متن کامل خطبه نماز جمعه 22/03/1405
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا خود را ملتزم میدانند که طبق سیره رسول خدا عمل کنند. مولای ما، امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه، در وصیتنامه و پندنامه خود به فرزند گرامیشان فرمودند: «واعلم یا بُنَیَّ أنَّ أحداً لم یُنْبِئْ عن الله سبحانه کما أنبأ عنه رسولُه.» ای پسر من، بدان که هیچکس از جانب خداوند سبحان آنگونه که رسول خدا پیام آورده است، پیامی نیاورده است. «فارضَ به رائداً و إلی النَّجاة قائداً.» پس او را پیشرو خود بدان و او را رهبر نجات خویش بشمار. «و إن لم آلُکَ النَّصیحة.» من در پند و اندرز دادن به تو کوتاهی نکردم «و إنَّک لن تبلغ فی النَّظر لنفسک و إن اجتهدت مبلغ نظری لک.» من نسبت به پند و اندرز تو کوتاهی نکردم و تو در فکر و اندیشه و آن تفکری که داری، هرچند کوشش کنی که به حد و نهایت فکر و اندیشه من برسی، نخواهی رسید.
در این بخش از پند امیرالمؤمنین، حضرت به دو نکته اشاره فرمودهاند. یکی به افضل بودن رسول خدا نسبت به دیگر انبیا؛ زیرا کاملترین و جامعترین نبوت را حضرت آورده، بهترین کتاب را آورده و رهبری او نسبت به سایر انبیا بالاتر است. همانطور که سطح بینش امت رسول خدا گستردهتر و دامنه آن وسیعتر از امتهای گذشته است، روشی که رسول خدا برای رساندن افراد به سعادت در دار قرار و آسایش دنیا دارد، بهترین روش است که در قرآن کریم و روایات نیز به آن اشاره شده است.
توجه دارید که این اصلی است که قرآن کریم آن را روشن کرده و بیان فرموده است که رسول خدا افضل بر انبیاست. چندین نمونه وجود دارد که از جهات مختلف این افضلیت را برای ما تنظیم و ترسیم میکند.
اولاً، همه انبیای الهی و مرسلین یکسان نیستند. در آیه ۲۵۳ سوره مبارکه بقره فرمود: «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ» در اینجا میفرماید که رسولان، بعضی بر بعضی دیگر فضیلت دارند. همچنین در آیه ۵۵ سوره مبارکه اسراء فرمود: «وَلَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلَى بَعْضٍ». در اینجا سخن از انبیاست. یکی به فضیلت مرسلین و دیگری به فضیلت نبیین اشاره میکند و درجات پیامبران را بیان میکند که اینها نسبت به یکدیگر تفاوتهایی دارند. قرآن کریم به موارد فضیلت آنان نیز اشاره کرده است. من چون اکنون محل بحث نیست، وارد آن نمیشوم که مثلاً حضرت یونس نسبت به پیامبری دیگر یا حضرت یوسف نسبت به دیگر انبیا چه فضیلتهایی دارند که دیگری ندارد.
اما رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم بر همه انبیا و مرسلین فضیلت دارد. از چند جهت، تنها یکی دو نمونه را عرض میکنم. مثلاً رسول خدا آورنده «امّالکتاب» است؛ کتابی که همه کتابهای گذشته را تصدیق میکند و بر همه آن کتابها هیمنه و سیطره دارد. این هیمنه از آن جهت است که قرآن چنان عظمتی دارد که کسی نمیتواند آن را تحریف کند و خود خدای متعال آن را از همه جهات حفظ میکند. در سوره مبارکه حجر، آیه نهم، فرمود: «إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ».
اینکه قرآن کریم هیمنه دارد، در آیه ۴۸ سوره مبارکه مائده فرمود: «وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ» این «مهیمناً علیه» اشاره به همین مطلب دارد. بنابراین، هم روایات را باید بر آیات کریمه قرآن عرضه کرد که آیا درست هستند یا نه، و هم مطالب کتب انبیای گذشته را باید با قرآن سنجید که آیا صحیح هستند یا خیر. اگر صحیح نبودند، باید آنها را به دیوار کوبید؛ فرقی نمیکند روایت باشد یا مطالبی که در کتابهای دیگر آمده است.
