۱۴۰۴/۰۴/۲۶

سردبیر

اگر می‌دانید کاری ناپسند است، انجام ندهید؛ حتی در خلوت

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله جلسات درس اخلاق

با موضوع وصایای رسول خدا صلوات الله علیه وآله به ابوذر

جلسه پنجاه و ششم – 25/04/1404

حیای پیغمبر

جلسه گذشته این را عرض کردیم که پیامبر خدا توصیه کرد به ابوذر: «ابوذر، از خدا حیا کن.» بحث ما حیا است. «يَا أَبَا ذَرٍّ اِسْتَحِ مِنَ اَللَّهِ فَإِنِّي وَ اَلَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لاَ أَزَالُ حِينَ أَذْهَبُ إِلَى اَلْغَائِطِ مُقَنِّعاً بِثَوْبِي أَسْتَحِي مِنَ اَلْمَلَكَيْنِ اَلَّذَيْنِ مَعِي» ای ابوذر حیا کن، و قسم به آن کسی که جان من در دست اوست، به خدا سوگند، اگر حتی بخواهم برای قضای حاجت بروم، سرم را می‌پوشانم، به خاطر آن دو ملکی که همراه من هستند، خجالت می‌کشم. پیامبر اکرم بسیار باحیا بود. پیامبر معروف است که از همان کودکی و خردسالی، حیا داشت.

عرب‌ها، مخصوصاً کودکان عرب، لباس بلند دشداشه می‌پوشند و هنگام بازی مثلاً سنگ در دامن لباسشان می‌ریختند و آن را حمل می‌کردند. چون زیر دشداشه چیزی نمی‌پوشند، پیامبر اکرم هیچ‌گاه این کار را انجام نمی‌داد، یعنی لباسش را بالا نمی‌داد. و حالا از کودکی تا بزرگسالی، حیا داشت.

البته موارد مربوط به حیای پیامبر باید به‌صورت مستقل بررسی شود. بحث حیا، بحث مفصلی است و در زمینه‌های مختلفی مطرح است؛ هم در روان‌شناسی، هم در اخلاق، هم در تعلیم و تربیت. مباحث گسترده‌ای دارد و موضوعات فراوانی در آن نهفته است.

حد و مرز حیای اسلامی

اکنون بحث من نیز درباره حیا نیست، اما به مناسبت این بیان رسول خدا، عرض می‌کنم که امروزه در فرهنگ غرب، بی‌حیایی را ترویج می‌کنند. در فرهنگ آن‌ها، کسی که شرم دارد یا از چیزی خجالت می‌کشد، مورد سرزنش قرار می‌گیرد. می‌گویند: «این چه دلیلی دارد که خجالت می‌کشی؟!» در حالی که ما باید تعریف درستی از حیا ارائه دهیم؛ بدانیم حیا چیست، حد و مرزش کجاست و از چه چیزی باید انسان شرم داشته باشد.

یکی از ارزش‌های اسلامی همین حیاست. اگر کسی حیا نداشته باشد، به او می‌گویند پررو و بی‌پروا، یا به اصطلاح عامیانه، پررو. در گذشته نیز چنین بود؛ اگر می‌خواستند درباره کسی بدی بگویند، می‌گفتند: «فلانی خیلی آدم بی‌حیایی‌ست»، یعنی از بدترین صفات او را بیان می‌کردند.

ما انسان هستیم و انسان غرایز فطری دارد. مثلاً اگر کسی کاری را زشت بداند و با این حال آن را انجام دهد، حالتی در او پدید می‌آید که به آن حالت، «شرم» گفته می‌شود. دقت کرده‌اید؟ عرض کردم: اگر کسی کاری را زشت بداند ـ حال ممکن است دیگری آن را زشت نداند ـ اما خودِ او که آن را زشت می‌داند و آن را انجام می‌دهد، احساس خاصی به او دست می‌دهد، به آن احساس می‌گویند حیا، شرم.

اگر انسان فطرت سالمی داشته باشد و فطرت او همان‌گونه که خدا آفریده، دست‌نخورده باقی مانده باشد، در برابر کار زشت، احساس شرم می‌کند. آن احساسی که به او دست می‌دهد، شرم است. آن کاری که عقل و شرع آن را ناپسند می‌دانند، نه صرفاً تمایل شخصی. عقل می‌گوید این کار بد است، شرع نیز می‌گوید بد است.

