۱۴۰۵/۰۶/۱۳

سردبیر

بیانیه گام دوم، بهترین وصیت رهبر شهید انقلاب است

متن کامل خطبه نماز جمعه 13/06/1405

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا رازهای دلشان را با خدای تعالی در میان می‌گذارند. مولانا امیرالمؤمنین علیه‌السلام توصیه فرمودند که توبه کنیم و اهل بازگشت و انابه به سوی خدای تعالی باشیم؛ چون خدای تعالی رحمت دارد، رأفت دارد و می‌بخشد.

در ادامه، حضرت فرمودند: «فَإِذَا نَادَيْتَهُ سَمِعَ نِدَاكَ وَ إِذَا نَاجَيْتَهُ عَلِمَ نَجْوَاكَ فَأَفْضَيْتَ إِلَيْهِ بِحَاجَتِكَ وَ أَبْثَثْتَهُ ذَاتَ نَفْسِكَ وَ شَكَوْتَ إِلَيْهِ هُمُومَكَ وَ اسْتَكْشَفْتَهُ كُرُوبَكَ وَ اسْتَعَنْتَهُ عَلَى أُمُورِك».

این عبارات خیلی روشن است و شرح زیادی نمی‌خواهد. خوب عنایت داشته باشید؛ معنا در قلبتان می‌نشیند. فرمود: هرگاه او را بخوانی، ندایت را می‌شنود. چون با او رازگویی و نجوا کنی، راز تو را می‌داند. پس حاجات خودت به او بگو، با او در میان بگذار و آن چیزی را که در دل داری، برو پیش او، نزد او بازگو کن. و شکایت همّ و غم و آن قبض روحی که داری را در پیشگاه او مطرح کن تا برطرف‌کننده آن سختی، ناراحتی و مشکلات تو، خود او باشد و او تو را یاری کند.

امام علیه‌السلام به فرزندشان و همه ما این را آموزش می‌دهند که چگونه با خدای تعالی راز و نیاز کنیم. خدا برای شنیدن صدای بندگانش وقت مخصوص قرار نداده، بلکه در هر زمانی، هر شخص اراده بکند، خداوند صدای او را می‌شنود و این جلوه دیگری است از رحمت الهی. همه‌جا، همه‌وقت، به هر مقدار، هر چیزی از او بخواهیم، به هر زبانی، خدا اجابت می‌کند. خدا می‌شنود و امکان را فراهم می‌کند.

بعد، برای ارتباط گرفتن با خدای تعالی، فریاد زدن هم لازم نیست؛ چه بلند، که ندا بهش می‌گویند، با «یا» می‌آید. چون فرمود: «وَإِذَا نَادَیْتَهُ»، چه ندا داشته باشی، چه نجوا داشته باشی. نجوا در گوشی صحبت کردن است، آرام صحبت کردن است. خدا صدا را می‌شنود؛ چه بلند بگویی، چه آهسته بگویی.

پس هر جا خواستید حاجات خودتان را عرضه کنید، مشکلی نیست. آن چیزی که در دل دارید را در میان بگذارید تا همّ و غم شما را خدای تعالی برطرف کند.

قبلاً هم فرمود: خزائن دست خداست، اما کلیدش که دعاست، دست شماست. گنج‌ها دست خداست، اما کلیدش را خدا دست خود شما قرار داده است. اینجا در یک بخش دیگر، با یک بیان دیگری فرمودند: «ثُمَّ جَعَلَ فِي يَدَيْكَ مَفَاتِيحَ خَزَائِنِهِ بِمَا أَذِنَ لَكَ فِيهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ». خدای تعالی کلیدهای گنج‌های خودش را در دست تو قرار داده؛ به تو اجازه داده که دعا بکنی و « فَمَتَى شِئْتَ اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعَاءِ أَبْوَابَ نِعْمَتِهِ وَ اسْتَمْطَرْتَ شَآبِيبَ رَحْمَتِهِ». پس هر وقت تو اراده کردی، هر وقت خواستی، می‌توانی با دعا درهای نعمت خدا را باز کنی و بگشایی و باران رحمت خدا بر تو ببارد.

این کلمات حضرت در این نامه سی‌ویکم است، اما شبیه این کلمات را امیرالمؤمنین سلام‌الله علیه در جاهای دیگر نهج‌البلاغه هم دارند، با بیان مختلف. مثلاً دارد که دعاها کلیدهای پیروزی و وسیله گشودن، همان قفل، وسیله گشودن قفل‌های رستگاری است. آن دعا شبیه این زیاد است؛ در نهج‌البلاغه، در قرآن، الحکم، این‌ها آمده.