از آنجایی که هر پیامبری مانند کتاب خود است، یعنی آن کتاب در هر سطحی که باشد، آن پیامبر نیز در همان سطح قرار دارد، بنابراین رسول خدا نیز بر انبیای گذشته هیمنه دارد. از همین فضیلتی که کتاب دارد، فضیلت رسول خدا بر دیگر انبیا نیز فهمیده میشود. این یک نمونه بود.
نمونه دیگر آن است که در آیه ۴۱ سوره مبارکه نساء، رسول خدا را شاهد بر انبیای دیگر معرفی کرده است. فرمود: «فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا» این نیز نشانه افضلیت رسول خداست. انبیای الهی درباره امتهای خود شاهد و گواهاند و شهادت میدهند، اما رسول خدا هم درباره آن انبیا و هم درباره امتهای آنها شهادت میدهد.
انبیا شاهد عقاید، اخلاق و اعمال امتهای خود هستند، ولی رسول خدا بر همه آن عقاید، اخلاق و اعمال، و نیز بر خود آن پیامبران و امتهایشان شاهد است. یعنی رسول خدا از اعمال همه انسانهای گذشته و آینده باخبر است. این نیز فضیلتی دیگر است و تا روز قیامت چنین خواهد بود. در روز قیامت نیز همه تحت پوشش مقام حضرت هستند. فرمود: «آدم و من دونه تحت لوائی یوم القیامة.» همه تحت پرچم رسول خدا قرار میگیرند.
این دو نمونه را برای افضلیت رسول خدا عرض کردم که بحثی مفصل است و در جای خود باید مطرح شود. این بحث، گذشته از روایات، بحثی قرآنی است و آیات فراوانی افضلیت رسول خدا را ثابت میکند.
در نکته بعدی که امیرالمؤمنین در اینجا فرمودهاند و درباره خودشان سخن گفتهاند: «و إنَّک لن تبلغ فی النظر لنفسک و إن اجتهدت مبلغ نظری لک.» حضرت میفرمایند تو چنین وضعیتی داری؛ پس به من نیز نگاه کن. در واقع، حضرت به عنوان نفر دوم به فرزند گرامی خود توصیه میکنند که پیامبر اکرم بهترین رهبر و بهترین راهنماست؛ او را به عنوان پیشوا و نجاتدهنده خود بدان. سپس بعد از رسول خدا، به من مراجعه کن.
حضرت خود را به عنوان کسی معرفی میکنند که هدایت در دست اوست و در هدایت مردم از هیچ چیزی فروگذار نکرده است. از او تبعیت کن؛ یعنی اگر میخواهی موفق باشی، توجهت ابتدا به رسول خدا و سپس به من باشد.
اینکه امیرالمؤمنین هادی امت و هدایتکننده بشر است، همانگونه که رسول خدا هادی است، طبق آیات شریفه قرآن نیز ثابت است. آنجا که فرمود: «إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ» ذیل این آیه روایاتی وجود دارد که رسول خدا را منذر و هادی را امیرالمؤمنین میدانند. این آیه، آیه هفتم سوره مبارکه رعد است. به آن روایات مراجعه کنید.
برای نمونه عرض میکنم که حضرت فرمودند: «إن الهادی من بعدی علی» رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودند: «علی، رایة الحق و مظهر حق و پرچم هدایت است. ای علی، تو چراغ در گمراهیها و نور هدایت هستی و تو علم برافراشته برای اهل دنیایی؛ یعنی اگر دنبال تو بیایند، راه را گم نمیکنند.»
سپس فرمودند: «آیا میخواهید شما را راهنمایی کنم به کسی که اگر ارشاد و هدایت او را بپذیرید، هرگز گمراه و هلاک نخواهید شد؟» همگی گفتند: «بله، یا رسولالله.» حضرت به علی بن ابیطالب اشاره کردند و فرمودند: «او همان کسی است که دربارهاش سخن گفتم.» امیرالمؤمنین نشسته بودند. حضرت اشاره کردند و فرمودند: «اگر دنبال این شخص بروید، گمراه نخواهید شد.»
