متن کامل خطبه نماز جمعه 30/05/1405
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین اهل دعا و ارتباط با خدای تعالی هستند. عرض کردم امیرالمؤمنین، سلاماللهعلیه، در پندنامه نورانی خودشان، در این بخش، به دعا و آثار دعا و ارتباط با خدا پرداختند. فضای آن وصیت را حضرت تغییر دادند و فرمودند: «وَاعْلَمْ أَنَّ الَّذِی بِیَدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ أَذِنَ لَکَ فِی الدُّعَاءِ».
پسرم، فرزندم، دلبندم! بدان خدایی که گنجهای آسمانها و زمین در دست اوست، به تو اجازه درخواست داده؛ «أَذِنَ لَکَ فِی الدُّعَاءِ»، که بخواهی، از او طلب کنی، درخواست کنی و خواهش کنی. این را به تو اجازه داده «و تَكَفَّلَ لَكَ بِالْإِجَابَةِ»؛ اجابت آن خواستههایت را برای تو به عهده گرفته است. «وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطِيَكَ»؛ تو را فرمان داده که از او بخواهی تا عطا کند و «وَتَسْتَرْحِمَهُ لِیَرْحَمَکَ»؛ درخواست رحمت بکنی تا ببخشد. «وَ لَمْ يَجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ»؛ بدان خداوند بین خودش و تو کسی را قرار نداده تا حجاب و فاصله ایجاد کند. گفته است مستقیم از خودم بخواه؛ وسیله نمیخواهد. «وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ»؛ و تو را مجبور نکرده که برای خواستن از او یک شفیع و واسطه بیاوری.
بحث دعا و درخواست و سؤال از خدای تعالی، بحث مفصلی و پردامنه است. اصل خواستن از خدای تعالی و اولیای دین و اولیای الهی، مفصل است. سؤال ممدوح داریم، سؤال مذموم داریم. بحث دعا و آثاری که دارد، ترک دعا، توبیخ کسی که دعا را ترک میکند، مباحث مفصلی دارد. نمیخواهیم وارد این بحثها بشویم؛ بیشتر میخواهیم همین بخشی از بیان امیرالمؤمنین را ترجمه کوتاه داشته باشیم.
در قرآن و روایات به همه اینها پرداخته شده است. دعا خودش عبادت است، بلکه مخ عبادت است؛ مغز عبادت. دعا درجه دارد. اینها بحثهایی است که میشود.
رسول خدا، صلیاللهعلیهوآلهوسلم، فرمودند: «ای ابوذر! اگر انسان جزو ابرار شد»، یعنی رفت خودش را خیلی نزدیک کرد، نزدیک شد، «دعا به اندازه نمک طعام کافی است.» یعنی دعاهای طولانی و مفصل و خواستههای آنچنانی نه؛ یعنی تلاش کن آنقدر در قرب الهی و نزدیک شدن به خدای تعالی کار کرده باشی که یک آه که بکشی، کار به نتیجه برسد.
شرایط استجابت دعا و موانع، بحثهای مفصلی است که اصلاً نمیخواهیم وارد این بحثها بشویم. در اینجا حضرت آن نکتهای را که به فرزند گرامیشان تذکر دادند، آن را بیشتر حالا میخواهیم اشارهای به آن بکنیم و شرحی بدهیم.
اول اینکه فرمودند همه گنجهای عالم در دست خداست. همه گنجها در اختیار و تحت سلطه الهی است؛ خزانههای زمین و آسمانها. این یعنی چه؟ خزانههای زمین و آسمان در اختیار خداست. «وَ اعْلَمْ أَنَّ الَّذِي بِيَدِهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ». این «خزینه»ها، این خزائن، به چه معناست؟ خزان، خزائن زمین و آسمانها، معنایش اراده خداست. خوب دقت کنید چه عرض میکنم: اراده الهی؛ یعنی همان که در سوره مبارکه یس، آیه هشتاد و دوم، فرمود: «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ».
خزائن آسمانها، منظورش انبار نیست؛ که خدا آنجا یک انباری دارد، همه چیز آنجاست؛ خیلی خب، چی میخواهی؟ بیا بگیر! اینجوری نیست. خزائن آسمانها و زمین، منظور اراده است.
حضرت موسی، علی نبینا و آله و علیهالسلام، به خدای تعالی عرض کرد: پروردگارا، خزائن خودت را به من نشان بده. اینکه خزائن عالم دست توست، یک گوشه چشمی بالاخره ما ببینیم این خزائن کجاست. خدای تعالی فرمود: یا موسی، خزائن من اراده من است که بگویم باش، خواهد بود. همین که «أَرَادَ اللَّهُ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ». اینکه میگوییم باش، پس خواهد بود. همین، به محض اینکه اراده میکند، آن چیز موجود خواهد شد.
در سوره مبارکه حجر، آیه بیست و یکم، فرمود: «وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلَّا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ». هیچ چیزی نیست مگر اینکه خزانهاش دست ماست؛ یعنی ارادهاش دست ماست. ما تا نخواهیم، در اختیار کسی قرار نمیگیرد. هیچ چیزی نیست مگر اینکه مخزنهای آن در نزد ماست؛ یعنی آن اراده.
