۱۴۰۴/۱۰/۱۲

سردبیر

امام جمعه کرج گفت ناامید کردن مردم خواست دشمن است

متن کامل خطبه نماز جمعه ۱۴۰۴/10/12

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عبادالرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا دارای صفات و فضائل بالائی هستند که امیرالمومنین بخشی از آن را در خطبه همام بیان فرموده‌اند.

می‌دانید که شرح طولانی‌ترین خطبه ‌نهج‌البلاغه را داریم که حضرت در آن به مخاطبین خودش تاکید فرمودند که از صفت و رذیله تکبر و خودبرتربینی و تعصب دوری کنند که سرچشمه بسیاری از فسادهای فردی و اجتماعی است و برای تثبیت مطلب خودشان از قرآن و عملکرد امم سابقه و روشی که شیطان لعین دارد بهره بردند و در پایان هم به گوشه‌ای از فضائل خودشان پرداختند که این نوبت به اتمام می‌رسد.

رسیدیم به جائی که مولانا امیرالمومنین علیه‌السلام بیان فرمودند که چگونه سران قریش از رسول خدا طلب معجزه کردند تا ایمان بیاورند و رسول خدا پیش بینی کردند که آنها قبول نمی‌کنند، اما اجابت کردند و در چهار مرحله معجزه انجام شد. اما ایمان نیاوردند و شروع کردند به جسارت کردن.

اما امیرالمومنین علیه‌السلام بلافاصله کلمه توحید جاری کردند. خودشان فرمودند: «فَقُلْتُ اَنَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِنِّي اَوَّلُ مُؤْمِنٍ بِكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ»، من گفتم: «لا اله الا اللّه»، اى رسول خدا من نخستين كسى هستم كه به تو ايمان آوردم، «وَ اَوَّلُ مَنْ اَقَرَّ بِاَنَّ الشَّجَرَةَ فَعَلَتْ مَا فَعَلَتْ بِاَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى، تَصْدِيقاً بِنُبُوَّتِكَ وَ إِجْلَالًا لِكَلِمَتِكَ». و نخستين فردى هستم اقرار مى‏كنم كه درخت با فرمان خدا براى تصديق نبوت، و بزرگداشت دعوت رسالت، آنچه را خواستى انجام داد.

«فَقَالَ الْقَوْم‏ كُلُّهُمْ بَلْ ساحِرٌ كَذَّابٌ، عَجِيبُ السِّحْرِ خَفِيفٌ فِيهِ»، اما سران قریش همگی گفتند: او ساحری است دروغگو که سحری شگفت‌آور دارد، و سخت با مهارت است. یعنی در کار سحر و ساحری تبحر ویژه دارد. «وَ هَلْ يُصَدِّقُكَ فِي اَمْرِكَ إِلَّا مِثْلُ هَذَا يَعْنُونَنِي»، و آيا نبوت تو را كسى جز امثال این -که منظور امیرالمومنین بود- باور مى‏كند؟ یعنی بچه‌ها کار تو رامی‌پذیرند. با عناد شدید و لجاجت، زیربار پیشنهاد خودشان هم نرفتند.

از اینجا به قسمت پایانی خطبه می‌رسیم که حضرت به تعدادی از صفات متقین اشاره می‌کنند که در حقیقت اوصاف خود حضرت است که امام المتقین است و تکمیل کننده ویژگی‌های قبلی حضرت است. چون تبلیغات و جنگ شناختی که بر علیه حضرت راه انداخته بودند بسیار قوی عمل کرده بود و لازم بود، برای آنان که می‌دانند یادآوری و برای آنان که نمی‌دانند بازگو شود تا اگر کسی هم امام را نمی‌شناخت، خوب بشناسد و باور کنند که حضرت هدفی جز هدایت ندارد و نداشته است، لذا خود را معرفی می‌کند.