پندی که امروز از امیرالمؤمنین به فرزند گرامی ایشان آموختیم، این بود که رسول خدا در میان انبیا افضلیت دارد و بالاترین فضیلت از آنِ رسول خداست. او بهترین هادی و نجاتدهنده است. اگر میخواهی گمراه نشوی، ابتدا به او تأسی کن و دنبالهرو او باش و سپس دنبالهرو من باش.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت میکنم. متقین در زندگی خود مدیریت زمان دارند. زمانی را که در اختیارشان هست تقسیم میکنند. مولای ما امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت سیصد و نود از حکم نهجالبلاغه فرمودند که زمان و خودت را سه قسمت کن. «لِلْمُؤْمِنِ ثَلَاثُ سَاعَاتٍ»؛ ساعات شبانهروز را به سه بخش تقسیم کنید: « فَسَاعَةٌ يُنَاجِي فِيهَا رَبَّهُ»، زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار؛ «وَ سَاعَةٌ يَرُمُّ مَعَاشَهُ»، زمانی برای تأمین هزینههای زندگی؛ «وَ سَاعَةٌ يُخَلِّي بَيْنَ نَفْسِهِ وَ بَيْنَ لَذَّتِهَا فِيمَا يَحِلُّ وَ يَجْمُلُ»، ساعتی را هم برای واداشتن نفس به لذتهایی که حلال است و مایه زینت انسان است.
البته این بخش سوم کمک آن دو بخش است. این بخش سوم، اگر بهموقع و درست انجام شود، باعث میشود که آن دو بخش دیگر را هم انسان خوب انجام بدهد؛ در حالی که معمولاً ما از این بخش سوم غافل هستیم. امیرالمؤمنین علیهالسلام این تقسیمبندی را برای سعادت دنیا و آخرت تضمین کردهاند که اگر شما رعایت کنید، آسوده خواهید بود.
در ادامه همین حکمت سیصد و نود، همین مطلب را به بیان دیگری فرمودند و آن این است که سزاوار نیست انسان عاقل حرکتش جز در سه چیز باشد: مرمت معاش، گامی در راه معاد و لذت در غیر حرام. «وَ لَيْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ: مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ خُطْوَةٍ فِي مَعَادٍ، أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ». خدای تعالی تقوا را در همه ما بیش از پیش بگرداند.
در آستانه ماه شهادت و شجاعت و محبت و ایثار و وفا و مواسات و حماسه و صبر و مقاومت و دهها فضیلت دیگر، یعنی ماه محرمالحرام، قرار داریم؛ ماهی که با توجه به شرایطی که این روزها در آن قرار داریم، کلام حضرت امام رضوانالله تعالی علیه که فرمودند «هرچه داریم از محرم و صفر داریم» برای ما روشنتر میشود.
امسال باید ویژهتر به ایام و لیالی این ماه، بهخصوص تاسوعا و عاشورا و حتی اربعین، اهمیت بدهیم. احیای امر اهلبیت علیهمالسلام زمانبردار نیست که بگوییم امروز دیگر احتیاجی به آن نداریم و مشغول مسائل مهمتری هستیم. خیر، اینطور نیست. باید خوب بشناسیم و جدیتر دنبال کنیم.
محرم پر از درس است؛ درسهایی که اهلبیت علیهمالسلام بر حفظ و ترویج فرهنگ آن تأکید کردند و علمای دین نیز با تبلیغ آن، این میراث عظیم را نسل به نسل منتقل کردهاند. جایگاه شهدای کربلا بینظیر است. به گفته معصوم علیهالسلام، نه گذشتگان و نه آیندگان، به خاطر بصیرت و دشمنشناسی و ولایتمداری و فضائل دیگری که داشتند، به مقام بلند آنان نمیرسند. باید اینها ترسیم شود و بیان شود، بهخصوص برای این روزها.
