۱۴۰۵/۰۶/۲۱

سردبیر

حفظ کیان کشور و تمرکز بر مسائل اصلی، وظیفه همه ما در مقابل دوقطبی‌‌سازی است

متن کامل خطبه نماز جمعه 20/06/1405

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا به خدای تعالی خوش‌گمان هستند و یقین دارند که خواسته‌های آن‌ها را اجابت می‌کند. عرض کردم امیرالمؤمنین همه ما را تشویق به دعا و درخواست از خدای تعالی کردند. آخرین مطلبی که هفته گذشته مطرح کردیم این بود که چرا ما دعا می‌کنیم، اما این دعا به اجابت نمی‌رسد یا دیر به اجابت می‌رسد؟ ریشه این تأخیر کجاست؟

امیرالمؤمنین در ادامه توصیه‌هایی که به فرزند گرامی‌شان، امام مجتبی علیه‌السلام دارند، اینجا مسئله را، بخشی از آن را، روشن کردند. فرمودند: «رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإِجَابَةُ لِيَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ». گاهی در اجابت دعای شخص داعی تأخیر می‌افتد تا پاداش او بیشتر بشود.

این بحث را یک مقداری بیشتر توجه بکنید. البته قبل از این قسمت از بیانشان فرمودند: «فَلَا یَقْنَطَنَّکَ إِبْطَاءُ إِجَابَتِهِ فَإِنَّ الْعَطِیَّةَ عَلَى قَدْرِ النِّیَّةِ». هرگز از تأخیر اجابت ناامید نباش؛ چرا؟ زیرا بخشش الهی به اندازه نیت است.

حضرت اینجا تذکر می‌دهند که در دعا اصرار کنید. ببینید، ما در بعضی از روایات داریم اصرار بر دعا نداشته باشید. آن اصرار به معنای پافشاری بیش از اندازه‌ای که مذموم است و خوب هم نیست؛ آنجا آن اصرار خوب نیست. اما اصرار، یک بار، دو بار، سه بار؛ اگر خواسته‌ای داشتید، زود رها نکنید. بدانید اینکه دیر اجابت می‌شود، در مسیر حکمت الهی است. ناامید از خواستن نباشید. خود خواستن نوعی دعا کردن است، نوعی از رحمت الهی است که خدای تعالی می‌خواهد شما تکرار کنید.

پس یک علت تأخیر در دعا، ثواب بیشتر و رحمت بیشتر است که از خدا خواستند؛ این رحمت را نصیب انسان می‌کند، فارغ از خود خواسته. حالا خود خواسته‌تان چیست، آن سر جایش. همین که می‌خواهید، خودش رحمت است. خاصیت درخواست از خدا، قرب به خداست. اینکه دست به دعا برمی‌دارید، هرچه قرب بیشتر باشد، انسان از رحمت بیشتری بهره می‌برد.

به علاوه، مکرر عرض شد دعا خودش عبادت است و همین که شروع می‌کنیم به خواستن و دعا کردن، مشغول عبادت شدیم. و همین درخواست و دست به دعا برداشتن، اعتراف عملی به عبد بودن خودمان و رب بودن خدای تعالی است.

شما وقتی به درگاه الهی می‌رسید، دارید در مقام عمل اعلام می‌کنید: خدایا، تو رب مایی؛ ما بنده توییم، عبد توییم. خدایا، تو مولای منی، من بنده توام. این عبادت است و عبادت قرب‌آور است؛ انسان را به خدا نزدیک می‌کند.

همین که به پیشگاه خدای تعالی عرض حاجتی می‌کنیم، موجب قرب و ثواب دارد، فارغ از خود خواسته. عرض می‌کنم اصل خواسته که چه می‌خواهید، آن سر جایش؛ اما خود این عرض حاجت عبادت است، خود این عرض حاجت ثواب دارد، خود این عرض حاجت انسان را به خدا نزدیک می‌کند. و وقتی خواسته هم عنایت بشود، آن چیزی که از خدا خواستیم به ما عنایت بشود، خب، این مشمول رحمت مضاعف الهی شدیم، اجر بیشتری شامل حال ما شده.

این‌ها که عرض می‌کنم، نمونه است که چرا تأخیر می‌شود در اجابت. چون گاهی بلافاصله اجابت شدن خواسته، موجب به وجود آمدن مشکلاتی برای شخص است که ما نمی‌دانیم وضعیت‌مان چگونه است. بنابراین خدای حکیم اجابت را به تأخیر می‌اندازد. می‌گوید الان بهش بدهم، گرفتار می‌شود. تأخیر می‌اندازد تا زمان مقتضی فراهم بشود.

مثلاً گاهی شخص خواسته‌ای دارد. خدای تعالی خالق اوست، مصالح و مفاسد شخص را می‌داند؛ می‌داند که این خواسته به مصلحت او نیست. لذا خواسته او را تبدیل می‌کند. این هم یک علت دیگر است؛ یعنی تبدیل می‌کند به آن چیزی که مصلحت اوست و او را به آن می‌رساند و به او می‌دهد.

