متن کامل خطبه نماز جمعه 08/03/1405
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. اهل تقوا دلبستگی به دنیا ندارند، اگرچه از نعمتهای الهی بهره میبرند. مولای متقیان، امیرالمؤمنین سلاماللهعلیه، به فرزند گرامی خویش وصیت میکنند: «وَ أَنَّ الدُّنْيَا لَمْ تَكُنْ لِتَسْتَقِرَّ إِلَّا عَلَى مَا جَعَلَهَا اللَّهُ عَلَيْهِ»؛ بهدرستی که این دنیا جاودانه نیست و استقرار ندارد. دنیا همیشگی نیست، بلکه همانگونه خواهد بود که خداوند اراده کرده است. خدا هرگونه که خواسته، دنیا بر همان اساس برقرار است.
«مِنَ النَّعْمَاءِ وَ الِابْتِلَاءِ»؛ از عطا کردن نعمتها و انواع آزمایشها؛ آزمایشهایی که افراد را مورد امتحان قرار میدهد. «وَ الْجَزَاءِ فِي الْمَعَادِ»؛ و پاداش دادن در معاد. بالاخره افراد بخشی از پاداش، جزا، عقوبت و امور مربوط به خود را در معاد دریافت خواهند کرد. «أَوْ مَا شَاءَ مِمَّا لَا تَعْلَمُ»؛ اما آنچه را که خداوند اراده کرده و تو از آن آگاهی نداری.
امیرالمؤمنین علیهالسلام، پس از بیان این حقیقت برای فرزند خویش که همه هستی تحت تدبیر الهی قرار گرفته و این اراده خداست که همه امور عالم را میگرداند، و اینکه اوست که خلق میکند، اوست که میمیراند، اوست که زنده میکند و اوست که میراننده است، پس از بیان این مطالب میفرمایند: بدان که این دنیا هیچ استقراری ندارد. دارالقرار نیست، همیشگی نیست و آنچه در آن مقرر شده، چه نعمت باشد و چه گرفتاری، پایانپذیر و رفتنی است و باقی نمیماند. آنکه باقی و همیشگی است، خداوند است.
امام علیهالسلام یادآوری میکنند که دنیا را بشناس؛ زیرا دنیا جاودانه نیست و محل عبور است. اگر بهرهمندی از دنیا قرار داده شده، برای آن است که به اندازه رفع نیاز از آن بهره ببریم. نباید مانند حیوانات تنها به فکر خوردن و آشامیدن بود.
در سوره مبارکه محمد صلیاللهعلیهوآله، آیه دوازدهم، خداوند میفرماید: «وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ». عدهای تنها به فکر خوردن و آشامیدن هستند. اینگونه افراد مانند حیواناتاند. حیوانات چگونهاند؟ گرسنه میشوند و به دنبال غذا میروند تا خود را سیر کنند؛ تشنه میشوند و به دنبال آب میروند. هر احساسی که در آنها پیدا شود، در پی برآورده کردن آن هستند و روزگار خود را به همین شکل میگذرانند. هرگز به این فکر نمیکنند که از کجا آمدهاند، به کجا میروند، هدف از خلقت آنها چیست و چه نقشی در این عالم دارند. حیوانات در این فضاها نیستند.
از اینرو، قرآن کریم گروهی از انسانها را به حیوانات تشبیه کرده است. اینان همینگونهاند؛ میخورند، میآشامند و زندگی میکنند، بیآنکه بفهمند چه شد. اما گروه دیگری هستند که درباره خود و مسائل پیرامون خود میاندیشند. اینان میفهمند که جهان در حال حرکت و گذر است.
برای ترسیم این حقیقت، فرض کنید قطار سریعی وجود دارد؛ از آن قطارهای سریعالسیر که در هیچ ایستگاهی توقف نمیکنند. مثلاً قطاری که از تهران به سمت مشهدالرضا علیهالسلام حرکت میکند و با سرعت بسیار پیش میرود و در هیچ ایستگاهی توقف ندارد. شخصی را تصور کنید که در این قطار خوابش برده باشد؛ یعنی نفهمیده باشد که او را آورده و در این قطار قرار دادهاند. ناگهان بیدار میشود و میبیند اطرافش افرادی هستند؛ عدهای خوابیدهاند، عدهای بیدارند، مطالعه میکنند، غذا میخورند و مانند اینها.