در همان زمان نیز یک جنگ شناختی پیچیده وجود داشت. چرا همه به کمک حسین علیهالسلام نیامدند؟ درگیر همین جنگهای ادراکی بودند. خیال نکنید که خیلی ساده بوده است. اصحاب حسین علیهالسلام پیروز این میدان جنگ شناختی بودند؛ لذا از مرگ هراسی هم نداشتند، چون شناختشان قوی شده بود. همراهی با امام و شهادت در رکابش را بزرگترین افتخار خود میدانستند.
منطق آنها این بود که میگفتند: «الحمدلله الذی أکرمنا بنصرتک و شرّفنا بالقتل معک». اینگونه میگفتند: خدا را شاکریم که شهادت در راه تو را خدای عالم نصیب ما کرده و به شرف سعادت دنیا و آخرت رسیدهایم. همین که کنار تو شهید شویم برای ما افتخار است. این منطق آنان بود.
یکی از مهمترین درسها، شناخت تکلیف و بهخصوص تکلیف دفاع از حق و مبارزه با باطل است. حرکت و قیام حسین علیهالسلام و اصحاب و خاندانش فقط مخصوص آن زمان نبود، بلکه حرکتی مستمر و تکلیفی برخاسته از متن دین بود که در هر زمان و مکان، اگر همان شرایط به وجود بیاید، وظیفه همان خواهد بود که حسین علیهالسلام انجام داد.
این صدای کلام تاریخی امام حسین علیهالسلام که فرمود: «مثلی لا یبایع مثله»، زمانبردار نیست. لذا دیدید و شنیدید که امام شهیدمان در آخرین بیاناتش همان حرف انسانساز حسین علیهالسلام را فرمود که «مثلی لا یبایع مثل یزید» و همین بیان او باعث بعثت مردم شد؛ یعنی جریانی است که در طول تاریخ وجود دارد؛ جریانی که مثلِ منِ حسین در مقابلش مثلِ یزید است و این مقابله تا پیروزی کامل حق ادامه خواهد داشت.
از متن زیارت عاشورا غافل نباشید. بسیار درسآموز است. هر بندی از بندهای زیارت عاشورا یک درس دارد؛ درسهای فراوان دارد و راهنماست. فقرهها و بخشهای آن را باید با دقت بررسی کرد، تأمل کرد و مرور کرد.
«یا أبا عبدالله، إنّی سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم إلی یوم القیامة». همین عبارت را ببینید؛ این عبارت خاموش نمیشود، سرد نمیشود. این «سلمٌ لمن سالمکم» تا قیامت هست و «حربٌ لمن حاربکم» نیز همینطور. این فریاد خاموش نمیشود. این مبارزه تا قیامت هست؛ «إلی یوم القیامة». بعد از آن، شکلش در تاریخ عوض میشود.
چقدر زیبا آقای شهیدمان فرمودند. من عبارت ایشان را میخوانم: «حربٌ لمن حاربکم همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست؛ به معنای درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن و دقیق به هدف زدن است. حربٌ لمن حاربکم اینگونه است. بدانید وظیفه چیست، بشناسید راهی را که باید بپیمایید. اگر اینگونه فکر کردیم، اینگونه شناسایی کردیم و اینگونه همت کردیم، زندگی معنا پیدا میکند و زندگی هدف پیدا میکند. پول لایق این نیست که هدف باشد. مقام و قدرت و موقعیتهای اجتماعی حقیرتر از آن هستند که هدف زندگی انسان قرار بگیرند. هدف زندگی بندگی است، رسیدن به خداست و راهش هم فقط همین است؛ سلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم».
امروز مردم مبعوثشده نیز دنبالهرو امام حسین علیهالسلام هستند و به مولای خود اقتدا میکنند و همان را میگویند که او میگفت؛ اینکه ما ملت غیور و عزیز ایران هرگز دست بیعت و دوستی با جلاد و سفاک و کسی که امام ما را به شهادت رسانده است نمیدهیم. جلوه امروزی «مثلی لا یبایع مثل یزید» و «حربٌ لمن حاربکم»، شعار محکم «مرگ بر آمریکا»ی شماست.