مثلاً شما از خدای تعالی فلان مال را می‌خواهید، یک خواسته‌ای دارید، یک چیزی می‌خواهید، مالی می‌خواهید. یک کسی همسر می‌خواهد، یک کسی مثلاً ملکی می‌خواهد. دعا هم می‌کند، اصرار هم می‌کند، از خدا اجابت نمی‌شود؛ ولی بعد یک مال دیگری در اختیارش قرار می‌گیرد. آن همسری که در ذهنش بود نصیبش نمی‌شود، ملکی که در نظرش بود نمی‌شود، یک ملک دیگری می‌شود. بعد از مدت‌ها می‌بیند که چقدر خوب شد که آن قبلی نشد، چه خوب شد که آن مال در اختیارش قرار نگرفت، و این علت تأخیر را آنجا انسان می‌فهمد.

عرض می‌کنم، این‌ها مثال است. خداوند خیر بنده‌اش را می‌خواهد. ما جاهل به امورات خودمان هستیم؛ او مصالح ما، مفاسد ما را تشخیص می‌دهد. پس می‌بینید هر کدام از این تأخیرها یک حکمتی درش هست.

بعضی از روایات در این باب هم وارد شده. من حالا نمی‌خواهم از نهج‌البلاغه خارج شوم و از جای دیگر روایت برای شما عرض بکنم، اما فراوان در این باب هست که چرا تأخیر می‌افتد.

مثلاً در روایت دارد امام صادق علیه‌السلام فرمودند: وقتی مؤمن دعا می‌کند، خدای تعالی به ملائکه می‌فرماید: دعای او را مستجاب کردم، اما آن را نگه دارید، عطا نکنید؛ چون دوست دارم صدای بنده مؤمنم را بشنوم. بذارید دوباره بخوابید، فعلاً بهش ندید. یک بخشی از این روایت بود، عرض کردم.

این را بدانید، گاهی افراد با اصرار زیاد، نذر و دعای فراوان، از خدا چیزی می‌خواهند. خدا هم اعطا می‌کند، بعد پشیمان می‌شوند، می‌گویند ای کاش اصرار نمی‌کردیم، ای کاش نمی‌خواستیم. بعد هم معترض می‌شوند: خدا که می‌دانست، چرا داد؟ نمی‌داد. اتفاقاً آنجا دارد اگر خدای تعالی الحاح و تضرع فراوان شخص را ببیند، بعد به او اعطا نکند، چون احتمال این هست که شخص نسبت به خدا بدگمان شود و ایمانش را از دست بدهد، می‌گوید: بدهید. حالا دارد درخواست می‌کند، ولی پشیمان خواهد شد. خلاصه، حالات افراد مختلف است و این مطالب که عرض می‌کنم کلیات است. نمونه‌های فراوانی دارد که حالا من ازش عبور می‌کنم.

خدای تعالی هر آن چیزی که برای بنده‌اش لازم هست را می‌داند. حاجات او را تا جایی که به دینش و ایمانش ضرر وارد نشود، برآورده می‌کند. لذا امیرالمؤمنین علیه‌السلام به همین نکته اشاره فرمودند که: «رُبَّمَا أُخِّرَتْ عَنْكَ الْإِجَابَةُ لِيَكُونَ ذَلِكَ أَعْظَمَ لِأَجْرِ السَّائِلِ». گاهی در اجابت دعا تأخیر می‌شود تا پاداش درخواست‌کننده بیشتر بشود.

«وَ أَجْزَلَ لِعَطَاءِ الْآمِلِ»؛ جزای آن آرزومند، آن درخواست‌کننده، کامل‌تر بشود، پاداش بیشتری ببرد.

« وَ رُبَّمَا سَأَلْتَ الشَّيْ‏ءَ فَلَا [تُعْطَاهُ‏] تُؤْتَاهُ وَ أُوتِيتَ خَيْراً مِنْهُ عَاجِلًا أَوْ آجِلًا أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَكَ»؛ گاهی درخواست می‌کنی، اما پاسخ داده نمی‌شود و بهتر از آنچه خواستی، به‌زودی یا در وقتش،به تو خواهد بخشید. یا به جهت اعطای بهتر از آنچه خواستی، دعا به اجابت نمی‌رسد.

«فَلَرُبَّ أَمْرٍ قَدْ طَلَبْتَهُ فِيهِ هَلَاكُ دِينِكَ لَوْ أُوتِيتَهُ»؛ گاهی چه‌بسا خواسته‌هایی داری که اگر داده بشود، باعث هلاکت دین تو خواهد بود؛ لذا به تأخیر می‌افتد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا در همه حال حد را رعایت می‌کنند. شخصی در حضور امیرالمؤمنین، سلام‌الله‌علیه، سخنی بیش از حد خودش و بزرگ‌تر از دهان خودش گفت. در آنجا حضرت به او یک تذکر جدی دادند که از حد خودت تجاوز نکن، حرف زیادی هم نزن، سخن اضافه نگو.

بعد این مطلبشان را در قالب دو مثال بیان کردند. فرمودند: «لَقَدْ طِرْتَ شَكِيراً وَ هَدَرْتَ سَقْباً»؛ پر درنیاورده پرواز کردی. در خردسالی آواز بزرگان را می‌زنی. یعنی الان جای حرف زدن تو نیست؛ کارت را انجام بده، وقتش که شد حرف بزن.