به بیرون نگاه میکند و متوجه میشود وسیلهای که در آن قرار گرفته در حال حرکت است و آن هم با سرعت بسیار زیاد. دقت میکند و میبیند که اختیاری هم برای متوقف کردن این وسیله یا پیاده شدن از آن ندارد. راننده شخص دیگری است و به سخن او نیز توجهی ندارد. هیچ کاری از او ساخته نیست و ناچار است با این قطار تا پایان سفر همراه باشد.
این شخص تا بخواهد بفهمد اینجا کجاست، به چه سمتی میروند، او را به کجا میبرند و چه زمانی به مقصد میرسد، یا بخواهد قطار را متوقف کند تا این مسائل را بررسی نماید، به چنین امکانی دسترسی ندارد. قطار با سرعت در حال حرکت است و او تنها این حقیقت را درمییابد که در وسیلهای قرار گرفته که با سرعت پیش میرود و اختیاری نیز در متوقف ساختن آن ندارد.
پس از آن، وقتی به خود میآید، میگوید: بگذار بپرسم مقصد این قطار کجاست و این وسیله در کجا متوقف میشود تا بتوانم برای خود برنامهریزی کنم.
حالِ گروهی از مردم نیز چنین است. آنان میدانند که بر مرکب زمان سوارند و نمیتوانند زمان را متوقف کنند. عمر با سرعت در حال حرکت است و نمیتوان آن را نگه داشت. نمیتوان به عمر گفت دو روز صبر کن تا بررسی کنم کجا هستم و وضعیت چگونه است. عمر با سرعت در حال سپری شدن است و انسان حتی نمیتواند یک روز از عمر خود را متوقف کند تا بخواهد اوضاع را بررسی نماید.
اگر کسی به دنیا نگاه کند، درمییابد که در جهانی زندگی میکند که در حال گذر است و ایستایی ندارد. طبیعی است که برای چنین کسی این پرسش پدید آید که این حرکت سریع از کجا آغاز شده و به کجا پایان مییابد. باید به این موضوع بیندیشد.
همانگونه که امام معصوم علیهالسلام فرمودند: «رَحِمَ اَللَّهُ اِمْرَءً عِلْمَ مِنْ أَيْنَ وَ فِي أَيْنَ وَ إِلَى أَيْنَ»؛ خداوند رحمت کند کسی را که دنبال میکند بداند از کجا آمده، اکنون در کجاست و به کجا میرود.
اما همین افرادی که در این وسیله پرسرعت نشستهاند، خود به دو گروه تقسیم میشوند. گروهی با خود میگویند: حال که در حال حرکت هستیم و معلوم نیست پایان این مسیر به کجا ختم میشود، تا میتوانیم از منافعی که در همین اتاق یا کوپهای که در آن نشستهایم وجود دارد استفاده کنیم. اگر توانستیم، حتی حق دیگران را نیز ضایع کنیم؛ زیرا معلوم نیست پایان کار چه خواهد شد. اصلاً شاید پایانی در کار نباشد. هرچه هست همین کوپهای است که در آن قرار داریم و در حال حرکت است. اینان چنان زندگی میکنند که گویی آخرتی وجود ندارد و همه چیز پایان مییابد. میگویند هر بهرهای هست، همینجاست و باید از همین بهرهها استفاده کرد. عرض میکنم، ممکن است برای رسیدن به این بهرهها به دیگران نیز صدمه و آسیب برسانند.
اما گروه دیگری که در کنار همین افراد نشستهاند، از همین مسافراناند؛ با این تفاوت که میفهمند این وسیله با این حرکت خود، آنها را به مقصدی مهم میرساند. ازاینرو، در مدتی که در این وسیله قرار دارند، شروع به آماده ساختن خود برای آن هدف و آن مقصد میکنند. تدبیر میکنند، تفکر میکنند، محاسبه میکنند و به دنبال وظایف خود میگردند تا بدانند چه مسئولیتی دارند و وقتی به مقصد رسیدند، چگونه باید باشند. به این امور میاندیشند و حتی لحظهشماری میکنند تا زودتر به مقصد خود برسند.
خلاصه آنکه امیرالمؤمنین علیهالسلام در این توصیه به فرزند گرامی خویش، این حقیقت مهم را بیان میکنند؛ توصیهای که برای ما نیز هست. میفرمایند: بدان که در این دنیا جاودانه نیستی. تو به سوی همان چیزی در حرکت هستی که خداوند برایت مقرر کرده است. در این عالم استقراری نداری و جزا و پاداش نیز همگی در این دنیا داده نمیشود، بلکه بخش عمده آن مربوط به عالم آخرت است.