با دشمن عنودی که میگوید من میزنم، اما تو حق نداری جواب بدهی، چگونه باید برخورد کرد؟ اما ایران با اقدامات کوبنده و بهموقع خود، چه در پاسخ به حملات به ایران و چه در اقدام ابتداییاش به خاطر حمله به ضاحیه لبنان، نشان داد که دوره حرفهای گزاف تمام شده است. اگر بزنند، چند برابر خواهند خورد و البته از یک جبهه هم نخواهند خورد، بلکه وحدت الساحات کاری کرده است که ناچارند در چند جبهه بجنگند؛ بابالمندب، هرمز، لبنان و عراق. اینها مجموعهای است که در مقابل آنها قرار گرفته است.
چرا باید اصلاً منتظر باشیم تا آمریکا حمله کند، بعد بخواهیم جواب بدهیم و جهنم درست کنیم؟ این مال وقتی است که نخواهیم ابتدای به جنگ داشته باشیم که تا حالا هم همینطور بوده و ایران هرگز شروعکننده جنگ نبوده است.
اما وقتی در داخل جنگ هستیم، اگر او تهدید کرد، باید برای برداشتن تهدید برای او مهلت تعیین کرد؛ که تا فلان ساعت مهلت داری تهدیدت را برداری وگرنه ما اقدام خواهیم کرد. نه اینکه صبر کنیم بزند تا بعد ما بزنیم؛ وگرنه داخل یک چرخهای خواهیم افتاد که تمامی ندارد.
بهعلاوه، ایران نباید اجازه بدهد که آمریکا با لفاظیهایی که دارد قیمت بازار نفت را در اختیار بگیرد؛ چون این قیمت نفت از عوامل برنده ماست، از عواملی است که برای ما بازدارندگی دارد. عزیزان، طراحیها باید طوری باشد که میدان از او گرفته شود و تلاشهایی که میشود به هم نخورد، بلکه تلاشهای او را به هم بزند.
هفته گذشته تذکری دادم که متحدان عرب و کشورهای خلیج فارس به این فاسد و مفسد دل نبندند و تکیه نکنند؛ اما این هفته هشدار جدیتری میدهیم. همانطوری که فرماندهان نظامی فرمودند، اگر کمک کنید و سرزمین خودتان را در اختیار دشمن قرار دهید، همه انرژی منطقه و زیرساختهای مربوطه هدف قطعی و مشروع رزمندگان ما خواهد بود.
به آمریکا هم نصیحت میکنیم: ماجراجویی بس است؛ دست از شرارت بردار، شروط دهگانه ایران را بپذیر و برو به مشکلات داخلی کشور خودت بپرداز.
از آن طرف، رژیم منحوس و باند تبهکار هم که نه هویت ملی دارد و نه هویت تاریخی. هرچه دارد، قدرتی است که از کشورهای اروپایی و آمریکایی گرفته است. سرزمینی توسط اشغالگران و با کمک بیگانگان تصرف شد و قدرتی نامشروع با اهدافی راهبردی برای تأمین منافع خود در آن شکل گرفت تا نگذارد مسلمین در جایگاه واقعی خود و تمدن نوینی که به سمت آن حرکت میکنند قرار بگیرند.
با این قدرت، کشتند، شکنجه کردند، زندانی کردند و مردم را از دیار خودشان خارج کردند تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی فرا رسید. در آن زمان معادلات به هم خورد. انقلاب اسلامی معادلات را به هم زد، محور مقاومت شکل گرفت و دین، حاکم شد در سرزمینها.
بعد از آن، آن قدرت سرکوبگر صهیونیستی کارآمدی خود را از دست داد؛ طوری شد که دیگر نمیتواند به جایگاه قبلی خود برگردد، ولو خیلی تلاش میکند. اما هرچه تلاش میکند، به زوال خود نزدیکتر میشود. زمانی در شش روز چند کشور عربی را گرفت، اما اکنون نزدیک به بیست ماه است که نتوانسته یک باریکه را در اختیار خود بگیرد. نتوانسته حزبالله لبنان را خلع سلاح کند. حزبالله هر روز توفندهتر بر سر رژیم صهیونیستی آتش میریزد. نتوانستند با یمن مبارزه کنند، ولو آمریکا به کمکش آمد.