ممکن است کاری برای من ناپسند باشد، اما شما آن را ناپسند ندانید، یا برعکس. گاهی عرف نیز آن را ناپسند می‌داند؛ عرف جامعه نیز می‌تواند ملاک باشد. ولی اساساً در فرهنگ دینی ما، یا حتی فرهنگ ایرانی ما، عقل و شرع اساس‌اند. حیا یکی از سرمایه‌های انسانی است. هم زنان به آن اهمیت می‌دهند ـ همان‌طور که عرض کردم، نه فقط در دین، بلکه در فرهنگ ایرانی نیز ـ و هم مردان.

افراط و تفریط در حیای بانوان

حال، درباره بانوان؛ اگر خانمی وارد جامعه شود و بخواهد از حق خود دفاع کند، و شروع کند با صدای بلند صحبت کردن، و مرد نامحرمی صدای او را بشنود، گفته می‌شود که عفت و حیا را رعایت نکرده است. این را عرف می‌گوید. اما اینجاست که می‌گوییم باید تعریف درستی از حیا ارائه شود.

ما در تربیت دختران‌مان طوری عمل می‌کنیم که نتوانند از حقوق خود دفاع کنند، نتوانند در برابر دیگران سخن بگویند، در صورتی که در دین نیز چنین چیزی نیامده است. مانند پوشیه. برخی مقید هستند که همسرشان پوشیه بزند. پوشیه مربوط به دین نیست. وقتی اسلام آمد، درباره حجاب گفت: گردی صورت و دو دست آزاد است، بقیه باید پوشانده شود. اما اینکه دستکش بپوشد یا صورتش را بپوشاند، دیگر در دین نیامده است.

یعنی اگر هم وجود دارد، ربطی به دین ندارد. می‌گوید: «می‌خواهم یک قفل اضافه بزنم»، خب اشکالی ندارد، اما نمی‌تواند بگوید دین گفته است. بله، دین گفته اگر زنی در صورت یا دستانش زینت به‌کار برد، باید آن را بپوشاند. من در حالت عادی صحبت می‌کنم؛ حتی اگر صورتش زیبا باشد یا دستانش قشنگ باشند، اگر زینت خاصی به‌کار نبرده، خلاف شرع نکرده است.

پس آن پوشیه‌ای که خودمان اضافه کرده‌ایم، ساخته خود ماست و ربطی به دین ندارد. عمداً این مطالب را عرض می‌کنم تا متوجه شویم. یک بار درباره ناخن بلند کردن دختران صحبت کردم. گفتم که مستحب است دختران ناخن‌شان را بلند کنند. برخی گفتند: «حاج آقا! سند دارید؟» هفته بعد سندش را آوردم. در کتاب کافی آمده است که ناخن بلند کردن اشکالی ندارد، بلکه خوب هم هست، چون نوعی زینت است. فقط باید بپوشاند.

اما حالا ببینید چقدر پدرها در خانه‌ها داد و فریاد می‌زنند: «فلان‌فلان‌شده، چرا ناخنت را بلند کردی؟» بعد وقتی از خانه بیرون می‌رود، به‌جای ناخن، همه بدنش را نشان می‌دهد. باید فضاها را اصلاح کرد. حتی دختران می‌توانند در خانه لاک هم بزنند، عیبی ندارد. شست پا را رنگ نکنند، بقیه انگشتان را بزنند برای وضو اشکالی ندارد. بگذارید نفس بکشد. متأسفانه بسیاری از مسائل را رعایت نمی‌کنیم. از طرف دیگر، مدام به دین چیزهایی اضافه می‌کنیم.

دین سَمحه سَهله که گفتم، اینجاست. خداوند کار را راحت گرفته، ما سخت گرفته‌ایم. ما طوری دختر را تربیت کرده‌ایم که نمی‌تواند حق خود را بیان کند، در حالی‌که از نظر اسلام، زن باید توانایی سخن گفتن داشته باشد. باید طوری تربیت شود که بتواند حرف بزند و از حق خود دفاع کند. اما باید مراقب باشد که کجا، چگونه و به چه میزان سخن بگوید، تا برای خود و دیگران ضرری نداشته باشد و اطرافیان را دچار خلاف شرع نکند. حد و مرزش هم مشخص است.

صدیقه طاهره سلام‌الله‌علیها سخن می‌گفت. نه یک‌بار، بلکه سخنران بود. سلمان می‌آمد و ایشان سخن می‌گفت. ابوذر با ایشان صحبت می‌کرد. در عین حفظ حریم، سخن گفتن را بلد بود. زینب کبری سلام‌الله‌علیها، ام‌کلثوم، همه سخنران بودند. حرف می‌زدند. پس ممکن است بانویی در جمع مردان سخن بگوید و واقعاً هم بی‌حیایی نباشد.

