متن کامل خطبه نماز جمعه ۱۴۰۴/09/14
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله وطاعته. اهل تقوا به آیاتی که انسان را از روز قیامت میترساند، توجه دارند و برنامه زندگی خود را آخرتی تنظیم میکنند.
در خطبه اول مدتی است که مشغول ترجمه مختصر خطبه طولانی نهجالبلاغه یعنی خطبه قاصعه هستیم. رسیدیم به اینجا که حضرت یادآوری میکنند که گذشتگان از رحمت الهی دور شدند؛ به خاطر اینکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند. بحث مهمی است که اتفاقاً به آن کم توجهی هم میشود. من اول عبارت این بخش را بخوانم بعد کمی توضیح بدهم.
«وَ إِنَّ عِنْدَكُمُ الْاَمْثَالَ مِنْ بَاْسِ اللَّهِ وَ قَوَارِعِهِ وَ اَيَّامِهِ وَ وَقَائِعِهِ»، مردم شما از مثلهاى قرآن درباره كسانى كه عذاب و كيفر شدند و از روزهاى سخت آنان و آسيبهاى شديدى كه ديدند آگاهيد.
چون شما در آیات متعددی از قرآن کریم دیدهاید به به حال و روز اقوام و ملل اشاره فرموده مثل آیات 37 و 38 و 39 فرقان و یا 45 سوره ابراهیم و بعد از ما خواسته که پند بگیریم، مثل «فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ». پس بنگر که سرانجام بیم داده شدگان چگونه بود. «فَلَا تَسْتَبْطِئُوا وَعِيدَهُ»، پس وعده عذاب خدا را دور مپنداريد، «جَهْلًا بِاَخْذِهِ وَ تَهَاوُناً بِبَطْشِهِ وَ يَاْساً مِنْ بَاْسِهِ». به عذر اينكه آگاهى نداريد، خود را گرفتار نسازيد و انتقام خدا را سبك و خود را از كيفر الهى ايمن مپنداريد، «فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ لَمْ يَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمَاضِيَ بَيْنَ اَيْدِيكُمْ»، زيرا كه خداى سبحان، مردم روزگاران گذشته را از رحمت خود دور نساخت، «إِلَّا لِتَرْكِهِمُ الْاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ»، مگر براى ترك امر به معروف و نهى از منكر. «فَلَعَنَ اللَّهُ السُّفَهَاءَ لِرُكُوبِ الْمَعَاصِي وَ الْحُلَمَاءَ لِتَرْكِ التَّنَاهِي». پس خدا، بىخردان را براى نافرمانى و خردمندان را براى تركِ باز داشتن ديگران از گناه، لعنت كرد. «اَلَا وَ قَدْ قَطَعْتُمْ قَيْدَ الْإِسْلَامِ»، آگاه باشيد شما رشته پيوند با اسلام را قطع، «وَ عَطَّلْتُمْ حُدُودَهُ» و اجراى حدود الهى را تعطيل، «وَ اَمَتُّمْ اَحْكَامَهُ»؛ و احكام اسلام را به فراموشى سپردهايد.
مطالب امیرالمومنین علیهالسلام زنده است؛ کأن برای الان امروز ما بیان شده است. خدای تعالی امم گذشته را چون تنبلی کردند و امر به معروف و نهی از منکر را ترک کردند مورد لعن قرار داده است. امروز هم این لعن الهی هست چون عدهای برای عمل نکردن به این فریضه الهی همان دلائل واهی را و بلکه به صورتی دیگر میآورند. امروز گاهی گفته میشود، این احکام مربوط به گذشته است و با این زمانه سازگاری ندارد. اینها دخالت در امور دیگران و مخل آزادیهای فردی و امثال ذلک است.
البته بنده در چند جلسه راجع به این دو واجب الهی مفصل نکاتی را عرض کردم که به صورت کتاب هم درآمد؛ دوباره تکرار نمیکنم. فقط به نکتهای اخلاقی اشاره میکنم، نکند که به اسم نهی از منکر و امر به معروف مبتلا به منکر شویم و به افراد توهین کنیم و حیثیت افراد را از بین ببریم.