«وَ إِنِّي لَمِنْ قَوْمٍ لَا تَاْخُذُهُمْ فِي اللَّهِ لَوْمَةُ لَائِمٍ»، و همانا من از کسانی هستم و از قومی هستم که در راه خدا از هیچ سرزنشی نمی‌ترسد. در حقیقت حضرت آیه شریفه سوره مائده را به یاد مخاطب می‌آورد که من از قومی هستم که خداوند آنها را دوست دارد. «فَسَوْفَ يَاْتِی اللهُ بِقَوْم يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ اَذِلَّة عَلَى الْمُؤْمِنِینَ اَعِزَّة عَلَى الْکافِرِینَ يُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللهِ وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِم»‌. پس خداوند به زودى جمعیتی را خواهد آورد که دوستشان دارد، آنان نیز خدا را دوست دارند در برابر اهل ایمان با (محبت و) تواضع هستند‌، ولى در مقابل کافران سرفرازومحکم. در راه خدا مجاهدت مى‌نمایند و از ملامت سرزنش ‌کنندگان هراسى به دل راه نمى‌دهند‌.

شروع می‌کند تعدادی از صفات متقین را بیان کردن. «سِيمَاهُمْ سِيمَا الصِّدِّيقِينَ»، کسانی که سیمای آنها سیمای صدیقان، (صديقان كسانى هستند كه در تمام اعمال خود، و اطاعت از خدای تعالی صدق را مراعات کرده هرچه می‌گویند عمل می‌کنند.) «وَ كَلَامُهُمْ كَلَامُ الْأَبْرَارِ»، و سخنانشان سخنان نیکان است. (یعنی اهل امر به معروف و نهى از منكر و ذكر دائمی برای خدا هستند.) «عُمَّارُ اللَّيْلِ وَ مَنَارُ النَّهَارِ»، شب زنده‌داران و روشنی بخشان روزند، یعنی شب‌ها را پيوسته با عبادت بسر مى‏برند. مثل برج ديده‏بانی يا جايگاه بلندى كه آتش روى آن روشن مى‏كنند، در روز، راه مادى و محسوس را براى مردم مى‏نماياند، متقيان هم مردم را به راه خدا، راهنمايى مى‏كنند.

«مُتَمَسِّكُونَ بِحَبْلِ الْقُرْآنِ»، به دامن قرآن پناه برده، (همانطور كه مى‏توان ریسمان را گرفت و بالا رفت، قرآن نيز هر كس را كه به آن چنگ بزند، از پرتگاه‌هاى جهل به بالاترين قله‏هاى عقل و سعادتمندى می‌رساند.) «يُحْيُونَ سُنَنَ اللَّهِ وَ سُنَنَ رَسُولِهِ»، سنت‌های خدا و رسولش را زنده می‌کنند. (چون به دستورهاى خدا و رسولش عمل مى‏كنند) «لَا يَسْتَكْبِرُونَ وَ لَا يَعْلُونَ»، نه تکبر و خودپسندی دارند، نه بر کسی برتری می‌جویند. یعنی انسان‌های شریفی هستند که این دو صفت را ندارند.

خدای تعالی بهره‌مندى از نعمت‌هاى جاودان را در گرو پرهیز از هرگونه پندار باطل خود بزرگ‌ بینى معرفى کرده و فرموده است: «تِلْكَ الدّارُ الآْخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا يُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الاَرْضِ وَلا فَساداً وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ». «وَ لَا يَغُلُّونَ وَ لَا يُفْسِدُونَ»، نه خیانت کارند و نه در زمین فساد می‌کنند. یعنی اهل هیچ گونه تقلبی نیستند. «قُلُوبُهُمْ فِي الْجِنَانِ»، قلبهایشان در بهشت، «وَ اَجْسَادُهُمْ فِي الْعَمَلِ». و پیکرهایشان سرگرم اعمال پسندیده است. «اُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ».

