متن کامل خطبه نماز جمعه 21/01/1405
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا هر چه خواسته دارند از خدا میخواهند. در ادامه نامه سی و یکم از نامههای امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه به فرزند بزرگوارشان رسیدیم به این توصیه که «و اخلص فی المسئله لربک فان بیده العطاء والحرمان» در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان که بخشیدن و حرمان کردن در دست اوست.
اشاره به اخلاص عمل در همه امور دارد که خودش یکی از صفات عالی و میوهی ایمان است. اگر انسان اهل اخلاص باشد در مسائلی که برای او پیش میآید فقط دست به دامن خدا میشود و از غیر خدا چیزی نمیخواهد. در مقابل اخلاص مسئلهی ریا و بحث ریا مطرح است. ریا، انجام دادن کار و عمل برای غیر خداست. اینکه کاری که باید برای خدا خالصانه انجام شود انسان دیگری را هم شریک کند.
بحث اخلاص و ریا از مباحث اخلاقی مهم است. مباحث دیگری را هم شاید مثل فقه و کلام در بربگیرد؛ و آثار زیادی در زندگی دنیایی و آخرتی دارد که مستقلاً باید بحث شود.
شخص مخلص به غیر خدا امیدی ندارد؛ و اگر کمکی میخواهد از خدا میخواهد. حضرت در اینجا میفرماید به اینکه درخواست سؤالت و خواستههایت را برای خدا خالص کن؛ و از اعماق دل باور داشته باش که از غیر خدا کاری ساخته نیست. بعضی وقتها انسان توجه دارد ولی باور قلبی ندارد. در مقام بیان هم وقتی حرف میزند معلوم میشود که باور نیست.
البته این را هم توجه دارید که اگر ما از وسیله و اسباب و افراد و کارهایی که در اختیار دارند برای برآورده شدن امورمان استفاده کنیم همگی بهعنوان ابزار و آلاتی است که خود خدای تعالی دستور داده که از این ابزار استفاده کنید. اما اعتماد قلبی باید به خدا باشد. استفاده از ابزار با اعتماد قلبی به خدا منافات با اخلاص ندارد.
لذا اینجا امیرالمؤمنین فرمودند: «بیده العطاء والحرمان» عطا کردن و بخشیدن به دست خداست. ناامید کردن و محروم کردن هم به دست خداست. اگر این باور برای انسان ملکه شود، هر چه نعمت هست از خدا به انسان میرسد؛ که اولاً دلها به دست خداست؛ و ثانیاً برای به دست آوردن آن چیزی که احتیاج دارد در مقابل دیگران کرنش نمیکند و خودش را در مقابل هیچ بنده دگری ذلیل نمیکند. خضوع و کرنش او فقط برای خداست؛ و اگر به کسی هم تواضع میکند به دستور خدا تواضع میکند؛ مثل خضوع کردن در مقابل پدر و مادر و در مقابل استاد. انسان در مقابل اینها کرنش دارد؛ و یک حالت خضوعی دارد که دستور خداست. احترام به پدر و مادر احترام به خداست. احترام به استاد احترام به خداست. کسی خالصانه به پدر و مادرش احترام کند ذلیل نمیشود؛ عزیز میشود؛ بزرگ میشود. این جزو دستورات دینی ماست. بعضی وقتها دیده میشود افراد مدرکی به دست میآورند، رشدی مادی پیدا میکنند، رشد معنوی پیدا میکنند یادشان میرود پدر و مادرشان. انسان با تواضع در مقابل پدر و مادر رشد میکند. این یادتان و یادمان باشد.
خلاصه اینکه هراندازه ناخالصی در انسان باشد به همان اندازه از خدا فاصله داریم. بعد امیرالمؤمنین در ادامه فرمودند: «و اکثر الاستخاره و تفهم وصیتی و لا تذهبن عنک صفحا فان خیر القول ما نفع» فراوان از خدا درخواست خیر و نیکی داشته باش. بعد فرمودند وصیت من را بهدرستی بفهم و بهسادگی از آن عبور نکن؛ چون بهترین سخنی که سودمند است را دارم برای تو بیان میکنم.
این سفارش امیرالمؤمنین که از خدا طلب خیر کن مطلب مهمی است. یک دستورالعمل است. این وصایایی که داشتم را دقت کن و به کار بگیر. آنچه میآموزی را باید به کار ببندی تا برای تو نفع داشته باشد؛ و الا دردی از تو را درمان نمیکند؛ یعنی عامل به علمت باش.