یکی از وظائف مهم آمر و ناهی این است که راز کسی را برملا نکند؛ و آبروی کسی را نریزد. بله مگر طرف متجاهر به فسق باشد و پردهدری کند و خودش بیآبروئی کند و حیثیت اجتماع را از بین ببرد و ایجاد فساد کند که بحث دیگری دارد. یا واقعاً برای نهی کردن چارهای نباشد جز اینکه به دیگران بفهمانیم و در جریان بگذاریم؛ و عجیب است که یکی از نشانههای منافق همین است که با نهی از منکر آبروی دیگران را به خطر میاندازد؛ یعنی میتوانست در خفا بگوید و او را از کار منکری که میکرد باز دارد اما علنی گفت. عرض کردم کسی که تجاهر دارد و مصالح اجتماعی را بهم میزند و خیانت به اسلام و مسلمین دارد و امثال ذالک را نمیگویم. اینجاها علناً باید گفت و الا امام حسین علیهالسلام قیام نمیکرد.
من چند مورد از کلمات مولی را برای شما بخوانم، همه شنیدهاید اما یادآوری آنها اثر دارد. در حکمت 374 فرمود: و تمام کارهای نیکو و جهاد در راه خدا، برابر امر به معروف و نهی از منکر، چونان قطرهای بر دریای مواج و پهناور است؛ و همانا امر به معروف و نهی از منکر نه اجلی را نزدیک کنند و نه از مقدار روزی بکاهند.
در نامه 47 فرمود: بر شما باد به پیوستن به یکدیگر و بخشش همدیگر، مبادا از هم روی گردانید و پیوند دوستی را از بین ببرید. امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط میگردند آنگاه هرچه خدا را بخوانید جواب ندهد. وقتی الان آشکارا در برابر شما منکر انجام میدهند و شما نمیتوانی چیزی بگویی، یعنی او بر شما مسلط شده است.
یا در بیان دیگری در خطبه 156 فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر دو صفت از اوصاف خدا هستند.
در نامه 31 به فرزند برومندشان فرمودند: به نیکیها امر کن و خود نیکوکار باش و با دست و زبان بدیها را انکار کن و بکوش تا از بدکاران دور باشی؛ و در راه خدا آنگونه که شایسته است تلاش کن؛ و هرگز سرزنش ملامتگران تو را از تلاش در راه خدا باز ندارد.
در حکمت 252 فرمود: امر به معروف را برای اصلاح تودههای ناآگاه و نهی از منکر را برای بازداشتن بیخردان واجب کرد.
بعد حضرت میفرمایند: «اَلَا وَ قَدْ اَمَرَنِيَ اللَّهُ بِقِتَالِ اَهْلِ الْبَغْيِ»، آگاه باشيد خداوند مرا به جنگ با سركشان تجاوز كار، «وَ النَّكْثِ وَ الْفَسَادِ فِي الْاَرْضِ» پيمان شكنان و فساد كنندگان در زمين فرمان داد. «فَاَمَّا النَّاكِثُونَ فَقَدْ قَاتَلْتُ»، با ناكثان پيمان شكن جنگيدم، «وَ اَمَّا الْقَاسِطُونَ فَقَدْ جَاهَدْتُ» و با قاسطين تجاوز كار جهاد كردم، «وَ اَمَّا الْمَارِقَةُ فَقَدْ دَوَّخْتُ»؛ و مارقين خارج شده از دين را خوار و زبون ساختم. «وَ اَمَّا شَيْطَانُ الرَّدْهَةِ فَقَدْ كُفِيتُهُ بِصَعْقَةٍ سُمِعَتْ لَهَا وَجْبَةُ قَلْبِهِ وَ رَجَّةُ صَدْرِهِ»؛ و رهبر خوارج (شيطان ردهه) بانگ صاعقهاى قلبش را به تپش آورد و سينهاش را لرزاند و كارش را ساخت. «وَ بَقِيَتْ بَقِيَّةٌ مِنْ اَهْلِ الْبَغْيِ»، حال تنها اندكى از سركشان و ستمگران باقى ماندند، «وَ لَئِنْ اَذِنَ اللَّهُ فِي الْكَرَّةِ عَلَيْهِمْ لَاُدِيلَنَّ مِنْهُمْ»، كه اگر خداوند مرا باقى گذارد با حمله ديگرى نابودشان خواهم كرد، «إِلَّا مَا يَتَشَذَّرُ فِي اَطْرَافِ الْبِلَادِ تَشَذُّراً»؛ و حكومت حق را در سراسر كشور اسلامى پايدار خواهم كرد، جز مناطق پراكنده و دور دست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همهی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از دنیا استفاده میکنند اما هیچ وابستگی به دنیا ندارند. مولانا امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت 359 از حکم نهجالبلاغه دنیا را در ضمن چند جمله پر حکمت معرفی فرموده است که هر جمله مستقلاً توضیح مفصل دارد. فقط به مثالهایی که حضرت زدهاند دقت بفرمائید.
