بسم الله الرحمن الرحیم
سلسله جلسات فصل بندگی/ درس اخلاق طلاب
جلسه اول – 09/07/1404
طلاب باید نسبت به مردم عادی، در عبادات و توجهات، متمایز باشند
یک روایت مشهور از امام حسن عسکری علیهالسلام است که فرمودند: من این روایت را برای یادآوریِ همگی تکرار میکنم. این روایت احتمالاً به گوشتان خورده است. حضرت فرمودند: «إنَّ الوُصولَ إلَى اللّه ِ عَزَّوجلَّ سَفَرٌ لا يُدرَكُ إلّا بامتِطاءِ اللَّيلِ» یعنی: رسیدن به حق و لقای الهی، جز با مرکب شب حاصل نمیشود.
بر اساس آموزههای قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام، همه ما مسافریم و در مسیر لقای پروردگار قرار داریم. قرآن کریم میفرماید: «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ» ای انسان، تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت میروی و او را ملاقات خواهی کرد.
همهی ما در این سفر هستیم و باید برای آن توشهای فراهم کنیم؛ همانگونه که برای هر سفر زمینی، متناسب با طول مسیر، زاد و توشه تهیه میکنیم. اگر سفر کوتاه باشد، توشه اندک است، اما اگر سفر طولانی باشد، وسایل بیشتری لازم دارد. بدیهی است سفری که مقصدش لقای پروردگار است، نیازمند توشهای بس غنی و قوی است.
در روایات آمده است که بهترین زاد و توشه برای این سفر، تقواست. تقوا نه نقطهی پایان، بلکه آغاز راه انسان شدن است. ما معمولاً از تقوا زیاد سخن میگوییم، اما باید دانست که تقوا «کف کار» است؛ یعنی نقطهی شروع است نه پایان. کسی که میخواهد از علم بهره ببرد و آن را درست بفهمد، نیازمند تقواست؛ زیرا بدون آن، یا فهمی حاصل نمیشود یا فهمِ به دستآمده به ابزاری خطرناک تبدیل میگردد. تقوا همان عامل تنظیم و کنترل انسان است.
در روایات آمده است که در قیامت انسان بدون لباس محشور میشود و باید برای خود لباسی تهیه کند. بهترین لباس، لباس تقواست.
همهی ما مسافریم و در این مسیر گاهی پیاده میرویم، گاهی از وسایل نقلیه استفاده میکنیم. در سلوک معنوی، وسیله نقلیهای که انسان را به مقصد میرساند، «مطیّة اللیل» است؛ یعنی شبزندهداری و انس با خدا در شب. ساعاتی از شب را باید به خلوت با پروردگار اختصاص داد؛ هرکس به اندازهی حال خود: با نماز، دعا، ذکر، تسبیح یا تلاوت قرآن. این شبزندهداری، مرکب ما در مسیر رسیدن به قرب الهی است.
امام عسکری علیهالسلام فرمودند: «إنَّ الوُصولَ إلَى اللّه ِ عَزَّوجلَّ سَفَرٌ لا يُدرَكُ إلّا بامتِطاءِ اللَّيلِ» سفر به سوی خدا با شبزندهداری ممکن میشود.
زشت است که انسانهای عادی اهل شب و مناجات باشند اما ما ـ که خود را طلاب علم و سربازان حضرت ولیعصر عجلاللهتعالیفرجهالشریف میدانیم ـ نمازمان را تا تیغ آفتاب به تأخیر بیندازیم و برای نماز صبح بیدارمان کنند. طلبه باید خود، اهل بیداری و توجه باشد. البته گاهی بدن بهگونهای است که بیداری شب دشوار میشود؛ این قابل درک است، اما نباید سستی، پرخوری و بیتوجهی باعث محرومیت از شبزندهداری شود.
طلاب باید نسبت به مردم عادی، در عبادات و توجهات، متمایز باشند. نباید عوام در مسائل بندگی از خواص جلوتر باشند؛ این مایهی خجالت است. باید مقیدات عبادی شخصی داشته باشید، البته بدون افراط؛ همانگونه که نمک غذا نباید زیاد شود، عبادات مستحبی هم نباید جای درس و بحث را بگیرد.
مرحوم استاد مطهری (رضواناللهعلیه) عادت داشتند هر شب، بیست دقیقه پیش از خواب، قرآن تلاوت کنند؛ چه در سفر و چه در حضر. این نوع انس با قرآن و عبادات شبانه، پایهی معنویت است.