امیرالمؤمنین علیهالسلام به همه ما پند دادهاند که اساس پاداش و جزا در معاد خواهد بود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت میکنم. متقین مواظب قلب و دل خودشان هستند که مبتلا به بیماری نشود؛ قلب را نمیگذارند بیمار شود.
مولای ما امیرالمؤمنین علیهالسلام در حکمت سیصد و هشتاد و هشتم از حکم نهجالبلاغه فرمودند: «ألاَ و إنّ مِنَ البَلاءِ الفاقَةَ ، و أشَدُّ مِنَ الفاقَةِ مَرَضُ البَدَنِ ، و أشَدُّ مِن مَرَضِ البَدَنِ مَرَضُ القَلبِ» آگاه باشید که فقر یک نوع بلاست و سختتر از فقر و تنگدستی، بیماری بدن است؛ بیماری تن، اینکه کسی مبتلا به مرضی سخت و لاعلاج باشد. و سختتر از بیماری تن، بیماری قلب است؛ اینکه مبتلا به کبر باشد، عجب داشته باشد، اهل غیبت باشد، اهل دروغ باشد. اینها بیماریهایی است که اگر کسی کبدش ناراحت باشد، کلیهاش ناراحت باشد، با دارو و درمان و مداوا خوب میشود؛ اما بیماری کبر به این سادگیها جبران نمیشود، ریاضت میخواهد. کسی که اهل دروغ شد، اصلاحش سخت میشود و ریاضت میخواهد.
بعد فرمودند: «ألاَ مِن صِحَّةِ البَدَنِ تَقوَى القَلبِ.» آگاه باشید که همانا عامل تندرستی تن، تقوای دل است. یعنی این بدنتان هم اگر اهل تقوا باشید سالم میماند؛ چون مثلاً حسد اگر آمد، جان در عذاب میشود، بعد جسم در عذاب میشود. روح که عذاب کشید، به جسم منتقل میکند.
به تعبیر دیروز رهبر معظم انقلاب، یکی از مصادیق تقوا، رعایت نعمت وحدت ملی و انسجام جامعه در مقابل کفر جهانی است. تقوا مصادیق فراوانی دارد.
مهمترین مناسبت هفته، عید ولایت، عید غدیر خم است که به همهی شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم که نام همهی ما از محبان و دوستان و موالیان امیرالمؤمنین و اولاد معصومینش قرار داده شده باشد، انشاءالله.
در تعریف و توصیف این روز، در کلمات حضرات معصومین علیهمالسلام عبارات فراوانی داریم؛ شاید قریب به صد عنوان داریم که پرداختن به هر کدام از اینها، اهمیت این روز بزرگ و جایگاهی که دارد را برای ما روشن میکند: روز باعظمت، روز مهم، روز فرج و گشایش، روز تعالی، روز رفعت و ترقی، روز آشکار شدن براهین و حجتها، روز کامل شدن دین، روز بیان حقایق ایمان، روز طرد شیطان، روز جدایی حق از باطل، روز آزمون بندگان، روز بشارت، روز استجابت دعا و دهها نام دیگر که اگر هر کدام از اینها را شرح کنیم، جایگاه روز غدیر مشخص میشود که چرا «عیداللهالأکبر» است؛ بزرگترین عید ماست.
راجع به این روز عظیم، مطالعات ما کم است. دوستان مسئلهی غدیر را فقط شیعی نبینید، بلکه یک مسئلهی اسلامی است. قرآن، آن روز را روز یأس و ناامیدی دشمنان اسلام دانسته، روز اکمال دین دانسته است. پس پیمودن راه غدیر یعنی اگر جهان اسلام در مسیر غدیر حرکت بکند، در مسیر هدایت و سعادت حرکت کرده و به مقصد خودش خواهد رسید. این مسئله شیعی نیست؛ مربوط به اصل اسلام است.