اینجا هم امیرالمؤمنین همین را تذکر دادند. فرمودند آن خدایی که خزینه همه چیز در اختیار اوست، همه چیز، که یکی هم دعاست، اجازه داده که بخواهی؛ اجازه داده که دعا کنی، درخواست کنی، طلب کنی. و بین این انسان و خودش هیچ حجابی هم قرار نداده، هیچ حاجبی، دربانی، مسئول دفتری، هیچ کسی وجود ندارد.
اگر مانعی برای ارتباط ما با خدا وجود داشته باشد، بدانید برگشتش به خود ماست. مانع از طرف ماست. همان اعمال ما میشود مانع؛ میشود حجاب. خودبینیهای ما، خودخواهیهای ما، هواهای نفسانی ما میشود مانع کار. شبیه همان چیزی است که امام سجاد، علیهالسلام، فرمود که خدایا، تو از خلق محجوب و پنهان نیستی، مگر اینکه اعمال خلق باعث پنهان شدن شده؛ خود اعمال ماست.
این اعمالی که ما داریم، گرد و غبار است. این گرد و غبار باعث میشود که نبینیم. شما دیدید وقتی کوههای همین اطراف خودمان، هوا وقتی آلوده است و خاکآلود است و گرد و غبار هست، خیلی دور است، اصلاً نمیشود دیدش. هوا که صاف و شفاف و روشن میشود، حس میکنیم همین نزدیک خودمان است. غبار راه را بنشان؛ گرفتاری از خودمان است. اعمال ما باعث پنهان شدن میشود.
«گفتم که روی خوبت از ما چرا نهان است؟ گفتا تو خود حجابی، ورنه رخم عیان است». ما خودمان حجاب هستیم.
اینکه بتوانیم در هر زمانی که میل داشتیم، با خدای تعالی ارتباط برقرار کنیم، این هم خودش یک نعمت بزرگی است. هر وقت در طول شبانهروز اراده داشتیم که با خدا یک ارتباطی بگیریم، میتوانیم. این نعمتی است که خدا به انسان داده که هیچ واسطه و دربان و نگهبانی ندارد. هیچ ممیزی و مانعی وجود ندارد؛ این را بگو، آن را نگو، رفتی آنجا، اینجوری باشه؛ اینها نیست. خدای تعالی امکانی را فراهم کرده تا بندهاش را از رحمت خودش بهرهمند بکند.
لذا امیرالمؤمنین، سلاماللهعلیه، اینجا تأکید دارند که هر کس میتواند ارتباط مستقیم و بدون واسطه با خدای تعالی داشته باشد. فرمود خداوند شما را مجبور نکرده که نزد کسی بروید و او را شفیع قرار بدهید: «وَلَمْ یُلْجِئْکَ إِلَی مَنْ یَشْفَعُ لَکَ إِلَیْهِ». یک واسطه ببرید، بگویید بیا، تو برویم، با همدیگر برویم، از خدا تو بخواه.
این هم باز شبیه همان بیان امام سجاد، علیهالسلام، در دعای ابوحمزه است که به خدای تعالی عرض میکند: حمد و ستایش خدایی را که هر وقت بخواهم، بدون شفیعی او را برای حاجت خود میخوانم و هرگاه بخواهم، بدون میانجیگری برای راز با او خلوت میکنم و او حاجتم را برآورده میسازد. این دعاها را بخوانیم، این معارف دستمان میآید.
فرق اسلام با بعضی از بخشهای مسیحیت هم در همین است. بعضی از فرقههایشان، آنجا یکی از وظایف پاپ یا کشیش این است که بین انسانها و خدا واسطه است تا گناهانشان را ببخشد؛ یعنی باید برود شخص پیش کشیش، اعتراف به گناه بکند، تمام آبروی خودش را پیش او ببرد، بعد او واسطه بشود از خدا بخواهد که خدایا این را ببخش، بعد این بخشیده بشود.
ما در اسلام یک همچین چیزی نداریم. بله، در اسلام بحث توسل هست، شفاعت هست؛ این را اشتباه نکنیم. اما معنای توسل به اولیای خدا این نیست که راه مستقیم بسته است و هیچ دعایی به اجابت نمیرسد. آنجا میگوید دعا به اجابت نمیرسد، حتماً واسطه میخواهد، شفیعی میخواهد. بلکه توسل یک باب جدیدی از رحمت الهی است؛ راهی است که فرمود زودتر تو را به نتیجه میرساند، باعث میشود بیشتر از آن مقدار استحقاقی که داری، به تو بپردازند. توسل جستن را هم خود خدا قرار داده؛ گفته توسل پیدا بکن، وسیله بیاور. یعنی آن راه اصلی و مستقیم بسته نیست؛ در کنار او میتوانیم استفاده بکنیم.
