۱۴۰۴/۰۸/۱۶

ادمین

رهبر معظم انقلاب چهار راهبرد کلیدی را برای حفظ اقتدار ملی عملیاتی کردند

متن کامل خطبه نماز جمعه ۱۴۰۴/08/16

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

بندگان خدا خودم و شما را به رعایت تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا اهل انس گرفتن و ایجاد الفت با یکدیگر هستند. امیرالمومنین علیه‌السلام بعد از بیان مفصل درباره امت‌های قبل و بیان شواهد متعدد که چه عاملی آنان را به پیروزی رسانید و چه عاملی آنان را زمین زد، بحث را مصداقی‌تر می‌کنند و به وضعیت زندگی فرزندان حضرت ابراهیم علیه‌السلام اشاره می‌کنند؛ تا مخاطب، حال خود را با حال آنان مقایسه کند و عبرت‌ بگیرد و در مسیر سقوط حرکت نکند. چون بالاخره تاریخ تکرار می‌شود و سرنوشت‌ امت‌ها نزدیک و شبیه به هم است.

در روایات بر همین مطلب تاکید شده که دقیقاً آنچه برای امت‌های قبل اتفاق افتاده بر امت اسلام هم پیش می‌آید. رسول خدا فرمودند: شما دقیقاً همان روشِ امت‌هاى گذشته را به همان اندازه و وجب به وجب در پیش خواهید گرفت‌، حتى اگر یکى از آنان در سوراخ سوسمارى وارد شده بود، شما نیز وارد خواهید شد.

اینجا هم امیرالمومنین علیه‌السلام فرمود: «فَاعْتَبِرُوا بِحَالِ وَلَدِ إِسْمَاعِيلَ وَ بَنِي إِسْحَاقَ وَبَنِي إِسْرَائِيلَ عليهم‏السلام» ‌از حالات زندگى فرزندان ‌اسماعيل پيامبر (اجداد رسول خدا) و فرزندان اسحاق پيامبر (فرزندان روم بن عیص از اولاد اسحاق) و فرزندان اسراييل (منظور يعقوب فرزند اسحاق) عبرت بگيريد. «فَمَا اَشَدَّ اعْتِدَالَ الْاَحْوَالِ وَ اَقْرَبَ اشْتِبَاهَ الْاَمْثَالِ»، پس چقدر حالات ملت‌ها با هم يكسان و در صفات و رفتارشان با يكديگر همانند است. «تَاَمَّلُوا اَمْرَهُمْ فِي حَالِ تَشَتُّتِهِمْ وَ تَفَرُّقِهِمْ»، در احوالات آنها روزگارى كه از هم جدا و پراكنده بودند انديشه كنيد، «لَيَالِيَ كَانَتِ الْاَكَاسِرَةُ وَ الْقَيَاصِرَةُ اَرْبَاباً لَهُمْ». زمانى كه پادشاهان كسرى و قيصر بر آنان حكومت مى‏كردند. «يَحْتَازُونَهُمْ عَنْ رِيفِ الْآفَاقِ وَ بَحْرِ الْعِرَاقِ» و آنها را از سرزمين‏هاى آباد، از كناره‏هاى دجله و فرات، «وَ خُضْرَةِ الدُّنْيَا إِلَى مَنَابِتِ الشِّيحِ» و از محيط‌هاى سر سبز و خرّم دور كردند، «وَ مَهَافِي الرِّيحِ وَ نَكَدِ الْمَعَاشِ فَتَرَكُوهُمْ عَالَةً مَسَاكِينَ إِخْوَانَ دَبَرٍ وَ وَبَرٍ»؛ و به صحراهاى كم گياه و بى‏آب و علف، محل وزش بادها و سرزمين‏هايى كه زندگى در آنجاها مشكل بود تبعيد كردند، آنان را در مكان‏هاى نامناسب، مسكين و فقير، همنشين شتران ساختند، «اَذَلَّ الْاُمَمِ دَاراً وَ اَجْدَبَهُمْ قَرَاراً». خانه‏هاشان پست‏ترين خانه ملت‏ها و سرزمين زندگيشان خشك‏ترين بيابان‏ها بود، «لَا يَاْوُونَ إِلَى جَنَاحِ دَعْوَةٍ يَعْتَصِمُونَ بِهَا»، نه دعوت حقّى وجود داشت كه به آن روى آورند و پناهنده شوند، «وَ لَا إِلَى ظِلِّ اُلْفَةٍ يَعْتَمِدُونَ عَلَى عِزِّهَا» و نه سايه محبتى وجود داشت كه در عزت آن زندگى كنند. «فَالْاَحْوَالُ مُضْطَرِبَةٌ وَ الْاَيْدِي مُخْتَلِفَةٌ وَ الْكَثْرَةُ مُتَفَرِّقَةٌ فِي بَلَاءِ اَزْلٍ وَ اَطْبَاقِ جَهْلٍ»، حالات آنان دگرگون و قدرت آنان پراكنده و جمعيت انبوهشان متفرق بود. در بلايى سخت و در جهالتى فراگير فرو رفته بودند، «مِنْ بَنَاتٍ مَوْءُودَةٍ وَ اَصْنَامٍ مَعْبُودَةٍ»، دختران را زنده به گور و بت‏ها را پرستش مى‏كردند، (اشاره به آیه 8 سوره مبارکه تکویر است که وَإِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ) «وَ اَرْحَامٍ مَقْطُوعَةٍ وَ غَارَاتٍ مَشْنُونَةٍ» و قطع رابطه با خويشاوندان و غارتگرى‏هاى پياپى در ميانشان رواج يافته بود.