حضرت به اینکه حالا چگونه از خدا طلب کنیم، خب چه بخواهیم؟ چجوری بخواهیم؟ چه بخواهیم؟ این هم چند تا نمونه و مصداق برای ما مثال زده است: «وَ سَأَلْتَهُ مِنْ خَزَائِنِ رَحْمَتِهِ مَا لَا يَقْدِرُ عَلَى إِعْطَائِهِ غَيْرُهُ». از آن گنجینه‌های رحمت او چیزهایی را درخواست کن که غیر از خدا کسی نمی‌تواند به تو اعطا بکند. حالا که فرصت دعا پیدا کردی، برو چیزهایی را بخواه که کسی غیر از خدا نمی‌تواند به تو بدهد.

بعد حضرت مثال می‌زند: «مِنْ زِيَادَةِ الْأَعْمَارِ وَ صِحَّةِ الْأَبْدَانِ وَ سَعَةِ الْأَرْزَاق»؛ زیادی عمر بخواه. عمر بیشتر بخواه. بگو خدایا، عمرم را طولانی کن، بتوانم خدمت بکنم، بتوانم عبادت بکنم، بتوانم بندگی بکنم؛ و از خدا تندرستی بخواه، سلامتی جسم بخواه؛ و گشایش در روزی بخواه.

این سه نمونه است که در اختیار خداست. کسی نمی‌تواند کم و زیاد عمر را، کسی نمی‌تواند کم و زیادش بکند. بله، خدای تعالی فرموده اگر یک سری امور را رعایت بکنی، که آن هم باز خودش گفته، باعث می‌شود جسمت سالم بماند، عمرت طولانی بشود. مواردی را داریم؛ رعایت بهداشت باعث سلامت جسم و طولانی شدن عمر می‌شود. راجع به طولانی شدن عمر، مطلب زیاد در روایات داریم و اینکه چگونه انسان بتواند از عمرش استفاده صحیح بکند. اینکه عمر بازگشت‌ناپذیر است؛ هرچه که تمام شد، تمام شد، دیگر برنمی‌گردد. یا چیزهایی که عمر را زیاد می‌کند، چیزهایی که باعث می‌شود عمر کم بشود، چیزهایی که به عمر گشایش می‌دهد؛ این‌ها روایات فراوانی دارد که امیرالمؤمنین دارند، اهل‌بیت هم دارند.

مثلاً رسول خدا صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمودند: «زیاد با وضو باش تا خدا عمرت را زیاد کند.» دائم انسان دائم‌الوضو باشد. یا راجع به صله رحم، فراوان داریم که اگر کسی اهل صله رحم باشد، عمرش طولانی خواهد شد. زیارت امام حسین در روایات دارد باعث طول عمر می‌شود. نیت خوب داشتن، نیت خوش داشتن، این باعث طول عمر می‌شود. خوشحال کردن پدر و مادر؛ بعضی وقت‌ها با یک تلفن زدن، شما مادر و پدرت را خوشحال می‌کنی، این باعث طول عمر می‌شود و امثال این‌ها زیاد داریم.

راجع به سعه رزق که امیرالمؤمنین اینجا به امام مجتبی توصیه می‌کنند که این‌ها را بخواه از خدای تعالی؛ حالا چه سعه رزق مادی باشد، چه معنوی باشد، این‌ها هم خزائنش همه در اختیار خداست و باید از او خواست. کلید این‌ها هم دعاست.

اما اینجا یک سؤالی مطرح می‌شود و سؤال این است که خب، برای همه هم شاید پیش بیاید؛ پس چرا خدای تعالی که فرموده خزائن دست من است، کلیدش دست شماست، هرچی دعا بکنید من اجابت می‌کنم، ما دعا می‌کنیم، اجابت نمی‌شود؟ درخواست‌هایی داریم، مطالباتی داریم، از خدا مطالبه می‌کنیم، اما به نتیجه نمی‌رسد.

خود حضرت اینجا جواب دادند. یک مقدمه‌ای می‌خواهد که دیگر وارد شوم؛ وقت خطبه اول می‌گذرد، به همین‌جا اکتفا می‌کنیم. جلسه آینده، با قید حیات، ان‌شاءالله علت اینکه چکار بکنیم که دعا به اجابت برسد یا اینکه چرا به اجابت نمی‌رسد، آن را خدمت شما عرض کنم.

البته اینطور نیست که دعا به اجابت نرسد؛ تمام خواسته‌های ما مستجاب می‌شود؛ اما در بعضی از روایات هم گفتند وجوهی دارد. حالا آن چیزی که امیرالمؤمنین فرمودند را جلسه آینده، ان‌شاءالله با قید حیات، خدمت شما عرض خواهم کرد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا با مردم رفت‌وآمد و معاشرت دارند، با آنان صحبت می‌کنند و نشست‌وبرخاست دارند. امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه در حکمت چهارصد و یکم از حکم نهج‌البلاغه فرمودند: «مُقَارَبَةُ النَّاسِ فِی أَخْلَاقِهِمْ أَمْنٌ مِنْ قَوَاعِدِهِمْ». هماهنگی در اخلاق و رسوم مردم، ایمن ماندن از دشمنی و کینه‌های آنان است.