ایران هم که معلوم است؛ کارهایی را که بر علیه ایران کردند، دیدید. هر کاری که میکنند، چند برابر جواب میگیرند؛ چون ایران، برخلاف قدرت صهیونی، قدرتش به خدای عزیزی متصل است که عزیز و حکیم است. جلوهای از این قدرت الهی را مردم در این شبها نشان دادند، رزمندگان ما در میدان نشان دادند و هر جمعه هم تأکید میکنند با شعاری که میدهند و لعنتی که بر اسرائیل میفرستند.
بیست و سوم خرداد «روز شهدای اقتدار و اتحاد ملی» نام گرفته است. «شهدای اقتدار» نام بامسمایی است. این اقتدار را نباید به آسانی از دست داد. گاهی در فضای مجازی حرفهایی زده میشود که لازم است مسئولین محترم برای تنویر افکار عمومی و برای جلوگیری از روایتگریهای دروغ دشمنان، وضعیت مذاکرات را تا جایی که میشود برای مردم شرح بدهند؛ چون میبینید و میشنوید که چگونه بیان میکنند و ذهنها را مشوش میکنند. باید توضیح داده شود.
البته راجع به اصل مذاکره، در چند نوبت بحث کردند که نظر امام شهیدمان چه بود و رهبر معظم انقلاب نیز همین شروط دهگانهای را که مطرح شد قبول کردند و بنا شد که در همین میدان حرکت بکنند. عزیزان باید همین را دنبال کنند و چیزی را کم و زیاد نکنند، مگر آنکه امام و امامالمسلمین اجازه بدهند. بله، اگر ایشان اجازه دادند چیزی از این شرایط کم یا زیاد شود، ما سلمیم و تابعیم.
دشمن ما که معلوم است؛ دنبال مذاکره نیست. زمانی شهید عزیز، بحث غنیسازی را توضیح دادند و فرمودند: ما زیر بار حرف دشمن راجع به غنیسازی نمیرویم.
من توصیه میکنم دوستان بزرگوار و عزیزانم این سخنرانی حضرت آقا را با دقت یک بار دیگر مطالعه بفرمایند؛ سخنرانی یک مهر یک هزار و چهارصد و چهار. این سخنرانی را بروید و نگاه کنید. نکات زیبایی را ایشان فرمودند، مثل همیشه. من بعضی از قسمتهای آن را امروز میخواهم برای شما بازخوانی کنم تا خدای نکرده بعضی از عزیزانمان دچار خطای محاسباتی نشوند. یادمان باشد وقتی دستگاه محاسباتی درست کار نکرد، ولو دادهها درست باشد، اما خروجیها غلط خواهد بود. این تذکر امامالمسلمین را درباره مسئله خطاهای محاسباتی جدی بگیریم.
راجع به مسئله خطاهای محاسباتی مطالبی را برای این هفته نوشته بودم که عرض کنم، اما دیدم نکات دیگری را بیان کنم شاید اولویت داشته باشد. مطلب مهمی است و باید به خطای محاسباتی پرداخت.
امام شهید ما در همین بیان یک مهرشان، که هنوز یک سال نشده، فرمودند: «خواهش میکنم مسئولین سیاسی و فعالان سیاسی هم یک قدری تأمل کنند روی این حرفها، روی این حرفها فکر کنند و قضاوت را بر اساس آگاهی و اطلاع انجام دهند. حرف من این است که در حال حاضر، با وضعیتی که وجود دارد (مال کمتر از یک سال پیش است) حالا ممکن است بیست سال دیگر، سی سال دیگر وضعیت دیگری وجود داشته باشد، با آن کاری نداریم؛ بیست سال دیگر، در وضع کنونی، مذاکره با دولت آمریکا اولاً هیچ کمکی به منافع ملی ما نمیکند، هیچ سودی برای ما ندارد و هیچ ضرری را هم از ما دفع نخواهد کرد. یعنی کاری است بدون سود».