البته نباید از این راه و مسیر هم غافل باشیم و بیتوجهی بکنیم. حتماً حضرات معصومین را خدمتشان برسیم، به زیارتشان برویم، در توسلها ازشان درخواست بکنیم، برای ما واسطه شوند، برای ما طلب مغفرت کنند، استغفار کنند، دعا بکنند که این بحث ادامه دارد. انشاءالله در نوبت بعد نکات دیگر را عرض خواهم کرد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت میکنم. اهل تقوا دنبال خرافه و خرافات و امثال اینها نیستند، اما به ماوراءالطبیعه و غیب اعتقاد دارند. امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه در حکمت چهارصد از حِکَم نهجالبلاغه فرمودند: « الْعَيْنُ حَقٌّ، وَ الرُّقَى حَقٌّ، وَ السِّحْرُ حَقٌّ، وَ الْفَأْلُ حَقٌّ» چشمزخم حقیقت دارد، استفاده از نیروهای مرموز طبیعت حقیقت دارد، سحر و جادو حقیقت دارد و فال نیک حقیقت دارد.
اینها چهار مطلبی است که مورد سؤال هم هست و حضرت تأیید فرمودهاند که بله، وجود دارد و اینها جزو خرافات نیست. حالا اینها توضیح هم دارد، بحث و گفتوگو میخواهد که منظور از چشمزخم، مثلاً چیست یا سحر اینجا محدودهاش کجاست و چه چیزهایی را شامل میشود. اینها را حضرت گفتهاند، هست و خرافات نیست.
اما دو چیز را خرافات فرمودند. فرمودند: «وَ الطِّيَرَةُ لَيْسَتْ بِحَقٍّ»؛ یعنی فال بد زدن، تیرهفال بودن، بد دانستن یک نشانه. میگفت: «پرنده پرید، پس آن حادثه اتفاق میافتد.» حضرت فرمودند این از خرافات است؛ چون ربطی بین پریدن یک پرنده یا مثلاً صدا درآوردن یک پرنده با حادثهای که دارد در عالم اتفاق میافتد، وجود ندارد. چه ارتباطی بین اینهاست؟ «طِیَره» از «طَیْر» است و «طَیْر» به معنای پرنده است؛ برای همین گفتند، چون از پریدن یک پرنده فال میزدند، اسمش را گذاشتند «طِیَره». میگوید فال بد نداریم؛ این خرافه است.
یکی هم این است که یک کسی کاری بکند که بر دیگری اثری بگذارد «وَ الْعَدْوَى لَيْسَتْ بِحَقٍّ» این هم مثلاً بدشگون بودن و بدقدم بودن است. میگوید: «این به خانه آمده، پس باعث شده آن اتفاق بیفتد.» این هم حرف درستی نیست.
البته راجع به بدقدمی، یک روایتی داریم که حضرت فرمودند: «از بدقدمی زن این است که مهریه او زیاد باشد». دختری که مهریهاش زیاد است، او بدقدم است. حواستان باشد. خدای تعالی تقوا را در همه ما زیاد کند.
امروز هشتم ربیعالاول، سالگشت شهادت امام عسکری سلاماللهعلیه است. به همه شما تسلیت عرض میکنم. همه ائمه معصومین علیهمالسلام تحت فشارهای سیاسی و اجتماعی بودند که توسط طاغوتها اعمال و مدیریت میشد، اما شاید بتوان گفت هیچکدامشان به اندازه فشارهای اعمالشده توسط طاغوتهای زمان امام عسکری علیهالسلام نبود. امام در سختی شدیدی به سر میبردند و به تبع امام، شیعیان هم در گرفتاری و سختی بودند.
امام حتی در زندان هم در امان نبودند. آنجا هم جاسوسانی را گذاشته بودند در زندان برای امام که اگر کلامی یا رفتاری داشت، گزارش میشد. نمونهاش ابوجعفر هاشمی میگوید: «با چند نفر در زندان بودم. یک مرتبه دیدم امام عسکری را آوردند و در آن زندان قرار دادند. در زندان، یک شخصی ادعا میکرد که من از علویون هستم و ارتباط دارم. امام وقتی او نبود، توی زندان به اطرافیان گفت: این آدم، مواظبش باشید؛ دروغگوست، از شما نیست، برحذر باشید. هرچه که گفتید را در یک نامه نوشته و زیر لباسش پنهان کرده که رفت پیش حاکم به او گزارش بدهد. یک نفر از همان جمع، لباسهای این شخص را گشت. این نامه از لباسش افتاد و دیدند که چه مطالب خطرناکی راجع به مجموعه علویون در داخل زندان نوشته است».
این یک نمونه بود که حضرت حتی در زندان هم در امان نبودند. لذا ارتباط گرفتن با امام عسکری در آن دوره خیلی سخت بود و باید تدبیری میشد که امام شبکه ارتباطی خودش را داشته باشد. لذا حضرت آن شبکه ارتباطی قوی وکلا را به کار گرفته بود و دوباره فعال کرده بود؛ چون از زمان امام صادق تقریباً شروع شده بود تا رسید به امام عسکری که دیگر این دایره شبکه وکلا توسعه پیدا کرد و به زمان امام عصر ارواحنا فداه و تا امروز که این شبکه وکلا وجود دارد، ادامه پیدا کرد.