همه ما هرروز چیزهایی را یاد میگیریم. هرلحظه باید در مسیر یادگیری باشیم. هر کسی هر چیزی را که یاد گرفت که قابلیت عمل کردن دارد باید عمل کند؛ و البته باید دنبال علمی برود که سودمند باشد به حال او؛ و در هنگام عمل کردن مشکلی از مشکلات دنیایی و آخرتی را برطرف کند. لذا فرمود: «واعلم انه لا خیر فی علم لاینفع و لا ینتفع بعلم لا یحق تعلمه» بدان علمی که سودمند نباشد فایدهای نخواهد داشت. دانشی که سزاوار یادگیری نیست سودی ندارد.
بعضی وقتها عمر تلف میشود، چیزی را یاد میگیری که در طول مدت عمر یکبار هم به دردت نمیخورد که استفاده کنی. این تذکر دیگری است که امیرالمؤمنین فرمودند که تو خودت به حال خودت واقفی. میتوانی بفهمی چه چیز برای تو سودمند است. دنبال آن برو که بتوانی مشکلات دنیایی و آخرتی را با آن حل کنی.
اینجا حضرت کلمه استخاره را به کار بردند «و اکثر الاستخاره» یعنی از خدا زیاد طلب خیر بکن. خواستم این را هم تذکر بدهم که منظور امام این عملی که در بین بعضی از مؤمنین شایع هست که انجام میدهند که استخاره میگیرند با قرآن و تسبیح و امثال اینها منظور این نیست. اینجا حضرت میفرمایند طلب خیر کن؛ یعنی دنبال کارهای خیر برو.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت میکنم. متقین مواظب گفتار خود در همه حال هستند. امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در حکمت سیصد و هشتادویک از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «الکلام فی وثاقک ما لم تتکلم به» مؤمن مواظب حرف زدنش است. حضرت میفرماید سخن در بند توست تا آن را نگفته باشی اسیر توست. «فاذا تکلمت به صرت فی وثاقه» اما چون کلامت را گفتی دیگر تو در بند او هستی.
مکرر از امیرالمؤمنین و ائمه علیهمالسلام این مطلب تذکر داده شده است که اهل مواظبت بر حرف زدنتان باشید. اهل سکوت باشید. کلام بیرویه بر زبان جاری نکنید. گاهی انسان اسیر کلام خودش میشود. مثل دانهای میماند که در دهان پرندهای در حال پرواز است؛ وقتی دهانش باز شد این دانه افتاد دیگر نمیتواند بگیرد.
حضرت تعبیر کرده که تو وقتی حرف زدی اسیر کلامت میشوی پس زبانت را نگه دار. هر چیزی را هرجایی و برای هرکسی نگو. حضرت میگوید چگونه طلا و نقره خودت را حفظ میکنی و مواظبی، مواظب زبانت باش؛ چهبسا سخنی که نعمتی را طرد میکند یا نعمتی را جلب میکند؛ یعنی کمک میکند زبان که نعمتی به سمت تو بیاید و بعضی وقتها زبان کاری میکند که نعمت از انسان گرفته شود.
بیست و پنجم شوال سالگشت شهادت امام صادق علیهالسلام را پیشاپیش تسلیت عرض میکنم. در دوران امام صادق مسائل مختلفی پیش آمد. دوران آن حضرت ویژگیهایی داشت که کمتر به آن پرداخته شده است؛ بهخصوص سالهای اول امامت امام مصادف بود با اواخر حکومت بنیامیه و در این مدت تغییر و تحول، اسناد و مدارک متقنی که بشود از آن استفاده کرد که چه اتفاقاتی افتاده و امام در آن مقطع چگونه عمل کرده وجود ندارد یا کم است؛ و شاید علت اصلیاش هم همین باشد که امام بهشدت مقید به کار تشکیلاتی بودند و همچنین پنهانکاری شدیدی داشتند.
حضرت در دوره سیوسهساله امامتشان به تبیین اسلام ناب و تبلیغ اسلام با تأکید بر مسئله امامت پرداختند. اگر بخواهم خلاصه گیری کنم در صلوات مخصوصی که در مفاتیحالجنان مرحوم شیخ عباس قمی آورده از قول امام عسکری علیهالسلام خلاصهای بیان شده است که «اللّهُمَّ وَكَما جَعَلْتَهُ مَعْدِنَ كَلامِكَ وَوَحْيِكَ، وَخازِنَ عِلْمِكَ، وَ لِسانَ تَوْحِيدِكَ، وَوَلِيَّ أَمْرِكَ، وَمُسْتَحْفِظَ دِينِكَ» خیلی زیبا امام صادق را معرفی میکند؛ که معدن کلام خداست، معدن وحی الهی است، گنجینهدار علم خداست، زبان توحید خداست، ولی امر خداست، نگهبان دین خداست.
