متن کامل خطبه نماز جمعه 07/01/1405
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
ای اهل ایمان خودم و همه شما را به رعایت تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا دینشناس هستند و در فهم بیشتر دین تلاش میکنند. مولا امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در نامه سی و یکم که به فرزند گرامی خودشان مرقوم فرمودند توصیه دارند «وتفقه فی الدین» شناخت خود را در دین به کمال برسان؛ «وعود نفسک التصبر علی المکروه» خودت را برای استقامت در برابر مشکلات عادت بده. «و نعم الخلق التصبر فی الحق» شکیبایی در راه حق عادتی پسندیده است.
اولین توصیه امیرالمؤمنین شناخت دقیق، فهم درست و دقیق از دین است. اصول و فروع دین را درست بررسی کن و بفهم. البته در جمیع جهات آسان نیست؛ احتیاج به صبوری، استقامت و تعلیم دارد.
نکتهای که باید به آن توجه بدهم این است که وقتی در قرآن کریم و در روایات «تفقه» میآید منظور این نیست که شخص باید مجتهد شود؛ همین اجتهاد اصطلاحی، فقه اصطلاحی که باید حلال و حرام خدا و احکام الهی را یاد بگیرد و کسی که یاد گرفت به او میگویند مجتهد و فقیه. نه؛ منظور از تفقه اینجا یادگیری عمیق و آگاهی دقیق در معارف دین و شناخت معارف الهیه است. مثلاً در بعضی عبارات دارد تفقه در قرآن که یعنی مثلاً پانصد آیه قرآن راجع به مسائل فقهی حلال حرام است اینها را یاد بگیرد فقیه اصطلاحی میشود؛ ولی در مسائل دیگر دین چطور؟ نه اینطور نیست.
پس تفقهی که گفته شده منظور این است که معارف الهی، همه مسائل دین، روایات و آیات و اخلاق و احکام و عقاید، همه اینها را درست بفهم. کسی که درست فهمید در او اثر میگذارد. فقیه در دین کسی است که این معارف در او اثر گذاشته باشد، حلال و حرام برایش مهم و جدی شده باشد، از جهنم بترسد و بتواند دیگران را هم برساند.
نتیجه فهم از دین در کلام امیرالمؤمنین که به فرزندشان میفرماید در دین تفقه کن، باید ترس از خدا باشد؛ یعنی از خدا بترس. باید اهل انذار شد، باید از خشیت الهی بهرهمند شد تا نجات از عذاب الهی و سعادتمندی انسان بیشتر شود.
بعد فرمود اهل تصبر باش. یعنی با تمرین کردن خودت را صبور کن. اگر ملکه صبر برای کسی حاصل شد آن شخص صبور است. اگر خیلی پیشرفت کرده باشد در صبر، صبّار است که در قرآن به آن اشاره شده؛ اما تصبر یعنی تمرین صبوری کردن؛ تمرین کن که اگر صبر نداری صبور شوی. هنوز ملکه برای طرف به دست نیامده؛ هنوز ملکه صبر را ندارد؛ تازه میخواهد با مشکلات مواجه شود؛ پس باید تمرین کند و خودش را به صبر بزند تا بعد بهراحتی بتواند صبوری کند. انسان تا اهل صبر نباشد نمیتواند تکالیفش را درست انجام بدهد.
بحث صبر و اقسامی که دارد و نتایج صبر و مقدماتش و مؤخراتش و مقارناتش بحثهایی است که مفصل است. آنقدر مهم است که رسول خدا فرمودند: صبر نصف ایمان است. «الصبر نصف الایمان» یا در بعضی از روایات دارد به اینکه امام صادق فرمودند «الصبر راس الایمان» سر ایمان صبر است. اگر ایمان هیکلی داشته باشد سرش صبر است.
شیعه علی بن ابیطالب باید اهل تحمل سختیها باشد؛ و این توان و این ملکه یکمرتبه به دست نمیآید؛ با ممارست و تمرین به دست میآید. چهلوهفت سال تمرین باعث شده که شما امروز اینگونه وسط میدان هستید و اگر روز اول میخواست چنین مسائلی پیش بیاید کسی تحمل نمیکرد. چهلوهفت سال صبوری پشتش است.
