۱۴۰۴/۱۱/۱۰

سردبیر

حضرت مهدی(عج) مهدی‌الامم و امید نهایی بشر برای رهایی از ظلم جهانی است

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته

بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا تجارت پرسود دنیا را تجارتی می‌دانند که آخرت آنان را آباد کند. در سوره مبارکه صف آیه 10 و 11 فرمود: «يَاَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ هَل اَدُلُّكُم عَلَی تِجَارَةٍ تُنجِيكُم مِّن عَذَابٍ اَلِيمٍ». ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید، آیا شما را بر تجارتی دلالت کنم که شما را از عذابی نزدیک نجات دهد؟ «تومنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله باموالکم و انفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون».

عرض کردم امیرالمومنین در نامه 31 به فرزند بزرگوارش، 14 صفت برای کسی که به او وصیت می‌شود بیان فرمود. چند مورد در نوبت‌های قبل عرض شد. در ادامه فرمود، وضعیت انسان این‌گونه است: «وَ غَرِيمِ الْمَنَايَا»، وام دار نابودی‌ها، «وَ اَسِيرِ الْمَوْتِ»، اسیر مرگ، «وَ حَلِيفِ الْهُمُومِ»، هم‌سوگند رنج‌هاست.

تعابیر زیبائی برای فهم و درک بیشتر بکار برده‌اند. اجل مثل طلبکار انسان را دنبال می‌کند تا طلبش را وصول کند. راجع به اجل و نزدیک بودن آن به انسان در نهج‌البلاغه فراوان فرموده است. در حکمت 306 فرمود: کفی بالاجل حارساً. اجل نگهبان خوبی است و برای حفظ انسان کفایت می‌کند. بالاخره هر کس سرنوشت مشخصی دارد که تا به آن لحظه‌ای که خداوند برای او تقدیر کرده نرسد جان او در امان است؛ و البته وقتی زمانش برسد هم کسی توان ندارد جلویش را بگیرد. زندگی و مرگ در اختیار خداوند عالم است. در خطبه اشباح خطبه 91 فرمود: سرآمد زندگی و پایان عمر را آفرید، آن را گاه طولانی و گاه کوتاه قرار داد؛ و گاه مقدم و گاه موخر داشت؛ «و خلق الاجال فاطالها و قصرها و قدمها و اخرها».

در خطبه 62 حضرت را از ترور و کشته شدن ناگهانی ترساندند، فرمود: خداوند برای من پوششی استوار قرار داد که مرا حفظ نماید. هنگامی که عمرم بسر آید از من دور شده و مرا تسلیم مرگ می‌کند که در آن روز، نه تیر خطا می‌رود و نه زخم بهبود پیدا می‌کند.

یا همان عبارت معروف حکمت 74 که فرمود: «نفس المرء خطاه الی اجله»؛ یعنی عمر انسان تدریجی به پایان می‌رسد. انسان در همه حال در حال نفس کشیدن است چه خواب و چه بیداری و در همه حال نفس می‌کشد و به با همین دم و بازدم به مرگ خود نزدیک می‌شود.

مثلاً دستگاه تنفس و ریه انسان چند میلیارد مرتبه با هر دمی، اکسیژن جذب می‌کند و دی اکسید کربن را دفع می‌کند؟ همه این اعضائی که خداوند در اختیار ما گذشته ظرفیتی دارند که باید حفظ و نگهداری شوند و درباره آنان زیاده روی و یا تفریط نداشت.

بعد حضرت به امام مجتبی فرمود: فرزندم انسان، «وَ قَرِينِ الْاَحْزَانِ»، هم نشین اندوه‌ها، «وَ نُصُبِ الْآفَاتِ»، آماج بلاها، «وَ صَرِيعِ الشَّهَوَاتِ»، به خاک افتاده خواهش‌ها، «وَ خَلِيفَةِ الْاَمْوَاتِ» و جانشین گذشتگان است. معنای این جملات روشن است و احتیاج به توضیح اضافی ندارد.