نکتهای از کلام ایشان عرض میکنم که مقدمه بحث امروزمان باشد. امام سلاماللهعلیه فرمودند: از بزرگترین گناهان کبیره نزد خدا یأس از روحالله و ناامیدی از رحمت و نیکی خداست. امام خودش مأیوس نبود. خیلی سختی و مرارت و مشکلات در دوران امامت بود که قابلبحث است با محرومیتهای فراوان اما نه خودش ناامید بود و نه اجازه میداد که دیگران ناامید باشند. ناامیدی را گناه کبیره میدانست. دیگران را دائم امیدوار میکرد نسبت به آینده.
قرآن کریم ایجاد یأس را کار یهود میدانست. نمونههای فراوانی دارد؛ بهعنوان نمونه آیه شصتوچهار از سوره مبارکه مائده فرمود: «وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ» یهود گفتند دست خدا بسته است؛ دستهای خودشان بسته باشد؛ یعنی نسبت به تصرف در امور آفرینش و اینها خدا دیگر کاری نمیتواند بکند. البته برای این ید معانیای گفتهاند که بحث من نیست. همین معنای ظاهریاش این است که دست خدا بسته است. این ایجاد یأس است.
درحالیکه در فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام دائم توصیه به امید و امیدآفرینی شده است. یکی از راههای امیدآفرینی باور به وعدههای الهی است که خدا خلف وعده ندارد. در قرآن کریم از طرف خدای تعالی وعدههایی داده شده که تخلفی در آنها نیست و قطعاً محقق خواهد شد؛ مثلاً آیه پنجاهوپنج از سوره مبارکه یونس فرمود: «أَلَا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ». یا در آیه نه سوره مبارکه آلعمران فرمود: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ» خدا برخلاف وعدههایی که داده عمل نمیکند.
برای اینکه دلهای اهل ایمان محکمتر شود و به این باور برسند که وعدههای الهی قطعاً تحقق پیدا میکند خدا از سه کتاب آسمانی سند آورده؛ در سوره مبارکه توبه آیه یکصد و یازدهم فرمود: «وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّه» خدا آنان را بر عهده خود در تورات و انجیل و قرآن وعده بهشت داده است؛ وعدهای حق؛ و چه کسی به عهد و پیمانش از خدا وفادارتر است؟
همه ما میدانیم که خدای تعالی خلف وعده ندارد؛ و اصلاً خلف وعده بر او محال است؛ چون خدای تعالی عاجز نیست. چون خدای تعالی نیازمند نیست؛ فراموشکار نیست؛ سست اراده نیست. اینهایی که خلف وعده دارند به خاطر اینکه عجز دارند از عمل به وعدهای که دادند.
در سوره ابراهیم آیه چهل و هفتم فرمود: «فَلَا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ» اینجور نپندارید که خداوند در وعدههایش با پیامبرانش وفا نمیکند؛ اینطور نیست. خدا وعدهای که داد انجام میدهد. فهرست وعدههای الهی در قرآن کریم را ملاحظه کنید که خدا چه وعدههایی به اهل ایمان داده. بهعنوان نمونه باز عرض میکنم. در آیه هفتم از سوره مبارکه طلاق فرمود: «سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا» خدای تعالی بهزودی پس از سختی و تنگنا، فراخی و گشایشی قرار خواهد داد. این وعده خداست.
وعده نصرت و یاری اهل ایمان و جبههی حق در سوره مبارکه روم آیه چهل و هفتم است: «وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ» یاری مؤمنان را برای خودش حقی خدای تعالی فرض کرده است؛ یعنی شما مردم دین خدا را یاری میکنید و همینالان هم در حال یاری دین خدا هستید. مردم ایران، مردم یمن، مردم عراق، مردم لبنان، بدانید نصرت خدا بر شما واقع خواهد شد و میشود و پیروزید؛ این وعده خداست. خدا خلف وعده ندارد.