این یک تذکر اجتماعی است که در جامعه مسلمین که داریم زندگی می‌کنیم، نوع معاشرت ما چگونه باشد. اولاً باید معاشرت داشته باشیم و ثانیاً این امور را رعایت بکنیم؛ چون هر فردی از افراد جامعه دارای خلق‌وخوی خاصی است و صفتی دارد. انسان تا جایی که به معصیت نمی‌کشد، باید مدارا کند، تبعیت کند، قبول بکند، همراهی بکند و راه بیاید.

تا آنجایی که به معصیت نرسیده است؛ اما یک وقت طرف از انسان یک معصیتی می‌خواهد، گناهی می‌خواهد، آنجا «لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق». جایی که خدا معصیت می‌شود، نباید گوش داد، ولو پدر و مادر انسان باشند. اما در رابطه با افراد، هماهنگی باشد، مدارا بکند، اشکالی ندارد. چرا؟ حضرت می‌فرماید چون این باعث می‌شود که تو از کینه‌ها و دشمنی‌ها و کینه‌ورزی‌ها در امان بمانی. افراد، خلق‌وخوهایشان فرق دارد؛ امکان دارد مدارا نکنی و علیه تو کینه بکند. خدای تعالی همه ما را از متقین قرار دهد.

رهبر معظم انقلاب، بیان نظراتشان را از طریق پیام‌هایی که می‌دهند، شفاف و صریح، آن چیزی که لازم است با مردم مطرح می‌کنند. البته لازم است روی خواسته‌های ایشان و نظراتی که ایشان می‌دهند کار بشود، مطرح بشود، شرح داده بشود و جلوی تحریف و منحرف کردن را بگیرد.

بعضی وقت‌ها انسان می‌بیند، مثلاً ایشان راجع به انتقام خیلی شفاف و روشن مطالبی را فرمودند؛ حالا چه انتقام رهبر شهید، چه انتقام شهدای دیگری که در این یک سال گذشته به شهادت رسیدند و اینکه چرا باید انتقام گرفت، بعد یک‌دفعه می‌بینیم یک مسئولی، یک وزیری، در آن جایگاهی که دارد، شروع می‌کند گفتار رهبری را جور دیگری گفتن و در مقابل گفتار رهبر معظم انقلاب، جریان‌سازی و گفتمان‌سازی می‌کند راجع به انتقام. خب، این تحریف است دیگر. این را باید مواظب بود.

لذا وقتی بیان ایشان می‌آید، باید آن دوستانی که کار می‌کنند حواسشان باشد. حالا من در این جلسه می‌خواهم یکی از آن مباحث مهمی که امامین انقلاب، رضوان‌الله‌علیهما، و ایشان، رهبر سوم ما، حفظه الله، روی آن تأکید جدی دارند و داشتند، چند جمله صحبت بکنم در این فرصتی که داریم؛ و آن مسئله وحدت است؛ وحدت آحاد مردم، و دیگری دوگانه‌سازی‌های مذموم.

یک بیانی را رهبر شهید بزرگوار دارند، رضوان‌الله‌علیه، تقریباً پنج ماه قبل از شهادتشان، در سالگشت شهادت حضرت رضا علیه‌السلام فرمودند: من این عبارات را که می‌خوانم، مطالبی که در این جلسه می‌گویم، خودش قابل تطبیق با مسائل روز و این‌ها هست. حالا آن تطبیقات را به جهاتی عرض نمی‌کنم؛ خود شما دیگر ذهنتان جوال هست و توجه دارید.

ببینید ایشان این‌جوری فرمودند. فرمودند: «اهل بیان، اهل قلم، آنهایی که حرف می‌زنند، آنهایی که می‌نویسند، آنهایی که تحقیق می‌کنند، آنهایی که توییت می‌زنند، بفهمند چه کار می‌کنند. این اتحاد مقدس، این اجتماع عظیم، این سپر پولادین از دل‌های مردم و اراده‌های مردم نباید خدشه‌دار بشود. امروز بحمدالله اتحاد وجود دارد؛ این اتحاد را حفظ کنند». مطالبی را فرمودند و بعد در پایان فرمودند: «این توصیه قطعی من است».

یک نکته را توجه داشته باشید. گاهی کسی می‌گوید که ای مردم متفرق، بیایید جمع بشوید؛ بیایید متحد بشویم، دور هم باشیم. کسی که این درخواست را می‌کند، گاهی در متن این درخواست ضعف وجود دارد، شکوه هست، مظلومیت هست؛ نظیر آن چیزی که مولای ما امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمودند: «أَیُّهَا النَّاسُ الْمُجْتَمِعَةُ أَبْدَانُهُمْ، الْمُخْتَلِفَةُ أَهْوَاؤُهُمْ». بغل هم نشستید، جسمتان کنار هم، ولی روحتان از هم جداست. بیایید جمع شوید؛ در این جامعه ضعف وجود دارد.