حالا اینجا این سوال مطرح می‌شود وقتی وصیت کننده و وصیت شونده چنین صفاتی دارند، اصل وصیت چه ضرورتی دارد. می‌فرماید: «امّا بَعْدُ، فَاِنَّ فیما تَبَيَّنْتُ مِنْ إِدْبارِ الدُّنْیا عَنِّى وَجُمُوحِ الدَّهْرِ عَلَىَّ و اِقْبالِ الاَخِرَةِ اِلَىَّ، ما يَزَعُنِى عَن ذكْرِ مَنْ سِواىَ، وَ الاِهْتِمامِ بِما وَرائِى»، پس از ستایش خداوند، همانا گذشت عمر و چیرگی روزگار و روی آوردن آخرت، مرا از یاد خودم بازداشته و تمام توجه مرا به آخرت کشانده است. «غَیرَ اَنِّی حیثُ تَفَرَّدَ بی دُونَ هُمُومِ الناسِ هَمُّ نفسِی»؛ که به خویشتن فکر کنم و از غیر خودم روی گردان شوم.

«فصدفنی رایی و صرفنی عن هوای و صرح لی محض امری فافضی بی الی جد لا یکون فیه لعب و صدق لا یشوبه کذب»؛ که نظرم را از دیگران گرفت و از پیروی خواهش‌ها باز گرداند و حقیقت کار مرا نمایاند و مرا به راهی کشاند که شوخی بر نمی‌دارد و به حقیقتی رساند که دروغی در آن راه ندارد؛ یعنی وقتی خالصانه به فکر خودم و کارم هستم و بررسی می‌کنم نه تنها تو را بخشی از خودم بلکه تمام خودم می‌یابم؛ «و وجدتک بعضی بل وجدتک کلی» و تو را دیدم پاره تن من بلکه همه جان منی، «کان شیئا لو اصابک اصابنی و کان الموت لو اتاک اتانی»، آنگونه که اگر آسیبی به تو رسد به من رسیده است و اگر مرگ سراغ تو آید زندگی مرا گرفته است. «فعنانی من امرک ما یعنینی من امر نفسی»، پس کار تو را کار خود شمردم.

حضرت با این کلمات اوج خیر اندیشی و خیرخواهی و محبت خودش را به فرزندش نشان داده است. هرچه برای خودم می‌خواهم برای تو هم می‌خواهم. هر امر با اهمیتی که در زندگی مطرح است همه را برای تو هم در نظر دارم. مشکلات تو مشکلات من است. تحمل سختی‌های تو را ندارم. «فکتبت الیک کتابی مستظهرا به ان انا بقیت لک او فنیت»؛ و نامه‌ای برای تو نوشتم تا تو را در سختی‌های زندگی رهنمون باشد، چه من زنده باشم یا نباشم. چرا؟ چون این نامه حاصل عمر من است.

حالا امام علیه‌السلام شروع می‌کنند به وصیت. اول خلاصه‌ای از کل وصیت را مطرح می‌کنند و یک آمادگی ذهنی ایجاد می‌کنند و بعد همان را شرح می‌کنند. تاکید ایشان بر روی تقوا، یاد خدا و چنگ زدن به ریسمان الهی است. اول با تقوا شروع می‌کنند و می‌فرمایند: «فانی اوصیک بتقوی الله یا بنی و لزوم امره و عماره قلبک بذکره و الاعتصام بحبله». ابتدا به تقوا سفارش مى‌کنند. همه انبیاء الهی و دستور اصلی همه کتب آسمانی و وصیت همه الیاء خدا تقواست. کآن هر کس که امامت امتی را به عهده می‌گیرد در هنگام صحبت باید از تقوا بگوید و مردم را به تقوا سفارش کند. لذا هر نمازی که خطبه دارد توصیه به تقوا هم دارد؛ و الا آن خطبه ناقص است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه‌ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می‌کنم. استغفر الله لی و لکم.

متقین آسایش خود را در قناعت می‌بینند. در ادامه حکمت 364 مولانا امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: «يَا جَابِرُ قِوَامُ الدُّنْيَا بِاَرْبَعَةٍ»، اى جابر استوارى و برپايى دين و دنيا به چهار كس است: «عَالِمٍ مُسْتَعْمِلٍ عِلْمَهُ»، عالمى كه علم خود را به كار بندد، «وَ جَاهِلٍ لَا يَسْتَنْكِفُ اَنْ يَتَعَلَّمَ»، جاهلى كه از آموختن ننگ نداشته باشد، «وَ جَوَادٍ لَا يَبْخَلُ بِمَعْرُوفِهِ»، و توانگرى كه از نيكى و احسان بخل نورزد. «وَ فَقِيرٍ لَا يَبِيعُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ»، و تنگدستى كه آخرتش را به دنيا نفروشد، «فَإِذَا ضَيَّعَ الْعَالِمُ عِلْمَهُ»، پس هنگامى كه عالم علم خود را به كار نبرد، «اسْتَنْكَفَ الْجَاهِلُ اَنْ يَتَعَلَّمَ»، جاهل از آموختن ننگ خواهد داشت، «وَ إِذَا بَخِلَ الْغَنِيُّ بِمَعْرُوفِهِ»، و هنگامى كه ثروتمند از نيكى و احسان خوددارى كند، «بَاعَ الْفَقِيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ»، تنگدست آخرتش را به دنيا مى‏فروشد. خلاصه برپايى دنيا بدون اين چهار چيز ميسّر نخواهد بود.