انشاءالله همهی ما با معارف غدیر آشنا شویم، با آن انس بگیریم. گذشته از جشنهایی که باشکوه گرفته میشود و پرشور و پرنشاط در آن شرکت میکنیم، با محتوا و معرفت غدیر که مولای ما رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در روز غدیر آن خطبه را بیان فرمودند و تعهد گرفتند که نسل به نسل تا قیامت به فرزندانمان آموزش بدهیم و آنها را با این معارف آشنا بکنیم، در این مسیر حرکت بکنیم، انشاءالله.
از آداب غدیر، یکی خواندن زیارت غدیریه است که از امام هادی علیهالسلام نقل شده است. پانزدهم ذیالحجه، ولادت باسعادت امام هادی علیهالسلام هم هست که به شما تبریک عرض میکنم. توصیه میکنم که حتماً زیارت غدیریه را با دقت نگاه بکنید؛ فرازهای بلندی دارد.
همهی ما باید دربارهی ائمه علیهمالسلام و نقشی که در زندگی فردی و اجتماعی ما دارند، مطالعات خودمان را بیشتر کنیم. کم میدانیم. ائمه علیهمالسلام مظهر کامل و مثل اعلای صفات الهی هستند؛ چون بر اساس شهوت و خودخواهی و فزونطلبی مطالبهای ندارند. دین و سیاست را در کنار هم متعادل نگه میدارند. جامعه را طوری هدایت میکنند که همهی نیازهای مادی و معنوی مردم برآورده میشود.
البته شناخت کامل آنها برای ما میسور نیست که واقعاً امام کیست و چگونه است؛ سخت است. زیارت جامعه کبیره، که این زیارت هم توسط امام هادی علیهالسلام انشا شده، دارد: «مَوالِيَّ لا اُحْصى ثَنائَكُمْ وَ لا أبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ وَ مِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُمْ» خیلی عبارت بلندی است. در این زیارت جامعه میخوانیم که قابل احصا نیست؛ نمیتوانم احصا بکنم شما در چه جایگاهی هستید. شما را مدح بکنم، توصیف کنم، قدر و منزلت شما را بیان کنم، روح من نمیتواند به او برسد.
امام هادی علیهالسلام دو گنجینهی گرانبها را با فرازهای بلند از خودشان یادگار گذاشتند؛ یکی زیارت جامعه است و یکی هم زیارت غدیریه است. به این وسیله، مسیری را برای شناخت اسلام ناب و جایگاه امامت و ولایت برای امت باز کردند.
از ویژگیهای زیارت جامعه کبیره، که اعجازگونه از امام علیهالسلام صادر شده و بیان شده، پرداختن به مسائل مربوط به مهدویت، مثل غیبت و رجعت و وظیفهی منتظران است. خوب، زیارت جامعه را با دقت بخوانید.
مرحوم علامه حسنزاده رضواناللهعلیه جایگاه این زیارت را در بیان مقام انسان کامل ولی، عِدل دعای عرفه در توحید میدانستند که خود این، بحث مفصلی دارد. خلاصه اینکه متن این دو زیارتنامه، با لطافت و ظرافت تمام، اسلام ناب محمدی را تبیین کرده است.
یکی از موضوعات مهمی که این دو متن به تبیین آن پرداختهاند، موضوع مهم و متعالیای است که سلسله انبیای عظام برای آن مبعوث شدند؛ توحیدِ ولایتمحور و ولایتِ توحیدمحور، یعنی ایجاد نظام الهی و اجتناب و دوری کردن از طاغوت و برقراری عدالت که در آیات مختلفی از قرآن کریم به آن اشاره شده است.
مثلاً در آیه سیوششم سوره مبارکه نحل فرمود: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّهٍ رَسولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ.» بندگی و عبادت خدا را بکنید و از طاغوت اجتناب کنید. «و لقد بعثنا» یعنی ما در هر امتی رسولی را مبعوث کردیم؛ یعنی همه انبیا اینگونه بودند که یک دستور داشتند. یا در آیه بیستوپنجم سوره مبارکه حدید: «لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ» که اشاره به قیام مردم به عدالت دارد.
دقت میفرمایید؛ توحید و ولایت وقتی جنبه تحقق خارجی و اجتماعی پیدا میکند، یعنی میخواهد با نظامسازی امور جامعه را مدیریت بکند، با انواع دشمنیهای داخلی و خارجی مواجه میشود.
انقلاب اسلامی که استمرار حرکت انبیا و اولیای دین برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی و برقراری دولت مهدوی است را ببینید که چگونه مورد هجمه دشمنان قرار گرفته است؛ از همان روز اول، یعنی از روز بیستوسوم بهمن، دشمنیها شروع شد.