این کنایه از این است که اهل ایمان و اهل تقوا حدود خودشان را رعایت می‌کنند و در آنجایی که باید حرف بزنند، حرف می‌زنند و در آنجایی که باید سکوت کنند، سکوت می‌کنند. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.

گاهی دوستان به من می‌گویند که شما چرا راجع به فلان مطلب ورودی نمی‌کنید، چرا چیزی نمی‌گویید؟ من بعضی وقت‌ها می‌بینم در فضا، الحمدلله، همه راجع به آن موضوع وارد شده‌اند، تحلیل کرده‌اند، صحبت کرده‌اند، مطلب روشن شده است. دیگر دوباره پرداختن به او، بعضی وقت‌ها مرده را زنده کردن است. بعضی چیزها لازم نیست. گاهی هم فقط یک اشاره اجمالی می‌کنم. علتش این است، ولی اگر یک جایی باشد که احساس خطری باشد یا نکته تکمیلی باشد یا بعد حتماً دوباره تکرار بشود، آنجا قطعاً تکرار خواهم کرد.

هفته قبل، از تأکید رهبر معظم انقلاب بر مسئله وحدت و انسجام گفتم و آنجا هم گفته بودم که راجع به دوقطبی و دوگانه‌سازی و این‌ها خدمت شما عرض بکنم؛ دوگانه‌سازی‌های موهوم و مذموم که هر سه امام بزرگوار ما جامعه را از وارد شدن به دوگانه‌سازی و دوقطبی‌سازی و این‌جور مسائل برحذر داشتند.

من این جلسه، اساس صحبتم، همین دوگانه‌سازی است که نکاتی را فقط می‌گویم. اول عبارت خود حضرت آقا را که در تاریخ شش شش چهارصد و پنج، همین چند روز قبل، تقریباً بیان کردند، عرض بکنم. به مسئولان و دولتیان تذکر دادند از انسجام مراقبت بکنند و در هر زمینه‌ای اگر اقدامی دارند، پیوست اجتماعی‌اش را مراقبت بکنند. در هر زمینه‌ای این پیوست که مربوط به انسجام اجتماعی هست رعایت بشود.

یاد عزیزان باشد که هیچ کاری را بدون پیوست اجتماعی انجام ندهند. اگر رعایت نکنند، سود او به جیب دشمنان می‌رود، دوقطبی‌سازی می‌شود و خود این حرکت هم یک خطای محاسباتی است.

خب، بیان ایشان این بود. می‌فرمایند: «بی‌تردید هر سخن ناامیدکننده و تضعیف‌کننده انگیزه‌های ملی (خودت را نبین فقط، حزب و دسته‌ات را نبین) و عمومی، و هر نوع دوگانه‌سازی موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگ‌طلبی که در گذشته به مردم عزیزمان خسارت‌های بی‌واسطه یا باواسطه وارد ساخته، از این پس هم می‌تواند همان تأثیر را به جای بگذارد. لذا بنده قاطعانه اعلام می‌کنم که ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است».

این بیان ایشان، مخاطب اصلی‌اش دولت و دولتیان هستند. به دولتی‌ها می‌گوید دوگانه‌سازی انجام نشود؛ اصلش خطاب به دولتی‌هاست؛ اما اهمیت زمان و گستردگی مطلب متوجه همه است. این نیست که حالا مردم بگویند خب، به دولت گفت، به ما مربوط نیست؛ ما شروع کنیم. در هر جایگاهی، هر کسی که هست، این را باید رعایت بکند.

چون اهمیت دارد مطلب من امروز می‌خواهم واردش بشوم. اولاً باید بین دوگانه‌ها و دوقطبی‌ها فرق گذاشت. بعضی از دوگانه‌ها اصیل و ارزش‌محورند، دوقطبی حقیقی هستند؛ مثل حق و باطل. نمی‌شود از حق و باطل فاصله گرفت، بگوییم نه، الان اینجا به هم می‌خورد اوضاع. نه؛ انقلابی و غیرانقلابی، اسلام ناب و اسلام آمریکایی؛ این دوقطبی همیشه هست، باید هم باشد. اسلام و استکبار؛ ریشه این تقابل‌ها هم در واقعیت‌های سیاسی، فرهنگی و ارزش‌های انقلابی ما قرار دارد. هرگز هم از آن دست برنمی‌داریم. بین حق و باطل که هیچ‌وقت رفاقت برقرار نمی‌شود؛ که از صدر، از اول خلقت بوده تا زمان حضرت حجت هم هست. این تقابل‌ها برای حفظ عزت و هویت ملی ضرورت دارد. همیشه هم زنده‌اند.

در مقابل این دوگانه، دوقطبی‌های جعلی، منافع‌محور و دوقطبی ساختگی هستند؛ اصالت ندارند و توسط جریان‌های غیرانقلابی، با هدف اغوای افکار عمومی، پوپولیستی و امثال این‌ها ایجاد می‌شوند. باعث انحرافات اجتماعی می‌شوند، مسیر را منحرف می‌کنند. می‌بینیم یک جای دیگر سر درآوردیم؛ مثل تقابل بین فشارهای اقتصادی یا توان نظامی. می‌گوییم یا باید این را بپذیریم یا آن را؛ این انحراف است.