بعد مطالبی را فرمودند. «اولاً». بعد: «ثانیاً؛ به عکس، زیانهایی هم بر آن مترتب است». اینجا هم باز مطالبی گفتند که مراجعه میکنید. فرمودند: «ضررهای بزرگی برای کشور دارد که شاید بشود گفت بعضی از این ضررها جبرانناپذیر هستند». بعد شروع میکنند به شرح اینکه چرا فایده ندارد و چرا ضرر دارد و مطالبی را فرمودند. «و اما ضرر؛ گفتم ضرر دارد. این مهمتر است. اینکه ضرر دارد مهمتر است. طرف تهدید کرده که اگر مذاکره نکنید، چنان و چنین خواهد شد؛ بمباران میکنیم، چه میکنیم و از این حرفها. یکخرده مبهم، یکخرده صریح؛ یعنی تهدید. یا مذاکره کنید یا اگر مذاکره نکردید، چنین و چنان خواهد شد. این تهدید است». بعد مطالبی را فرمودند. «اگر چنانچه با این تهدید رفتید و مذاکره کردید، معنایش این است که ما در مقابل هر تهدیدی فوراً میترسیم، میلرزیم و تسلیم طرف مقابل میشویم. اگر این تهدیدپذیری به وجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت».
بعد، این بیان بنده است از استفاده از حرف ایشان؛ یعنی امروز میگوید غنیسازی، فردا میگوید موشک، بعد میگوید با فلان کشور رابطه داشته باش، بعد میگوید با فلان کشور رابطه نداشته باش، بعد میگوید بُرد موشکها را درست کن، بعد میگوید برجام، بعد نمیدانم حقوق بشر، و همینطور ادامه پیدا میکند تا تجزیه کشور. حد یقفی ندارد. ایشان ادامه میدهند «یعنی قبول مذاکرهای که با تهدید همراه است، هیچ ملت باشرفی انجام نمیدهد».
بعد آقا بحث برجام را مطرح کردند و فرمودند که اینها دروغ میگویند. راجع به برجام، اینکه چه دروغی گفتند و چه اتفاقاتی افتاد، نکاتی را بیان کردند. متن کلام ایشان خوانده شود؛ بسیار درسآموز است و امروز جلوی خطای محاسباتی خیلیها را خواهد گرفت.
کسی که به خاطر یک بالگرد ساقطشدهاش ـ که حالا راست میگوید یا دروغ میگوید ـ حمله میکند، زیرساخت میزند و آب روستایی را که مردم یک روستا از آن استفاده میکنند از بین میبرد، خود را مجاز میداند که برای یک دستگاه از بین رفته اینگونه عمل کند؛ اما در مقابل چشم همه دنیا، امام مظلوم ما را، یکصد و شصت و هشت دانشآموز را، سرداران غیور را و مردم مظلوم را به شهادت میرساند و صدایی از دنیا شنیده نمیشود. آیا چنین کسی قابلیت مذاکره دارد؟ کسی که در همان حال مذاکره نیز باز دست به جنایت میزند و اقدامات جنایتکارانه انجام میدهد.
این حضور حماسی شما مردم در خیابان، که در روزهای آینده متصل به محرم میشود، طنینانداز همان پیام سیدالشهدا و بعد امام شهید خواهد بود که «مثلی لا یبایع مثله». یعنی ما ملتی هستیم که زیر بار زور و سلطهگری سلطهگران، بهخصوص آمریکای پلید، نخواهیم رفت.
بیش از صد شب در مقام عمل این را نشان دادیم که «مثلی لا یبایع مثله». همچنان بر سر پیمان خود مستحکم ایستادهایم و ادامه خواهیم داد و اتحاد ملی و انسجام ملی را بیش از پیش تقویت خواهیم کرد.
در این جنگ ارادهها، با توکل بر خدای عزیز و توسل به امام حسین شهید سلاماللهعلیه، اراده خودمان را بر دشمنان غالب خواهیم کرد و از همه مسئولین محترم میخواهیم که به برکت حضور نورانی امت مبعوثشده و پشتیبانی آنان، همچنان بر مواضع انقلابی، حفظ منافع ملی و خونآورد شهیدان، محکم و مستحکم بایستند.