روزهای پر نور و خیر ماه شعبان در حال سپری شدن است ان شاءالله همه ما از این ساعاتی که در آن قرار گرفته‌ایم بهره لازم را ببریم.

تقارن این ایام مبارک با روزهای دهه فجر و جشن های پیروزی انقلاب اسلامی، باعث نورانیت بیشتر جشن پیروزی شده است.

روز جوان به مناسبت ولادت حضرت علی اکبر در همین ایام است که به همه شما تبریک عرض می‌کنم. پیام این تقارن این است که در پیروزی انقلاب نقش محوری را جوانان داشتند و در تثبیت و بقاء و دفاع از آرمان های آن هم جوانان نقش دارند.

به ایام پر نور ولادت قطب عالم امکان، خاتم الاوصیاء، بقیه الله الاعظم، حجه بن الحسن، مهدی الامم، امام زمان، روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه نزدیک می شویم که بر همه شما و بشر مبارک باشد.

چگونه با امام ارتباط بگیریم و یا او را واسطه بین خود و خدا قرار دهیم؟ از ناحیه خود حضرت به ما رسید که فرمود: هر وقت خواستید به وسیله‌ی ما به خدای متعال و به خود ما روی آورید، این زیارت‌نامه آل یس را بخوانید، … مختصر اشاره میکنم که این زیارت‌نامه‌ نورانی، فهرستی از اوصاف پرنور حضرت و با بیست‌وسه «سلام» ارتباطی قوی بین ما و وجود مبارک حضرت برقرار می‌کند. ویژگی خاصی هم دارد و آن که سنت عرضه دین به امام معصوم علیه‌السلام است که باعث تصحیح دین و تثبیت اعتقادات است.

معنای مهدی الامم امروز خیلی خوب فهمیده می‌شود که چگونه بشر منتظر کسی است که بیاید و همه مکر و نیرنگ و ستم و ظلم و تبعیض‌ها را از سر همه به خصوص بلاد اسلامی بردارد.

حضرت امام ره به ما نشان داد آن چهره ظلمانی‌ای که باید با تمام وجود با آن مقابله کنیم و حکومت جهانی حضرت حجت سلام‌الله‌علیه را جایگزین آن کنیم، همان لیبرال دموکراسی غرب است. و آن نورِ حقیقی که میتواند این ظلمت را از بین ببرد در دست ماست. فرمود: «انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام، به پرچم‌داری حضرت حجت ارواحنافداه است».

شعار مرگ بر آمریکای شما تاریکی را به نور تبدیل می کند. از روز اول، انقلاب اسلامی، خود را مقدمه انقلاب جهانی امام عصر ارواحنافداه معرفی کرده است. مقدمه قیام جهانی حضرت، انقلابی است که تمام مناسبات فرهنگ استکباری را از بین برد. نگاه نظام اسلامی در رویارویی با استکبار، به افق نور است. آینده به سوی نور است. آینده‌ای که خدای متعال جلوی ما گذاشته و ما در مسیر نگاه به چنین آینده‌ای، در هر مقطعی قرار بگیریم، مثل این است که با امام زمان زندگی می‌کنیم. به همین جهت امام صادق علیه‌السلام فرمودند: هر کس در حال انتظار بمیرد مثل کسی است که با حضرت زیر یک خیمه قرار داشته است؛ و همین راز امیدواری ما به آینده است. آینده‌ای که ما را به آرمان بزرگ ایجاد تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی نزدیک می‌کند.