خب، در این طول این هزار و چند ده سال، شبکه وکلا هست، هنوز هم هست و حضرت توسط همین شبکه وکلا امور را در آن زمان تمشیت میکرد. به آنها یاد داده بود مخفیکاری، سلسلهمراتب، مدیریت بحران و امثال اینها را؛ خوب به آنها آموزش داده بود.
یکی از مسائل مهم در تشکیلات و کار جمعی، یادمان باشد، حفاظت گفتار است. هر کسی میخواهد جزو یاران اهلبیت باشد، باید آدم کتومی باشد؛ زبانش رها و ول نباشد.
امام عصر ارواحنا فداه، با اینکه یاران درجهیکی در آن حلقه اولیه داشتند، چون از نظر صلاحیتهای شخصیتی طبقه بندی بودند یاران امام عصر؛ افراد بسیار قوی مثل جعفر بن احمد بودند که شخصیت نزدیکی در نهاد امامت و وکالت بود، اما امام وقتی میخواهد وکیل سوم خودش و نایب سوم خودش را انتخاب بکند، ابوالقاسم حسین بن روح را انتخاب میکند. علتش هم این بود که حسین بن روح، با اینکه درجهاش پایینتر بود، اما بهشدت کتوم بود و توان حفاظت گفتار داشت و زبان خودش را حفظ میکرد.
لذا اگر میخواهیم جزو یاران حضرت حجت باشیم، زبانمان ول نباشد، دهانمان را حفظ کنیم. بعضی وقتها به یک کسی یک چیزی را میگویی، میگویی: «این پیش تو امانت باشد» هنوز از در مسجد بیرون نرفتهایم، همه فهمیدهاند. کسی که یار امام است، کسی است که خودش را حفظ کند.
امروز احتیاج است که اهل ایمان ارتباط خودشان را با یکدیگر بیشتر و قویتر کنند. نه اینکه بدانیم مثلاً همسایهمان فقیر است و برویم به او رسیدگی کنیم؛ این خوب است، اما این کمترین کار است. شیعه اگر شبکهای عمل بکند، نباید فقیری در جامعه باشد، گرفتاری در جامعه باشد یا مشکلی وجود داشته باشد.
بعثت مردم خیلی برکات داشته و نشان میدهد که اگر ارتباط مؤثری وجود داشته باشد، کارهای بزرگی را میشود انجام داد. همین مواسات که دامنهاش وسیع است، فقط مالی نیست؛ فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. یک وقت من هر کدام از این موارد را شرح کردم؛ مواسات فرهنگی یعنی چه، مواسات اجتماعی چیست.
با شبکه ارتباطیای که امام عسکری علیهالسلام آموزش دادند، میتوانید در این روزها که غیبت امام عصر را داریم و مورد انتظار امام عصر ارواحنا فداه هم هست مواسات با همه شقوقش، این مسئله را دنبال کنید. یک مصداق آن که انجام شد، «ایران همدل» بود که دیدید چقدر زیبا کار انجام شد، یا اخیراً همین «جان فدا» که انجام شد، از مصادیقش است.
امام عسکری، برای اینکه شیعه بتواند خودش را حفظ بکند و تابآوریاش را بالا ببرد، یک راهبردی را مطرح کردند و آن، ایجاد و تقویت محبت بود؛ هم محبت بین خود شیعیان و هم بین شیعیان و دیگران که بسیار در آن زمان و مقطع اثرگذار بود.
مثلاً روایتی در «تحفالعقول» است. حضرت فرمودند: «من دوست دارم وقتی شما، یعنی شیعیان، بین غیرشیعیان هستید، به آنها مهربانی کنید، به شما امید پیدا کنند و بگویند او شیعه است. من اینطوری خوشحال خواهم شد».
ببینید، یاد میدهد به ما محبت، دوستی و مودت داشتن را. مصداق امروزی آن را میتوانیم همین کمکهایی بدانیم که انجام میگیرد، کمکهای فکری و کمکهای مستشاری که به فلسطین، غزه و امثال اینها انجام میشود، اینها نمونهای از همینهاست. مسلمین گرفتار در این زمان که دیدید، همهشان از ایران تشکر میکنند و تقدیر میکنند که ایران به کمک ما آمد.
یا رفت یک فردی خدمت حضرت شرفیاب شد، عرض کرد: «آقا، گاهی دست من به شما نمیرسد، من چه کار کنم؟ من دوست دارم شما را ببینم، میخواهم خدمتی انجام بدهم.» حضرت فرمودند: «اگر دست تو به ما نمیرسد، قصد خدمت به ما را داشتی، به شیعیان ما خدمت کن. اگر دلت برای ما تنگ شد، برو زیارت یکی از شیعیان ما». یعنی بین همدیگر مودت، دوستی، رفاقت، دید و بازدید و اینها را باید تقویت کرد.