اما امروز دعوت به جمع شدن مردم و متحد بودنشان از روی ضعف نیست. جسم و روح مردم در کنار هم متحدند، مجتمع‌اند، همدل‌اند. لذا امروز برترین قدرت و قوت و اقتدار در جمع مردم در خیابان وجود دارد و همین جمع، در کنار نیروهای مسلح مقتدر و غیور، عامل بازدارندگی دشمن و حفظ کیان کشور از شرارت‌های داخلی و خارجی است.

امروز ما میزبان تعدادی از عزیزان و بزرگواران از پدافند هوایی در جمع خودمان هستیم که با رشادت، با غیرت و با حمیت، از عزت و کیان اسلام و انقلاب دفاع می‌کنند. برای سلامتی همه آن‌ها و این عزیزان، صلواتی ختم کنید.

حضرت امام راحل، رضوان‌الله‌علیه، فرمودند: «من با جرئت مدعی هستم که ملت ایران در عصر حاضر بهتر از ملت کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین می‌باشد». این اتحاد و وحدت، یعنی همگرایی آگاهانه حول محور ولایت، آرمان‌ها و منافع ملی، برای تحقق ایران هرچه قوی‌تر؛ به تعبیر رهبر عزیز.

فراموش نکنیم ایران یک سرزمین و منطقه جغرافیایی نیست؛ ایران تمدنی است کهن و زنده، با هویتی روشن، متشکل از سه عنصر مهم.

یکی از آن‌ها خود ایران است؛ همین ایران، با گذشته تاریخی مشخص، زبان فارسی با لهجه‌های مختلف، فرهنگ غنی و آمیخته و صفا یافته با فرهنگ قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام. عنصر دوم، اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم، به‌عنوان دین اکثریت مردم و منبع ارزش‌ها و قوانین حاکم است. و سوم، انقلاب اسلامی، به‌عنوان جریانی که هویت کامل و جامعی به وجود آورد و ایران نقش مستقلی و نقش اثرگذاری در نظام بین‌المللی پیدا کرد.

اتحاد مقدس حول این کانون تمدنی و گرد آمدن همه اقوام و مذاهب و گرایش‌ها با محوریت ولایت، برای تحقق ایران هرچه قوی‌تر، تمام طراحی‌ها و مهندسی‌های دقیق و محاسبات دشمنان را به هم ریخته و آن‌ها از روی ناامیدی اقدام به هر جنایتی می‌کنند.

قبلاً مدرسه زدند، دانش‌آموزان ما را زدند و به شهادت رساندند. برای تفریح خودشان ناو جنگی ما را زدند، ورزشگاه‌ها را زدند، امروز مجلس عروسی می‌زنند و بعد هم انکار می‌کنند. می‌بینید چه تلاشی دارند در دنیا با این پروپاگاندایی که راه انداخته‌اند که بگویند: «نه، ما غیرنظامی‌ها را نمی‌زنیم. حالا این از دستمان در رفته است»؛ و چه مجموعه‌های خبیثی و بوق‌های تبلیغاتی خبیثی که تلاش می‌کنند این را مخفی نگه دارند. و اگر نگوییم خائن، یک عده احمق هم در داخل حرف آن‌ها را تکرار می‌کنند.

باید این وحدت مقدس را که امروز مورد طمع دشمن است و می‌خواهند به هر وسیله‌ای که شده از بین برود و مردم از هم فاصله بگیرند، تقویت کرد.

شعار واحدی که گروه‌های انسانی در سراسر دنیا و در داخل کشور، امت اسلامی و آزاده‌های جهان بر او اتفاق دارند، امروز لعن بر آمریکاست.

بحث امروز بنده این است که چه چیزی این وحدت را تقویت می‌کند؟ باید در تقویتش کرد، چون دشمن می‌خواهد آن را ضایع کند، از بین ببرد و گسست ایجاد بکند. چه چیزی آن را تقویت می‌کند؟

اولین عامل تقویت‌کننده وحدت، رهبری است؛ ولایت است.

شما خوب می‌دانید رهبری در نظام ولایی ما فقط یک جایگاه سیاسی نیست. خوب به این بحث توجه کنید و عنایت داشته باشید، بلکه قطب‌نمای حرکت است؛ راه را نشان می‌دهد.

در فضایی که سلیقه‌های مختلف، جریانات مختلف، با سرعت‌های مختلف در حرکت هستند و هرکدام می‌خواهند زودتر به آن هدفی که مورد نظر خودشان است برسند، ولایت تنها عاملی است که جلوی انشقاق را می‌گیرد و همه توان‌ها را به سمت هدف کلان، که همان تمدن نوین اسلامی است، سوق می‌دهد.