بهعلاوه اینکه خدا وعده داده است از ستمگران انتقام خواهد گرفت. در آیه بیست و دوم از سوره مبارکه سجده فرمود: «إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ» بیتردید ما از مجرمان انتقام میگیریم. همین فضاحتی که دچارش شدند و در دنیا مورد نفرت قرار گرفتند بخشی از انتقام الهی است؛ و ما هر هفته آنها را لعن میکنیم.
چهل روز از شهادت امام و مقتدای ما گذشت و چه سخت گذشت. هنوز باور نداریم. هنوز دل آرام نشده. رهبری که وجود بابرکتش یک نعمت بزرگ برای ملت ایران و امت اسلام بود. راجع به شخصیت علمی و معنوی ایشان قطعاً مطالب فراوانی شنیدید. حتماً برنامههایی به همین مناسبت برای شناخت بیشتر تهیه خواهد شد. فرزند گرامی ایشان رهبر معظم انقلاب دیشب بخشی از آنها را فرمودند.
دید وسیع و همهجانبه نگر او، توجه به علوم مختلف بهخصوص رشتههای نوپدید مثل زیستفناوری، ژنتیک و امثال اینها، از ایشان شخصیت خاصی را به وجود آورده بود. فرمانده کارآزموده و شجاعی که میدان جنگ، دیده بود. در همان زمان جنگ عضو شورای عالی دفاع بود. به نیروهای مسلح اهمیت میداد و توجه داشت. بر روی تربیت نیروی نظامی صنایع و علوم نظامی و فنون نظامی حساس بود؛ که آثار توجه ایشان و عمق دقت ایشان را در همین دو جنگ اخیر میشود دید. تفکر نظامی ایشان طوری بود که پیشبینی جنگ را از سالهای قبل کرده بودند. یکوقت میگویند که ما در یک جایی هستیم و بالاخره دشمن داریم و باید فکری کنیم؛ اما نوع تفکر ایشان تفکر آفندی بود نهفقط پدافندی؛ لذا مقدماتی را که چیده بودند و برای حفاظت از کشور طراحیهایی که داشتند، این روزها خودش را نشان داده و نشان میدهد و کار بزرگی بود که ایشان انجام داد.
همین شخصیت با این ویژگیها، یک روح لطیف و ادیبانه داشت؛ اهل مطالعه کتابهای مختلف؛ و به نظم و نثر فارسی مسلط بود. شاعران این دوره معمولاً از ایشان یادداشتهایی و دستنوشتههایی را دارند. خود ایشان هم بلیغ سخن میگفت و درعینحال با فلسفه و فقه و کلام و رجال کاملاً آشنایی داشتند و مسلط بودند.
سیاست جهانی را هم خوب میشناخت. طوری عمل کرد که جامعه جهانی از آمریکا متنفر شوند؛ و در داخل هم مردم شور و شوق و انسجام مجددی پیدا کنند.
و از همه اینها بالاتر بعد معنوی ایشان بود؛ مؤمن و متقی و زاهد و سادهزیست بود. باید یکبار منزل ایشان را میدیدید. اهل قرآن و دعا و شبزندهداری بودند. خیلی از ادعیه را ایشان حفظ بود. بر قرآن مسلط بود. عاشق شهادت بود. در یکی از خطبههای جمعه فرموده بودند که خدایا توفیق بده که محاسنم با خون سرم خضاب شود. هنگام نماز بر قاسم سلیمانی شهید از خدا طلب شهادت کرد. پایان کار ایشان هم به شهادت ختم شد. مزد سالها مجاهدت خالصانه را که در راه خدا داشت گرفت. عاشَ سعیدً و ماتَ سعیدً.
البته نبود او برای ما تلخ است و مصیبت است اما همانطور که در آن نوبت هم عرض کردم خلف صالح او انشاءالله همان مسیر را باصلابت و قدرت بیشتر با کمک مردم و توکل بر خدای منان ادامه خواهد داد.
امام راحل و امام شهید میراثی به یادگار گذاشتند که مردم قدردان آن هستند و آن حکومت دینی و جمهوری اسلامی است. امام، دین را به عرصه سیاست و اداره جامعه وارد کرد؛ و امام شهید با توجه به جنبههای تمدنی اسلام و تمدن سازی مسیر را رشد و توسعه داد؛ و هر دو بر دو مطلب تأکید داشتند و تأکید میکردند در طول این چهلوهفت سال که اولین آن مردم است بهعنوان رکن اصلی نظام و حاکمیت؛ و دوم مبارزه با ظلم و ستمگری و زیر بار ستم نرفتن و مستقل بودن.