یک نکته عرض بکنم. با اینکه اصطلاح دوقطبی چند سالی است پرتکرار شده، اما ریشه او در طول تاریخ است. قبل از بعثت رسول خدا بوده، در زمان بعثت رسول خدا هم شد؛ تقابل بین اوس و خزرج، مهاجر و انصار. مهاجر و انصار خودش تقابل مهمی بود. حتی بنی‌هاشم و بنی‌امیه؛ اصلاً گفتند جریان کربلا و شهادت حسین علیه‌السلام، ریشه‌اش تقابل بنی‌هاشم و بنی‌امیه بود. یک عده‌ای این را گفتند. می‌خواهم بگویم ریشه دارد؛ مربوط به این سال‌ها نیست.

ولی از سال نود و انتخاب رئیس دولت یازدهم که مذاکرات با اروپا و آمریکا درباره هسته‌ای و برجام مطرح شد، دوقطبی مخالفان و موافقان شروع شد. در همان زمان دوقطبی تعامل و تقابل با دنیا هم مطرح شد. دوقطبی رابطه با غرب و مخالف با آن مطرح شد. رسیدیم به دوگانه عصر موشک و عصر گفتمان.

این‌ها را که عرض می‌کنم، قصدم یادآوری است که ببینید، این‌ها ریشه دارد. تقابل حقوقدان و سرهنگ، دولت بی‌تفنگ و با تفنگ؛ و امثال این‌ها چه بلوایی درست کردند؛ سرهنگ و حقوقدان؛ اتفاقاً همان‌ها که آن روزها دوگانه‌سازی می‌کردند و جامعه را ملتهب می‌کردند، تلاش داشتند به جای اینکه با خدا ببندند، با کدخدا هم ببندند تا آب و هوا و گلابی و نمی‌دانم همه‌چیز مردم درست بشود، هم چرخ سانتریفیوژها بچرخد، هم سفره مردم آباد باشد و نشد و خسارت محض به مردم وارد کردند، اتفاقاً همان‌ها امروز، در حال دوگانه‌سازی هستند و جامعه را آن روز ملتهب کردند، امروز هم همین کار را مأموریت ویژه خودشان می‌دانند و خناسانه شروع کردند به وسوسه کردن از صلح شرافتمندانه و کنار گذاشتن انتقام و از این جور چیزها. می‌گویند می‌خواهیم مردم زندگی بکنند. امثال این‌ها را می‌گویند.

روایت جنگ را برعکس می‌کنند. جنگ را ما شروع نکردیم؛ آن‌ها حمله کردند، آن‌ها عزیزان ما را به شهادت رساندند، ما عزتمندانه دفاع کردیم، باز هم دفاع می‌کنیم. آن وقت یک عده غرب‌پرست با پرونده معلوم خسارت‌زده به کشور، می‌گویند چرا جنگ می‌کنید؟ چرا حرف از انتقام می‌زنید؟ جوری وانمود می‌کنند که آمریکا صلح‌طلب است. این همان دوگانه‌سازی منحرف و غلط است.

عده کمی که حالشان هم در جامعه معلوم است، خودشان را سخنگوی کل مردم نشان می‌دهند. با غوغاسالاری می‌گویند برای ادامه جنگ از مردم نظرخواهی کنید؛ یعنی برویم تسلیم بشویم. معلوم است که کسی جنگ نمی‌خواهد. می‌گویند کسی جنگ می‌خواهد؟ هیچ‌کس جنگ نمی‌خواهد؛ اما هرگز برای دفاع از کیان ملت نظرخواهی نمی‌کنند. اگر دزدی به خانه شما آمد، اعضای خانه را جمع می‌کنید و می‌گویید: «بچه‌ها، نظر بدهید ببینیم این دزد را بیرون کنیم یا نکنیم؟» آخر این چه حرفی است که شما می‌زنید؟ هیچ عاقلی نمی‌گوید برای حفظ عزت و استقلال و آینده مردم و کشورت نظرخواهی کن.

از آمریکا‌پرستان سؤال می‌کنیم: چرا از آمریکا نمی‌خواهید که از مردمش نظرخواهی بکند؟ با اینکه هشتاد درصد از مردم آمریکا گفتند که جنگ با ایران تمام بشود و جنگ نداشته باشد، اما چرا ادامه می‌دهید؟ این را باید آقایان بپرسند.

این را همه غرب‌پرست‌ها و کدخداپرست‌ها و اربابان کودک‌خوارشان بدانند که مردم ایران، با هر گرایشی، هر قوم و قومیتی، به هر زبانی و هر کیش و آیینی، زیر بار حقارت و تسلیم نخواهند رفت و تا پایان از عزت و آزادی خودشان دفاع خواهند کرد.

دوقطبی کاذب پیامدها و آسیب‌های عمیقی به جامعه وارد می‌کند. آسیب اخلاقی و فرهنگی به جامعه وارد می‌کند، چون بازار تهمت و دروغ و توهین و برچسب‌زنی داغ می‌شود؛ لذا جامعه سقوط می‌کند. به دنبال آن، حالتی به وجود می‌آید که افراد، به خاطر اینکه منسوب به گروه خاصی و جناح خاصی نباشند، دیگر اقدام به انتقاد هم نمی‌کنند و خودسانسوری می‌کنند. تعصب حزبی رشد می‌کند، افراد شایسته کنار گذاشته می‌شوند. یک مرتبه رقابت بین یک گروه و یک جریان خاص با نظام پیش می‌آید و فرصتی برای ضربه زدن دشمن فراهم می‌کند.

