۱۴۰۴/۰۳/۱۷

سردبیر

سکوتی که بیدار می‌کند؛ عبرت از مرگ و خاموشی تأمل‌برانگیز

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله جلسات درس اخلاق

با موضوع وصایای رسول خدا صلوات الله علیه وآله به ابوذر

جلسه پنجاه و یکم – 14/03/1404

سکوت در سه موقعیت حساس

«يَا أَبَا ذَرٍّ اِخْفِضْ صَوْتَكَ عِنْدَ اَلْجَنَائِزِ وَ عِنْدَ اَلْقِتَالِ وَ عِنْدَ اَلْقُرْآنِ» ای ابوذر در وقت تشییع جنازه و در وقت جنگ و در وقت قرآن صدایت را پایین بیاور.

اهمیت تذکر و لحظات تحول‌آفرین

ما در زندگی دچار غفلت‌ها و بی‌توجهی‌ها هستیم. برای متذکر شدن احتیاج به تذکر دهنده داریم. یک کلامی، یک صحنه تکان دهنده‌ای، یک مجلسی، یک نوشته‌ای، بعضی وقت‌ها افراد با یک کلمه زندگیشان عوض می‌شود؛ با یک حرف تغییر مسیر در زندگی‌شان پیدا می‌شود.

حاج حسین کبیر از لات‌های تهران بود؛ بعد درس طلبگی خواند و معمم شد. یادم هست که شیخ الاستاذ علامه جوادی آملی ایشان را دعوت می‌کرد ایشان با خانواده می‌نشست و او روضه می‌خواند. یک پسر هم بیشتر نداشت و آن هم شهید شده بود. آن زمان که لات بود در تشییع جنازه آشیخ محمد حسین زاهد -یا آشیخ مرتضی زاهد- در تهران جلوی جنازه را می‌گیرد می‌گوید من می‌خواهم صورت را ببینم. حضار هم از ترس او بند کفن را باز می‌کنند و می‌گذارند نگاه کند. نگاه کردن همان و… خودش می‌گفت قدیم‌ها مرده‌هایشان مرده زنده می‌کرد. بعضی وقت‌ها یک نگاه یک صدا یک حرف یک جمله  انسان را متحول می‌کند و مسیر زندگی را تغییر می‌دهد.

باید این لحظه‌ها را قدردان و شکرگزار باشیم و الا فرصت‌ها از انسان گرفته می‌شود اگر انسان خوب استفاده نکند در آیه دارد که «لئِن شَکرتُم لاَزیدنکُم» شکرگزاری نچه انسان دارد را بیشتر می‌کند.

آداب تشییع جنازه و اهمیت حضور در آن

در اینجا توصیه‌های رسول خدا به ابوذر جنبه تنبهی و تذکری دارد. یکی از آن مواردش که خیلی درس دارد و انسان باید با حضور در آن برنامه شرکت کند و حواسش را جمع کند و متنبه شود و عبرت بگیرد و دائم در آن مسیر ساکت باشد و در خودش و اعمالش فکر و دقت کند که اگر نقصی داشته به فکر جبران باشد مراسم تشییع جنازه اموات است؛ «يَا أَبَا ذَرٍّ اِخْفِضْ صَوْتَكَ عِنْدَ اَلْجَنَائِزِ».

تشییع جنازه بهترین وسیله تنبه و تذکر است. در روایت دارد وقتی وارد تشییع جنازه شدید به دوستانتان سلام نکنید. این همه راجع به سلام کردن تذکر داده شده ولی می‌گویند سلام هم نکنید.

اصلاً نباید صحبت کرد ولی موبایل به دستشان است. پشت جنازه غیبت می‌کنند. باید در این فکر بود که مدتی دیگر ما را روی دست می‌گیرند و می‌برند.