بعضی وقت‌ها بعضی دوستان می‌پرسند: «آقا، وصیت‌نامه حضرت آقا چطور شد؟» حالا من می‌گویم بیانیه گام دوم بهترین وصیت حضرت آقاست. حالا تا بیان بشود، بیانیه گام دوم اگر کسی می‌خواهد عمل بکند به وصیت، آن وصیت است دیگر؛ آن را بگیرید و عمل کنید. در آنجا بحث تمدن‌سازی مطرح است.

جریانات، افراد و احزاب، این‌ها سبل‌اند و ولایت صراط است. وحدت حول محور ولایت، صراط است و کشور را به مقصد می‌رساند. همه باید آن چیزی که او گفت را تبعیت کنند. اگر نظر خواست، نظر بدهند؛ اما وقتی عمل خواست، نظر خودشان را کنار بگذارند و خواسته را عمل کنند که هم شرع و هم قانون این را می‌گوید. پس مهم‌ترین عامل وحدت، نقشه ترسیم‌شده توسط رهبر است.

عامل دوم تقویت‌کننده وحدت، مسئولان‌اند؛ کارگزاران نظام‌اند. اگر خدای‌نکرده در جامعه‌ای تبعیض باشد، فساد باشد، وحدت پا نمی‌گیرد. مسئولین نظام، مسئول توزیع عادلانه فرصت‌ها هستند. وقتی مردم در عمل ببینند که مسئول با فساد و با بی‌عدالتی مبارزه می‌کند، جلویش را می‌گیرد و دنبال برقراری عدالت است و فقط شعار نمی‌دهد و این محسوس باشد برای مردم، به‌طور طبیعی اعتماد می‌کنند.

اعتماد، بزرگ‌ترین ضامن وحدت ملی است. اینجا بحث فراوان است و جای گفت‌وگو دارد؛ فرصت‌ها چگونه توزیع بشود؟ یکی از راه‌های اعتمادسازی، همین ایجاد فضای مناسب است که اگر کسی انتقادی دارد و از سر دلسوزی نکاتی می‌خواهد بگوید، برایش فرصت فراهم باشد. موارد فراوانی اینجا هست که جای صحبت دارد.

سومین عامل وحدت، نخبگان‌اند؛ چه دانشگاهی، چه حوزوی، چه هنری و چه اقشار دیگر از جامعه. این‌ها باید حقیقت را در جامعه نشر بدهند و اجازه دوقطبی‌سازی‌های مذموم و کاذب را ندهند. گرانی یا استکبارستیزی! معیشت یا موشک! معیشت یا انتقام! سازش یا مقاومت! این‌ها دوقطبی‌سازی‌های کاذب و دوگانه‌سازی‌های کاذب است.

اگر همه مشت محکم و مشترک بر علیه دشمن باشند، جامعه سردرگم نمی‌شود. نخبگان باید امید را به‌صورت تحلیلی و با استدلال به مردم برسانند. گاهی سیاه‌نمایی می‌شود؛ انسجام فکری مردم اینجا از بین خواهد رفت. لذا باید به منافع ملی اولویت داد، نقاط قوت را برجسته کرد و جنگ روانی دشمن را افشا کرد.

دو قطبی‌ها مبحث مفصلی دارد. نمی‌رسیم این جلسه عرض کنم؛ در یک نوبت دیگری خواهم گفت.

رهبر شهید ما فرمودند: «افرادی که تفکرشان برآمده از آموزه‌های اسلامی نیست، از هزینه‌های چالش با مستکبرین صحبت می‌کنند و عقلانیت را در این می‌دانند و می‌گویند که چالش با قدرت‌ها هزینه دارد. نسخه تسلیم را برای ملت و نظام تجویز می‌کنند. آن‌ها معتقدند تسلیم شویم تا دشمن ما موذی‌گری نکند؛ اما نمی‌دانند که هزینه تسلیم شدن به‌مراتب بیشتر از مقاومت کردن و ایستادگی کردن است». حالا مقاومت را می‌آورد در کنار تسلیم، دوگانه درست می‌کند و ذهن را خراب می‌کند.

عامل چهارم که وحدت‌بخش است، رسانه‌ها هستند. رسانه نقش سیستم عصبی جامعه را دارد؛ سلسله اعصاب جامعه است و امروز دشمن دقیقاً همین نقطه را برای از بین بردن وحدت در نظر گرفته است.

رسانه‌ها نباید بگذارند تفرقه در جامعه توسعه پیدا بکند. رسانه انقلابی باید این‌گونه باشد که صدای دشمن را فیلتر بکند و در همگرایی صداهای خودی و تقویت آن جدی باشد. از این طرف باید کار بکند. رسانه‌ها به جای تمرکز بر اختلافات سلیقه‌ای، بر تهدیدات مشترک باید تمرکز بکنند و اولویت را به مسائل کلان بدهند، نه به حواشی زرد.