دوقطبی خیلی خطرناک است. ایجاد خستگی برای مردم می‌کند، انسجام ملی شکسته می‌شود و منافع شخصی جای آرمان‌های انقلاب را می‌گیرد. معمولاً این نوع از دوقطبی‌ها سفارش دشمن است. دشمنان و نیروهای خارجی آن را درست می‌کنند، می‌فرستند داخل کشور و به جامعه تزریق می‌شود و داخلی‌های وابسته هم دنبال می‌کنند.

الان هم جریانی در کشور با دوگانه‌سازی و فشار بر ذهن مردم سعی می‌کند مردم را به سمت منافع حزبی و آمریکا سوق بدهد. دوقطبی درست می‌کنند: گرانی یا استکبارستیزی، اینترنت آزاد یا مخالفت با آن، فشار اقتصادی یا حضور فعال ایران در منطقه، صلح یا جنگ، عقل فردی یا عقل جمعی. جدیداً روی عقل فردی یا عقل جمعی هم دارند خیلی کار می‌کنند. عقل یک نفر یا عقل جمع؟ حرف‌های این‌جور هم می‌زنند. بعد مردم را به جای مقاومت در مقابل دشمن، به سمت تسلیم می‌برند.

جواب مشترک به این افراد و اربابان پلیدشان که می‌خواهند، ما را در دام آمریکا بیندازند، همان لعنی است که هر جمعه شما بر آمریکا می‌کنید.

این‌ها که دست برنمی‌دارند. باز هم می‌بینید همین اخیراً علیه ایران قطعنامه غیرقانونی صادر کردند. به نظر الان وقت ورود مجلس محترم برای بررسی مجدد این‌ است که آیا از ان‌پی‌تی خارج بشویم یا نشویم. یک بررسی بکنند؛ باز ببینیم شاید وقتش الان باشد که این کار انجام بشود.

خلاصه، به بعضی اهداف جریان‌های غیرانقلابی که در دوقطبی‌سازی فعال هستند و این عملیات را دنبال می‌کنند، من یک اشاره می‌خواهم بکنم. خوب دقت کنید، این‌ها اهدافشان چیست:

یک: قداست‌زدایی از ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب.

دو: تصاحب قدرت سیاسی و اجتماعی به هر وسیله و هر قیمتی.

سه: ایجاد اختلاف و چنددستگی در جامعه.

چهار: تحریک احساسات نیروهای انقلابی و بهره‌برداری از آن؛ یک جریانی می‌اندازند، نیروهای انقلاب می‌افتند جلو، یک حرف‌هایی می‌زنند، کلاً وقت گرفته می‌شود.

پنج: پایین آوردن جایگاه رهبری معظم، مردم و نیروهای مسلح؛ یک کاری می‌کنند در مقابل رهبری قرار بگیرند.

شش: خودشیرینی و جلب حمایت غرب.

هفت: پوشاندن ضعف‌های مدیریتی و مشکلات اقتصادی.

هشت: غفلت از دشمن اصلی؛ و ده‌ها مورد دیگر.

خلاصه، دوقطبی‌سازی که یکی از شگردهای عوام‌فریبانه و روش‌های این‌چنینی است، باعث می‌شود که وحدت ملی و انسجام اجتماعی از بین برود، کدورت در جامعه زیاد بشود و امیدواری به آینده مخدوش بشود.

هوشیار باشیم. دوقطبی‌های کاذب انسجام ملی را از بین می‌برند. وظیفه ما حفظ کیان کشور و تمرکز بر مسائل اصلی است. همه باید به سمت وحدت مبتنی بر ارزش‌های اسلام و انقلاب حرکت کنیم.

امروز حفظ خیابان مهم‌ترین وظیفه آحاد ملت ایران است. از هر طیف، هر قوم و هر مذهبی که باشد، باید فضا، فضایی باشد که همه حاضر باشند. معجزه‌ای که خدای تعالی به دست مردم خلق کرده، باید حفظ بشود و محکم‌تر و قوی‌تر از قبل ادامه پیدا بکند تا میدان نبرد هم قوی‌تر عمل بکند.

آفرین بر رزمندگان غیور و نیروهای مسلح کشور که جانانه به دشمن ضربه‌های جانی و حیثیتی ویژه زدند و می‌زنند. غنیمت گرفتن آن شناور، زدن آن شهپاد و شبیه این‌ها برای دشمن خردکننده است؛ حیثیتش از بین می‌رود.

برای سلامتی همه این‌ها که خالصانه در خطوط مقدم جنگ و همه آن کسانی که در میدان خیابان حاضر هستند، صلواتی ختم کنیم. همین‌جا هم برای رزمندگان یمنی دعا می‌کنیم و شکرگزار خدای تعالی برای پیروزی‌هایی که به دست آورده‌اند هستیم و به‌زودی، ان‌شاءالله، پیروزی‌های دیگری هم شاهدش خواهیم بود که این‌ها پیروزمندانه در آن عرصه‌ای که وارد شدند، پیروز خواهند شد و خدای تعالی به آن‌ها کمک ویژه می‌کند.