باید مودب به آداب تشییع باشیم. ۹۰ درصد آن را مردم نمی‌دانند و اهمیت نمی‌دهند.  باید این مطالب را دنبال کرد و یاد گرفت. چرا دستور دادند در تشییع جنازه شرکت کنیم؟ مجلس ختم نرفتید هم نرفتید اما در تشییع جنازه شرکت کنید. آن مراسمی که در روایات وارد شده تشییع جنازه است. حضور در مدرسه ختم هم به این علت است که افراد عبرت بگیرند ولی الان نی‌ می‌زنند. مثل عروسی می‌ماند؛ شیرینی می‌دهند میوه می‌دهند آبمیوه می‌دهند. قدیم‌ها اگر یادتان باشد در مجالس ختم قهوه می‌دادند چای هم نمی‌دادند قهوه تلخ می‌دادند. همه‌اش تنبه و تذکر بود.

لذا بلافاصله پیغمبر خدا به اباذر گفت «يَا أَبَا ذَرٍّ إِذَا تَبِعْتَ جَنَازَةً فَلْيَكُنْ عَقْلُكَ فِيهَا مَشْغُولاً بِالتَّفَكُّرِ وَ اَلْخُشُوعِ وَ اِعْلَمْ أَنَّكَ لاَحِقٌ بِهِ». ای ابوذر وقتی به دنبال جنازه‌ای به راه افتادی پس باید اینگونه باشی که عقل تو مشغول تفکر و خشوع باشد و بدانی که تو هم به او ملحق خواهی شد.

واقعا هم خیلی درس است ما با یک عالمه اسم و عنوان و برو بیا وقتی می‌میری می‌گویند جنازه را بگذارید این طرف آن طرف اسمش دیگر می‌شود جنازه و از آن همه اسم و عنوان دیگر خبری نیست.

توصیه به مومن برای شرکت در تشییع جنازه یک وجهش همین است که عبرت بگیرد. رسول خدا فرمود بر شما باد به آرامش و وقار  در هنگام راه رفتن با جنازه‌هایتان. الان جنازه پشت سر است همه جلو حرکت می‌کنند و با موبایل‌هایشان مشغولند. جنازه دارد ما را تشییع می‌کند نه ما جنازه را. باید جنازه را تشییع کرد ولی الان متاسفانه همه چیز تشریفات است.

در روایت دارد که رسول خدا هرگاه در پی جنازه‌ای می‌رفت اندوه او را فرا می‌گرفت و بیشتر حدیث نفس می‌کرد و کمتر سخن می‌گفت.

آثار تفکر در مرگ

تفکر درباره مرگ و عوالمی که بعداً با آن مواجه است باعث می‌شود که انسان از شیطان فاصله بگیرد. و عامل تشویق به اعمال صالح است باعث می‌شود که انسان به عاقبت خودش فکر کند. و همین فکر ممکن است تغییری در روش زندگی او به وجود بیاورد و او را در برابر خدا خاضع و خاشع کند. لذا خود دیدن جنازه موعظه است همانطور که مرگ موعظه است؛ «كَفي بِالْمَوْتِ واعِظاً».

همه باید خودمان را برای مرگ آماده کنیم. دیده‌اید که کوچک و بزرگ هم ندارد.

امام جواد علیه السلام در پاسخ به سوال از مرگ فرمود: همان خوابی است که هر شب به سراغ شما می‌آید جز اینکه مدتش طولانی است و انسان از این خواب به زودی بیدار نمی‌شود مگر در روز رستاخیز. پس مرده کسی است که در خواب خود انواع  شادی‌های بی‌شمار و انواع ترس و وحشت‌هایی که قادر به شمارش آنها نیست را می‌بیند. پس فرمود حال بنگر حال آن کسی را که در خواب شاد است و آنکه در آن دچار ترس و هراس است مرگ این است از خود را برای آن آماده ساز.

شرکت در تشییع جنازه و سکوت کردن و فکر کردن و با عاقبت کار خود توجه داشتن این مزیت را دارد که در انسان روحیه کار و تلاش و آینده نگری را تقویت می‌کند و شخص خودش را آماده می‌کند.