به هر تقدیر، تحمل این امام مهربان و رئوف بر طاغوت زمان سخت بود، بهخصوص که میدانستند او پدر امام عصر ارواحنا فداه است؛ پدر امامی است که دودمان ظلم و ستم را برمیچیند. لذا تصمیم به قتل آن حضرت گرفتند. در سن جوانی او را با سم به شهادت رساندند. خدای تعالی همه ما را از شیعیان و موالیان و محبان حضرات معصومین، بهویژه پدر آقاجانمان، امام عسکری علیهالسلام، قرار دهد.
بعد از شهادت امام عسکری علیهالسلام، امام عصر ارواحنا فداه به امامت رسیدند که سالگشت به امامت رسیدن آن حضرت را هم به همه شما عزیزان و منتظران واقعی حضرت تبریک و تهنیت عرض میکنم.
در دوران غیبت آن حضرت، وظیفه منتظران سنگین است از جهات مختلف فردی و اجتماعی. بحث امروز من از اینجا شروع میشود. خوب دقت بفرمایید.
امام رضوان خدا بر او فرمودند: «ما همه انتظار فرج داریم و باید در این انتظار خدمت کنیم.» به این عبارت، چون میخواهم روی آن صحبت کنم، خوب دقت کنید: «باید در این انتظار خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور، انشاءالله، تهیه شود».
خب، همین کلام امام بسیار مهم و برای ما بهعنوان نقشه راه است که یک جریان را برای ما ترسیم میکند. ریشه کلام ایشان از متن معارف دینی ما گرفته شده است که انتظار قدرت اسلام است و خدمت در انتظار، دو مطلب مهمی است. یعنی اینطوری نیست که منتظر بیکار باشد. منتظران حضرت باید اهل خدمت باشند، اهل فعالیت باشند. تنبلی و بیحوصلگی معنا ندارد. هر کس در هر زمینهای که استعداد و قدرت دارد، باید کار بکند.
مهمترین جلوه خدمت، رسیدگی به حال اقشار ضعیف جامعه است. گاهی درباره قشر ضعیف گفته میشود که منظور مسائل مالی و مادی است. بله، روشن است؛ راجع به اینها باید چه کار کرد. اما گاهی قشر ضعیف که گفته میشود، ضعف در مسائل فکری و اعتقادی است. آنجا هم باید وارد عمل شد؛ جهاد تبیین میخواهد، بصیرتافزایی میخواهد، روشنگری میخواهد.
یکی از مهمترین وظایف منتظران ظهور امروز همین جهاد تبیین است که در این انتظار باید خدمت بکنند. دستگیری کسی که دچار انحراف فکری شده و به راه آوردن او، از هر حسنهای بالاتر است. خیلی عجیب است. این روایت را دقت کنید. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، وقتی که امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه را به یمن میفرستادند -که فضائل امیرالمؤمنین، جایگاه او، قرب او، معرفت او، کمالات او و فضائل او، یک ضربه شمشیر او که از عبادت جن و انس بالاتر است، برای شما روشن است و در حد اعلا است- به امیرالمؤمنین فرمودند: «اگر خدا بهوسیله تو یک نفر را هدایت کند، بهتر است از آنچه خورشید بر آن تابیده است».
خیلی مهم است. چند سال است که خورشید دارد میتابد؟ به کجاها خورشید میتابد؟ فقط به زمین که نمیتابد؛ میدانید همین که خورشید نورش به ما برسد، تقریباً بیش از هشت دقیقه طول میکشد تا نور خورشید به زمین برسد. در این فاصله، باز دارد نور به جاهای دیگر هم میرسد. خیلی دایرهاش گسترده است.
حضرت میفرماید دستگیری از افرادی که مشکل فکری و عقیدهای دارند، که یعنی خدمت در انتظار همین روشنگری است؛ یعنی این کار، دستگیری و خدمت در انتظار است. مجموعههای فرهنگی، مجموعههایی که کار تبیین انجام میدهند و جبهه انقلاب، وظایف خودش را کم نداند.
این روزها هفته گرامیداشت مساجد است. یک عرصه مهم فرهنگی و فعالیت، مساجدند. امام مسجد که منتظر امام عصر ارواحنا فداه است، خدمت او در سنگر مسجد است. او هم باید خدمت در انتظار داشته باشد.
اگر برای مسجد و محل و اطراف خودش برنامه نداشته باشد، اولاً وظیفه و مسئولیت شرعی خودش را درست انجام نداده. ثانیاً نسبت به مردم و جامعه پیرامونی کمکاری کرده است. ثالثاً نسبت به خدمت در انتظار، که منتظر واقعی باید خدوم و پرکار باشد، کمکاری کرده است. رابعاً فضا را برای جبهه باطل باز گذاشته که خلأ را این باید پر میکرد؛ حالا خلأ را دیگران پر میکنند.
آن کسی که نباید اجازه بدهد مسجد سکولار باشد، امام مسجد است. همه ارکان مسجد را باید برای حمایت از دین خدا و نظامی که بر پایه اسلام، بعد از مجاهدتهای فراوان، برپا شده، به خط بکند.