به فضل الهی این خطبه تمام شد؛ و باید از خدای تعالی تشکر کنیم که توفیق داد تا بیانات امیرالمومنین را به صورت مختصر مطرح کنیم و از نصایح حضرت بهره ببریم. ان‌شاءالله با قید حیات از نوبت بعد بحث دیگری را شروع خواهیم کرد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

 

 

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه‌ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا زندگی خود را در مسیری که خدای تعالی در نظر گرفته تنظیم می‌کنند. نقل كرده‏اند كمتر اتفاق مى‏افتاد كه امیرالمومنین علیه‌السلام روى منبر بنشيند، اما قبل از شروع به کلام امر به رعایت تقوا نکند. مى‏فرمود: «اَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ، فَمَا خُلِقَ امْرُؤٌ عَبَثاً فَيَلْهُوَ»، اى مردم از خدا بترسيد كه هيچ كس را بيهوده نيافريده‏اند تا سرگرم بازيچه شود، «وَ لَا تُرِكَ سُدًى فَيَلْغُوَ»، خودسر رها نشده تا كار ناروا كند، «وَ مَا دُنْيَاهُ الَّتِي تَحَسَّنَتْ لَهُ بِخَلَفٍ، مِنَ الْآخِرَةِ الَّتِي قَبَّحَهَا سُوءُ النَّظَرِ عِنْدَهُ»، و دنيايى كه خود را براى او آراسته چنين نيست كه جايگزين آخرت شود كه در نگرش بدان، بد جلوه داده است. «وَ مَا الْمَغْرُورُ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الدُّنْيَا بِاَعْلَى هِمَّتِهِ، كَالْآخَرِ الَّذِي ظَفِرَ مِنَ الْآخِرَةِ بِاَدْنَى سُهْمَتِهِ». و هيچ مغرور و فريب خورده دنيا در بالاترين حد كوشش خود نتوانسته از دنيا به پيروزى‏ برسد مانند آن ديگرى كه از آخرت به كمترين بهره و نصيب خويش رسيده است. حضرت در تمام خطبه‌ها افراد را به هدف آفریش توجه می‌داده‌اند.

از غروب امروز ایام البیض ماه رجب شروع می شود، روز ولادت مولی ‌الموحدین ‌امیرالمومنین‌ علیه‌السلام روز مرد و روزهای نورانی اعتکاف و اعمال ام داود و روز مقاومت و روز شهادت حاج قاسم سلیمانی به دست پلیدترین ‌انسانهای روی زمین. امیدوارم همه عزیزان از این لحظات پرخیری که درش قرار داریم بهره‌های معنوی فراوان ببرند و برای هم دعا کنید و برای رفع مشکلات اقتصادی و حل گرفتاری‌های آحاد امت اسلامی دعا کنید.

به مناسبت ولادت پرنور مولانا امیرالمومنین چند جمله عرض کنم. اولاً رسول خدا خطاب به حضرت فرمود: یا علی تو را غیر از من و خدا نشناخت. همین عبارت کوتاه کافی است تا بفهمیم که بین آنچه می‌گوییم تا آنچه بوده خیلی فاصله هست. و آنچه هم می‌گوییم از خود حضرات آموخته‌ایم.

و چقدر باید غصه خورد وقتی می‌بینیم که خود امام در آن جایگاه رفیعی که دارد می‌فرماید: «الدَّهْرُ اَنْزَلَنِی ثُمَّ اَنْزَلَنِی ثُمَّ اَنْزَلَنِی حَتَّی قِیلَ مُعَاوِیِةُ وَ عَلِیٌّ!؟» چه مقایسه ناراحت کننده‌ای!

ما شیعیان چقدر درباره امام خود، سخنان او و سبک زندگی او مطالعه کرده‌ایم و اطلاع داریم؟ برای شناخت بهتر و معرفت بیشتر امام باید به او تا می‌توانیم نزدیک شویم. تا با شناخت صفات و فضائلی که دارد، تحولی در ما و رفتار ما پیدا شود. امام در پیشبرد جبهه حق برای خودش خودی قائل نبود و فقط تکلیف الهی را می‌دید. آیا ما اینطور هستیم؟ در پذیرش حق شجاع بود، لذا اولین کسی است که اسلام آورد و با تحمل همه فشارها و آزار و اذیت‌ها  از روز اول هم آن را کتمان نکرد. و در طول ایام جوانی فعالانه در همه میادین حاضر بود و خود را سپر دفاع از رسول خدا قرار می‌داد. همه رفتار حضرت برای ما در مقاطع مختلف درس است.