امروز امت مبعوثشده چه میگوید؟ ما امت مبعوثشدهایم. دیگر چه میگوییم؟ همان حرف انبیا را میزنیم: «أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ». بندگی خدا را بکنید. این مردمی که در خیابان هستند، حرفشان «لا اله الا الله» است. همه میگویند «لا اله الا الله». همه مردم در این روزها و شبها تکبیر میفرستند. پیکره و شالوده شعارهای مردم کف خیابان «الله اکبر» است که حضرت آقا در همین بیان اخیرشان و پیام اخیرشان یادآوری کردند که از اول نهضت اسلامی، بر زبان مردم همین شعار توحیدی بود و خود شما هم حاضر بودید و خودتان مترنم به این عبارات در طول این سالها و بهخصوص در این نود شب و نود روز هستید.
دشمنان، از طاغوت دوهزاروپانصدساله تا شیطان بزرگ، با همین تکبیرهای شما منکوب شدند. «و لقد بعثنا» یعنی انبیا مبعوث شدند تا «الله اکبر» جهانی بشود، نام پیامبر عالمگیر بشود و «وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ» تحقق پیدا کند، ذکر خدا عالمگیر بشود. مردم ایران کار انبیا را کردند؛ این نام را گسترش دادند، «الله اکبر» را جهانی کردند.
کار دیگر انبیا، اجتناب از طاغوت بود. این مردم مبعوثشده، در ادامه بعثت انبیا که توصیه به بندگی خدا دارند، همین کار را کردند؛ طاغوت دوران، آمریکا را زمینگیر کردند. اجتناب از طاغوت یعنی همین زمینگیر کردن آمریکا در این روزها؛ یعنی همین کاری که هر هفته با شعار «مرگ بر آمریکا» انجام میشود و شما هر هفته با صدای بلند تکرارش میکنید. این اجتناب از طاغوت است.
رهبر معظم انقلاب فرمودند: شعار رایج امت اسلامی و مظلومان عالم باید شعار «مرگ بر آمریکا» و شعار «مرگ بر اسرائیل» باشد. قدر این بعثت را بدانید؛ کار انبیا را کردید.
رمز پیروزی امروز ما برای زمین زدن منافقین و نفوذیهای داخلی و غلبه بر دشمنان خارجی، همین حضور محکم در خیابانهاست. این را کم نگیرید. دوستان، از استحکام آن کم نکنند، جدا جدا نشوند، متحد و متشکل باشند. یک برنامه مرکزی و بعد برنامههای جداگانه در محلات داشتن اشکالی ندارد، اما برنامه مرکزیتان را همیشه محکم برقرار کنید.
به حرفهایی که گاهگاهی بعضیها میزنند تا شما را دلسرد و مأیوس بکنند، توجه نکنید. نباید این شعارها را حمل بر هیجان کرد. مردم ما امروز این را بهخوبی فهمیدهاند که موشک فقط وسیله دفاعی و حمله و امثال اینها نیست، بلکه مقدمه رشد، مقدمه آبادانی، مقدمه ایجاد امنیت و مقدمه سازندگی است. گفت اول دفع شرّ موش کن؛ بعد از آن در جمع گندم کوش کن. اول باید دشمن را از بین برد تا بعد بتوان مقدمات کار را فراهم کرد.
حضور شما قدرتساز است؛ همانطور که دفاع و حمله قدرتمندانه نیروهای مسلح در میدان نبرد قدرت آفرید، حالا در این اوج قدرت که هم مردم و هم نیروهای نظامی قدرت آفریدند، کار در اختیار دیپلماسی قرار گرفته که این عزیزان هم باید با قدرت، همه دستاوردها را حفظ بکنند.
میدان دیپلماسی هم کاملاً روشن است. مردم کف خیابان هم از خودشان مطالبهای ندارند. بعضی وقتها بعضیها حرفهایی میزنند، اما مردم از خودشان خواسته ویژهای ندارند، بلکه همان ده شرط تصویبشده و مورد تأیید رهبر معظم انقلاب را میخواهند و همان را با جدیت مطالبه میکنند.