اما در جامعه ما می‌گویند: «چه بی‌حیا بود، دیدی چگونه صحبت کرد؟!» در حالی‌که چنین نیست. دچار افراط و تفریط شده‌ایم. آن‌جا که باید جلوگیری کنیم، نمی‌کنیم.

اکنون، مثلاً سرود؛ دختر بزرگ که تکلیف شده، زمانی که می‌آید جلوی جمعیت مردم و سرود اجرا می‌کند، سرش را حرکت می‌دهد، سر خود را تکان می‌دهد. بعد می‌گویند: «عیبی ندارد، سرود است.» اما پس از آن می‌خواهد یک سخنرانی علمی در یک مجمع داشته باشد، می‌گویند: «بسیار بی‌حیا بود. دیدی چگونه صحبت کرد؟» ما دچار افراط و تفریط هستیم و هیچ‌گونه حد و مرزی را رعایت نمی‌کنیم.

برخی دستگاه‌های جامعه را به سمت بی‌حیایی سوق می‌دهند

بعد متأسفانه، دستگاه‌های مسئول نیز برخی اوقات خود، جامعه را به سمت بی‌حیایی سوق می‌دهند. همین حالا، فیلمی را اکران کرده‌اند؛ فیلمی که در واقع وهن جمهوری اسلامی است. کسانی که برای این فیلم مجوز صادر کردند، قطعاً خیانت کرده‌اند. نمی‌دانم چگونه بیان کنم؛ سه دقیقه از این فیلم را نمی‌توان تماشا کرد، پنج دقیقه‌اش را نمی‌توان دید؛ آن‌قدر الفاظ رکیک و ناسزا در آن به‌کار رفته است. روابط نامشروع جنسی را در آن به‌وضوح به تصویر کشیده‌اند.

در همان دوران ریاست همین وزیر ارشاد در دوره قبلی ـ در سال ۱۳۹۲ یا نود و چند ـ این فیلم مجوز ساخت دریافت کرد، اما اجازه پخش به آن ندادند. در زمان خودش پخش نشد، اما اکنون مجوز اکران گرفته است. این فیلم بسیار بی‌حیایی است. از طرفی، گاهی فیلمی پخش می‌شود که فقط یک کلمه در آن وجود دارد و همه اعتراض می‌کنند: «چرا چنین حرفی زد؟» اما در این فیلم که سراسر بی‌حیایی است، کسی چیزی نمی‌گوید. باز هم می‌گویم، ما دچار افراط و تفریط هستیم. و این افراط و تفریط ضرر می‌زند.

نمونه‌هایی قرآنی حیا

 ما نمونه‌های قرآنی متعددی در مورد شرم و حیا داریم. یکی از آن‌ها حضرت یوسف علیه‌السلام است. جریان یوسف و زلیخا در قرآن حدود شصت تا هفتاد آیه را به خود اختصاص داده است. قرآن کریم آن بخش را به‌خوبی و با جزئیات بیان کرده، بدون آنکه ذره‌ای بی‌حیایی در آن وجود داشته باشد.

آیه‌ای هست که می‌فرماید: «قالت هیت لک»؛ یعنی زلیخا درها را بست و گفت: «آماده‌ام برای تو.» این را قرآن می‌گوید. تا این حد هم پیش می‌رود. اما با این حال هیچ نشانه‌ای از بی‌حیایی در بیان قرآن نیست. قرآن می‌گوید: زن قصد او را کرد و اگر یوسف برهان پروردگار را نمی‌دید، ممکن بود او نیز قصد کند، اما چون توجه به خدا داشت، دست از گناه کشید. آیه شریفه به برهان پروردگا به عنوان یک عامل بازدارنده از گناه اشاره کرده است.

امام سجاد علیه‌السلام در تفسیر برهان فرمودند: زمانی که زن عزیز مصر به‌سوی بت رفت و پارچه‌ای روی آن انداخت، یوسف از او پرسید: «برای چه این کار را کردی؟» گفت: «شرم می‌کنم که این بت ما را ببیند.» بلافاصله حضرت یوسف فرمود: «تو از چیزی شرم می‌کنی که نمی‌شنود، نمی‌بیند، نمی‌فهمد، نمی‌خورد، نمی‌نوشد. آن‌گاه من شرم نکنم از خدایی که انسان را آفریده، به او دانش داده و آگاه است»؟ بعد امام سجاد می‌فرماید: این، همان معنای سخن خداوند است که می‌فرماید: «اگر برهان پروردگارش را نمی‌دید».