یک بیان از ایشان معروف است در نامه 45 نهج البلاغه که در قسمتی فرمودند: «اَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ». به 4 مطلب اشاره دارند: ورع، تهجد و تلاش، عفت و نفوذناپذیری. اعینونی یعنی کمک کنید به من و از اعوان و انصار من باشید با رفتارتان.

و این کلام حضرت الان برای ما زنده است؛ هم باید عون امام اولمان باشیم هم عون امام آخرمان؛ چون در دعاهائی که درباره امام عصر ارواحنا فداه داریم می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ اَنْصَارِهِ وَ اَعْوَانِه»‌. و یا عرض می‌کنیم: «وَ اكْتُبْنَا فِی اَعْوَانِهِ وَ خُلَصَائِهِ…» و امثال اینها که همین معنای اعینونی را می‌دهد که خلاصه‌اش انتظار فرج است که بهترین اعمال امت رسول خداست.

این چهار صفتی که امیرالمومنین خواسته‌اند بسیار مهم و قابل بحث است و در قرآن و روایات روی آنها تاکید شده است. مثلاً در آیه 70 و 71 سوره مبارکه احزاب فرمود: «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا* یصْلِـحْ لَكُمْ اَعْمَالَكُمْ وَ یغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمًا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و سخن درست و استوار بگوئید. تا خدا اعمالتان را برای شما اصلاح کند و گناهانتان را بر شما بیامرزد و هر کس خدا و پیامبرش را اطاعت کند بی تردید رستگاری بزرگی یافته است.

اینها خاصیت قول سدید است. سدد به معنای نفوذ ناپذیری است. به دیواری که جلوی آب را می‌گیرد سد می‌گویند چون جلوی نفوذ آب را می‌گیرد. یا هر مانعی که بین دو چیز قرار گیرد سد نام دارد. سدید هم در همین معنا استعمال می‌شود. دارای استقامت به طوری که کأن روزنه‌ای ندارد. خلاصه اهل سداد کسانی هستند که در برابر القائات و وسوسه‌های شیطان و هوای نفس نفوذ ناپذیر هستند.

در ایام ماه رجب قرار داریم باید با دعا و درخواست، این فضیلت‌ها را خواست و در مقام عمل هم در همین مسیر حرکت کرد. در دعای مکارم الاخلاق امام سجاد علیه‌السلام به خدای تعالی عرض می‌کند: «اللَّهُمَّ… اجْعَلنِی مِنْ اَهْلِ السَّدَادِ…» یا در اول ماه مبارک رمضان در دعا می‌خوانیم: «اللَّهُمَّ… وَفِّقنا لِلسَّدادِ». و نمونه دیگر در زیارت امام حسین علیه‌السلام عرض می‌کنیم: «اَشهَدُ اَنَّكَ…  اَوْضَحْتَ سُبُلَ السَّدَادِ». راه‌های سداد را تو برای من واضح کردی. و امثال اینها که فراوان است.

پس باید در دعا هم بخواهیم که در این مسیر قرار گیریم. یک راه آن اطاعت الهی است که امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: طاعت خدا کلید هر سداد و درستی است و باعث می‌شود هر تباهی اصلاح شود. و در بیان دیگری فرمودند: تقوای الهی کلید هر پاکی و درستی است.