اگر صحبت از برگشت شرایط به قبل از جنگ هم میشود، یعنی وقتی این ده شرط کاملاً محقق شد، برگشت صورت خواهد گرفت. باید این مسیر طی بشود تا مطالب دیگری به ذهن افراد نیاید. حتماً باید مصوبهها بهصورتی باشد که هزینه جنگ را برای دشمن بالا ببرد و الا میبینید که در همین حال مذاکره هم، باز از یک روزنه اگر بتوانند، بهسادگی نمیگذرند که بحمدالله جواب بهموقع گرفتند.
اگر ترس از جنگ پیدا نکنند، به تعبیر امام شهیدمان، «آش همان آش و کاسه همان کاسه خواهد بود». باید کار به جایی برسد که خوف داشته باشند. ابزار قدرت و فشار که الان در اختیار ایران است، مانند تنگه هرمز، نباید بهسادگی از دست داده شود. مؤلفههای قدرت را باید تا آخرین لحظه در اختیار داشت.
در بیان عزیزان بود که بعد از توافق اولیه، در یک بازه سیروزه و شصتروزه و امثال اینها، به مسائل دیگری، از جمله هستهای، پرداخته میشود. مگر در شروط دهگانه مطرحشده، صحبتی از هستهای شده است؟ الان هم همه دنیا میدانند و اذعان دارند و ایران هم با صدای بلند گفته که تمام مسائل هستهای صلحآمیز است؛ پس چرا باید باز در دستور کار قرار بگیرد؟ از همان اول نباید زیر بار این قصه رفت.
همه میدانید که خودِ داشتن مواد هستهای بازدارندگی دارد و لازم نیست حتی تبدیل به بمب هم بشود؛ جز اینکه دکترین ایران اصلاً این نیست که در این مسیر حرکت بکند. همین مقدار سوخت هستهای، با درصد غنیشدهاش، باعث شده که اینها بیایند پای میز مذاکره بنشینند. لذا نباید برای بار چندم به این موضوع پرداخته بشود و اصلاً مطرح بشود؛ اجازه مطرح شدن هم نباید داد.
انسجام و وحدت مردم و درخواست مردم، دستگاه دیپلماسی را تقویت میکند و تقویت کرده که بهترین اقدام را داشته باشند. البته منافاتی هم ندارد که مشفقانه مطالبهگری بکنیم و مطالبی را که لازم است بخواهیم. نقد مسیر اشتباه و غلط، دوستانه و مشفقانه، ضرری به وحدت نمیزند.
بعضی وقتها میگویند این حرفها مضر به حال به جامعه است. بیانات حضرت آقا را با دقت ملاحظه بکنید. دیروز هم باز ایشان تأکید کردند. نباید به مواجهه غلط و پرخاشگری و بینزاکتی ختم بشود، ولی در مقام گفتمان، آنجایی که باید گفتمان صورت بگیرد، اشکالی ندارد.
لازم است اینجا از هوشیاری و اقدام بهموقع عزیزانمان در رسیدن بهموقع در میدان نبرد تشکر کنم که با قدرت و سلامت، جلوی زیادهخواهیها را میگیرند و اجازه دستدرازی نمیدهند. اتفاقاً در همین زمان رفتوآمدهای دیپلماتیک، تعرضات را باید محکمتر و چند برابر پاسخ بدهند که به فضل خدای تعالی این کار انجام میشود.
حتی اگر آنها به این سمت میآیند، به نظر میرسد وقتی در زمان جنگ هستیم، در زمانی هستیم که دشمن قصد حمله دارد و حمله میکند، آمدن به حریم، دیگر تیر اخطار هم نمیخواهد. به نظر میرسد که باید در همین زمان آتشبس، طوری عمل کرد که اصلاً جرئت فکر کردن به تعرض را نداشته باشند.
اما یک عرض ادبی هم راجع به چهاردهم خرداد، ارتحال حضرت امام و سالگشت رهبری امام شهیدمان داشته باشم.
شناخت سیره و منظومه فکری امامین انقلاب، برای فهم درست مبانی و آرمانها و ارزشهای انقلاب و جلوگیری از تحریف و انحراف آن، برای همه، بهخصوص جوانان عزیزمان لازم است.
قائد شهید، از اولین روز رهبری، از یاد امام، خط امام و راه امام با قدرت حفاظت کردند. تأکید داشتند که بیانات حضرت امام، بهخصوص وصیتنامه، مرور بشود. من یک عبارتی از ایشان بخوانم. فرمودند: «امروز شما جوانهایی که امام را ندیدهاید، مخاطب اماماید. امام با شما حرف زده است، امام با شما صحبت کرده است. مراجعه کنید به مطالب امام؛ امام مجسم در همین وصیتنامه، بیانات و گفتارهاست».