می‌بینید که امام علیه‌السلام مرحله به مرحله عزت و شوکتی که داشتند و آن را به خاطر تشتت و تفرقه از دست دادند را بیان فرمودند. زندگی پر برکتی داشتند؛ در شهرها و قصرها خانه داشتند اما بیابان نشین شدند. به جای اینکه با گردن‌کشان و ظالمان به مبارزه بپردازند، مشغول دعوا با خودشان شدند، حزب بازی و دسته و گروه من و تو درست کردند، ضعیف که شدند کسراها و قیصرها بر آنان حاکم شدند و آنان را از خانه‌هایشان بیرون کردند و آنها را به سرزمین‌های بی آب و علف راندند و بیابان نشین و همنشین شتر و گوسفند کردند.

چقدر باید تاسف خورد، پیغمبر زاده بودند. خانه خدا را پایه‌ریزی کرده بودند، اما منحرف شدند و به زندگی جاهلی پرداختند. جمعیت متحد و انبوهی که داشتند همه را از دست دادند و متفرق شدند، آقا بودند اما ذلیلشان کردند. کسی هم به کمک آنها نمی‌آمد. خلاصه همان شدند که قرآن در آیه 61 سوره مبارکه بقره فرمود: «… ضُرِبَت عَلیهِمُ الذِّلَّهُ وَ المَسکَنَهُ…» داغ خواری و بیچارگی و نیاز بر آنان زده شد… زندگی‌شان جاهلی شد و شروع کردند به کارهائی که انسانی نبود، بت پرست شدند.

مثلاً می‌نویسند یکی از افراد خون‌ریز که به اورشلیم حمله کرد و عده‌اى از بنى‌اسرائیل را کشت و به اسارت گرفت، باعث همین پراکندگى آنان در خاورمیانه و دیگر سرزمین‌ها شد، پادشاه بابِل به نام بُخْتُنَصَّرْ بود. در اصل نِبوكَة نَصَّر بوده و در منابع اولیه بُخْتُنَصَّرْ گفته شده و در کتب بعدی به اشتباه بخت‌النصر مى‌نویسند.