انسان با تمرین میتواند این ملکات را به دست بیاورد. اگر میخواهید حرام مرتکب نشوید باید تمرین کنید که نزدیک بعضی مکروهات نشوید. اگر با تمرین نزدیک مکروه نشدید بعد حرام را هم بهراحتی انسان ترک میکند. از مشتبهات باید انسان فاصله بگیرد که اگر این تمرینات شد بهراحتی میتواند کارهای بزرگتر را هم انجام بدهد.
بعد حضرت فرمودند: شکیبایی در راه حق عادتی پسندیده است؛ که معنایش معلوم است چون نتیجه بسیار سعادت آفرینی دارد. گاهی اتفاقی پیش میآید که انسان با صبر آن مشکل را میتواند حل کند. بااینکه اصل کار حق است و تحمل در برابر باطل سخت است اما این سختی قابلتحمل است. به هر جهت باید تمرین کرد که در سختیهای بزرگتر تحمل بیشتری داشته باشیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی را در این روز میمون و مبارک -روز جمعه و عید اهل ایمان- به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا به روزی مقسوم الهی راضی هستند؛ آن روزیای که خدا تقسیم کرده است.
امیرالمؤمنین در حکمت سیصد و هفتادونه فرمودند: «یابن آدم الرزق رزقان» فرزند آدم روزی خدا دو گونه است: «رزق تطلبه» روزی که او را طلب میکنی؛ دنبالش میروی «و رزق یطلبک» و روزی که او تو را دنبال میکند. یک روزی را شما میروی به دنبالش، کار میکنی تا به دست بیاوری و یک روزی به دنبال تو میگردد که بیاید در جیب تو. «فان لم تأته اتاک» این روزی دوم اگر به سراغش نروی به سمت تو خواهد آمد.
این کلام به صورتهای دیگر هم بیان شده است. امام میخواهد به این وسیله روحیه حرص و عدم قناعت را از مخاطب خودش بگیرد. این روایت ادامه دارد. نکات دیگری در آن هست. یک بخشش این است که آن چیزی که روزی توست هیچکس نمیتواند آن را به دست بیاورد. نمیتواند مانع شود؛ و چیره شوندهای بر تو چیره نمیشود. هر چیزی که برای تو مقدر شده باشد بدون کموکاست به تو میرسد؛ یعنی اهل حرص و طمع و اینها نباش. قناعت داشته باش. خدای تعالی روحیه قناعت را در همه ما مستقر کند.
قبل از اینکه وارد بحث شوم بهعنوان مقدمه چند آیه میخواهم بخوانم بعد یک بحثی را میخواهم مطرح کنم انشاءالله مثل همیشه با دقت توجه دارید.
قرآن کریم هدف اصلی دشمنان دین را طبق آیه سیودو سوره مبارکه توبه اینطور بیان میکند که اینها میخواهند دین را از بین ببرند «يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» همواره دنبال این هستند که دین را از بین ببرند؛ اما خدای تعالی مانع است.
در آیه یکصد و نه از سوره مبارکه بقره به تلاش گستردهای که میکنند تا دین از بین برود اشاره میکند؛ میفرماید: بسیاری از یهود و نصارا در تلاش شبانهروزی هستند تا مسلمانان را کافر کنند «وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا…» تلاش شبانهروزی میکنند که این کار را بکنند.
اما اراده خدا چیست؟ در آیه سیوسه از سوره مبارکه توبه آمده است که دین جهانی شود؛ و بر همه ادیان پیروز شود؛ «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» خدا ارادهاش این است «لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ».
تحقق این وعده الهی بر اساس سنت الهی چگونه است؟ چگونه این دین سلطه و گسترش پیدا میکند؟ چگونه بر همه ادیان اشراف پیدا میکند؟ بهوسیله حضور مردم در صحنههای مختلف، بهخصوص صحنه نبرد؛ یعنی آن چیزی که از مجموعه معارف اسلامی به دست میآید این است که دین رایگان و مجانی و بدون مجاهدت پیروز نمیشود؛ مگر از طریق معجزه و امداد غیبی و امثال اینها بساط شرک و کفر برچیده شود که این هم به صریح قرآن انجام نمیشود؛ یعنی خدای تعالی هرگز با امداد غیبی دین را مستقر نکرده است.