حتی در نظرخواهی و نظر دادن هم باید اهل سداد بود. امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: «خَیرُ الْآرَاءِ اَبْعَدُهَا مِنَ الْهَوَى وَ اَقْرَبُهَا مِنَ السَّدَادِ». بهترین نظرها و دیدگاه‌ها، دورترین آن از هواى نفس و نزدیك‌ترین آن به استوارى است. و البته تاکید شده که مومن متخلق به سداد باشد، هم در گفتار و هم در عمل. لذا رسول خدا فرمودند: «سَلُوا اللَّهَ السَّدَادَ وَ سَلُوهُ مَعَ السَّدَادِ سَدَادَ الْعَمَلِ». از خداوند نفوذناپذیری بخواهید و همراه آن، نفوذناپذیری در رفتار را هم بخواهید؛ که صحیح‌تر این می‌شود: از خدا درستى و استقامت بخواهید، و همراه آن، درستى و استقامت در عمل و كار.

در همین روزهای ماه دی که ماه بصیرت و آگاهی و ولایت مداری است، دو شخصیت بزرگوار به لقاء پروردگار نائل شدند که هر دو در قول و فعل، اهل سداد بودند قطعاً. مرحوم علامه مصباح یزدی (ره) که 12 دی سال‌گشت وفاتشان هست و دیگری سپهبد شهید، فرمانده والامقام جبهه مقاومت حاج قاسم سلیمانی (ره).

هر دو، هم جلوی نفوذ شیطان جن و انس را در گفتار و رفتارشان گرفته بودند، هم درست و استوار سخن می‌گفتند و از اسلام و انقلاب و ارزش‌ها دفاع می‌کردند که امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: «احسنُ القولِ السَّدَادُ». و هم در رفتار و عمل اجازه نفوذ به کسی نمی‌دادند و بر سر پیمان خود تا آخر ایستادند. خواصی بودند که در طرفداری حق، ملامت هیچ ملامت کننده‌ای آنان را از پیمودن مسیر درست باز نداشت.

سردار سلیمانی در زمان شهادت 63 سال داشت؛ از اول جوانی تا لحظه شهادت در حال مبارزه بود و خار چشم دشمنان اسلام و انقلاب بود و چند مرتبه هدف ترور قرار گرفت. با بعثی‌ها در دوران دفاع مقدس، با نیروهای طالبان در افغانستان و با صهیون‌ها در لبنان و با امریکائی‌ها در عراق و با داعش در سوریه جنگید تا حقائق اسلام و دستاوردهای انقلاب را حفظ و نشر دهد.

کسی که اهل سداد باشد اینگونه عمل می‌کند. یک نمونه عرض کنم: در منطقه «پنگ»، در اطراف کهنوج نیروهای حاج قاسم تحت فرماندهی وی، از چند جناح به اشرار حمله کردند و منطقه را پاکسازی نمودند. سال ۱۳۷۲، نماینده یکی از خان‌های منطقه به دیدن حاج قاسم آمد، تا پیام خان را به حاج قاسم برساند. او گفت: خان گفته است: برادر و بستگانم را آزاد کنید و ما سه نفر از بچه‌های سپاه را که گروگان گرفته‌ایم، آزاد می‌کنیم. حاج قاسم با اقتدار گفت: تا فردا ظهر اگر پاسداران ما آزاد نشوند، نه خانی وجود خواهد داشت و نه روستایی می‌ماند! ابهت و قاطعیت حاج قاسم کار خودش را کرد. فردا، قبل از ظهر، هر سه پاسدار در کرمان بودند.

یکی از یادگاری‌های حاج قاسم عزیز همین موزه‌های شهدا و کنگره‌های شهداست که در استان‌ها راه انداخت. قطعاً توجه دارید که شهید بزرگوار ما در مساله فلسطین مهمترین کار را کرد، به طوری که رهبر معظم انقلاب فرمودند: این مرد، دست فلسطینی‌ها را پُر کرد؛ کاری کرد که یک منطقه‌ کوچکی، یک وجب جا مثل نوار غزّه، در مقابل رژیم صهیونیستیِ با آن همه ادّعا می‌ایستد.