یا یکی از نمونه‌های عبرت آموز، شناخت جهان پیش‌ از بعثت رسول خداست؛ که امیرالمومنین علیه‌السلام در خطبه اول نهج‌البلاغه به آن اشاره فرموده است؛ که: «وَ اَهْلُ الْاَرْضِ يَوْمَئِذٍ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَه وَاَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَه وَ طَرَائِقُ مُتَشَتِّتَه». وقتی پیغمبر اکرم ‌صلی‌الله‌علیه‌وآله مبعوث شدند، مردم دارای گرایش‌های پراکنده، هوس‌های گوناگون، افکار و اندیشه‌های بسیار متفاوت و مختلفی بودند. حتی آنها که خداپرست و قایل به وجود خدا بودند، خود دارای گرایش‌هایی متنوع بودند که عموماً انحرافی بود.

«بَيْنَ مُشَبِّهٍ لِلَّهِ بِخَلْقِهِ اَوْ مُلْحِدٍ فِی اسْمِهِ». عده‌ای خدا را به پدیده‌ها تشبیه می‌کردند؛ و فکر می‌کردند خدا هم موجودی شبیه انسان است و گروهی نام‌های ارزشمند خدا را انکار و به بت‌ها نسبت می‌دادند. «اَوْ مُشِیرٍ إِلَی غَيْرِه»؛ و عده‌ای به غیر خدا اشاره می‌کردند. «فَهَدَاهُمْ بِهِ مِنَ الضَّلَالَه وَاَنْقَذَهُمْ بِمَكَانِهِ مِنَ الْجَهَالَه». پس خداوند به وسیله رسول خدا مردم را از گمراهی نجات داد و هدایت کرد و از جهالت رهایی بخشید.

حضرت در خطبه قاصعه هم به همین نکته اشاره می‌کنند که ان‌شاءالله در نوبت بعد با قید حیات.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه‌ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا انسان‌های پرتوقعی نیستند. مولانا امیرالمومنین علیه‌السلام در حکمت 356 از حکم نهج‌البلاغه فرمود: «لَا تَسْاَلْ عَمَّا لَا يَكُونُ، فَفِي الَّذِي قَدْ كَانَ لَكَ شُغُلٌ». از آنچه پدید نیامده نپرس، كه آنچه پدید آمده برای مشغول کردن تو کافی است.

یکی از امور مورد تاکید قرآن کریم و اولیاء دین این است که، چیزی را که نمی‌دانید سوال کنید و بپرسید تا بدانید. به خصوص مواردی که برای آینده انسان و سعادت او مهم است، باید سوال شود. حتی امور مادی هم باید مورد سوال قرارگیرد و انسان از روی جهل اقدام به کاری نکند. در ضمن حیا هم نباید مانع از سوال کردن درباره مسائل دینی و زندگی باشد. اما اینجا امیرالمومنین علیه‌السلام تذکر فرمودند: پرسیدن هر سوالی خوب نیست؛ یعنی سوال باید طوری باشد که مشکل و مجهول مادی یا معنوی مهمی را از انسان برطرف کند و الا لغو و بیهوده خواهد بود. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.

اولاً همین اول تشکر کنم از آحاد ملت بخصوص از دانشجویان و دانش آموزان بصیر و هوشمند کشور، بویژه استان البرز که روز 13 آبان امسال همانطور که پیش بینی می‌شد، گل کاشتند و افتخاری به افتخارات گذشته اضافه کردند. اولین راهپیمائی بعد از جنگ تحمیلی 12 روزه، در دلِ جنگ شناختی دشمن، با تبلیغات گسترده برای مایوس کردن مردم، و تلاش عده‌ای برای اینکه دانش آموزان حضور پرشور نداشته باشند و شرکت نکنند، حتی پشیمان شده‌ها از دانشجویانی که در تصرف لانه جاسوسی نقش داشتند هم تبلیغ برضد می‌کردند؛ اما مثل همیشه تیرها به سنگ خورد؛ و آحاد مردم غیور ایران اسلامی حماسه‌ای دیگر خلق کردند.