همچنین توسل به اهلبیت علیهمالسلام نباید فراموش شود. مرحوم حاج آقای مجتهدی (رضواناللهعلیه) میفرمودند:
«درس ما هیچگاه تعطیل نیست؛ در ایام وفیات، کلاس درس تغییر میکند، نه اینکه تعطیل شود».
ایشان طلبهها را مانند باغبان ماهری میدانستند که بر درخت سیب، پیوندی میزند تا میوهای شیرینتر بدهد. میگفتند:
«من شما را با محبت اهلبیت علیهمالسلام پیوند میزنم تا در آینده میوههای خوب و پرباری بدهید».
صبحها در مدرسه، ابتدا تلاوت قرآن بود، سپس در ساعت نه و نیم یا ده، درسها آغاز میشد. گاهی آقای قدوسی (رحمهاللهعلیه) منبر میرفتند، گاهی آقای کازرونی یا دیگر علما. پس از منبر، سینهزنی برپا بود و این برنامهها تأثیر عمیقی بر روح طلاب داشت.
بنابراین، هم شبزندهداری و هم توسلات، باید جزو برنامهی شخصی هر طلبه باشد؛ چه مدرسه برنامهای داشته باشد و چه نه.
موانع سیر و سلوک
کتابی که پیشتر معرفی شد، سه بخش دارد. در این سه بخش، شیخناالاستاذ موانعی را که در مسیر سیر و سلوک انسان قرار دارد، بیان کرده است؛ موانع نظری و عملی. آیهی شریفهی «یَا أَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ» نشان میدهد که سیر و سلوک، مخصوص گروه خاصی نیست؛ همهی انسانها در حال سیرند. البته در این مسیر رهزنهایی نیز وجود دارند که باید مراقب آنها بود.
موانع سیر و سلوک و ضرورت شناخت و زدودن آنها
در طول تاریخ، عدهای به نام «سیر و سلوک» مدعیان دروغینی پیدا شدهاند که از این مسیر مقدس، وسیلهای برای کسبوکار و سوءاستفاده ساختهاند. در حالیکه مطابق آیات قرآن کریم، همهی انسانها اهل سیر و سلوکاند؛ همگی در مسیری به سوی پروردگار متعال حرکت میکنیم و این مسیر، اختصاص به گروه خاصی ندارد.
در این مسیر معنوی، قطعاً موانعی وجود دارد که باید آنها را شناخت و به تدریج از میان برداشت. برخی از این موانع جنبه نظری دارند و نیازمند تحلیل و فهم عمیقاند؛ مانند پندارگرایی. بعضی افراد اهل پندارند و همین پندارها آنها را از مسیر حقیقی بازمیدارد.
در کنار موانع نظری، موانع عملی نیز وجود دارد؛ مانند هوس. هوس، یکی از موانع عملی سیر و سلوک است. سالک باید یاد بگیرد که این موانع را بشناسد و شیوه از بین بردن آنها را بیاموزد. مثلاً اگر کسی دچار هوس یا آفت خاصی است، باید روش مهار و اصلاح آن را یاد بگیرد تا بتواند در مسیر سیر، سالم پیش برود.
پس از شناخت این موانع، نوبت به آشنایی با مقامات اهل معنا میرسد؛ مقامات معنوی همچون خوف، رجا، توکل، صبر، تسلیم و سایر مراحل سلوک که در کتب اخلاقی بیان شده است.
کتابی که پیشتر معرفی شد، سه بخش دارد:
- شناخت موانع سیر
- زدودن موانع و تهذیب نفس
- پیمودن مقامات معنوی
در بخش نخست، باید ماهیت موانع سیر شناخته شود. علمای اخلاق نیز در آغاز کار سلوک، همین روش را دارند؛ ابتدا موانع را معرفی و توضیح میدهند، سپس روش زدودن آنها را آموزش میدهند. مثلاً یکی از موانع مهم، غفلت است. غفلت نمیگذارد انسان مسیر را ببیند یا کار خود را درست انجام دهد؛ مانند پردهای است که بر چشم جان افتاده باشد.