سنت خدای تعالی امتحان و تکامل انسانهاست. در آیه چهارم از سوره مبارکه محمد صلیالله علیه و آله فرمود: اگر خدا میخواست بدون فرمان جنگ از آنها انتقام میگرفت ولی به جنگ فرمان داده. چرا؟ تا برخی از شما بهوسیله برخی دیگر مورد آزمایش قرار بگیرند «وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَكِنْ لِيَبْلُوَ بَعْضَكُمْ بِبَعْضٍ» بعضیها را با بعضی امتحان کرد تا ببیند بالاخره چند مرده حلاجاند (به قول شماها). بعد فرمود: «وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَنْ يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ» کسانی که در راه خدا به شهادت رسیدند هرگز اعمالشان را باطل نمیکند. خب معلوم میشود که مرحله امتحان است.
لذا اراده خدا بر این است که بیگانگان به دست مردان الهی نابود شوند؛ و دین یاری شود. آیه دویست و پنجاهویک سوره مبارکه بقره به همین مطلب اشاره دارد که توسط مردان الهی دین پیروز میشود. البته همیشه قیام مردم و اراده مردم را خداوند نصرت کرده؛ یعنی وقتی مردم قیام کردند نصرت خدا خواهد آمد. «وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ» آیه چهلم سوره حج که -خدای تعالی با اولیای خودش محشور کند- امام شهید ما زیاد این آیه را میخواند.
پس حاکمیت دین حق و برقراری نظام اسلامی با حضور مردم و اتحاد آنها بر محور حق انجام میپذیرد. اگر مردم دین را پذیرفتند و از حاکم اسلامی تبعیت کردند دین خدا در جامعه محقق میشود؛ و این افراد اگرچه کم هم باشند خداوند نصرت خودش را به آنها میرساند؛ و تمام معادلات نظامی و سیاسی را هم به هم میزند. در آیه دویست چهلونه سوره بقره فرمود «كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً» این جمعیت کم که غلبه پیدا میکنند به خاطر این است که مردم دین را پذیرفتند و تبعیت از امامشان را پذیرفتند و جانانه وارد میدان شدند؛ ولو تعدادشان کم است خدا معادلات را اینجا به هم میزند.
شما باید به سیره انبیا نگاه کنید، زندگی انبیا الهی را نگاه کنید همگی با یک عده خاصی قیام کردند؛ عده کم و هیچ امکان مادی هم نداشتند؛ در مقابل هم دشمن تادندانمسلح بود که از همه امکانات مادی عِده و عُده برخوردار بود؛ اما همین عده کم بر آنها غلبه پیدا کردند. جنگ بدر را ببینید هیچ نداشتند؛ یکی دوتا اسب و چند تا شمشیر شکسته بود؛ اما غلبه پیدا کردند و پیروز شدند.
دوستانی که دنبال میکنند آیات چهل و هشتادویک سوره مبارکه قصص و آیه هفت سوره مبارکه حاقه را بهعنوانمثال و نمونه برای این بحث دنبال کنید.
خلاصه اینکه اگر مردم درصحنه نبودند حتی رهبران الهی، حتی پیغمبران خدا و اولیا هم موفق نمیشدند ولی همان عده کم باید در کنار پیغمبر باشد، در کنار امام باشد. زندگی امیرالمؤمنین را مطالعه کردید؛ نهجالبلاغه را مکرر مطالعه کنید؛ ببینید امیرالمؤمنین راجع به رابطه مردم با حکومت و رابطه مردم با حاکم و رابطه حاکم با مردم و نقشی که مردم در جامعه دارند و میتوانند ادارهکننده مسائل جامعه باشند چه مطالبی فرمودند. من برای همین بحث داشتم مرور میکردم دیدم شاید بعد از مسئله تقوا که امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه مفصل به آن پرداخته مسئله مردم شاید از تقوا هم بیشتر باشد.