واقعاً دشمنان ما خطای محاسباتی دارند و نمی‌توانند به خصوص دیدگاه‌های مردم ما را تشخیص بدهند. نمی‌فهمند که اگر صحنه نبردی بوجود بیاید مردم درطرف درست تاریخ می‌ایستند و از ایران و اسلام و انقلابشان دست نمی‌کشند. مردم غیور ایران همیشه در برابر دستورالعمل‌های ضدانقلاب و دشمنان خارجی منسجم‌تر شده‌اند.

شاید بتوان این بیان امام سجاد علیه‌السلام را درباره مردم ایران دانست که فرمودند: مردم زمان غیبت وصی دوازدهم رسول خدا، كه به امامتش قائلند و منتظر ظهور او مى‌باشند، از اهل هر زمانی برتر هستند، زیرا خداوند تبارك‌وتعالى به آنها چنان عقل و فهم و معرفتى داده كه غیبت نزد آنان به منزله حضور و مشاهده است.

حضرت امام (ره) در وصیت نامه فرمودند: من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله، و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی علیهم‌السلام می‌باشند… و ما همه مفتخریم که در چنین عصری و در پیشگاه چنین ملتی می‌باشیم. حضرت آقا هم در بیانی فرمودند: بنده می‌دانم که خدای متعال اراده فرموده است که این ملّت را به متعالی‌ترین درجات برساند…

خلاصه مردم عزیز ما از هر گروهی با شرکت در راهپیمائی روز استکبارستیزی سیلی محکم دیگری به صورت مستکبرین به خصوص امریکای پلید نواختند؛ و نشان دادند از امریکا و اذناب پلیدش تا شرارت داشته باشند بیزارند؛ و الان هم بر همان موضع با لعن بر امریکا تاکید می‌کنند.

وظیفه ما تشکر و قدردانی از حماسه‌ای است که مردم آفریدند؛ اما تشکر اصلی را مسئولان از مردم داشته باشند با تلاش برای ایجاد گشایش و ثبات اقتصادی، حمایت بیشتر و موثرتر از اقشار محروم، رفع تورم و فساد و تبعیض، گرفتن تصمیمات درست اقتصادی و معیشتی، مسئولان و دولتمردان بدانند که هرچه در این راه فعالیت کنند، باز هم به این مردم نجیب و بصیر بدهکار هستند. امیدواریم با تمرکز بیشتر و دقیق‌تر بر حل مشکلات اقتصادی بویژه در کاهش و تثبیت نرخ کالاهای اساسی و ارز و امثال اینها موجبات رضایت‌مندی مردم بزرگوار را فراهم کنند.

بیانات حضرت آقا درجلسه روز 13 آبان را ملاحظه فرمودید که بر حجاب و قرآن و نماز تاکید کردند؛ و بر مطالعه کتاب به خصوص تاریخ معاصر، راجع به استکبار و بعد قوی شدن ایران سخن فرمودند.

قصد کردم راجع به این بیان ایشان درباره ایران قوی که در این دو سال اخیر بیشتر تکرار فرمودند به عنوان یک راهبرد کلان برای امروز و فردای ایران جهت عبور از چالش‌ها و رسیدن به افق تمدنی، کمی بگویم اما بهتر دیدم مطلب دیگری خدمت شما عرض کنم.

همانطور که توجه دارید، در طول مدت زعامت رهبر معظم انقلاب، نظام اسلامی با صحنه‌های مختلفی مواجه شده که از حساسیت‌های فراوان برخوردار بوده و هر کدام چالشی بوده که با هدایت‌ها و رهبری‌های معظم له از آن عبور شده. لازم است هر چند وقت آنها را مرور کنیم تا بتوانیم شکرگزار نعم الهی باشیم.