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: چیزی که نمی‌دانی چه وقت غافلگیرت می‌کند سزاست که پیش از آنکه تو را فرا گیرد خویشتن را برایش آماده سازی.

امام مومن بود

خیلی حرف بزرگی بود که حضرت امام فرمود: با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوی جایگاه ابدی سفر می‌کنم.

الان شما خودتان را برآورد کنید ببینید آیا دلتان آرام هست؟ می‌توانی بگویی با دلی آرام و ضمیری امیدوار به فضل پروردگار می‌روم؟!

امام مومن بود. ایمان داشت. خدا مومن است؛ امام هم مومن بود. «المُؤمِنُ مِرآةُ المُؤمِنِ» مومن مومن را نشان می‌دهد؛ امام خدا را نشان می‌داد. واقعاً خدانما بود. واقعا این شخصیت و وجود چیزی جز خدا نبود.

امیرالمومنین علیه السلام فرمود:  در شگفتم از کسی که می‌بیند هر روز از جان و عمر او کاسته می‌شود با این حال برای مرگ آماده نمی‌شود.

عبرت گرفتن از مرگ

امام صادق علیه السلام درباره عبرت گرفتن از مرگ دیگران به یکی از اصحابش به نام اباصالح این را فرمود: «إذا حَمَلتَ جَنازَةً فكُنْ كأنّكَ أنتَ المَحمولُ ، أو كأنّكَ سَألتَ ربَّكَ الرُّجوعَ إلَى الدُّنيا لِتَعمَلَ ، فانظُرْ ما ذا تَستَأنِفُ ـ ثُمّ قالَ : ـ عَجَبا لقَومٍ حُبِسَ أوّلُهُم على آخِرِهِم ، ثُمّ نادى مُنادٍ فيهِم بالرَّحيلِ و هُم يَلعَبونَ» هرگاه جنازه اى را بر دوش كشيدى، تصوّر كن اين تو هستى كه بر شانه ها حمل مى شوى يا گويى از پروردگارت مى خواهى به دنيا برگردى تا دست به عمل [نيك] زنى. پس، بنگر كه چگونه [زندگى را ]از سر مى گيرى. حضرت سپس فرمود : شگفتا از مردمى كه رستاخيز رفتگانشان به خاطر پيوستن بازماندگانشان به آنها به تأخير افتاده و چاووشى در ميان آنها بانگ رحيل سر داده، امّا آنان همچنان به بازى و تفريح سرگرمند.

من آمدم سلام نداد! جلو پای من بلند نشد! چرا عنوان من را اینطور گفت! چرا خواهر شوهرم اینطور گفت! چرا دامادمان اینطور است! چرا رئیسم آنطور است! این‌ها همه بازی است. بازی‌های ما به سن و سالمان عوض می‌شود. بچه که هستیم تفنگ پلاستیکی داریم بزرگ که می‌شویم تفنگ واقعی داریم. بچگی ماشین کوکی داریم بزرگ که می‌شویم ماشین واقعی داریم. دیده‌اید بعضی‌ها جانشان ماشینشان است؛ «أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ».

سکوت در قتال

حضرت فرمود: در این سه جا صدایت را پایین بیار یکی در وقت حمل جنازه؛ و یکی در وقت جنگ؛ چون حرف زدن در وقت جنگ اسرار نظامی را لو می‌دهد باید محرمانه بودن جنگ را حفظ کرد و آهسته سخن گفت. رزمندگان ما مدت‌ها تمرین می‌کردند در سد، در عمق، قبل از عملیات‌ها که در وقت غواصی صدای شنا کردنشان نیاید. آرام حرکت کردن و آرام راه رفتن این‌ها همه مربوط به سکوت در قتال است.

و مورد بعدی که باید ساکت بود نزد قرآن است؛ که چگونگی این سکوت را در جلسه آینده انشالله خواهم گفت.