«يَا اَيُّهَا النَّاسُ مَتَاعُ الدُّنْيَا حُطَامٌ مُوبِئٌ»، اى مردم كالاى دنيا گياه خشك و وبا آور است، «فَتَجَنَّبُوا مَرْعَاهُ قُلْعَتُهَا اَحْظَى مِنْ طُمَاْنِينَتِهَا»، پس دورى كنيد از چراگاهى كه رفتن از آنجا سودمندتر از ماندن در آنجاست، «وَ بُلْغَتُهَا اَزْكَى مِنْ ثَرْوَتِهَا» و استفاده بهقدر ضرورت بهتر از جمعکردن سرمایه است. «حُكِمَ عَلَى مُكْثِرٍ بِهَا بِالْفَاقَةِ»، هر كه دارايى زياد در دنيا جمع كند، به فقر محکوم است. «وَ اُعِينَ مَنْ غَنِيَ عَنْهَا بِالرَّاحَةِ» و هر كه بىنياز از آن باشد، كمك به آسايش او شده است. «مَنْ رَاقَهُ زِبْرِجُهَا اَعْقَبَتْ نَاظِرَيْهِ كَمَهاً»، چشمان كسى را كه زينت دنيا خيرهاش كرده كور دل ساخته است.
و هر كس دوستى دنیا را پيشه كند، خاطرش را پريشان سازد، آن پريشانيها اعماق قلبش را بيازارد، او را به حدى غمگين سازد كه راه خشم او را گرفته و او را در بيابانى اندازد در حالى كه رگهاى دلش قطع شده؛ و بر خدا نابودىاش و بر يارانش انداختن او آسان مىباشد. مؤمن با چشم عبرت به دنيا مىنگرد و بهاندازه نيازمندى شكم، غذا به دست مىآورد و با گوش خشم و دشمنى مىشنود، اگر گفته شود كه فلانى بىنياز شد، گفته مىشود فقير شد و اگر به هستىاش شاد باشند به نيستىاش غمگين شوند اين است حال انسان در دنيا؛ درحالیکه هنوز نيامده است آن روزى كه نااميد مىگردند.
باید به دید عبرت به دنیا نگاه کرد. شما رفتار اهل دنیا را با این گیاه خشک وباخیز دیدهاید که چگونه است. حاضرند برای رسیدن به آن بهترین انسانهای روی زمین را از بین ببرند و یا خانهنشین کنند. رفتار اهل دنیا با ائمه معصومین را با تک دختر رسول خدا خوانده و شنیدهاید که وصیت کرد او را شبانه دفن کنند.
روز 20 جمادیالثانی مصادف با 20 آذر، سال گشت ولادت پر خیر و سعادت بانوی دو سرا زهرای اطهر و روز زن است که مصادف با ولادت احیاگر مکتب فاطمی در این عصر یعنی حضرت امام (ره) هم هست. به همه شما مؤمنین و مؤمنات تبریک و تهنیت عرض میکنم. خدای تعالی همه ما را از پویندگان مکتب علوی و فاطمی قرار دهد.
اگر در روایات ائمه هدی علیهمالسلام دقت کرده باشید میبینید که همه آن بزرگواران بیاناتی در معرفی حضرت زهرا سلاماللهعلیها دارند؛ و آن بانوی مکرمه را بهعنوان شخصیتی که همه بشر به الگوگیری از سیره و روش او جهت رسیدن به کمالات معنوی و سعادت اخروی نیازمند هستند، معرفی میکنند. حضرت مربی انسانهاست.
خیلی مختصر به نکتهای اشاره میکنم؛ خوب دقت بفرمائید. انسانها به دنبال قدرتمند شدن هستند؛ و لذا عدهای گمان میکنند پول و بعضی قدرت جسمانی و گروهی مقام و منصب را علت قدرتمندی خودشان میدانند؛ درحالیکه هیچکدام از اینها بدرد بخور نیستند؛ و خیلی زود با عواملی از بین خواهند رفت. شنیدهاید و یا دیدهاید افراد ثروتمندی را که غرق در لذات مادی هستند اما باز هم افسردهاند و آرامش ندارند. پول، دردی از آنها را دوا نمیکند.