یکی از نمونه‌های مهم که سبک مدیریتی ایشان را برای ما روشن می‌کند و لازم است در آن دقت کنیم، جنگ تحمیلی 12 روزه است که در این مدت به عنوان فرمانده کل قوا، چهار راهبرد و استراتژی مهم که نقش حیاتی برای حفظ قدرت و اقتدار ملی داشتند را به صورت یک منظومه واحد و هم‌افزا پیوند زدند و عملیاتی کردند و برای تحقق راهبردهای چهارگانه از تاکتیک‌هائی بهره بردند و میدان را با مهارت تمام فرماندهی و مدیریت کردند.

خیلی خلاصه به 4 راهبرد ایشان اشاره می‌کنم. اولین اقدامات ایشان در میدان جنگ بود که متمرکز بر کارآمدی عملیاتی، فناوری و حفاظت از زیرساخت‌ها بود.

اولاً بعداز حمله غافلگیرانه دشمن و به شهادت رساندن تعدادی از فرماندهان درجه یک، منفعل نشدند و به صورت ضربتی با معرفی جانشینان و ابلاغ ماموریت‌های جدید، نیروهای مسلح را بازآرائی کردند و از فرسایش زمان و نیرو، جلوگیری کردند. در نتیجه بعد از چند ساعت اهداف راهبردی دشمن مورد هدف و پاسخ قاطع قرار گرفت.

ثانیاً ایشان در طول سالیان بر نقش علم و فناوری در قدرت دفاعی، با استفاده از نخبگان جوان و دانش بومی، که منجر به پیشرفت صنایع دفاعی و کسب برتری در میدان جنگ می‌شود تاکید دائمی داشتند.

ثالثاً خط قرمز ایشان حفظ و صیانت از دارایی‌های زیربنایی و توسعه‌ای کشور بود. لذا وقتی به بعض پالایشگاه‌ها تعرض کردند، پالایشگاه حیفا با دقت مورد ضربه و هدف قرار گرفت. و این حمله دو پیام داد، هم به دشمن که حمله به زیرساخت‌های ایران برایش پر هزینه خواهد بود. و هم به مردم خودمان که نیروهای مسلح می‌توانند از دارایی‌های ملی دفاع کنند.

رابعاً راهبرد ضد دسترسی و دفاع موزاییکی که سال‌ها تحت هدایت رهبری پیگیری شده بود، در این جنگ نشان داد موثر است. دارایی‌های راهبردی مثل شهرهای زیرزمینی موشکی و شبکه‌های پراکنده که از دید و دسترس دشمن دور ماند. طراحی چینش ادوات و فرماندهی و شلیک آنها به شکلی بود که با از کار افتادن بخشی از شبکه، کل سیستم متوقف نمی‌شد. لذا در آفند و پدافندهای شدید و حملاتی که انجام شد، توان موشکی ایران از کار نیفتاد.

دومین مطلب در مدیریت و فرماندهی بود. ایشان با اقدامات موثری که در وسط جنگ داشتند آرامش روانی جامعه را تنظیم کردند.

اولاً سه مرتبه با مردم مستقیماً گفتگو کردند؛ و شجاعت ملی و اعتماد به نفس ملی را تقویت کردندومردم را به داشتن زندگی عادی توصیه فرمودند. با این کار جنگ روانی دشمن را خنثی و اضطراب را از جامعه گرفتند.

ثانیاً آخر کار را همان اول اعلام کردند که ایران اهل سازش و تسلیم نیست. و همین موضع قاطع به مردم روحیه داد و به نفع ایران توازن روانی میدان نبرد را تغییر داد. هنوز هم مردم ما بر این پیمان هستند که تسلیم هیچ قدرتی نخواهند شد و تا آخرین نفر از کیان ایران اسلامی انقلابی دفاع خواهند کرد.