امامی که خودش روحیه لیبرالی دارد و اجازه فعالیت به اهالی محل و مسجد هم نمیدهد، باید مسجدش را تحویل بدهد. هیچ تعارفی ندارد. او نباید در آن مجموعه مشغول فعالیت باشد.
گاهی مردم یک مسجد از امامشان جلوترند. او مأموم است و مردم اماماند و این خلاف است. از ائمه مساجد مطالبه بکنید که انقلابی باشند، برنامه داشته باشند. همین شبهایی را هم که در خیابان هستیم، بالاخره توجه داشته باشید.
در عصر غیبت، مهمترین مرکز فرهنگی و خدمترسانی اجتماعی از جهات مختلف، مسجد است. من حالا رکن امام را گفتم؛ ارکان دیگر هم هستند: خود مأمومین و مردم، هیئت امنا، خدام و ارکان دیگری که در مسجد فعالاند، بسیج و امثال اینها.
برای همین است که دشمن اصلی اسلام، یعنی استکبار و صهیونیستهای پلید، مساجد را مورد هجمه قرار میدهند. در سال هزار و سیصد و چهل و هشت شمسی، قبله اول مسلمین -مسجدالاقصی- را به آتش کشیدند. بلکه قدرتشان بیشتر شد، بیشتر مسجد آتش زدند و حتی به عوامل خودشان همین دستور را دادند. دیدید در داخل کشور، سال گذشته مهمترین جنایتی که کردند، به آتش کشیدن مساجد بود و آتش زدن قرآن.
مسجد کارآمد امروز باید بتواند نیازمندیهای روز جامعه را برآورده کند. لذا هم هیئت امنا و هم امام مسجد باید از دانش مدیریتی روز بهرهمند باشند. باید برای محیط پیرامونی خودشان نیازسنجی دقیق برای گروههای مختلف سنی و جنسیتی، برنامه داشته باشند؛ نیازسنجی کرده باشند؛ نیازسنجی عاطفی، فکری، شغلی.
من گاهی از کارگزاران یک مسجد میپرسم: «آقا، شما برنامهتان در این مسجد چیست؟» میگوید: «الحمدلله، دو وعده نماز داریم، دعای کمیل داریم.» اولاً سه وعده چرا نیست؟ بعدش انگار کلاً میخواسته نماز هم نخواند؛ برنامه مسجدش را میگوید: «ما نماز داریم.» پس میخواستی چه کار بکنی؟
مسجد اگر آباد شد، محله آباد میشود؛ محله آباد شد، شهر آباد میشود. این را در نظر داشته باشید. باید هدفمند، جذاب و هنرمندانه کار کرد.
باز هم تکرار میکنم؛ صوت، بو و نور، این سه باید در مساجد مورد دقت قرار بگیرد. بهداشت محیط، گرمایش، سرمایش، دسترسی افراد خاص، معلولین، سالمندان؛ اینها را باید ملاحظه کرد.
حتماً و حتماً مساجد محلات با یکدیگر باید ارتباط داشته باشند. آن شبکهای که گفتم، اینجا باید خودش را نشان بدهد. از تجربیات هم، از منابع هم، باید استفاده کنند. باید همافزا باشند تا محله یک رشدی داشته باشد.
بعضیها فکر میکنند مجمعالجزایر است؛ هر کسی میخواهد جزیره خودش را حفظ بکند. اینطوری نیست. سرمایه اصلی مسجد، مردماند. اگر پای مردم به مسجد باز شد، نیازهای مسجد و کمبودهای مسجد هم حل میشود؛ چون خیلی از مساجد ما با نذورات و تبرعات اداره میشود، رقبات ثابت ندارد، مثلاً منابع پایدار ندارد، موقوفه ندارد، فعالیتهای اقتصادی خرد در آن وجود ندارد. اینها یک چالش است که اگر باز مسجد برنامه داشته باشد، همه اینها میتواند درست بشود.
اگر به مساجد بهخوبی رسیدگی بشود، بسیاری از چالشهای اجتماعی که دستگاههای اجرایی با آن مواجه هستند، برطرف خواهد شد. خیلی از این زندانها تعطیل میشود، اگر مسجد درست کارهایش را انجام بدهد. بخشی از زندان، چون بخشیاش بالاخره متخلفین هستند.
لذا مسئولین یک کمتوجهی دارند، با اینکه مسجد بهعنوان مردمیترین پایگاه برای فرهنگسازی و پیشگیری و کاهش آسیبهای اجتماعی میتواند کمککار مسئولین باشد. البته تا حالا کارهایی شده، اخیراً هم دارند کارهایی را انجام میدهند، ولی کافی نیست، منسجم نیست.
میگویند مسجد باید مردمی اداره بشود. بله، درست است، حرف درستی هم هست؛ اما دستگاهها باید تسهیلگری کنند، راه را باز کنند، حمایت بکنند. الان در همین استان البرز و بهخصوص شهر کرج، ما مسجد کم داریم. تعدادی هم که احتیاج به مرمت و بازسازی و بهسازی دارند.
خلاصه، مسجد بهعنوان کانونی است که میتواند افراد را تربیت بکند که در عصر غیبت، خدوم، فعال، کارگزاران مؤمن و متدین باشند.