نمونه دیگر، داستان حضرت موسی علیه‌السلام با دختران شعیب است. آن‌ها آمده بودند برای برداشتن آب. دخترها چون باحیا بودند، به موسی گفتند: «تو جلوتر حرکت کن، ما پشت سر تو خواهیم آمد.» موسی گفت: «من راه را بلد نیستم.» دخترها گفتند: «با پرتاب سنگ، مسیر چپ و راست را به تو نشان خواهیم داد». این، نمونه‌ای از حیاست. حتی اکنون نیز می‌توان از آن الگو گرفت. ببینید چگونه راه را نشان می‌دادند. گرفتاری‌ست؛ انسان نمی‌داند چه باید بگوید، دلش به درد می‌آید.

در جای دیگر، قرآن می‌فرماید: مردم به خانه پیامبر می‌رفتند، در وقت ناهار مهمان او می‌شدند. ناهار که تمام می‌شد، پاهای خود را دراز می‌کردند و به صحبت مشغول می‌شدند. پیامبر خدا شرم داشت که به آنان بگوید: «بلند شوید، بروید، ناهار خورده‌اید». آیه نازل شد که این رفتار باعث آزار پیامبر می‌شود، ولی او از روی شرم چیزی نمی‌گوید. سپس خداوند فرمود: «خداوند از گفتن حقیقت شرم ندارد».

اگر می‌دانید کاری ناپسند است، انجام ندهید؛ حتی در خلوت

آیاتی نیز داریم که مربوط به ناظران اعمال ما هستند. همین ناظر بودن، انسان را در حال شرم نگه می‌دارد. مثلاً اگر شما در تنهایی کاری انجام می‌دهید و کودک چهار-پنج‌ساله‌ای در اتاق باشد، آن کار را انجام نمی‌دهید، ناظر همیشه یک حریم ایجاد می‌کند.

در قرآن کریم آمده که خداوند ناظر بر احوال انسان است، پیامبر ناظر بر اعمال است مومنین ناظر بر اعمال هستند، و خود انسان نیز ناظر بر خویش است. این نکته بسیار مهمی‌ست. در روایات آمده است «مـَنِ اسـْتـَحـْيـى مـِنَ النـّاسِ وَ لَمْ يـَسـْتـَحـْىِ مـِنْ نـَفـْسـِهِ فـَلَيـْسَ لِنـَفـْسـِهِ عـِنـْدَ نـَفـْسـِهـِ قَدْرٌ» کسی که از مردم حیا می‌کند ولی از خودش حیا نمی‌کند، برای خودش هیچ ارزشی قائل نیست.

بارها گفته‌ام: وقتی شما به حمام می‌روید و عریان می‌شوید، این نشانه بی‌حیایی است، ولی می‌تواند خلاف ادب و تربیت باشد. از نظر فقهی، اگر انسان تنها باشد و برهنه شود، حرام نیست. اما از نظر اخلاقی و تربیتی، ناپسند است. چون انسان باید در برابر خودش نیز حیا داشته باشد.

شما ناظر خودتان هستید. مراقب خودتان باشید. باید برای خودتان ارزش قائل باشید. وقتی خودتان می‌دانید کاری ناپسند است، چرا آن را انجام می‌دهید؟ مهم نیست که دیگران بدانند یا نه؛ خود شما می‌دانید؛ به خودتان اهمیت بدهید.

مفهوم حیا

در تعریف مفهوم حیا گفته‌اند: «انقباض نفس و وجود اکراه از اعمال زشت و ناپسند به خاطر عیب‌گیری و سرزنش دیگران». یعنی انسان از این که دیگری به او بگوید: «چرا این کار را کردی؟» ناراحت می‌شود. همین، می‌شود حیا.

تعدادی روایت درباره حیا یادداشت کرده‌ام که ان‌شاءالله در جلسه بعد اگر زنده بودم، برایتان خواهم خواند. باید درباره حیا در چشم، حیا در گفتار، حیا در رفتار، و اینکه چه چیزی باعث حیا یا بی‌حیایی می‌شود، صحبت کنیم.

حیای مذموم

در برخی مواقع هم باید حیا نکرد. چون همیشه حیا داشتن هم خوب نیست. مثلاً برخی از افراد از پرسیدن مسائل شرعی حیا می‌کنند. یک جوان وقتی به سن تکلیف می‌رسد، یک‌سری مسائل بر عهده‌اش می‌آید ولی خجالت می‌کشد و حیا می‌کند بپرسد. یا کاسبی که از پرسیدن مسائل شرعی کاسبی خود حیا می‌کند، دچار مشکل می‌شود.

این موضوعات نیز مطرح شده و جای بحث دارند. البته وارد آن نمی‌شوم. فقط فهرست می‌کنم. زیرا اگر بخواهم وارد شوم، خود بحث حیا نیاز به چند جلسه گفت‌وگو دارد. بحثی حیام مهم و اساسی ا‌ست.