ثالثاً نحوه حضور در بین مردم و زمان بندی آن مثل مراسم عزاداری، پر از پیام بود و نشان می‌داد که ایشان بر مدیریت فضای روانی تسلط دارند.

رابعاً نشان دادند که در اندیشه خود بین ایران واسلام دوگانه‌ای نمی‌بینند. باید از ایران اسلامی دفاع کرد. هویتی فراگیر که همه شکاف‌های سیاسی و فرهنگی را ذیل دفاع از میهن قرار می‌دهد و سرمایه اجتماعی پرقدرتی برای بسیج همه مردم بوجود می‌آورد.

سومین راهبرد ایشان این بود که در این جنگ ترکیبی میدان و روایت را به خوبی مهندسی و هدایت کردند؛ و چهره ایران را به‌عنوان کشور مقتدری که در عین حال صلح‌طلب است نشان دادند.

اعلام کردند ایران بر اساس ماده 51 منشور ملل از خودش دفاع مشروع دارد و در عین حال پاسخ او به متجاوز پشیمان‌کننده خواهد بود. این بیان هم جامعه را برای نبردهای بعدی آماده نگه می‌داشت و هم با تبریک پیروزی به ملت ایران بلافاصله پس از توقف جنگ، با پیش‌دستی در بیان روایت اول، مانع از تحریف نتیجه جنگ توسط رسانه‌های دشمن شدند.

این هم یک راهبرد اساسی است که شما پیش دستی کنید در بیان روایت اول. همیشه روایت اول کار را به دست می‌گیرد و ایشان این کار را کرد. بلافاصله تعریف کردند و تبریک گفتند؛ که اگر دوستان یادشان باشد این تبریک خیلی از زمزمه‌ها را خنثی کرد.

چهارمین راهبرد ایشان، در کنار همه این مسائل ضمن حفاظت از منافع ملی، جایگاه ایران را در مناسبات منطقه‌ای و جهانی حفظ کرد و ایران را با داشتن توان سخت به عنوان قدرتی که مسئولیتپذیر است معرفی کرد.

اجازه ندادند که جنگ به آبراه‌های حیاتی مثل خلیج فارس و تنگه هرمز، برسد و در نتیجه اجماع‌سازی علیه ایران را برای دشمن دشوار کردند. ایران از روز اول در پاسخ دادن به دشمن، آتش خود را کنترل کرد و از جبهه‌های دیگر کمک نگرفت و بنایش بر توسعه جنگ نبود. و البته دستگاه دیپلماسی هم فعالانه مشغول بود تا بر علیه دشمن اجماع درست کند.

خلاصه اینکه در این جنگ 12 روزه رهبر معظم انقلاب سه جبهه را هم زمان مدیریت کردند؛ میدان جنگ، جامعه و روایت را؛ و این سه بسیار مهم بود. هر کدام از این‌ها اگر درست مدیریت نمی‌شد و درست راجع به آنها بیان نمی‌شد و اقدام نمی‌شد و عملیاتی نمی‌شد، ضایعه‌های غیر قابل جبرانی وارد می‌شد.

خدای تعالی بر عمر و توان سیدنا القائد تا زمان ظهور ولی الله الاعظم ارواحنا فداه بیفزاید و او را تا رسیدن به اهداف بلندش یاری بفرماید.

یکی از یاوران صدیق ایشان که تا پایان عمر صادقانه برای انقلاب و اسلام خدمت کرد فرزند اسلام و انقلاب و ایران شهید حسن تهرانی مقدم پدر موشکی ایران است. که در21 آبان سال 1390 به شهادت رسید.