البته ستاد پشتیبانی از انتفاضه فلسطین را هم شکل داد و واقعاً اگر دستشان پر نشده بود نمی‌توانستند این مقدار مقاومت کنند. چقدر این شخصیت روی خودش کار کرده بود که انسان بزرگی مثل سید حسن نصرالله عزیز می‌گفت همیشه آماده بودم جانم را فدای حاج قاسم کنم. بعد، این حاج قاسم در وصیت نامه‌اش توصیه می‌کند پشتیبان رهبر معظم انقلاب باشید و او را عزیز جان خود بدانید.

در سال 1378 به پیشنهاد حاج قاسم و درخواست حزب الله لبنان آیت الله علامه مصباح به لبنان سفر کردند. و جلسات علمی و سخنرانی مبانی فکری و معنوی فرماندهان حزب الله را تقویت کردند و بعد مطالب ایشان به صورت کتاب درآمد و متن درسی تمام نیروهای حزب الله لبنان شد. و این دیدارها و بازدیدها تا اواخر ادامه داشت.

علامه مصباح متفکری بود که با بصیرت تمام منطقه و جهان را می‌شناخت. آیت الله مصباح برای نیروهای مقاومت چهارچوب نظری در مسائل بنیادین اعتقادی و اخلاقی و سیاسی فراهم کرد به خصوص در بحث ولایت فقیه. سید حسن نصرالله در این باره می‌گوید که آیت‌الله مصباح همواره بر پیروی از ولی‌فقیه تأکید داشت و آن را یکی از الزامات رسیدن به خداوند متعال می‌دانست. او ولایت فقیه را نه صرفاً یک اصل سیاسی، بلکه مفهومی عمیقاً معنوی و دینی معرفی می‌کرد که بدون آن، رسیدن به تعالی معنوی ممکن نیست.

او معتقد بود که مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل، وظیفه‌ای شرعی و الهی است. و ما برای اینکه فراموش نکنیم دشمن درجه یک عالم اسلام امریکای پلید است هر هفته او را لعن می کنیم.

مصاحبه سید حسن نصرالله راجع به علامه مصباح را حتماً بخوانید. خلاصه کلمات و سخنان بزرگان دیگر درباره این دو شخصیت نشان می‌دهد که از سداد گفتاری و رفتاری برخوردار بودند. و می‌توان گفت به زینب کبری سلام‌الله‌علیها که او هم از سداد در گفتار و هم در رفتار برخوردار بود تأسی می‌کردند؛ 15 رجب سال گشت وفات آن بانوی مکرمه است.

در 16 دی سید حسین علم الهدی و یارانش در هویزه که به روز دانشجو نامگذاری شده است نشان دادند که اگر جمعی اهل سداد باشند چه حماسه‌هائی بوجود خواهد آمد.

اگر افراد را بر اساس تعالیم قرآن و اهل بیت اهل سداد تربیت کنیم نتیجه‌اش می‌شود پرتاب ماهواره‌های ایرانی که روایت پیشرفت و ایران قوی را به جهان مخابره می‌کنند که با توکل بر خدا و اتکاء به توان داخلی این مهم انجام شده است؛ ولو عده‌ای با بی شرمی تمام تلاش کردند این دستاورد مهم ایران را با بعض حرف‌ها و مصاحبه‌ها به محاق ببرند اما همین پرتاپ نشان داد که سال‌ها تلاش آنها برای مهار ایران بی نتیجه بوده است.

با روایت‌های مختلف می‌خواهند امید را از مردم ما بگیرند. با تحریف مطلبی جورچین را جوری می‌چینند که مخاطب دچار یأس و ناتوانی شده، پیروز میدان را جبهه باطل ببیند. با پروپاگاندا و صحنه سازی کاری می‌کنند که نیمه خالی لیوان بزرگتر از آنچه هست دیده شود و دستاوردهای بزرگ، کوچک جلوه کند و بی اهمیت باشد. بله باید ضعف‌ها را دید و دنبال علاج بود اما نباید بزرگ نمائی شود.