یک نکته‌ای در این بخش دوقطبی عرض بکنم؛ پایان‌بخش این قسمت باشد. عده‌ای هم دوگانه اسلام حداقلی در مقابل اسلام حداکثری مطرح می‌کنند که در این موقعیتی که قرار داریم، حالا برای اجرای همه احکام اسلام اصرار نداشته باشیم؛ در حالی که اقامه دین امر کاملی است. نمی‌شود بخشی از آن را برجسته کنیم و بخشی‌اش را رها بکنیم. جامعیت از ویژگی‌های اسلام است. نمی‌شود برای مصلحت‌های سیاسی نگاه گزینشی به آن داشت.

ما چیزی به اسم اسلام حداقلی نداریم. مصلحت داریم؛ آن مصلحت در جایش مطرح است، اما در رابطه با مثلاً بعضی از اموری که هست. لذا مباحثی مثل بحث حجاب که از ضروریات دین است و هیچ زمانی و هیچ مصلحتی باعث نمی‌شود که از آن چشم‌پوشی بشود، از همان موارد است.

امروز که بعضی مسئولین، متأسفانه، نسبت به عریانی که در جامعه اتفاق افتاده بی‌تفاوت هستند و ترک فعل دارند، مربوط به همین نگاه حداقلی است که دارند. نگاه حداقلی به دین؛ چنین مسئولی صلاحیت لازم برای تصدی مسئولیت ندارد، در هر دستگاهی که می‌خواهد باشد، باشد. کسی که نگاهش، نگاه حداقلی است، به درد نمی‌خورد. شما مسئول دستگاه نظام اسلامی شدی، در نظام اسلامی مسئولیت پذیرفتی؛ لازمه‌اش این است که خود مسئول ملتزم به لوازم اسلام باشد. در ظاهرش، در رفتارش، در برخوردش، احکام الهی برایش بزرگ باشد.

تذکر مکرر به دستگاه‌ها را دوباره عرض می‌کنم، دستگاه‌های مربوطه سرعت خودشان را برای اعمال وظایفی که دارند بیشتر کنند. همه کسانی که در دستگاه‌ها مسئولیت دارند، وظایفی هم دارند. این وظایفشان را درست انجام بدهند. بنا شد ما هر جلسه کسی که ترک فعل دارد اینجا اعلام کنیم و روی پیمانمان هم هستیم.

الان من از آموزش و پرورش تشکر می‌کنم. خدمات خوبی داشته، فعالیت‌های خوبی هم در زمینه‌های مختلف داشته؛ اما امروز به خاطر ترک فعل در بعضی از اموری که به او گفته شد و انجام نداد، و الان هم نرم فعلاً می‌گوییم و انجام نداد، ایشان یکی از آن دستگاه‌هایی است که راجع به بعضی از مسائل مربوط به خودش که در همین رابطه هست، ترک فعل داشته. ان‌شاءالله این ترک فعلش را جبران بکند.

بیست‌ویک شهریور روز سینماست؛ یعنی هنر تصویر که قدرت بالایی در شکل‌دهی باورها و تثبیت ارزش‌ها و سبک زندگی انسان‌ها و نسل‌ها دارد. سینما خیلی قدرتمند است. با سینما می‌شود ساخت، با سینما می‌شود ویران کرد؛ خیلی قوی است.

سینمای تراز انقلاب اسلامی، با داشتن قهرمانان واقعی، فرهنگ غنی اسلام، مکتب اهل‌بیت، دوران مشعشع و نورانی دفاع مقدس، حماسه‌هایی که مدافعان حرم به وجود آوردند و عرصه‌های مختلفی که در این کشور به وجود آمد، ایثارها، شجاعت‌ها در موقعیت‌های مختلف و ده‌ها موضوع این‌چنینی، حرف‌های فراوانی برای گفتن دارد.

هم باید از بهترین ابزارها و دستاوردهای روز دنیا و فنی دنیا استفاده بکند، هم از بهترین کارگردان‌ها و بازیگران برای خلق بهترین و اثرگذارترین نمایش‌ها. تأکید سینمای تراز انقلاب اسلامی بر کرامت، کرامت انسانی و عدالت‌محوری باید باشد. بتواند تسلط فرهنگی دشمن در بعضی از عرصه‌ها را بی‌اثر بکند. باید بتواند در مقابله با فرهنگی که خانواده و دین و ارزش‌های متعالی را از بین می‌برد، اقدام داشته باشد.

متأسفانه امروز گذشته از هجمه‌های غربی که خود سینمای غرب با یک سیاست ویژه‌ای تمام ارزش‌های ما را در حال کوبیدن است، در داخل هم مسیر غلطی در همین راستای فرهنگ غرب حرکت می‌کند. سینمای خانگی، ساترا، خانواده، ازدواج، احترام، حیا، پوشش، وقار، اخلاق، دین، ارزش‌های معنوی، همه را نشانه رفته، در حال از بین بردن همه است.