او شخصیت مدیر و بلند همت و سرتا پا اخلاصی بود که شهادتش رهبر معظم انقلاب را مصیبت‌زده کرد. راجع به کمتر کسی حضرت آقا فرمودند من مصیبت زده شدم و راجع به ایشان گفت من مصیبت زده شدم. چون تا زمان شهادت به هر قولی که به حضرت آقا داده بود وفا کرده بود. خود حضرت آقا فرمود ایشان قولی نبود به من بدهد و وفا نکرده باشد؛ و آقا در تجلیل از ایشان چه اوصاف زیبائی بکار بردند. دوستان شهید هم، همه از او به بزرگی و نیکی یاد می‌کنند.

وجودش مالامال از کینه صهیونیست‌ها بود و البته با دانش و تلاش فوق العاده‌اش کاری کرد که دست جبهه مقاومت طوری پر شود که زندگی بر صهیون های پلید سخت و سیاه شود. هر موشکی که به سرزمین‌های اشغالی می‌خورد گذشته از اقتداری که تولید می‌کند، روح و ریحانی برای حاج حسن تهرانی مقدم فرستاده می‌شود.

روز آخر جنگ 12 روزه چه جهنمی برای سگ هار آمریکا درست شد. به نظر امریکائی‌ها و بخصوص رژیم سفاک و خونریز و کودک کش خوب فهمیده‌اند که اگر یک وقتی گستاخی و نادانی کنند آن روز پایانی را که چشیدند، از روز اول تعرض، سنگین‌تر و سخت‌تر خواهند چشید.

ایران فقط قدرتمند نیست؛ بلکه مقتدر است. درست است که قدرت و اقتدار از یك ریشه هستند، اما با هم فرق دارند. قدرت به قوت و توانمندى یكطرفه گفته می‌شود؛ اما اقتدار قوت دو طرفه است. اقتدار از درون یک ملت می‌جوشد اما قدرت از بیرون در اختیار کسی قرار داده می‌شود. بسیارى از حكومت‌ها، قدرتمند هستند اما مقتدر نیستند. مثلاً كشوری، اقتصاد قوی و یا ارتش قدرتمند و مجهزی دارد، اما مقتدر نیست؛ چون هرچه دارد از دیگران و از بیرون است، مثل ارتش بعض کشورها که می‌دانید حتی ارتش ایران در زمان پهلوى قوی بود ولی اقتدار نداشت. حتماً باید با اجازه مستشاران کار می‌کردند و اجازه ساخت و ساز نداشتند.

امروز ایران انقلابی مقتدر است؛ و فرقش با خیلی از کشورها در همین درونجوش بودنش است. حضرت آقا در نوبت‌های مختلف برای اقتدار کشور و ملت عناصری را به عنوان ارکان اقتدار نام بردند، مثل: «ایمان و معرفت دینى»، «قدرت علمى»، «اقتصاد مقاوم»، «حفظ عزت ملى»، «قدرت دفاعى»، «استحكام و ثبات اقتصادى» و «توانایى و قوام فرهنگى» بعد وظیفه مردم و مسؤولان و دانشگاهیان و حوزویان و روشنفكران و فعالان سیاسى و فرهنگى را در حفظ و تقویت این اقتدار، بسیار مهم دانستند.

با توجه به دیدگاه حضرت آقا از اقتدار ملى به‌عنوان یك قدرت متكى بر ایمان و عقلانیت و محاسبات دقیق در عرصه‌هاى علمى و فرهنگى و اقتصادى و دفاعى، حالا مى‌توانیم بفهمیم که چرا ایشان با شهادت حسن تهرانی مقدم مصیبت زده شدند.