یکی از دستاوردهای اساسی و نعمت‌های الهی در انقلاب اسلامی، قوی شدن ایران بود. عزیزان یک نگاه گذرا فقط به تاریخ دویست‌ساله ایران معاصر داشته باشید، قطعاً اذعان خواهید کرد که انقلاب اسلامی، به انحطاط روزانه ایران عزیز پایان داد. انحطاط از دوران جنگ‌های ایران و روس و تحمیل معاهدات ننگین گلستان (در آبان ۱۱۹۲ش) و ترکمانچای (اسفند ۱۲۰۶ش) به ایران شروع شد. بعد هم شاهان عیاش و بی کفایتی که قراردادهای اقتصادی خسارت بار مانند: رویتر، لاتاری، رژی، دارسی و…، با دول استعماری بستند و نتیجه‌اش غارت منابع و ثروت ملی بود. وابستگی دولت ایران در عهد قاجار و حلقه واسط برای تأمین منافع قدرت‌های خارجی کاملاً روشن است.

بعد که نوبت به رضا خان رسید، وضعیت انحطاط با سرعت بیشتری در زمینه های سیاسی و اقتصادی رشد کرد. مشکل فقط وابستگی نبود بلکه دست نشانده بودن هم اضافه شد و زیرساخت هویتی و فرهنگی ایران هم در معرض انحطاط قرار گرفت. از آنجائی‌که انگلیس نتوانسته بود قرارداد ننگین «۱۹۱۹» را به خاطر وجود شهید مدرس در مجلس و امتناع احمد شاه از امضاء به حکومت ایران تحمیل کند، انگلستان به این قطعیت رسید که حتماً باید یک حکومت صددرصد وابسته به انگلیس روی کار بیاید به این ترتیب ژنرال آیرونساید، فرمانده کل نیروهای انگلیسی در ایران مأموریت یافت برای اجرای کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹، او یک قزاق به نام «رضا سوادکوهی» که بخاطر علاقه‌اش به استفاده از مسلسل ماکسیم «رضا ماکسیم»، با توجه به درجه نظامی‌اش «رضا میرپنج»، به دلیل روحیه خشن و ظالمانه‌اش «رضاخان»، بعد از کودتا وزیر جنگ شد، «سردار سپه» و در ایام سلطنتش «رضاشاه» و با انتخاب محمدعلی فروغی «رضا پهلوی» نامیده می‌شد را پیدا کرد برای کودتا.

شهریور ۱۳۲۰ که ایرانِ دارای حکومت مرکزی و دولت و ارتش، به شکل ناگهانی توسط قوای شوروی و انگلیس اشغال شد، شاه به اصطلاح مقتدر ایران از سلطنت برکنار شد و با خفت به جزیره دورافتاده موریس تبعید شد؛ و پسر ۲۲ ساله‌اش به سلطنت گماشته شد، پای آمریکا هم علاوه بر روس و انگلیس به استعمار ایران باز شد. و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، وضعیت بد‌تر شد و ننگ دست‌نشاندگی ریشه دارتر شد و آمریکا در کنار ارتش و دربار و چرخه اداری، رکن چهارم حکومت شاه شد.

حضرت امام فرمود: همچون با تبلیغات خودشان، ما را ترساندند كه از خودمان می‌ترسیدیم، به خودمان اعتماد نداشتیم. اگر یك كسی مریض می‌شد، می‌گفتیم باید به خارج برود، در صورتی كه طبیب داشتیم. همچون با ما رفتار كردند و ما را لرزاندند و ما را تهی كردند كه اگر می‌خواستیم یك زمین، یك راهی را آسفالت كنیم، می‌گفتیم باید از خارج بیاوریم، با این‌كه داشتیم. باید ارتش ما را خارجی‌ها اداره كنند، باید نفت ما را خارجی‌ها بیایند اداره كنند، با این‌كه ما داشتیم.

انقلاب اسلامی -که در آستانه آغاز دهه فجر هستیم با ورود حضرت امام با آن شخصیت ملکوتی و معنوی و الهی که داشت در 12 بهمن سال 57 که به همه شما تبریک عرض می‌کنم- این روند دویست‌ساله‌ی انحطاط و اضمحلال قدرت و اقتدار را از بین برد و تلاش برای تحقق «ایران قوی» در دستورکار جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت. لذا جمهوری اسلامی با قوی‌سازی ایران توانسته در مقیاسی تاریخی و ریشه‌ای دستاوردآفرین باشد.