خیلی حضرت پر گفتگو است دربارهی مردم در نهجالبلاغه؛ چون در پیشبرد اهداف الهی نقش مردم بیبدیل است؛ و آنجایی که مردم کمک نکردند ببینید چه مصیبتهایی درست شده است. یک نمونه عرض کنم. امیرالمؤمنین محمد بن ابی بکر را فرستاده بودند به مصر؛ چه جریاناتی پیش آمد و او را کشتند و در پوست حمار قرار دادند و کنار رود نیل آتش زدند و به شهادت رساندند بماند که چه شیطنتهایی شد؛ حضرت آنجا در نامه سی و پنجم میفرماید: این نامه درد دل است ولی نقش مردم را دارد بیان میکند.
میفرماید من مردم را به ملحق شدن به او و کمک کردن به او قبل از این حادثه بارها امر کردم؛ تشویق و تحریص کردم و در آشکار و نهان و از آغاز تا پایان آنها را برای حرکت به سمت او فراخواندم ولی گروهی با کراهت آمدند، گروهی بهدروغ بیماری را بهانه کردند، گروه دیگر به بهانههای دیگر متوسل شدند و عدهای هم بهصراحت و رسماً گفتند ما به جهاد نمیآییم. خیلی عجیب است؛ یعنی یاری نکردند امام را؛ و آن اتفاق در مصر افتاد.
بعد طبری مینویسد که امام محلهای را در کوفه مشخص کرد و فرمان داد که فردا مثلاً بین صبح تا ظهر همه آنجا باشند که بالاخره بریم کمک محمد بن ابی بکر؛ برویم به والی مصر کمک کنیم. حضرت از صبح تا ظهر آنجا ایستاد یک نفر نیامد. نقش مردم اینطور است. مصر ساقط شد.
در موارد فراوانی حضرت از عدم همراهی مردم شکایت کرده است که چه آثار بدی داشته. البته در موارد فراوانی هم از همراهی آنها تشکر کرده. خطبه صد و هجدهم رو نگاه بکنید که چقدر تعریف میکند از کسانی که همراه امام بودند.
پس در فرهنگ دینی در قرآن و روایات ما نقش مردم در اداره جامعه نقش اساسی است. یکی از جلوههای مهم حضور مردم که بهعنوان یومالله در تقویم مناسبتهای تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شده دوازده فروردین سال یک هزار و سیصد و پنجاهوهشت که مردم بصیر و غیور ایران با شرکت و مشارکت و حضور در سرنوشت خودشان با بیش از نودوهشت درصد، نودوهشت دودهم، علیرغم میل بعضی گروهها و جناحها و جریانات سیاسی، به جمهوری اسلامی و مردمسالاری دینی رأی دادند؛ و نظام سیاسی ادارهکننده جامعه و کشور را برای خودشان انتخاب کردند و از همان روز دندان طمع دشمنان ایران را کندند؛ اگرچه دشمنی آنها تمام نشد و دشمنیهایشان آغاز شد یا ادامه پیدا کرد.
امامین انقلاب راجع به اهمیت این روز نکات فراوانی گفتند. بحث اصلی من هم همین است. حضرت امام از همان اول انقلاب بر جمهوری اسلامی اصرار داشت و با کمک مردم در مقابل انحراف محکم ایستاد؛ و ادامه مسیر هم بدون انحراف از اصول و ارزشها توسط خلف صالح و شهید او با همراهی مردم ادامه پیدا کرد تا امروز.
در نگاه امام شهید، دوازدهم فروردین نهفقط یک عید ملی بلکه عید اسلامی جهانی و یک روز تاریخی برای بشریت است. نکاتی را حضرت آقا فرموده بودند که بخواهم اشاره کنم مفصل است؛ لذا روز دوازدهم فروردین روز بزرگی است. روزی است که سلطه شیطانی مثل آمریکا از ایران برچیده شد؛ و یاد آمریکا و اسم آمریکا که میآید مرگ بر آمریکا یادمان میافتد.