قدرت واقعی باید از درون بجوشد؛ و الا وقتی شخص از درون خالی شود و تکیهگاه الهی نداشته باشد، طوری احساس شکست میکند که حاضر میشود خود را بکشد. تربیت دینی انسان را از درون بر اساس ایمان و معرفت و کرامت انسانی و اخلاقی میسازد؛ بهطوریکه هیچ عامل بیرونی نمیتواند او را از پا درآورد؛ و وابسته به عوامل بیرونی هم نیست. در مکتب فاطمه سلاماللهعلیها افراد دارای قدرت واقعی و درونی میشوند، درنتیجه در تکانههایی که برایشان پیش میآید، قدرتمندانه عمل میکنند.
برای درک بیشتر مطلب عرض میکنم. این داستان را قبلاً در جلسهای عرض کردم که بهتر قدرت درونی را بفهمیم. در سال ۱۹۵۰ میلادی، جنگ کره، میان آمریکا و چین و شوروی در شبهجزیره کره، آغاز شد و سه سال طول کشید. نتیجه این جنگ، تقسیم شبهجزیره کره به دو کشور کره شمالی (کمونیست) و کره جنوبی (تحت نفوذ آمریکا) بود. پس از پایان جنگ، تحقیقی در خصوص یکی از اردوگاههای زندانیان در کره شمالی انجام شد. در این اردوگاه که از استانداردهای بینالمللی برخوردار بود، حدود هزار نفر از نظامیان آمریکایی زندانی بودند. در این زندان، آب، غذا و امکانات بهوفور یافت میشد؛ و هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد؛ اما بیشترین آمار مرگ زندانیان را داشت. زندانیان به مرگ طبیعی میمردند. امکانات فرار وجود داشت؛ اما فرار نمیکردند. بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند. آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.
مدتها روی این زندانیها مطالعه کردند. نتیجه تحقیقات به این شرح بود: در این اردوگاه، فقط نامههایی که اخبار بد داشت را به دست زندانیان میرساندند و نامههای مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند. هرروز از زندانیان خواسته میشد تا در مقابل جمع، خاطره یکی از خیانتهایی که به دوستان خود کردهاند یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردهاند را تعریف کنند. هرکس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت؛ اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. همه به جاسوسی برای دریافت جایزه که خطری هم برای دوستانشان نداشت عادت کرده بودند.
این سه روش در کنار هم سربازان اسیر آمریکائی را به نقطه مرگ رسانده بود. با دریافت خبرهای فقط منفی، امید از بین میرفت. با جاسوسی، عزتنفس زندانیان از بین میرفت. با تعریف خیانتها، اعتبارشان پیش دیگران از بین میرفت. خلاصه روش پیچیده کرهایها، قطع امید، تخریب شخصیت و گسست اجتماعی بود و نتیجهاش بدون شکنجه فیزیکی این بود که اسرا یا دچار افسردگی شدید میشدند و سکته میکردند، یا خودکشی میکردند. روح آنها را از بین میبردند.
بعدها این روش را در جنگ نرم بکار گرفتند؛ و امروز با ابزارهای رسانهای و فضای مجازی علیه ملتها به کار میبرند؛ که بحث امروز مفصل است وارد نمیشوم. در این اردوگاهها کسانی که ازنظر درون قدرتمند بودند در مقابل اخبار بد عکسالعمل نداشتند و به آینده امیدوار بودند، کرامت خود را حفظ میکردند، جاسوسی نمیکردند و همدیگر را حمایت میکردند، اینها زنده ماندند.
در تربیت زهرای اطهر سلاماللهعلیها ما از درون قدرتمند میشویم. او انسان را محکم، معقول و صاحب اندیشه، پرورش میدهد. سبک زندگی فاطمی برای ما بر اساس عقلانیت متصل به وحی است. او به ما یاد میدهد، مسیر هدایت را چنان متقن انتخاب کنید که با فشار اجتماعی منحرف نشوید؛ و در راه هدایت، از کمی همراهان نترسید؛ همانکه امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه فرمود: «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ اَهْلِهِ». کسی که از درون ساخته و قدرتمند شد کورکورانه از جمع تبعیت نمیکند.