این مخصوص امروز هم نیست قبلاً در تاریخ فراوان اتفاق افتاده در صدر اول قرآن می فرماید منافقان شروع کردند به وسوسه کردن که همه علیه شما هستند و دست به دست هم داده‌اند باید بترسید و کذا و کذا درست مثل امروز که رسانه‌های بیگانه دست به دست هم داده‌اند و 24 ساعته از همین حرف‌ها می‌زنند.

خدای تعالی فرمود: این شیطان است که دوستان خودش را می‌ترساند شما نترسید، یعنی هرکس ترسید دوست شیطان است. «انَّما ذلِکُمُ الشَّیطانُ یُخَوِّفُ اَولِیاءَهُ فَلا تَخافوهُم». یعنی خدای تعالی کار دشمن را کاملاً توضیح داد و آن اینکه او شما را بوسیله و ابزارهائی که در اختیار دارد با رسانه و شبکه های اجتماعی و امثالهم می‌ترساند و البته نباید بترسید نباید مأیوس و ناامید شوید.

امروز اگر کسی مشکلات اقتصادی آحاد جامعه و تورم و گرانی‌ها و بی عملی بعض دستگاه‌ها و مسئولین را نبیند در قوه بینائی مشکل دارد. بعضی از جهش‌ها که بدون هیچ بهانه‌ و دلیلی به وجود می‌آید هست که البته مطالبه حق داشتن با رفتارهای پرخاشگرانه با هم فرق دارد. باید تذکر داد و مطالبه‌گری کرد و جدی هم درخواست کرد اما اجازه سوء استفاده به بیگانگان را نباید داد. وقتی خود دشمن می‌گوید من منتظرم حرکتی ایجاد شود تا آن را سرپل شیطنت‌های خودم قرار دهم باید مردم با بصیرت کامل توجه داشته باشند و در مسیر شیطان حرکت نکنند.

چند هفته قبل هم عرض کردم که تیم اقتصادی دولت باید ترمیم شود تا بتواند تصمیم‌های درست و به موقع و با برنامه کامل بگیرد و الا دشمنان سوء استفاده می‌کنند. جایی تجمعی می‌شود و ناگهان می‌بینید که یک عده وارد می‌شوند و شعارها را به سمت دیگری هدایت می‌کنند. باید مراقب پشت پرده‌ها باشیم. البته تعطیلی بازار هم باز به اقشار مختلف مردم فشار بیشتری می‌آورد. باید برای مطالبه‌گری روش‌های اصلی را در نظر گرفت.

خلاصه بوق‌های تبلیغاتی اگر جوری بگویند که افراد را ناامید کنند و در مسیر مأیوس سازی و دل مردم را خالی کردن حرکت کنند تکلیفشان روشن است، اما در داخل باید جلوگیری کرد و نباید اجازه داد کسی در سناریوی بیگانه نقش بازی کند.

حضرت آقا فرمودند این کار جرم است؛ و باید کسی که مرتکب می‌شود دنبال شود. یادمان باشد هر روایتی که نتیجه‌اش یأس شد اعتماد و آرامش جامعه را بهم می‌زند. یادمان باشد هر حرکتی که دشمن را شاد کرد و یا او تشویق به انجام آن را داد، برای از پا درآوردن ماست. دیدید تا فرصت پیدا کرد در همان حالی که گفته بود دوست است زد و بیش از هزار نفر بی‌گناه را کشت.

دشمنان ما به تعبیر حضرت آقا تلاش می‌کنند تا دستگاه محاسباتی انسان مؤمن از کار بیفتد تا محاسبه غلط انجام دهد که اگر اینطور شود خطر جدی خواهد بود. تا امروز در طول این سالها مردم ما با دقت و بصیرت عمل کرده‌اند به فضل خدای بزرگ من بعد هم همین‌گونه خواهد بود.

17 دی هم تاریخ اجرای طرح استعماری حذف حجاب به دست رضا خان است که بماند برای فرصت دیگر.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