به جای اینکه اخلاق و پیوندهای خانوادگی و امثال این‌ها رشد پیدا بکند، بر این‌ها اصرار داشته باشد، بر بی‌هویت کردن جامعه تلاش می‌کند. ترویج مادی‌گرایی و مصرف‌گرایی و خوشبختی در پول و ثروت و دیدن و رسیدن برای ثروت به هر وسیله و هر اقدامی، به هر خفتی؛ ترویج فردگرایی، فرار از جامعه را، دارد ترویج می‌کند. بعضی از منکرات که دیگر نمی‌خواهم اینجا نام ببرم را عادی‌سازی می‌کند.

متأسفانه متولیان امر هم بی‌توجه هستند. حالا یا به خاطر کسب منفعت بیشتر است یا خودشان را بی‌توجه نشان می‌دهند. هشدار می‌دهیم، این مسیری که طی می‌کنند، دور نیست که نسل آینده هم از نظر ادب و اخلاق و دین دچار کمبود و تزلزل بشود.

واقعاً یک کاری می‌کنند. حالا دین و این‌ها هیچ، دیگر نمی‌شود باادب تربیت کرد بچه‌ها را. حالا نماز و روزه و این‌ها سر جایش، بحث همه این‌ها را بگذاریم کنار؛ بخواهیم یک بچه باادب داشته باشیم، این فیلم‌ها را که می‌بیند، این مسیری که دارد می‌رود، ادب هم از بین می‌رود.

حس می‌شود در این مجموعه‌ عده‌ای نفوذ کردند، نفوذ بسیار مطلب حساسی است. آقای شهید ما یک نکته فرمودند. فرمودند: «سلاح اصلی آمریکا نفوذ در مراکز حساس و تصمیم‌گیر، ایجاد تفرقه، ایجاد تزلزل در عزم ملی ملت، ایجاد بی‌اعتمادی میان ملت و دولت، دستکاری در محاسبات تصمیم‌گیران و وانمود کردن اینکه حلال مشکلات این است که حرف آمریکا را قبول کنید. سلاح نفوذ از سلاح‌های سخت و سلاح‌های نظامی خطرناک‌تر است». این را، بیست‌وچهار هشت نودوهشت فرمود.

من جلسه قبل راجع به نفوذ جریانی و نفوذ موردی نکاتی را عرض کردم. در تکمله آن بحث، فرق بین نفوذ موردی و نفوذ جریانی چیست؟ فرقش را برایتان عرض می‌کنم.

نفوذ موردی که همان جاسوس‌ها هستند و این‌ها اطلاعات جمع می‌کنند، اطلاعات صحیح به دشمن می‌دهند؛ همان نفوذ جریانی اطلاعات غلط را به مسئولین می‌دهد. خوب دقت کنید، آمده در جریانات رفته نفوذ کرده، اطلاعات جمع می‌کند ولی غلطش را به مسئولین می‌دهد.

نفوذ موردی نشانی دوستان و وطن را به دشمن می‌دهد؛ نفوذ جریانی دوستان را دشمن و دشمنان را دوست معرفی می‌کند.

نفوذ موردی تاکتیک‌ها را به دشمن خبر می‌دهد؛ می‌گوید این‌ها امروز می‌خواهند فلان کار را بکنند. اما نفوذ جریانی تلاش می‌کند راهبردهای دلخواه دشمن را در داخل جا بیندازد، سیاست‌های کلان را به سود دشمن همسو بکند؛ مثل مسئله همین جوانی جمعیت و فرزندآوری و امثال این‌ها.

نفوذ موردی مین‌گذاری می‌کند، اما نفوذ جریانی ریل‌گذاری می‌کند.

نفوذ موردی در سامانه‌ها خرابکاری می‌کند؛ نفوذ جریانی در ذهن تصمیم‌سازان خرابکاری می‌کند.

نفوذ موردی دشمنان را هشیار می‌کند که دارد یک همچین اتفاقی می‌افتد؛ نفوذ جریانی دوستان را از واقعیت‌ها غافل می‌کند، در چشم آن‌ها دور را نزدیک، نزدیک را دور جلوه می‌دهد، اولویت‌ها را وارونه ترسیم می‌کند.

نفوذ موردی از روش‌های سنتی استفاده می‌کند؛ جاسوس تربیت می‌کند، نفوذ فیزیکی می‌کند، هک سامانه‌ها را می‌کند، از این کارها می‌کند. اما نفوذ جریانی از روان‌شناسی اجتماعی، مهندسی افکار عمومی، جنگ شناختی استفاده می‌کند؛ مثل تولید محتوای جعلی برای ایجاد تردید در عملکرد نظام یا ایجاد جریان‌های فکری انحرافی و مثل این‌ها را ترویج می‌کند. تعامل بی‌قید و شرط با غرب در بین نخبگان، را ترویج می‌کنیم.

در یک کلام، نفوذ موردی تخریب سخت‌افزار و نفوذ جریانی تغییر نرم‌افزاری امنیت ملی است. خدای تعالی ما را از شر این نفوذی‌ها در هر دو موردش، هم موردی‌اش و هم نفوذی و هم جریانش، نجات دهد، ان‌شاءالله.

بیستم شهریور شهادت شهید محراب، آیت‌الله مدنی است؛ دومین شهید محراب که یاد او را گرامی می‌داریم و همچنین بیست‌وپنجم شهریور که ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی است، او را هم به شما تبریک عرض می‌کنم.