خود شما بررسی کنید مسیر حرکت ایران در این سالها چگونه بود از وابسته و منفعل بودن، به کشوری قدرتمند و مستقل تغییر پیدا کرده است. به عنوان نمونه ریشه انحطاط و ضعف ایران که بیگانه توانست بر مقدرات سیاسی و اقتصادی او تسلط پیدا کند در ضعف قدرت دفاعی بود. در مقابل روسها در دو جنگ پشت سر هم شکست خورد و از همین برتری نظامی امتیازات اقتصادی هم گرفتند و او را وابسته سیاسی هم کردند. در جنگ اول و دوم جهانی کشور را با افتضاح اشغال کردند و خسارت زدند همه به خاطر ضعف قدرت دفاعی بود حتی در بعد از انقلاب که صدام حمله کرد چون توهم این را داشت که ایران ضعیف است و سه تا یک هفته کار ایران تمام است. اما معجزه دفاع مقدس و تاب آوری ملت، تمامیت ارضی ایران را حفظ کرد و در دنیا سربلند شد و شروع رشد شگفت‌انگیز و عظیم توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران شد. بحث توانمندیها نیست این فقط نمونه بود.

یک نکته عرض کنم و آن این‌که حضرت آقا در بیانیه گام دوم، بالغ بر ۳۳ صفت برای انقلاب اسلامی ایران شمردند مثلاً: انقلاب اهل افراط نیست؛ تنها نظامی است که بدون وابستگی به زر و زور صحبت می‌کند؛ اهل صداقت و صراحت است. لذا اگر به تاریخ دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران نظر کنید می‌بینید که نظام اسلامی بر اساس «عزّت، حکمت، و مصلحت»، اهل تفاهم و تعامل و گفتگو با ملت‌ها و دولت‌ها و یکی از پُرمذاکره‌ترین و گفتگومحورترین کشورهای منطقه بلکه جهان است.

حضرت آقا سال گذشته در همین ایام فرمودند: امروز وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران یکی از پُرکارترین وزارت‌خارجه‌ها است. کارش همین است که با کشورهای دنیا مذاکره می‌کنند، رفت‌وآمد می‌کنند، حرف می‌زنند، قرارداد می‌بندند؛ استثنائی که وجود دارد، آمریکا است.

با این مقدمه عرض می‌کنم آمریکای پلید سعی دارد ایران را تا جایی که ممکن است با کمترین هزینه نابود کند. لذا هدف آنها این است که حلقه محاصره را تنگ‌تر کنند. با اعمال فشار حداکثری و مطرح کردن مکرر مذاکره، افکار عمومی را در دست بگیرند، اقتصاد ایران را شرطی کنند و تا بتوانند جلوی پیشرفت ایران را بگیرند. نام تسلیم شدن را مذاکره گذاشته‌اند. پس اگر خوب دقت بفرمائید اینجا مذاکره تله‌ای است برای گیر انداختن ایران.

اگر خاطر شریف شما باشد چند جمعه قبل عرض کردم ما در وسط دهه‌ حساس و حیاتی گذار از تک‌قطبی آمریکایی به چندقطبی هستیم و لذا مذاکره با آمریکا به صورت مستقیم و با بحث تسلیم، سم مهلک است. اما با سایر کشورها با همه ظرفیت‌ها روابط سازنده داریم. البته همیشه ایران گفته است که اگر مذاکره واقعی باشد همراهی می‌کند اما نه مذاکره‌ای که وسط آن جنگ صورت بگیرد نه مذاکره‌ای که لیست جلوی او بگذارند و بگویند این را امضا کن این‌ها مذاکره نیست.

اخیراً یک تله دیگر هم اضافه کرده‌اند و آن تهدید به حمله است و ایجاد رعب و دو قطبی مذاکره یا جنگ که قبلاً هم گفته بودند. یکی از مهمترین ابزار دشمن و دال مرکزی او ترساندن است. حالا خوب است مکرر دیده‌اند که مردم ما نمی‌ترسند و در اینجور مواقع اتفاقاً محکم‌تر و با قدرت بیشتر عمل می‌کنند. ما اهل صلح هستیم اما اگر جنگ شود با عزت خواهیم جنگید.

مکرر از سلاح‌ها و ناوهای خود می‌گویند اما ما از آن سلاح‌های قوی‌تر داریم و آن مردمی هستند که توکل بر خدا دارند و می‌گویند «نعم المولی و نعم النصیر». دشمنان ما از عمق فرهنگ دینی در جان ایرانیان خبر ندارند و لذا اگر عبرت نگرفته باشند و دست به اقدامات غلط بزنند نمی‌توانند برگردند؛ دیگران باید بیایند و آنان را از این منطقه جمع کنند و ببرند.