یکی دیگر از مصادیق خدمت در انتظار، حرکت بزرگ و مهم جوانان ارزشمند و دانشمند کشور در صنعت دفاعی کشور است. سیویکم مرداد مربوط به این گروه است.
منتظر واقعی حضرت، اهل کار است، اهل تلاش است. او تربیتشده مکتب اهلبیت و امام انقلاب است. شعارش در مسائل کشور میشود «میشود» و «میتوانیم». یعنی کسی که دائم بگوید «نمیشود»، «نمیتوانیم»، «نداریم»، «نمیکنیم»، با مبانی امام و انقلاب سازگاری ندارد. معلوم میشود؛ آشنایی با این مبانی وجود ندارد.
حتی در یاری کردن انقلاب مهدوی و مقدمهچینی برای ظهور حضرت هم یک همچین تفکری مشکل خواهد داشت. این از مبانی دینی ماست. خدمت در انتظار همین است.
با همین شعار استقلال و عزتمندی و اقتدار و اعتماد به داشتههای داخلی و ابتکار ایرانی، به دنیا ثابت شده است. امروز صنعت دفاعی کشور بر لبه جدیدترین فناوریهای دنیا قرار دارد، در معادلات منطقهای و بینالمللی فعالیت راهبردی دارد و نقشآفرینی میکند.
جوانان غیور ایرانی، آمریکای پلید را به چهکنمچهکنم انداختند. با قدرت دفاعی کاملاً بومی که فراهم کردند، در مقابل زورگویان و قلدران و سلطهگران عالم، که بویی از انسانیت نبردند، ایستادند. ما هم این قلدران را از یاد نمیبریم و شعار و لعن همیشگی خودمان را، بهخصوص نسبت به آمریکا، داریم.
انتظار در خدمت، یعنی همان کلام حاج احمد متوسلیان رحمة الله علیه -چه زنده باشد، چه شهید- که به یکی از نیروهایش محل غروب خورشید را نشان داد و گفت: «ما زمانی حق استراحت داریم که پرچم توحید و لا اله الا الله را در انتهای افق به زمین کوبیده باشیم». این بیان ایشان است.
یادمان باشد که پیام منفی دادن راجع به اقتصاد کشور، باعث سوءاستفاده دشمن خواهد شد. بعضی وقتها شنیده میشود بعضی از عزیزان در مقام بیان، پیامهای منفی میدهند. میگوید: «ما قدرت دفاع داریم، ولی در مسائل اقتصادی امکان زمینگیر شدن هست.» خب، این پیام دادن به دشمن است که اگر خواستی من را از پا دربیاوری، از اقتصاد کمک بگیر. بیان یک همچین حرفهایی هم حرام شرعی است و هم حرام سیاسی. مواظب باشند دوستان که در کلماتشان و در بیانشان چه حرفهایی زده میشود.
برای سلامتی آن عزیزانمان که در این صنعت مهم دفاعی حضور دارند، فعالیت میکنند و خدمت میکنند و برای آنهایی که رفتند و شهید شدند، صلواتی بفرستیم.
سالگشت شهادت دو بزرگوار که از مصادیق همین منتظران اهل خدمت بودند، شهیدان رجایی و باهنر گرامی را یاد میکنیم. آغاز هفته دولت را هم به دولتمردان عزیز تبریک عرض میکنیم. امیدواریم این عزیزان هم مصداق کسانی که در عصر انتظار خدمتگزاری میکنند باشند و در این فرصت خدمتگزاری که به آنها داده شده، سربلند بیرون بیایند.
امروز خدمت به مردم، مبعوثشده و ایران اسلامی، حسنهای است که ثواب او قابل شمارش نیست. اصلاح معیشت مردم، تلاش برای رفع تورم، بانک مرکزی اهتمام ویژه برای کنترل قیمت ارز و طلا و امثال اینها داشته باشد، نظارت بر بنگاههای معاملات مسکن و سفتهبازی و امثال اینها، بالا بردن قدرت خرید اقشار مختلف؛ اینها جزو حسنههایی است که دولت باید انجام بدهد و اهتمام داشته باشد و برنامه داشته باشد.
عزیزان دولت همیشه از کار کارشناسی سخن میگویند، اما کارشناسان امین و زبده ایراداتی به مسائل مختلف اقتصادی دارند. باید بازنگری کرد. مسئله، مثلاً همین مسئله بنزین، کالاهای اساسی که با کالابرگ توزیع میشود و امثال اینها، باید به آثار اجتماعی تصمیمات توجه جدی داشت. گاهی خود طرح، یک طرح داده میشود و در مدت کوتاهی آن طرح نتیجهاش تورم خواهد بود. اگر بحث کارشناسی است، باید از همه استفاده کرد. یاد عزیزان باشد که گرانسازی راه برونرفت از مشکلات تورمی نیست.
مردم، اولویت دولت محترم و عکسالعملها را خوب رصد میکنند. چرا نسبت به بالا و پایین شدن قیمتها عکسالعملی یک مرتبه نشان داده نمیشود، اما نسبت مثلاً به یک صفحه مجازی، یک آقایی در یک جایی، زود عکسالعمل نشان داده میشود؟ خب، این را میبینند.