یک مطلبی هم به نظرم رسید که این را امروز بگویم؛ چون دیدم یک قصه‌ای واقع شده، عرض بکنم بد نیست. میبینید که دائم فراخوان می‌کنند و فراخوان‌هایی در سطح جامعه واقع می‌شود؛ صنفی، گروهی. مواظب این فراخوان‌ها باشید. باید بدانید که چه کسانی مدیریت می‌کنند، چه کسانی دنبال می‌کنند، هدفشان از این فراخوان چیست.

بعضی وقت‌ها یک مشکلاتی وجود دارد، مردم هم مسائلی دارند، می‌گویند خیلی خب، الان هم برویم در این فراخوان شرکت کنیم. غافل از اینکه کسانی پشت سرش دارند یک طراحی‌هایی می‌کنند. از همین موارد نفوذ است؛ از احساسات پاک افراد و خواسته‌های مقبولشان استفاده می‌کنند. یک جمعی را جمع می‌کنند، می‌آیند وسط شهر، بین پنج تا پلاکارد آمد بالا و پنج تا شعار داده شد که اصلاً خود آن‌هایی که آنجا بودند راضی نیستند. لذا تا نفهمیدید که چه کسانی پشت سر این قصه هستند، رئوس مطلب کجاست، ولو مردمی هم باشد، بالاخره باید هدایت‌کننده مشخص باشد؛ تا مورد سوءاستفاده واقع نشوید. این احساساتی که دارید را از بین نبرید.

اخیراً هم راجع به عفاف و حجاب از این حرکت‌ها می‌شود. این‌ها هیچ‌کدام مورد قبول بنده، لااقل، نیست؛ چون می‌آیند نماز جمعه، دلیلش این نیست که ما قبول می‌کنیم. باید بدانیم. به آن‌ها هم چند بار گفتیم که بفهمیم کی دارد چه کار می‌کند.

این بی‌انصافی است که اگر به خود بنده بگویند راجع به عفاف و حجاب شما حرف نزدید. چند وقت دیگر می‌شود سالگرد آمدنم به استان البرز. ده هفت نود و دو حکم دادند آقای شهید به من. دوازده هفت نود و دو اولین خطبه را اینجا خواندم.  بیست‌وچهار نه نود و دو اولین اقدامی که من تو این استان داشتم، خروجم از یک جلسه به خاطر بی‌حجابی خبرنگار بود. اولین اقدام عملی من این بوده که آقا، این وضعیت حجاب چرا این‌جوری است؟ دیگر نمی‌شود که بگویند امام جمعه‌ها چرا کاری نمیکنند.

اولاً امام جمعه مسئولیت اجرایی ندارد. این را دوستان بدانند؛ به عنوان یک فرد مسلمان وظیفه‌مان را داریم انجام می‌دهیم. حتی اگر رئیس شورای فرهنگ عمومی باشد که هست، مصوبات آن شورای فرهنگ عمومی، ریاستش با امام جمعه است، اما مصوبات را باید استاندار اعمال کند. استاندار باید اجرا کند، ابلاغ کند؛ چون دستگاه‌های اجرایی از امام جمعه دستور نمی‌گیرند، از مسئول اجرایی دستور می‌گیرند. و الا تا حالا انجام شده بود، کارها پیش می‌رفت.

حتی امر به معروف و نهی از منکر، امام جمعه رئیس امر به معروف است، بله؛ ولی رئیس ستاد اقامه نیست، ستاد احیای امر به معروف است، نه اقامه امر به معروف. احیا با اقامه فرق دارد. احیا یعنی باید کلاس درس بگذارد، تذکر لسانی و فرهنگی بدهد، جلسات فرهنگی بگذارد که ما در کل سال این کار را کردیم. به فضل خدای تعالی، در سی‌ویک استان، کرج جزو اولین‌ها شد. دو سه هفته قبل تقدیر کردند از امر به معروف و نهی از منکر استان البرز، به خاطر اینکه اول شده در بحث احیا. اما اقامه کار دیگری است. اقامه یعنی برخورد داشتن، جلوگیری کردن، حرف زدن. این کارها را هم ما داریم انجام می‌دهیم، عملاً داریم کارها را انجام می‌دهیم؛ به اندازه‌ای که حالا توانمان هست. با دستگاه‌ها صحبت می‌کنیم، کارها انجام می‌شود؛ به‌خصوص در همین دو سه هفته اخیر که حالا باز ما از یک جهتی ورود کردیم به قصه، دارد یک کارهایی صورت می‌گیرد و دستگاه‌ها هم قول دادند که کارهایشان را انجام بدهند.

لذا بعضی از حرکت‌ها که می‌شود، چون بعضاً می‌آیند می‌گویند، این مربوط به شماست، خواستم بگویم مربوط به بنده نیست. تجمعشان در مصلی بوده، ولی مربوط به ما نیست. بعضی از افرادی هم که در آن جمع بودند و کارها را انجام می‌دادند، از من پرسیدند: شما قبول دارید یا نه؟ گفتم: نه، من روش این‌طوری را قبول ندارم. باید جور دیگری کار انجام شود تا نتیجه‌بخش باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