. اگر باب المندب توسط این عزیزان بسته شود قصه بحران انرژی و از بین رفتن زنجیره تأمین، تکمیل میشود؛ و یک جریان جهانی به وجود خواهد آورد.
یمن و لبنان و عراق از سه طرف صهیونیستها را محاصره کردند. این خواب ترسناک و هولناکی بود که صهیونیستها میدیدند که بهواقع پیوست؛ و انشاءالله عنقریب او را از بین خواهد برد.
بیستم فروردین سالگشت شهادت شهید آوینی به نام روز هنر انقلاب اسلامی نامگذاری شده است. خیلیها او را فقط نویسنده و گوینده و کارگردان روایت فتح میدانستند؛ اما وقتی امام شهیدمان به او لقب سید شهیدان اهلقلم داد و فرمود که یادش غالباً با من است، تازه وجوه علمی و شخصیتی او معلوم شد؛ بهخصوص وقتی نوشتههایش منتشر شد.
من به دوستان توصیه میکنم بهخصوص جوانان عزیز که با کتابهای او آشنا شوند. او فرهنگ و هنر و معرفت انقلابی را توسعه داده است؛ هنرمند حکیمی است. کتاب «توسعه و مبانی تمدن غرب» کتاب خوبی است؛ همینطور «آغازی بر پایان» و «رستاخیز جان». آنهایی هم که دنبال فیلم و سینما و تلویزیون هستند کتاب سهجلدی «آینه جادو» و اهل سیاست و حکومت هم «حکومت فرزانگان» را مطالعه کنید. کتابهای خوبی است که ایشان نوشته.
او سردار جبهه فرهنگ و جنگ روایتها بود. او با دوربین و قلم، حماسه مقاومت ملت ایران را به تصویر کشید در هشتساله دفاع مقدس و ایستادگی ملت ایران را به جهان یاد داد که چگونه باید ایستادگی کرد. خبرنگار بود ولی او با دوربین خودش در قلب مناطق جنگی جلوههای جاودانه را ثبت میکرد. پشت این ابزار زمینی بهعنوان دوربین، یک نگاه آسمانی داشت. جنگ را تقابل نور و ظلمت میدید. جنگ را تقابل ایمان و مادیگرایی میدید؛ و او را در دوربین اینطور به مردم نشان میداد. مستند او روایتگر این حقیقت بود که دفاع مقدس امتداد و استمرار مبارزه همیشگی حق و باطل انسانی است که از زمان خلقت تا امروز با طاغوت و کفر و نفاق و شرک مبارزه دارد. خدای تعالی با اجداد طاهرینش او را محشور کند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