خوب است، مانند سالهای گذشته، از دهه شصت تا حتی دوازده سال گذشته، دستههای عزاداری را از مساجد و هیئتها و تکایا راه بیندازند. عزیزان حرکت کنند و بعد آرامآرام خود را به دستههای مرکزی و اصلی شهر برسانند و تجمعات شبانه را تقویت کنند.
تجمعات شبانه نیز کوتاه باشد؛ یعنی از یک نقطه کوتاه حرکت کنند و خود را به یکی از میدانهای اصلی یا یکی از تکایای بزرگ شهر و هیئتهای اصلی شهر برسانند و جلسهای باشکوه برگزار کنند. یعنی مجموعه شهر، انشاءالله، در این دهه پرشور و پرنشاط، هم عزاداری داشته باشد و هم اقتدار؛ هم حماسه باشد، هم شور باشد و هم شعور.
البته آن هیئتهایی که صبحها برنامه دارند یا آخر شب تا سحر برنامه برگزار میکنند، کارهای خودشان را انجام دهند. من بیشتر آن تمرکز اصلی را عرض میکنم که به قوت خود باقی باشد. از پرچم و کُتل و اینگونه نمادها بیشتر استفاده شود؛ پرچم ایران و پرچمهای حماسی که وجود دارد.
سخنرانان و مداحان نیز از حماسه حسینی و مقاومت بیشتر سخن بگویند. خوب است در جلساتی که برگزار میشود، گویندگان محترم به آن دو هدف اصلی که حضرت آقا فرمودند دشمن دنبال میکند توجه بیشتری داشته باشند؛ یعنی کاهش تابآوری مردم و دوم، ایجاد خطای محاسباتی در مسئولان. دشمن برای رسیدن به این اهداف، پنج راهبرد را دنبال میکند: تردید، یأس، ترس، بدگمانی و اختلاف. این مسائل را برای مردم بیشتر تبیین کنند. درباره امید، اعتماد عمومی و وحدت اجتماعی نیز بیشتر سخن گفته شود. انشاءالله ما هم به مناسبت، نکاتی را عرض خواهیم کرد.
عزیزان ما در مجلس شورای اسلامی نیز این پیام مردم را دریافت کنند؛ چون مکرر به بنده گفته شده و من هم اینجا عرض میکنم که درباره تنگه هرمز و حتی بحث NPT، با توجه به شیطنتهایی که دشمنان میکنند و باز هم به شورای حکام قطعنامه بردند و صادر کردند، اقدام عاجلی داشته باشند. این را هم مورد توجه قرار دهید.
یک نکته دیگر هم هست. دستگاه مسئول باید دقت کند. در این فضایی که اکنون در آن قرار گرفتهایم و با هیجاناتی که وجود دارد، نباید از مسائل فرهنگی غفلت شود. خدای نکرده این غفلتها گاهی آثار ویرانگرتری از همین جنگ و مسائلی دارد که با آن مواجه هستیم.
از یک طرف مشغول مبارزه و جنگ با دشمن هستیم، اما ناگهان میبینید که موریانهوار پایهها را سست کردهاند. مسائل بیبندوباری، بدحجابی و برهنگی که اکنون در بعضی از نقاط شهر دیده میشود، مسائلی است که مسئولان باید نسبت به آن مراقبت داشته باشند، پیگیری کنند و جلوگیری نمایند. این موضوع دیگر ربطی به مسئله وحدت یا انسجام ملی ندارد. اتفاقاً این یک توطئه است که دشمنان برای از بین بردن همان وحدت دنبال میکنند و به همین دلیل باید نسبت به آن دقت بیشتری داشت.
یک لطیفه هم برای شما بگویم؛ دیگر شرحی ندارد و فقط عرض میکنم تا تبسمی بر لبانتان بنشیند. دبیرکل سازمان ملل از تشدید تنشها در خاورمیانه بهشدت ابراز نگرانی کرد. بعضی وقتها نگران میشوند، بعضی وقتها خیلی نگران میشوند و بعضی وقتها بهشدت نگران میشوند؛ الان بهشدت نگران شدهاند.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