بعد خود امام در وصیتنامهشان، اگر نگاه بکنید ـ که خیلی باید لااقل سالی یکبار مرور بشود ـ ببینید چه نکات نغزی در آن وجود دارد. اولاً ایشان خودشان وصیت را جهانی دیدند. فرمودند: «آنچه لازم است تذکر دهم آن است که وصیت سیاسی ـ الهی اینجانب اختصاص به ملت عظیمالشأن ایران ندارد، بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب است.» یعنی مکتب را دارم معرفی میکنم.
امروز بنده عرض میکنم خدمت شما، چون بیانات امام شهید، شرح و بسط بیانات امام راحل عظیمالشأن است، جوانان و آحاد مردم بهتر است و باید با منظومه فکری رهبر معظم انقلاب آشنا باشند و عامل باشند تا مسیر انقلاب و مکتب امام درست طی بشود و به مقصد برسد.
فرصت ما کم است. بحثهای اینجا هم مفصل است؛ مثلاً اینکه اصول تغییرناپذیر مکتب امام، از نظر امام شهید، کدام است. مواردی را ایشان مطرح کردهاند که اگر جمعآوری بشود، زیبا و خوب است و باید دنبال بشود.
اینکه امام، سیاست را عین دیانت میدانستند و جدایی قائل نبودند؛ دین را برای اداره بشر و صحنه زندگی دارای بیان و الگو میدانستند؛ بحث استکبارستیزی امام و تضعیف آمریکا؛ اینها باید دنبال بشود.
یکی از موضوعات مهمی که باید دنبال بشود، برای غلبه بر خط دشمنیها با امام و خط امام ـ که همان خط رهبر شهیدمان هست ـ این است که ما از رهنمودها و راهبردهای خود امام شهید استفاده بکنیم که در طول سالیان رهبریشان بیان کردند و مسیر را مشخص کردند.
من فقط یک نمونه عرض میکنم. فرمودند: «بزرگترین درسی که امام بزرگوار به ما داد، درس روحیه و ذهن و عمل انقلابی است. این را باید فراموش نکنیم. امام میراث فرهنگی نیست». حضرت آقا رضوان خدا بر او میفرمایند که امام میراث فرهنگی نیست. «همه بدانند که امروز به روحیه انقلابی، به مشی انقلابی، به شعار انقلابی، به اصول و مبانی انقلاب امام بزرگوارمان نیازمندیم. کشور احتیاج به این دارد. انقلابیگری را با عنوان افراطیگری و مانند این حرفها نفی نکنید. انقلابیگری نیاز امروز کشور است. این همان درسی است که امام بزرگوار به ما داد و از این درس باید استفاده کنیم».
مواردی که ایشان دارند فراوان است. باید در این بخشها، به نظر من، عزیزان وارد بشوند. خود حضرت آقا برای ساخته شدن ایران اسلامی مطلوب و مورد نظر، نکات فراوانی را مطرح کردهاند که خودش بحث مستقلی دارد و باید در سیره ایشان جستوجو کنیم و ببینیم چه نکاتی را گفتهاند.
مثلاً بعضی از مواردی که ایشان خیلی روی آن تأکید دارند، یکی تداوم و استمرار تقویت مردمسالاری دینی است که البته هر کدام از اینها بحث خودش را دارد و من فقط سرفصل را مطرح میکنم. مورد دیگر، تداوم تقویت اقتدار بازدارنده است. این اقتدار بازدارنده مطلب بسیار مهمی است و دوستان باید به آن بپردازند. همچنین وجود دولت قوی؛ دولت قوی به معنای عام، نه فقط قوه مجریه، بلکه همه ارکانی که ادارهکننده جامعه هستند؛ دستگاه قضا، تقنین و اجرا. همه اینها روی هم میشود دولت قوی. افزایش آگاهی عمومی هم از موضوعاتی است که ایشان بر آن اصرار داشتند. بحث آگاهی عمومی، تبیین و اینها را باید با دقت دنبال کنیم. روی این بحثها باید با دقت کار بشود. هر کدام از اینها جداگانه فصل مفصلی را میطلبد که باید به آن پرداخته بشود.