امروز مردم باایمان و قدرشناس ایران اسلامی با انسجام و وحدت بینظیر خود از حاکمیت و نظامشان دفاع میکنند. بدون خستگی چهل شب و گاهی دو نوبت ساعتها در خیابان ایستادند تا نظامشان و کشورشان آسیب نبیند. جلوههای حضور مردم در این شبها قابل وصف نیست. باید در بین مردم بود و دید. انسان احساس میکند ملائکه الهی اطراف این جمعیتها را گرفته و بر مردم درود میفرستند؛ که چگونه با اخلاص وارد میدانِ خیابان شدند تا رزمندگان غیور در میدانِ رزم و جنگ، مقتدرانه کار را پیش ببرند.
و آن مطلب دومی که امامین انقلاب دنبال کردند را با همین حضور پیگیری میکنند که ما ملتی نیستیم که تن به ذلت بدهیم و زیر بار زور برویم. از کودک و پیر امروز همان کلام امامشان را بر زبان دارند که مثلی لایبایع مثله و لذا اصلاً به سمت سازش و سازشکاری حرکت نمیکنند. اساساً تا وقتی شما در میدانِ خیابان هستید یعنی سازش معنا ندارد؛ و لذا چون تربیتشده مکتب حسین علیهالسلام هستیم، در موارد اینچنینی به همهکسانی که نصیحت به کوتاه آمدن و امثال اینها میکنند، یک پیام بیشتر نداریم و آن همان کلام حسین علیهالسلام است که فرمود هیهات من الذله.
آمریکا جنایت کرد و فرزندان این ملت را به شهادت رساند. دانشمندان، فرماندهان نظامی و از همه بالاتر پدر امت را شهید کرد.
پدر کشتی و تخم کین کاشتی/ پدرکشته را کی بود آشتی؟
امروز ما پدرکشته هستیم؛ خون رهبر و امام و قائد شهیدمان کینهای الهی که خودش فضیلت است در دل و جان همهی آزادی خواهان جهان و ارادتمندان و ملت ما ایجاد کرده است. این کینه بهسادگی پاک نمیشود. برای اینکه فراموش نکنیم آمریکا جنایتکار است و پلید است، با تمام قدرت و بهقصد قربت لعن میکنیم.
با قلدری تمام، تمام قوانین بینالمللی و اخلاقی و انسانی را زیر پا میگذارند و باند تبهکار با همراهی باند تبهکار منطقه، مسابقه درندگی و سفاکی راه میاندازند؛ و به این خباثت خودشان هم افتخار میکنند. دیدید که بعد از پیروزی ایران و شکستهای پیدرپی در لبنان، با آتشبس لبنان چه کردند! در میدان لبنان باختند؛ از هوا بر سر مردم بیگناه لبنان و بیدفاع لبنان آتش و بمب ریختند تا شاید برای خودشان دستاوردی بسازند. همین صهیونیستهای پلید تلاش خواهند کرد این آتشبسی که صورت گرفته و این مقدماتی که فراهم شده به نتیجه نرسد؛ و ما هر جمعه بهقصد قربت این پلید را هم لعن میکنیم.
آمدند به منطقه و جنگ و خونریزی راه انداختند، انسانهای پاک را به شهادت رساندند، اقتصاد دنیا را به چالش کشیدند، ایران جلوی آنها را گرفت. فکر نمیکردند در گل گیر کنند؛ اما دوران تحقیر کردن ملتها توسط این جرثومههای فساد تمام شده است. ایران غیور آنها را تحقیر کرد؛ سرافکنده دنیا شدند. از اواخر هفته دوم جنگ دنبال میانجی بودند. نتوانستند یک عملیات کوچک را در یک منطقه محدود مدیریت بکنند. مفتضحانه با تلفات فراوان فرار کردند. بعد آثار خودشان رو را از بین بردند.
این تحقیر آمریکا و اسرائیل خبیث تا حصول نتیجه قطعی که در ده بند پیشنهادی ایران مطرح شده ادامه خواهد داشت. همین مرحله که قبول کردند در چارچوبی که ایران مشخص کرده وارد شوند برای ایران پیروزی است. این را توجه داشته باشید؛ چون بعضی وقتها بعضی صحبتها میشود؛ و این ادامه دارد تا نتیجه قطعی گرفته شود. البته کماکان توجه کامل به خباثتهای این موجود پلید که دو بار در حال مذاکره حمله کرده و ممکن است بازهم تکرار کند باید باشد. شکست میدانی او با هیچچیزی برای او جبران نخواهد شد؛ اما بالاخره هر جنگی پایانی خواهد داشت.