آمریکاییها و امثال اینها شناخت صحیحی از جمهوری اسلامی که یک نظام مردم پایه است و صدر و ساقه و ریشه به مردم بستگی دارد را نمیفهمند. فکر میکنند مثل رژیمهای خودکامه و دستنشانده و دیکتاتوری است که وقتی رئیس رفت همه چیز تمام میشود؛ مثل رژیم منحوس شاه که مردم نقشی نداشتند؛ کسی او را آورد و کسی دیگر هم او را برد و یک کسی دیگر هم دیگری را جای او گذاشت.
خیال کردند که با به شهادت رساندن رهبر انقلاب کل نظام اسلامی به هم میریزد؛ ولی اینطور نیست. رئیسجمهور آمریکا از روی نادانی و نفهمی میگوید رژیم تغییر کرد است چون رهبر و سران و فرماندهانش را زدیم. نمیداند که اصلاً این سیستم و این روش حکومت اسلامی مردم پایه است.
در دوازده فروردین یک اتفاق مهم جلوه کرد که در تاریخ انقلابهای دنیا نظیر ندارد. شاید من قبلاً به مناسبت اشاره کرده باشم که مثلاً انقلاب فرانسه و روسیه را بهعنوان انقلابهای مردمی میدانند که مردم میدانستند این حکومت رو نمیخواهند اما چه میخواهند را نمیدانستند.
در انقلاب فرانسه مردم علیه حکومت ظالم قیام کردند و ساقطش کردند؛ اما بعد از سقوط رژیم چون نمیدانستند چه باید بخواهند خیلی زود گرفتار دیکتاتوری به نام ناپلئون شدند و گرفتاریشان برگشت. در روسیه هم میدانستند باید جای تزارها کمونیستها حکومت کنند اما چون مردم را از صحنه کنار گذاشتند، حزبها آمدند جلو بلشویکها و منشویکها به جان هم افتادند و دهها هزار آدم کشته شد و از آن لنین و استالین آمدند جلو و حاکم شدند و چه بلایی سر آن منطقه آوردند.
اما در ایران مردم و نقش مردم و خواست مردم مهمترین عنصر بود؛ و تا امروز همین بوده. بلافاصله به دستور امام همهپرسی برگزار شد. امام با برگزاری انتخابات جمهوری اسلامی را یک مرحله به جلو برد. خوب دقت کنید! علاوه بر اینکه سرنگونی و براندازی نظام طاغوتی را به مردم سپرد که مردم خودشان وارد صحنه شدند و دیکتاتوری دو هزار و پانصدساله را ساقط کردند؛ بعد تعیین حکومت جدید را هم به مردم سپرد.
دوستانی که آن زمان را یادشان هست خوب به خاطر شریف دارند که آنقدر امام در دل مردم جا داشت که هرچه میگفت انجام میشد. خیلی مردم به امام اعتقاد خاصی داشتند. میتوانست با اتکا به این اعتماد حکومت اسلامی را اعلام بکند؛ کسی هم مخالفت نمیکرد اما چون باور او به مردم از بن جان بود، او از قرآن و روایات این را خوب یاد گرفته بود که مردم باید وسط میدان باشند و خودشان باید انتخاب بکنند و الا کاری پیش نمیرود، لذا امام راحل عزیز ما به همراه مردم، دوازده فروردین را خلق کرد و آینده انقلاب را تضمین کرد. دوازده فروردین ریلگذاری درست حضرت امام بود برای حفظ و صیانت از جمهوریت و اسلامیت نظام؛ و قطعاً اگر امام این تدبیر را نمیکرد مسیر انقلاب در همان سالهای اولیه منحرف میشد.
رهبر شهید عزیز ما فرمود: ایران یکسره در دست آمریکا بود. همهی اجزای اصلی کشور به ارادهی آمریکاییها حرکت میکرد. امام آمد بهوسیله مردم آمریکا را از این مملکت بیرون کرد. بهوسیله مردم! لذا باید هم دشمن ملت ایران باشند. دشمن ملت ما هستند و این دشمنی را رها نمیکنند. میبینید این روزها هم که چگونه دشمنی میکنند.