لیست شکست‌های ترامپ در همین دوره از ریاستش را مرور کنید. حرف‌هائی که می‌زند و نقض می‌کند جنگ اوکراین را هنوز نتوانسته تمشیت کند. یمن را نتوانست، اعتراضات داخل کشور خودش را نتوانسته کنترل کند. اینجا هم جواب روشن است؛ حضرت آقا فرمودند: اگر تهدیدمان بکنند، تهدیدشان می‌کنیم؛ اگر این تهدید را عملی کنند، ما هم تهدید را عملی می‌کنیم؛ اگر به امنیت ملت ما تعرض کنند، ما هم به امنیت آن‌ها تعرض خواهیم کرد؛ بدون تردید. این، رفتارِ فراگرفته‌ی از قرآن و دستور اسلام است و وظیفه‌ای است که بر عهده‌ی ما است. حضرت آقا فرمودند: هدف آمریکا بلعیدن ایران است اما این لقمه گلو گیر و باعث خفه شدن او خواهد شد.

از آن طرف هم اتحادیه اروپا آمدند بر خلاف تمام قوانین بین المللی و قوانینی که خودشان تصویب کردند، سپاه پاسداران -این مجموعه خدوم و خدمتگزار همه آزادگان عالم- را تروریست خواندند. همین بخش دیگری از سلطه‌گری آمریکای خبیث است. اتهام به مجموعه‌ای زدند که در مقابل تروریسم دولتی جانانه ایستاده است. خود اتهام زنندگان قرن‌ها است که ملت‌ها را با انواع ترورها و جنایات تحت ظلم قرار دادند. اگر بخواهیم تروریست مجسم را ببینیم باید همین‌ها را ببینیم؛ باید آمریکا و اسرائیل را ببینیم. آحاد مردم ایران اسلامی از فرزندان سبزپوش خود که فدای اسلام و ایران هستند با تمام توان حمایت می‌کنند.

15 بهمن ولادت حضرت حجت و روز جهانی مستضعفین و روز سرباز گمنام روز سربازان گمنام امام عصر را به همه مجاهدان عزیزی که در این عرصه خدمت می‌کنند و شبانه روزی برای برقراری امنیت پایدار از نظام دفاع می‌کنند تبریک عرض می‌کنم.

این مجموعه پهنه عملکردی و اقدامات گسترده‌ای دارد در موضوعات مختلف. همانطور که پلیس و نیروی انتظامی این تنوع را از خارج از مرزها و داخل مرزها دارد. بحث اطلاعاتی و بخشی از بحث امنیتی را سربازان گمنام حضرت حجت سلام الله علیه دارند. کارشان پیچیده و سخت و بسیار دقیق است. باید خدا قوت گفت.

و مردم هم باید به این دستگاه خدوم کمک کنند و اطلاعات مفید را در اختیار آنها قرار بدهند. هرچه امنیت ما مردم پایه‌تر باشد و ارتباط با مردم داشته باشد قوی‌تر خواهد شد. در همین اغتشاشات اخیر کمک‌های مردمی بسیار موثر بود. شعار این نوبت وزارت اطلاعات این بود «وزارت اطلاعات؛ اقتدار و آرامش؛ سرای امید» خدای تعالی به همه این عزیزان قوت و قدرت بیشتر دهد.

نکته‌ای هم راجع به عراق عرض کنم. در ادامه مسیر ضد آمریکائی در عراق و تقویت جریان مقاومت در ساختار قدرت، با اینکه آمریکا علناً فشار می‌آورد که انتخابات برگزار نشود یا نتیجه به میل او باشد. اما جریان مقاومت با شعار اخراج آمریکائی‌ها از عراق علی رغم میل آمریکا پیروز انتخاباتی که به موقع انجام گرفت شد و باعث عصبانیت آمریکائی‌ها شد که احتمال ایجاد مزاحمت و فشار فراوان است.

انتخاب نوری المالکی به عنوان نخست‌وزیری شکست بعدی آمریکا بود. او می‌تواند در مسیر تکمیل محور مقاومت حرکت کند. و صحنه جالبی که آنجا این روزها رخ داد این بود که در حمایت و دفاع از نظام اسلامی و رهبر معظم انقلاب ، با فراخوان دبیرکل کتائب حزب الله عراق هزاران عراقی به مرکز ثبت نام برای عملیات شهادت طلبانه علیه امریکا در بغداد هجوم آوردند.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