بیانات حضرت آقا را در مورد بانوان را قطعاً همه بهخصوص بانوان شنیدید که پر از نکتههای نغز و درسآموز برای همه بود. اگر از بیانات ایشان بهعنوان راهکار برای ساخت درونی قدرت، بهره ببریم بسیار کمککار و راهگشاست. مثلاً در بحث حجاب، گذشته از قوانین موجود و قوانین آینده و اجرای آنها و لزوم برخوردهای قانونی و مسائلی که مطرح هست و خود ما هم اینجا مکرر عرض کردهایم و درخواست کردهایم و راهکار هم چند نمونه دادهایم، اگر بخواهیم با دقت بیشتری و با نگاه قدرت درونی به مسئله نگاه کنیم برمیگردد به اینکه بخشی از دختران و زنان به علت نداشتن آن قدرت درونی به خاطر ترس از مسخره شدن و طرد شدن و توهین و تحقیر عدهای دیگر، نتوانستهاند در برابر فشار عدهای مقاومت لازم را داشته باشند و تسلیم شدهاند؛ لذا باید از درون قوی شوند تا بتوانند در مقابل جریان مخالف بایستند.
بخشی از مسئله حجاب را باید با تربیت ریشهای فاطمی که قدرتمند کردن درون در مقابل هجمههاست حل کنیم؛ و برای این کار همه نهادهای فرهنگی باید وسط میدان باشند. امروز بانوان و دختران جوان محجبه ما که از درون قدرتمند هستند در عرصه اجتماع حضور دارند؛ و از تمسخر و طرد، ترس ندارند. آنان استواری و ایستادگی بر سر هدفِ درست را از زهرای اطهر یاد گرفتهاند. طرح حضور که مطرح شد برای شکل گرفتن همان قدرت درونی بود. همانطور که زینب سلاماللهعلیها بااینکه همه عوامل از پا درآوردنش حاضر بود و در کوفه و شام تنها بود اما باصلابت بود، ایستاده و رشید بود و همهجا را متحول کرد.
وقتی ساخت درونی قدرت درست بشود، میشود در مقابل جمع فریبکار و حیلههای رسانهای و تهاجم فرهنگی ایستاد؛ و الا بعد از مدتی خودت تسلیم خواهی شد. ما در مقابل زورگویان عالم اینگونه هستیم، در مقابل آمریکا، بدنه ملت و مسئولین ما و رهبر بزرگوار ما قدرتمند و منسجم هستیم و از روز صلابت و قدرت او را لعن میکنیم.
حضرت آقا مطالبه ایران قوی را دارند؛ و در بیاناتشان تأکید میکنند و در پیام تصویری که داشتند، عزیزان به چهار نصیحتی که فرمان دادند توجه دارید و خوب دقت بفرمائید. یکی از مهمترین راهکارهای رسیدن به ساخت درونی قدرت، همین بود که ایشان فرمودند؛ یعنی ارتباط با خدا داشتن. بهخصوص بانوان، چون رکن خانه هستند؛ چون اساس اجتماع هستند؛ چون ریشه امت و اجتماع هستند. قوام هر خانواده به وجود زن است، ملتها از خانوادهها تشکیل شدهاند.
آنقدر مسئله خانواده و خانوادهداری در اسلام مهم است که بهعنوان نوعی جهاد معرفی شده. میدان جهاد یعنی عرصه مواجهه با مشكلات و تحمل همه سختیها که بر دوش زن است؛ و در روایات زنان را اکثر الخیر دانستند. چون اجتماع و زندگی اجتماعی خیر است و ریشه این خیر، زن است؛ پس زن مظهر بالاترین خیر است.
از اجتماع و جامعه گفتیم این را هم عرض کنم ما تا قبل از کرونا، به مناسبت ولادت حضرت صدیقه طاهره، اجتماع جشنواره بانوان فاطمی را داشتیم؛ و بعد هم چند سال به جهت مسائل دیگر انجام نشد؛ اما امسال انشاءالله در روز جمعه هفته آینده، به فضل خدای تعالی این گردهمائی را بانوان بصیر و آگاه شهر مثل گذشته پرشور و با انسجام با برنامههای متنوع خواهند داشت. حضور اجتماعی در تقویت روحیه و قوی شدن افراد، اهمیت دارد.