برای توضیح بهتر، مثال طبیب را میتوان زد. وقتی به پزشک مراجعه میکنیم، نخست بیماری را تشخیص میدهد؛ معاینه یا آزمایش میکند تا ببیند مشکل کجاست. سپس داروی مناسب را تجویز میکند. در سیر اخلاقی نیز همینگونه است؛ استاد اخلاق ابتدا بیماری روحی را تشخیص میدهد: آیا روح دچار آلودگی هست یا نه؟ اگر هست، چه نوع آلودگی و چه راه درمانی دارد؟
در این مسیر، دو نوع اقدام وجود دارد: رفع و دفع.
- «رفع» مربوط به کسانی است که به بیماری مبتلا شدهاند و باید آن را از بین ببرند.
- «دفع» مربوط به کسانی است که هنوز گرفتار نشدهاند، اما احتمال ابتلا وجود دارد و باید پیشگیری کنند.
برای مثال، فرض کنید باران شدیدی آمده و سیلی در راه است. اگر هنوز سیل نرسیده، مردم جلو در خانههایشان کیسه شن میگذارند تا آب وارد نشود؛ این دفع است. اما اگر سیل وارد حیاط شد، باید با پمپ آب را بیرون بکشند؛ این رفع است.
در مسائل اخلاقی نیز همینگونه است: ممکن است کسی اهل دروغ نباشد، اما باید موانعی در برابر دروغ فراهم کند تا گرفتار آن نشود. یا اگر مبتلا به غیبت، تهمت یا نمّامی است، باید راه درمان را یاد بگیرد.
برخی بیماریهای روحی مزمن میشوند؛ مثل بیماریهای جسمی که در بدن ریشه میدوانند. کسی که سالها به غیبت عادت کرده، به مرحلهای میرسد که حتی برای غیبت کردن استدلالهای فقهی میتراشد؛ مثلاً ابتدا دیگری را بیدین معرفی میکند و سپس میگوید غیبت بیدین جایز است و شروع به غیبت میکند. این بیماری مزمن شده و نیاز به درمان عمیق دارد.
بنابراین، در سیر اخلاقی باید ابتدا رذائل را شناخت؛ اینکه چه هستند، چگونه وارد وجود میشوند و چه اثری دارند. سپس برای درمان آنها اقدام کرد.
علما فرمودهاند: «تَخْلیه مقدّم بر تَحلیه است». یعنی تا زمانی که ظرف وجود انسان از رذائل خالی نشده، نمیتوان فضائل را در آن جای داد.
برای مثال، اگر ظرفی از نفت پر باشد، نمیتوان در آن گلاب ریخت؛ زیرا گلاب فاسد میشود. همینگونه، اگر وجود انسان آلوده به گناهان و رذائل باشد، هرچقدر از مکارم اخلاق سخن گفته شود، نتیجهای نخواهد داشت. ابتدا باید این ظرف را شست، پاک و منقّی کرد، سپس فضائل را در آن ریخت تا شکوفا شوند.
علمای اخلاق سه مرحله را برشمردهاند:
- شناخت موانع و رذائل
- زدودن و رفع آنها (تخلیه)
- آراستن به فضائل (تحلیه)
نکتهی بسیار دقیق و مهمی که شیخالاستاذ در این بخش بیان میکند، این است که میان تخلیه از رذائل و تحلیه به فضائل تفاوتی اساسی وجود دارد:
- رذائل، امر عارضی هستند؛ چیزی که بر وجود انسان عارض میشود.
- اما فضائل، در فطرت انسان نهفتهاند.
خدای متعال میفرماید: «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» انسان با فطرت الهی و گرایش به تقوا آفریده شده است.
بنابراین، فضائل در نهاد انسان وجود دارند، اما رذائل مانند پتویی هستند که بر چراغ نورانی انداخته میشود و جلوی نور را میگیرد. هنگامی که رذائل زدوده شوند، فضائل فطری شکوفا میشوند و خود را نشان میدهند. این، نکتهی بدیع شیخالاعظم است که دیگران به این وضوح مطرح نکردهاند.
پس از این مقدمهها، وارد بررسی موانع سیر میشویم. اولین مانع در مسیر سلوک، غفلت است. در ادامه، با قید حیات و به تفصیل درباره آن سخن خواهیم گفت.
در پایان، از خداوند متعال میخواهیم که دلهای ما را ظرف پذیرش و مهار خویش قرار دهد و توفیق عمل به معارف اخلاقی را به همهی ما عنایت فرماید. و الحمد لله ربّ العالمین.