اما پیام دیروز رهبر معظم انقلاب که برای شروع به کار سال سوم مجلس بیان کردند، حاوی نکات مهمی بود. باز چون وقتمان گذشته، من فقط یکی دو نکتهاش را اشاره میکنم و در فرصتی باید دوباره به آن بپردازیم و بخشهایش را توضیح بدهیم.
ایشان خواستند که مجلسیان کار خودشان را بیشتر بکنند؛ یعنی وضعیت باید مطلوبتر باشد. این مقدار کار برای امت اسلامی، کار کمی است. بالاخره بهخصوص در این چند ماهه باید کار بیشتر انجام میشد و بشود. ایشان مجلس را «سنگر خط مقدم تحول در مسیر پیشرفت کشور» تعریف کردند. ببینید این تعبیر چقدر مهم است؛ سنگر خط مقدم تحول در مسیر پیشرفت کشور، با روزی دو سه ساعت کار کردن جواب نمیدهد. باید فعالیت بیشتری داشته باشند.
از بعد از به حالت سکوت درآمدن جنگ تا الان، پنجاه روز گذشته است. در این پنجاه روز چرا قانون مدیریت بر تنگه هرمز تصویب نشده است؟ الان با بیان ایشان باید شبانهروز جلسه بگذارند، قانون مدیریت تنگه هرمز را تصویب بکنند و زود ابلاغ بکنند برای اجرا. این یکی از آن کارهاست. این تحول در مسیر پیشرفت را باید عملاً نشان بدهند و لبیک به بیان ایشان این است که وارد عرصه بشوند، تعطیلات را کنار بگذارند و به فوریت اقدام بکنند.
ایشان بر فسادستیزی و حفظ وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی هم تأکید کردند. عرض کردم الان هم بعضی وقتها اختلافات پوچ دیده میشود. حتی ایشان گفتند اگر با همدیگر اختلاف موجه هم دارید، فعلاً آن را کنار بگذارید. این اختلاف موجه یعنی شما کار کارشناسی کردهاید، بررسی کردهاید، دقت کردهاید و نظرتان با نظر فرد دیگری متفاوت شده است؛ این اختلاف، عقبه کارشناسی دارد و موجه است. اما آن اختلافی که غیرموجه است، یعنی هوای نفس یا حزب و گروه و دسته و مسائل دیگر پشت آن بوده، که تکلیفش روشن است. حتی آن اختلافی هم که موجه است، اگر به پرخاشگری و دعوا منجر میشود، باید فعلاً کنار گذاشته بشود. البته اگر در مقام گفتوگو و مفاهمه باشد، همان مقدار اشکالی ندارد و برای پیشرفت کشور لازم هم هست.
یک نکته دیگری هم که فرمودند و آن تذکری که دادند درباره پرهیز از اختلافات بود، فقط مربوط به مسئولین و نخبگان جامعه نیست، بلکه ایشان فرمودند جانفدایان ایران هم… یعنی بدنه مردم، همین کسانی که شبها در خیابان هستند، همین کسانی مثل ما که در کوچه و بازار زندگی میکنیم، حتی اینها هم از اختلافات پوچ سیاسی در این مقطع باید برحذر باشند تا آن نتیجه اصلی گرفته بشود.
در این دوران، کسانی باعث شدند که برخی امور نخوابد؛ در حالی که شاید دیده هم نمیشوند. مثلاً آتشنشانها چقدر خدمت کردند. نظام پزشکی ما، بخش بهداشت و درمان ما، اینها حاضر بودند در صحنه. اورژانس چقدر فعالانه عمل کرد. هلال احمر چقدر با جانفشانی حاضر بود.
بعضی از ادارات هم همینطور بودند؛ مثلاً مسئله قطع نشدن یا بلافاصله وصل شدن برق و آب و مسئله گاز که هرگز در طول این مدت تعطیل نشد. از دستگاه قضا هم باید تشکر کرد، بهخاطر برخوردی که اخیراً با مجرمان امنیتی دارند و با قدرت عمل میکنند.
البته درخواست داریم همانطور که با مجرمان امنیتی برخورد میکنند، با مفسدان اقتصادی هم با همین صلابت انشاءالله برخورد بکنند. به مسئله نان و اینها هم رسیدگی بیشتری بشود. باز شکایت زیاد است و من هم تذکر مکرر دادهام.
بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