عزیزان بر اساس عزت ملی و مصالح امت تحت نظارت و هدایت ولی امر مسلمین کار را پیش میبرند و همانطوری هم که مسئولین گفتند دست به ماشه هستند و تا حصول نتیجه قطعی بدانید که هیچ اتفاقی نخواهد افتاد؛ و ما همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، حضور میدانی خود در خیابان را تا پایان قطع جنگ نظامی توسط رزمندگان و جنگ دیپلماسی توسط دیپلماتهای عزیز باقدرت ادامه خواهیم داد انشاءالله.
همهی این پیروزیها به برکت خون شهید است. حضور و زندگی امام شهید سرشار از برکت بود برای انقلاب. شهادت او هم برکت مضاعفی شد. خون تازهای شد در احیای اهداف بلند انقلاب و اسلام. این خاصیت شهادت است؛ شهدا با شادمانی از فضل الهی به بازماندگان مژده میدهند که ترسی و غمی نداشته باشند.
این بشارت یک پیام مهم برای ما دارد. ما را متوجه یک جریان از جنگ روایتها میکند. یکی از فعالیتهای جبهه باطل القای ترس و ناامیدی است که شهادت عامل شکست است. نیروها ازدست رفته، فرمانده نداری، دانشمند نداری، تجهیزات نداری، اما قرآن کریم این القائات را از طرف شیطان میداند؛ و اینها را باطل معرفی میکند. اهل ایمان در مقابل تهدید دشمن با توکل بر خدا ایمانشان افزوده میشود. اسلام به ما آموخته که در مقابل ترس افکنی دشمن باید مقاومت کرد و از خداوند استمداد صبر و ثبات قدم کرد. «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ».
بزرگترین هنر شهدا این است که جبهه حق را تا رسیدن به پیروزی نهایی سرزنده و بانشاط و پرانگیزه نگه میدارند. همینکه شما در این شبها درک میکنید. این شور، این هیجان، این سرزندگی به برکت خون شهداست. خدای تعالی در آیه صد و هفتاد سوره آلعمران فرمود: «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» در حالی که خدا به آنچه از بخشش به آنها عطا کرده شادماناند و خوشحالاند بشارت میدهند به کسانی که هنوز به آنها ملحق نشدند. این بشارت شهدا پرده از یک جنگ شناختی ادراکی و یک جنگ روایتی بزرگ بین جبهه حق و جبهه باطل و جنود شیطان برمیدارد.
در روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دارد که در همه قضای الهی برای مؤمن خیری هست؛ یعنی هر اتفاقی که قضا و قدر الهی برای شما رقم زده در او خیری برای شما هست. شهادت هم یکی از قضا و قدرهای الهی است. شهادت برای شهید و برای امت شهید داده، همهاش خیر است؛ و جنگ روایتها اینجاست که شیطان و جنودش شهادت را منشأ شکست و نابودی میدانند. «إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» در حقیقت این شیطان است که دوستانش را با شایعهپراکنی با گفتارهای وحشتزا، با توییت زدن، با فضای مجازی و امثال اینها میترساند. خدای تعالی میفرماید اگر مؤمن هستید از من بترسید.
کار دشمن بهتبع شیطان دلهره انداختن، ترساندن و ناامید کردن است. امروز هم شما این کار شیطان را بهخوبی لمس میکنید که چگونه با کلماتشان در دلها ایجاد رعب میکنند. چه چیزی این القای شیطان و ایجاد ترس را از بین میبرد؟ بشارت شهدا؛ «وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» اگر در دل ما رعبی افتاد، بشارت شهدا اینها را از بین میبرد. میگویند نترسید، نگران نباشید، ناامید نشوید، نهتنها شکست ندارید بلکه در مقدرات شما پیروزی نوشته شده است؛ چون این وعدهی الهی است؛ و وعدهی الهی محقق خواهد شد. آیه صد و هفتاد و سوم از سورهی مبارکهی آلعمران فرمود: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ».
بنابراین همهی عزیزان محکم در میدان بایستید و میایستیم و گوشبهفرمان سید القائد هستیم و به وعدههای الهی ایمان و اعتماد داریم که نصرت و پیروزی از آن ماست انشاءالله.
پویش جان فدا را هم اگر عزیزان تا حالا ثبتنام نکردند ثبتنام کنند؛ و از این مرحله هم غافل نباشند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