متأسفانه امروز رسانه‌های مکتوب و غیرمکتوب در جامعه داریم که کاملاً در مسیر خواسته‌های دشمن قدم می‌زنند و تحلیل می‌کنند. کلاً اگر بررسی بکنیم، دقت بکنیم، نگاه بکنیم، تصورمان این می‌شود که این‌ها مدیر و مسئول رسانه‌های صهیونیستی هستند و در داخل کشور دارند حرف‌های آن‌ها را می‌زنند. باید این قلم‌ها و این بیاناتی که دارند شکسته بشود، از بین برود.

البته هرچه راجع به اسرائیل و صهیونیست‌ها و آن مسیر این‌ها بگویند و بنویسند، ما دشمنی صهیونیست‌ها با خودمان را فراموش نمی‌کنیم و هر جمعه لعن بر اسرائیل داریم.

عامل وحدت‌بخش پنجم، خود مردم‌اند. وحدت مردم، یک وحدت آگاهانه و از روی بصیرت است. مردم با بصیرت خودشان تشخیص می‌دهند که چه زمانی اختلاف سلیقه سازنده است و چه زمانی بازی در زمین دشمن است.

وقتی مردم مثل امروز در صحنه حاضر باشند و اولویت‌ها را به‌خوبی تشخیص بدهند، دشمن‌شناسی‌شان دقیق باشد که امروز این‌گونه است، آن وقت وحدت آن‌ها سد محکمی می‌شود که هیچ نفوذی در او نخواهد بود و کسی نمی‌تواند نفوذ بکند.

خلاصه، این را همه بدانیم و با خودمان تکرار بکنیم که وحدت امت مبعوث، یک میدان جنگ دائمی است که اگر آنچه رهبری ترسیم می‌کند عمل شود، و اگر مسئولین در مسیر عدالت باشند، و اگر نخبگان فریب بازی سیاسی افراد را نخورند، و اگر رسانه‌ها صدای وحدت باشند، و اگر مردم صاحب بصیرت باشند که تا امروز به فضل خدای تعالی همین بوده، آنگاه ما نه‌تنها یک جامعه، بلکه تمدنی هستیم که در برابر هر طوفانی ایستادگی لازم را داریم.

تصویر زیبای وحدتی را که امروز در قاب ایران قوی، زیباتر از هر زمان به رخ جهان کشیده شده و هر مجموعه‌ای در هر جایگاهی که هست، به این وحدت کمک می‌کند، در آیه پایانی سوره مبارکه فتح، آیه بیست‌ونهم، خدای تعالی این‌گونه فرمود: «یَعْجَبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا».

البته این وحدت را عواملی تهدید می‌کند که آن بحث عوامل تهدیدکننده وحدت، خودش مهم است. یکی، چندصدایی است؛ چندصدایی‌های مذموم. باید به‌شدت جلوی چندصدایی مذموم گرفته بشود؛ اتحاد ملی را به هم می‌زند. سخنرانی‌ها، مقاله‌ها، مصاحبه‌ها، بیانیه‌ها و امثال این‌ها را باید مواظب بود.

بعضی حرف‌ها دشمن‌شادکن است. خب، آقا، شما که می‌گویید حرف نزنید، بعد از آن طرف هم می‌گویید چندصدایی؛ پس انتقاد چه می‌شود؟ انتقاد بکنیم یا نکنیم؟

نکته‌ای را عرض بکنم. این اتحاد مقدس و وحدتی که هست، در ادبیات دینی ما فقط به‌عنوان ابزار و وسیله‌ای برای رسیدن به هدف نیست، بلکه خودش هدف است به‌نوعی. خودش موضوعیت دارد. به خلاف نقد و انتقاد است؛ انتقاد خودش هدف نیست، وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است. مثلاً نقد می‌کنیم تا عدالت محقق شود، نقد می‌کنیم تا مدیریت‌ها اصلاح شود، نقد می‌کنیم تا حجاب درست بشود.

برای همین، این را هم عرض بکنم که مدتی است با دوستانی که در شهر مسئولیتی دارند، از طرق مختلف به آن‌ها رسانده‌ایم که باید یک کارهایی حتماً انجام بشود. از دو، سه هفته قبل هم خودم در اینجا اشاره کردم، عزیزان هم فعال شدند و به هر جهت باید جلوی ترک فعل‌ها به جد گرفته بشود. خودم هم آن را رصد می‌کنم.

اگر ببینیم که دوستان گوش نمی‌کنند و کارشان را درست انجام نمی‌دهند، اولاً کسانی که ترک فعل می‌کنند را اینجا بنده معرفی خواهم کرد تا مردم بشناسند چه کسانی دارند چوب لای چرخ می‌گذارند و چه کسانی کار را پیش نمی‌برند. ثانیاً از جهت دیگری، از طریق دیگری کارها انجام می‌شود. مردم هم، البته، تکلیف شرعی خودشان که نهی از منکر است را باید به‌خوبی انجام بدهند و کوتاهی راجع به آن نداشته باشند.