نباید فراموش کنیم كه اقتدار برآمده از قوت دفاعى امروز ما ثمره علم و ایمان و اخلاص و فداکاری و روحیه جهادى سردارانی بزرگ چون تهرانى مقدم است. سردار شهید حاجی زاده تعریف می‌کند: «حسن در رعایت اخلاق سرآمد بود؛ و این برخورد خوش با اطرافیان به گونه‌اى بود كه هركس با حسن آشنا مى‌شد فكر مى كرد بهترین و صمیمى‌ترین دوست اوست. اینقدر با دیگران صمیمى مى‌شد كه همه او را با نام كوچك صدا می‌كردند و این روحیه را از همان سال‌هاى ابتدایى دفاع مقدس داشت. باید توجه داشته باشیم كه این رفتار خاكى و صمیمانه از طرف كسى بود كه اگر بخواهیم به‌لحاظ موقعیت جایگاهى و فرماندهى، رده او را بدانیم باید بگویم حسن در سطح فرماندهان طراز اول جنگ مثل شهیدان خرازى، همت، باقرى و كاظمى بود… سربازانش را با اسم كوچك صدا مى‌كرد و من در مراسم تشییع او بسیارى از دوستان قدیمم را دیدم كه بواسطه حسن آمده بودند. یكى از این دوستان، راننده پایه یكى بود كه در ایام دفاع مقدس، نیروى حسن بود و ما بعد از بیست و چهار سال او را مى‌دیدم. یكى دیگر مى‌گفت من در مرز افغانستان بودم كه خبر شهادت حسن را شنیدم و آمدم. بسیارى از این دوستان حتى از سپاه هم رفته بودند اما علاقه به حسن، آن‌ها را در یك نقطه جمع كرده بود».

لذا جایگاه شهدای اقتدار در بین شهدای انقلاب ویژه است. آنها در مقابل قدرت سخت دشمن بازدارندگى مؤثر ایجاد كردند. نقش بزرگی داشتند. حضرت آقا فرمود: اقتدار این است كه یك ملّتى از درون بجوشد؛ هم علم را، هم نظامی‌گرى را، هم سازندگى را، هم پیشرفت را، هم عزّت بین‌المللى را براى خود كسب كند. این‌ها مؤلّفه‌هاى اقتدار ملّت ایران است.

تذکری را عرض می‌کنم و آن این است که عزیزانی که اقدام می‌کنند به مطالبه‌گری و یا مبارزه با فساد و جلوگیری از بعضی لغزش‌هایی که در جامعه وجود دارد، باید خیلی مواظب باشند که در این کار مثبت و مبارکی که دارند انجام می‌دهند خودشان دچار یک انحراف و بدی نشوند و مبتلا به گزش نشوند. در فضای مجازی مثلاً بخواهد یک مطلبی را بیان کند آن وقت نام افراد را می‌برد؛ افرادی که هنوز جرمشان قطعی نیست و حکمی درباره آنها گفته نشده -داخل استان را دارم عرض می‌کنم- بعد یک دفعه اسمشان با خلافی که مرتکب شده برده می‌شود.

مطالبه‌گری را باید انجام داد و جلوی مفاسد را باید گرفت؛ هر کسی هر تخلفی دارد باید به او تذکر داده شود. دستگاه‌های امنیتی و دستگاه‌های قضایی باید با دقت و صلابت و محکم وارد شوند؛ اما نمی‌شود با یک خلافی خلاف دیگر را پاک کرد و جبران کرد. مواظب این نکته باشیم. کار خیری را که انجام می‌دهیم با کارهای ناخیر خرابش نکنیم.

این موارد بعضی وقت‌ها خودش هم جرم است؛ یعنی دستگاه قضا می‌تواند ورود کند برای صیانت از آبروی افراد. آبروی افراد مهم است. در بحث‌های قضایی هست که حتی اگر کسی محکوم هم شد و دارند می‌برند اعدامش کنند، انسان اجازه ندارد که هتاکی کند و بی‌حرمتی کند و ناسزا بگوید یا او را بزند. باید مواظب بود خدای نکرده در فضای مجازی حالا هنوز چیزی هم ثابت نشده امثال این کارها صورت نگیرد. بعضی وقت‌ها حرف‌هایی که زده می‌شود در همان فضا دستگاه قضا می‌تواند برای صیانت افراد ورود کند و جلوی این گفته‌ها را بگیرد.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