اینجا این را هم عرض کنم که همه باید قوی شویم با بندگی خدا؛ با نماز. خیلی مختصر عرض میکنم اگر کمی به نماز خود رسیدگی بیشتر بکنیم چنان استحکامی پیدا میکنیم که چیزی نمیتواند ما را تکان دهد. امیرالمؤمنین علیهالسلام در نامه ۲۷ نهجالبلاغه میفرماید: «وَ اعْلَمْ اَنَّ کُلَّ شَیءٍ مِنْ عَمَلِکَ تَبَعٌ لِصَلَاتِکَ». بدان که تمام امور زندگیات تابع نماز تو است؛ یعنی درهمریختگی زندگی را با اصلاح نماز اصلاح کنید. انسان کمظرفیت و هیجانزده و عجول است، خیلی زود دچار کبر و خودپسندی و صفات بد میشود و تعادل خودش را از دست میدهد آن چیزی که برای او تعادل درست میکند نماز است. در آیات 19 تا 22 سوره مبارکه معارج فرمود: «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَ إِذَا مَسَّهُ الْخَیرُ مَنُوعًا إِلَّا الْمُصَلِّینَ».
صدیقه طاهره مهمترین اهتمام را به نماز بهعنوان استحکامبخش قدرت درون داشتند. جوری مشغول نماز میشد که پاهای مبارکشان ورم میکرد. همه این بزرگان الهی ما، همه شهدا ما، همه اهل نماز با کیفیت بودند. یکی از چهرههای اثرگذار انقلاب اسلامی، سید محبوب شیراز، شهید محراب آیتالله دستغیب (ره) اهل نماز باکیفیت بود. از ساخت درونی قدرت برخوردار بود و باصلابت در آن سن و سال وسط میدان بود. نورانیت و معنویتی داشت که هرکسی را جذب میکرد. عناوین متعددی داشت اما زندگی او در اوج سادگی بود. دوست داشت در بین مردم باشد. علت را میفرمود: که اگر کسی سؤالی دارد و خجالت میکشد به دفتر بیاید، در کوچه و خیابان مراجعه کند. نزدیک به 50 جلد کتاب دارد. توسط منافقین پلید در 20 آذر سال 60 در محراب جمعه به شهادت رسید. خدای تعالی با اجداد طاهرینش محشور بگرداند.
استحکام ساخت درونی قدرت برای همه ما لازم است؛ بهخصوص برای دانشجویان عزیز که از آنان تعبیر به مؤذن جامعه شده است. 16 آذر روز دانشجو را به همه عزیزانمان تبریک عرض میکنم و امیدوارم دانشجویان گرامی و جنبش دانشجوئی در این زمان حساسی که در آن قرار داریم و دشمن با تمام توان خود به میدان آمده، رسالت تاریخی خودش را فراموش نکند و مثل همیشه بهعنوان بازوی قدرتمند نظام و انقلاب ایفای نقش کند.
جنبش دانشجویی امروز فقط یک تشکل دانشگاهی و دانشجوئی نیست؛ بلکه در میدان مبارزه با مستکبرین عالم، بهخصوص آمریکای پلید از همان 16 آذر هویت استکبارستیزی خودش را تا امروز حفظ کرده و چون در این زمینه مهمترین نقش را دارد، نباید اجازه دهد از طرف این جنبش پیام ضعفی به دشمن مخابره شود.
این جریان میتواند با حضور خود در جامعه و گفتمان سازی و تبیین و عدالتخواهی به استحکام ساخت درونی قدرت ایران کمک کند؛ لذا باید رابطه خودش را با ولی جامعه محکمتر از قبل کند و به هیچ جریان سیاسی وابسته نباشد. بعلاوه ظرفیتهای خودش را در مسیر تشکیلات سازی بااحساس مسئولیت بالا ببرد.
یک عنوانی هم قبلاً پر مسما و شاید برای بعض ملل امیدآفرین بود اما این روزها از حلاوت افتاده و آن 19 آذر روز جهانی حقوق بشر است. عنوان مضحکی شده. در این روز از کدام بشر و از کدام حقوق صحبت میشود؟ به اسم همین حقوق بشر وارد کشورها میشوند و نسلکشی میکنند و اگر آنها به دفاع از خودشان اقدامی کنند باز بهعنوان تروریست کشته میشوند. اگر کسی میخواهد حقوق بشر را ببیند یک سری به غزه و لبنان و سوریه و عراق و لیبی و افغانستان و دهها نقطه دیگر از جهان که جنایتی در آن در حال وقوع است بزند. جالب است که در روز جهانی حقوق بشر در دنیا همه مردم مثل شما شعار مرگ بر آمریکا میدهند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