به‌هرحال، نقد می‌کنیم تا اقتصاد درست بشود، نقد می‌کنیم تا معیشت درست بشود، تا نقایص برطرف بشود. لذا اگر در مواردی نقد به وحدت جامعه، که جزو مهم‌ترین و حیاتی‌ترین هدف‌های جامعه است، آسیب بزند، یادمان باشد فعلاً از آن نقد چشم‌پوشی می‌کنیم تا زمانش برسد. لذا مسئله نقد مهم است، اما هدف نیست؛ وسیله است. آن وحدت مقدم بر همه این‌هاست. این را توی ذهنتان داشته باشید.

خلاصه، وحدت، در تراز تمدن‌سازی و نگاه امت مبعوث، فقط شعار اخلاقی نیست، بلکه ضرورت راهبردی و یک سلاح بازدارنده است. باید آن را مثل چرخ‌دنده‌های یک ماشین، که ماشین خیلی بزرگ و عظیمی است و اگر درست کار نکند، کل ماشین از کار می‌افتد، این‌گونه دید و البته اجازه سوءاستفاده هم از این وحدت نداد.

دشمنان می‌دانند که جمهوری اسلامی پرچمدار و زمینه‌ساز تحقق وعده الهی ظهور است. این را می‌دانند؛ حالا در کلماتشان هم هست. لذا تمام تلاش خودشان را در جنگ سخت و در جنگ نرم به کار گرفته‌اند تا این حرکت متصل به ظهور نشود و متوقفش کنند؛ حرکتی که شاهراهش همین اتحاد مقدسی است که شما در خیابان دارید و آن را به نتیجه خواهد رساند.

هفدهم شهریور، سالگشت حمله وحشیانه رژیم منحوس پهلوی و قتل‌عام مردم در سال پنجاه‌وهفت، که به جمعه سیاه مربوط است، در داخل و خارج کشور بازتاب گسترده‌ای داشت. یک وقت باید تحلیل آن را برای شما عرض بکنم که چه اتفاقاتی افتاد، چرا آن هفدهم شهریور مقدمه سقوط طاغوت شد و پیروزی انقلاب؛ پنج ماه بعد از هفدهم شهریور، انقلاب پیروز شد. امام یک پیامی دارند. من فقط همان پیام را می‌خوانم: «هفدهم شهریور مکرر عاشورا و میدان شهدا مکرر کربلا و شهدای ما مکرر شهدای کربلا و مخالفان ما مکرر یزید و وابستگان او هستند».

این بیان حضرت امام، واقعه هفدهم شهریور را در قالب یک حماسه عاشورایی که از نظر تاریخی حق در مقابل باطل است، بالا آورد و رشد داد. خدای تعالی شهدای این واقعه و بقیه شهدای دوران انقلاب اسلامی را با شهدای کربلا محشور بگرداند.

نوزدهم شهریور هم سالگشت وفات حضرت آیت‌الله حاج سید محمود طالقانی، رضوان‌الله علیه، است. این مجاهد فقیه و مبارز نستوه که اولین نماز جمعه تهران را هم به دستور امام، ایشان خواند. خدای تعالی بر رفعت مقام او و علو درجاتش بیفزاید و با اجداد طاهرینش او را قرین کند، ان‌شاءالله.

وعده داده بودم که پایان هر خطبه راجع به نفوذ، دو، سه جمله بگویم، این را هم عرض می‌کنم. جلسه قبل عرض کردم که دو قالب نفوذ داریم: نفوذ موردی و نفوذ جریانی؛ که موردی اش همان جاسوسی است، جریانی اش مهم است. که سخنان حضرت امام شهید، در آذر نودوچهار را عرض کردم؛ مطالعه کنید.

خب، نفوذی‌ها چه مأموریتی دارند؟ دو تا مأموریت مهم دارند. اولین مأموریت مهمشان جمع‌آوری اطلاعات است که همان جاسوسی می‌شود. به چه روشی؟ این کار را به روش‌های متعددی و با روش‌های مختلف انجام می‌دهند؛ کسب اطلاعات محرمانه، هر جوری که بتوانند؛ چه سیاسی باشد، چه نظامی باشد، چه اقتصادی باشد و چه فناورانه باشد. افراد در جاهای مختلفی مشغول کارند. افراد دیگری که توی این جریان قرار می‌گیرند، تماس می‌گیرند، می‌پرسند، سؤال می‌کنند، تلفن می‌زنند. باید مواظب بود. او که نفوذی است، کسب اطلاعات محرمانه می‌کند.

یک روش دیگر، تهیه لیست افراد کلیدی برای عملیات‌های آینده است. در آینده می‌خواهند یک کارهایی را انجام بدهند؛ یک لیستی از افراد تهیه می‌کنند. نفوذی این کار را می‌کند. هر کسی که یک جایگاهی دارد، یک بانک اطلاعاتی درست می‌کند.