میبینند نسبت به قانون حجاب رسماً گفته میشود: «ما اجرا نمیکنیم، به خاطر اینکه احتمال دارد اتفاقاتی بیفتد.» اتفاقاً همه اتفاقات هم افتاد و آن قانون هم اجرا نشد تا جامعه به این وضعیت بیفتد که امروز میبینید که رسماً سلاح گرفتهاند دستشان. باید جدی با او مواجه شد. بعد برای موتورسواری بانوان که یک قشر محدودی از افراد دنبال این قصه هستند، برای آنها اولویت قرار داده میشود و کار انجام میشود. اینها محل سؤال است و خوب نیست.
مثلاً گفته میشود اخیراً که «مردم مبعوث شده همه مردم ایران نیستند و دیگران هم که به خیابان نیامدند جزو مردم هستند». بله، این حرف درست است. اگر ما قانونی میخواهیم بریزیم، برنامهای داریم راجع به معیشت، راجع به… برای همه باید ریخت. یکسان اینکه حرف درستی است، اما هدفمان از گفتن این حرف چیست؟
دولت باید برای همه برنامه داشته باشد، درست است؛ اما یادتان نرود که خدای تعالی در قرآن کریم، آیه نود و پنجم از سوره مبارکه نساء، فرمودند: «لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا». خدای تعالی میگوید مؤمنانی که بدون عذر جسمی، فقر مالی، نقص مالی، نمیدانم مشکلاتی که داشتند، عضوهای دیگری داشتند، غیر از آنها خانه نشستند، اینها مساوی با آنهایی که سنگر را نگه داشتند نیستند. اینها دارای درجاتی هستند.
نباید ندیده گرفت، این حرکت بزرگ، این بعثت بزرگی که الان در کشور به وجود آمده و عرصه را نگه داشته، میدان را نگه داشته، دشمنیهای دشمن را مسکوت گذاشته، این را نباید نادیده گرفت و کماهمیت به آن بود و کمجلوه قرارش داد برای بعضی از مسائلی که وجود دارد. این هم ناشکری است. باید به او توجه بیشتری کرد.
هفته وحدت در پیش است که حالا انشاءالله جلسه بعد راجع به آن صحبت خواهیم کرد. و اما نکته پایانی؛ لبنان همچنان زیر آتش صهیونیستهای پلید است. هنوز هم دارند میزنند. همه شدیم مثل سازمان ملل؛ محکوم میکنیم. هی امروز میزند، میگوییم: «ما این حرکت جنایتکارانه را محکوم میکنیم.» خب، ما که وظیفهمان این نبود. محکوم کردن کار سازمان ملل است؛ ما وظیفه دیگری داشتیم.
غربزدههای داخلی بدانند که این همه تلاشی که میکنید آمریکا را تطهیر کنید، که تا گردن در خون مظلومان عالم غوطهور است، شما هم در همه جنایات او شریک خواهید بود.
در روایت از امیرالمؤمنین، در حکمت یکصد و پنجاه و چهارم از حِکَم امیرالمؤمنین، آمده است: «مَن رَضِیَ بِفِعلِ قَومٍ کَانَ کَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُم.» کسی که به عمل قومی راضی باشد، مثل خود همانهاست. میگویند: «انتقام، انتقام که میگویید هزینه دارد». خب، این را دیگر همه بچهها هم فهمیدهاند و میدانند که هزینه ذلت بهمراتب سنگینتر از مقاومت است و این انتقام، مقاومتی است که باید در همین مسیر حرکت کرد تا به نتیجه برسد.
امیرالمؤمنین فرمودند در هر امتی، در هر زمانی، سامریهایی وجود دارند که سعی در القای ترس و رعب از دشمن در جامعه دارند. مردم را میترسانند. یک چیزهایی توی دل مردم میاندازند. بعد فرمود: «سامری این امت میگوید جنگ نکنید.» در حالی که همین صهیونیستهای پلید، چهار تا عنوان دارند از قرآن کریم که قرآن به ما تکلیف میکند که باید با آنها مبارزه بکنیم و آنها را از روی صفحه روزگار محو بکنیم.
یکی از عناوینش «قاتل» است. قطعاً صهیونیستها قاتلاند. یکی از عناوینی که در قرآن میگوید «مفسد» است که مفسدند. قطعاً «محارب»اند. بخواهیم یک گروه محارب را نام ببریم، از همینها باید نام برد. و قطعاً «باغی» هستند؛ باغی واقعی که خدای تعالی میفرماید اهل بغی را نابود بکنید. هر چهار عنوان در هویت و ماهیت و در شکل و ظاهر و باطن این جرثومههای فساد و این جرثومه فساد و پلیدی وجود دارد و در صهیونیستها بروز دارد. همین به ما میگوید که خواستهمان، محو کامل اسرائیل از صفحه روزگار باشد و شعارمان همان «مرگ بر اسرائیل» باشد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