در اندیشه امامین انقلاب مردم و نقش مردم نگاهی دینی و نورانی است؛ و خدا را شاکریم که در ادامه این سلسله، رهبر عزیزمان در همین مسیر مردمباوری و تکیه بر مردم و مردمسالاری دینی طی طریق میکند. در این دو پیامی که داشتند خوب توجه کنید که چگونه قائل به نقش مردم هستند؛ همانطور که پدر شهیدشان فرمودند که حضور مردم هیچ جایگزین دیگری ندارد.
و ما در این شبها با همه وجود حس میکنیم که چگونه مردم با حضورشان قوت قلب مدافعان کشور هستند تا بتوانند این مدافعان با متجاوزان آمریکایی و صهیونیستی بجنگند؛ و همین وحدت بین مردم و خیابان و نیروهای مسلح راز پیروزی ایران است. غیر از حضور یکپارچه مردم چه عاملی میتوانست جلوی همهی این فتنههایی که لااقل در این یک سال اخیر بر ما وارد شده است را بگیرد.
نشانههای تحقق مردمسالاری دینی مفصل است. در هفت بخش یادداشت کردم که در یک فرصت دیگری خواهم گفت. دنیا متأسفانه با یک موجود دروغگوی روانپریش مواجه است. روزنامههای خودشان بهطور روزانه یا هفتگی دروغهای او را نشر میدهند. از شدت استیصالی که در مواجهه با ایران پیدا کرده است در یک روز چندین دروغ میگوید؛ و حرفهای بیربط میزند.
من معمولاً در خطبه شوخی نمیکنم؛ اما این را در فضای مجازی دیدم حالا دیگر راست و دروغش را نمیدانم؛ نوشته بود که او گفته «مردم ایران دوست دارند من بیایم رهبرشان شوم من قبول نکردم» این را گفتم که امروز بخندید. «ترامپ» میشود خلاصه «تبهکاری» و «رذالت» و «آدمخواری» و «مکاری» و «پلیدی».
نکته دیگر اینکه آمریکا کاری کرد تا دنیا بفهمد ایران چقدر در طول این سالها جوانمردانه عمل کرده و بدون هیچ چشمداشتی تنگه را امن نگه داشته است تا تجارت جهانی به هم نخورد؛ و آبونانشان به راه باشد؛ اما قطعاً از این به بعد طبق گفته مسئولین اجازه استفاده از این تنگه به هیچ دشمنی داده نخواهد شد.
البته این را هم بدانید در این جنگ هرکس تابآوری بیشتری داشته باشد پیروز میدان خواهد بود؛ و لذا نباید از طولانی شدن جنگ خسته شد. این طولانی شدن از جهات مختلف به نفع ایران است؛ البته مردم ما بهخوبی متوجه خسارات و تبعات ناشی از جنگ هستند. اگر طولانی شود با علم و بصیرت و صبوری که مردم دارند این را میدانند که به اذن الهی بازنده این جنگ -که همینالان هم باخته- آمریکا و اسرائیل هستند. جنگ زمینی را هم قطعاً و قطعاً اگر وارد شوند در یک باتلاقی فرو خواهند رفت؛ که بحث خودش را دارد. در چند بخش باید به او پرداخت که چرا به نفع آنها نخواهد بود.
حرف از مذاکره با پیششرطهایی که شنیده میشود که نامفهوم است و قابل تفسیرهای مختلف است که در بعضی جاها هم توسعه داده میشود، موردقبول نیست. کلام ما همان کلام رهبر معظم انقلاب و مسئولین رسمی است که معلوم است چه میگویند و چه میخواهند؛ که خواسته مردم عزیز ما هم هست که در این شبها با زبان رسا از دهه نودیها تا دهه چهل و سی و بیست و همه کسانی که در میدان هستند همین حرف را میزنند که باید آمریکا کاملاً از این منطقه خارج شود و باید بازدارندگی لازم به وجود بیاید. نباید بهصورت جنگ، صلح، جنگ کار را ادامه داد.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