یکی از روش‌ها، شناسایی نقاط ضعف سیستم هدف است. شما بعضی وقت‌ها توی اداره‌تان نشستید، توی یک جایی نشستید، دارید با همدیگر صحبت می‌کنید و از نقاط ضعف مجموعه‌تان می‌گویید. برای دوستتان، اطرافیانتان. دیگری گوشش تیز می‌شود، یادداشت می‌کند که فلان‌جا فلان ضعف را دارد، فلان نقطه فلان اشکال را دارد. باید کتوم بود و مواظب زبان بود. حفاظت گفتار باید داشته باشیم. هر کسی هر اطلاعی دارد، در هر سطحی که دارد، پیش خودش نگه دارد.

من آن جلسه از ویژگی‌های یاران حضرت حجت، سلام‌الله، که عرض می‌کردم، گفتم برایتان یکی از ویژگی‌های یاران امام زمان، کتوم بودن است. مواظب باشید. چه لزومی دارد هر چیزی که انسان می‌داند، بگوید؟ یک شهوت است؛ این خودش شهوت است، اینکه من بیشتر از بقیه می‌دانم. این است که بعد، دروغ و راست را ناچار می‌شود نشر بدهد. باید این را مواظب باشیم.

دو تا مأموریت محوری دارند؛ یکی جمع‌آوری اطلاعات و دومی خرابکاری است. نفوذی دنبال خرابکاری است. روش‌هایش چیست؟ ایجاد اختلال در سیستم‌های حیاتی کشور. هر جا که بتواند یک خللی وارد می‌کند. در یک اداره بعضی وقت‌ها نشسته، ولی یک کاری می‌کند که یک مسیری خراب بشود؛ در مسیر خرابکاری است.

و تضعیف و تخریب زیرساخت‌های استراتژیک. بتواند بمب‌گذاری می‌کند؛ مأموریت‌هایش را انجام می‌دهد، سیستم‌های استراتژیک را از بین می‌برد.

یا تضعیف نهادهای حاکمیتی از طریق عملیات روانی؛ برای تخریب‌ حتماً لازم نیست بمب بگذارد. بعضی وقت‌ها شروع می‌کند با حرف زدن، با بیان مطلب، نهادهای حاکمیتی را تضعیف می‌کند. بعضی وقت‌ها شما نمی‌دانید، متوجه بعضی‌ها نیستند. همین پلاکاردی که دستش می‌گیرد، دست‌نوشته‌ای که دستش می‌گیرد، یک کسی پشت پرده به او یک چیزهایی را القا کرده. هرچه داد می‌زنیم: که این در مسیر دشمن است، گوش نمی‌دهد، باز می‌آورد جلوی خود من به من نشان می‌دهد. در راهپیمایی عمداً می‌آورد جلوی من که بگوید: «حاج‌آقا، ببین، من عمداً به حرف تو گوش ندادم.» نمی‌داند که دارد در زمین دشمن بازی می‌کند.

بله، مگر ما دغدغه نداریم؟ من این همه اینجا دارم داد و بیداد می‌کنم، سر و صدا می‌کنم، از شما تکبیر می‌گیرم، دغدغه ندارم؟ تو با آن پلاکارد دغدغه داری؟ مواظب باشید. تضعیف نهادهای حاکمیتی از طریق عملیات روانی؛ انتقاد را گفتم که مواظب باشید در دام دشمن نیفتید.

یک لطیفه هم برایتان بگویم. اخیراً این متوهم دیوانه مفلوک توییت زده: «تنگه هرمز را بگذارید تنگه ترامپ.» جوک است دیگر. هرچند وقت یک بار یک لطیفه میگوید؛ حرف خوبی است برای خنده.

اما به نظر من او باید اسم تنگه را بگذارد «تنگه یادگاری». اگر این کار را بکند، بهتر است تا یادش بماند که آمد برای سلطه‌گری بر ملتی که آن ملت او را تحقیرش کردند. یادش بماند صخره‌های تنگه هرمز و اقتدار آبراهه هرمز سر جایش ماند و او و اذنابش همه رفتند. «یادگاری» را با یک زغالی روی تخته‌سنگی می‌نویسند، اما این موج‌های دریای خروشان خلیج فارس او را خاک می‌کند و هیچ چیزی روی آن صخره نخواهد ماند. نامش را «تنگه یادگاری» بگذارید تا آیندگان درس بگیرند که چگونه یک مستکبر قلدر با سیاست‌های زیاده‌خواهانه، توسط مقاومت مردم ایران شکست خورد و مفتضح شد؛ و امضای پای این بیانشان، همین شعار لعنی است که بر آمریکا می‌فرستند.

مردم یمن هم بحمدالله امروز مقتدرانه عمل می‌کنند، با قدرت و صلابت در مقابل عناصر وابسته به غرب و آمریکا ایستادند. برای سلامتی آن‌ها هم دعا کنیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