۱۴۰۴/۰۴/۲۰

ادمین

وحدت ملی، سلاح اصلی ملت ایران است

متن کامل خطبه نماز جمعه ۱۴۰۴/04/20

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

 

یا عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله. متقین با حریمی که برای خود دارند تلاش می‌کنند لشکر شیطان نشوند و تحت سلطه او قرار نگیرند. مولانا امیرالمومنین علیه‌السلام در ادامه خطبه قاصعه به توضیح بیشتر صفات و روش سران عصبیت و تکبر و اینکه چگونه شیطان بر آنان مسلط است می‌پردازد و می‌فرماید: «وَ هُمْ اَسَاسُ الْفُسُوقِ» در حالی که آنان ریشه همه فسق‌ها و گناهانند. «وَ اَحْلَاسُ الْعُقُوقِ» و آنها همراه انواع نافرمانی‌ها هستند؛ یعنی این سران فاسد و متکبر سرچشمه همه مفاسد اجتماعی و گناهانی هستند که در جامعه توسط آحاد مردم انجام می‌شود. روش زندگی اینها به گونه‌ای است که توده مردم را به دنبال خود می‌برند. لذا امیرالمومنین علیه‌السلام نهی می‌کنند که از این گروه پیروی و تقلید نشود.

بعد در ادامه به ویژگی‌های دیگری از آنان اشاره فرمودند: «اتَّخَذَهُمْ إِبْلِيسُ مَطَايَا ضَلَالٍ» و شیطان آنها را برای گمراه کردن مردم، مرکب‌های رام قرار داد. اینجا امیرالمومنین علیه‌السلام خیلی لطیف فرموده‌اند که روش شیطان با کسانی که ولایت او را بپذیرند این است که با آنان معامله حیوان می‌کند و هرگز رابطه انسانی و محترمانه با آنان ندارد. در اینجا هم فرموده اینها حیواناتی هستند که راکب خود را به گمراهی کشانده و به هلاکت می‌رسانند.

قرآن کریم هم به همین نکته تاکید دارد که شیطان رفتارش با انسان، حیوانی است. مثلاً در آیه 19 سوره مبارکه مجادله فرمود: «اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولَئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَانِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَانِ هُمُ الْخَاسِرُونَ». حوذه همان ران‌های شتر را می‌گویند که ساربان با وسیله‌ای که دارد حیوان را به جلو می‌راند.

یا در آیه 62 سوره مبارکه اسراء، که شیطان از خداوند، تا روز قیامت فرصت خواست که فرزندان حضرت آدم را دهنه ببندد. مثل دهنه‌ای که به چهارپایان می‌بندند. «لأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إَلاَّ قَلِیلًا». خلاصه مثل حیوان یا از پشت هول می‌دهد یا از جلو دهنه را می‌کشد، به سمت سقوط و نابودی.

همین گروه را شیطان برای خودش لشکر قرار می‌دهد که به انسان‌ها حمله ‌کند و بر آنان مسلط شود و بعد آنان را به سمت نابودی بکشاند. وقتی بر آنان سلطه پیدا می‌کند که گوش و چشم و دست و زبان آنان را در اختیار داشته باشد. یعنی این افراد با چشم شیطان ببینند و با زبان او سخن بگویند و کاری که او می‌خواهد را انجام بدهند. لذا فرمود: «وَ جُنْداً بِهِمْ يَصُولُ عَلَى النَّاسِ» و از آنان لشکری برای هجوم و سلطه بر مردم ساخت. «وَ تَرَاجِمَةً يَنْطِقُ عَلَى اَلْسِنَتِهِمْ» و آنان را سخنگوی خود برگزید. «اسْتِرَاقاً لِعُقُولِكُمْ» برای دزدیدن عقل‌هایتان. «وَ دُخُولًا فِي عُيُونِكُمْ» و داخل شدن در چشم‌هایتان. «وَ نَفْثاً فِي اَسْمَاعِكُمْ» و دمیدن در گوش‌هایتان. «فَجَعَلَكُمْ مَرْمَى نَبْلِهِ وَ مَوْطِئَ قَدَمِهِ وَ مَاْخَذَ يَدِهِ». به این ترتیب شما را هدف تیرهای خویش و پایمال قدم‌های خود و دستاویز وسوسه‌های خود گردانید.

کسی که عقل و چشم و گوش و ادراکش در دست شیطان باشد نتیجه‌اش چیست. این شخص و یا اشخاص اسیر دست شیطان و هلاک شده خواهند بود. شبیه این تشبیه را حضرت در خطبه 7 نهج‌البلاغه دارند؛ فرمودند: «اتخذوا الشیطان لامرهم ملاکا» منحرفان شیطان را معیار کار خود گرفتند. «و اتخذهم له اشراکا» و شیطان هم برای آنها دام بافت و آنها را در دام خود قرار داد. «فباض و فرخ فی صدورهم» در سینه‌های آنها قرار گرفت و تخم ریزی کرد. «و دب و درج فی حجورهم» و در همانجا به نگهداری تخم‌ها پرداخت تا جوجه شدند و جوجه‌ها را در همانجا پرورش داد تا کاملاً رشد پیدا کردند. «فنظر باعینهم و نطق بالسنتهم» بعد شیطان با چشم آنان نگاه می‌کرد و با زبان آنان سخن می‌گفت. یعنی تمام قوای ادراکی و تحریکی شخص در تصرف شیطان لعین قرار گرفته است و همه کارها با مدیریت او انجام می‌شود. «فرکب بهم الزلل» با یاری آنان بر مرکب گمراهی سوار شد. «و زین لهم الخطل» و کارهای زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد. «فعل من قد شرکه الشیطان فی سلطانه» مانند رفتار کسی که نشان می‌داد در حکومت شیطان شریک است. شریک از شریکش هرچه بخواهد انجام می‌دهد. «و نطق بالباطل علی لسانه» و به زبان او سخن باطل و نادرست می‌گوید.

امیرالمومنین علیه‌السلام در نهج‌البلاغه راجع به شیطان مطالب فراوانی فرموده و انذار فراوان داده‌اند. در خطبه 64 فرمودند: شیطان دائماً گناهان را زینت و جلوه می‌دهد تا بر شخص تسلط پیدا کند؛ «یزین له المعصیه لیرکبها» بعد او را در انتظار توبه نگه می‌دارد که در توبه تاخیر بیاندازد و تا زمان مرگ در غفلت بماند و اهمیت به جبران خطاهایش ندهد و کار تمام شود. بعد می‌فرماید «فیا لها حسره علی کل ذی غفله ان یکون عمره علیه حجه»؛ وای بر غفلت زده‌ای که عمرش بر علیه او شهادت دهد.

در خطبه 121 به نمونه دیگری اشاره فرمودند که شیطان راه‌های خودش را به شما آسان جلوه می‌دهد و نقشه‌اش این است که گره‌های محکم عقیدتی و دینی که دارید را یکی پس از دیگری بگشاید. چون مسائل دین با جان ما گره خورده است. او سر فرصت می‌نشید و این گره‌ها را باز می‌کند تعبیر امیر خیلی زیباست. «و یرید ان یحل دینکم عقده عقده» نتیجه چه می‌شود؟ به جای وحدت و هماهنگی، بر پراکندگی شما بیفزاید. هرجا اختلاف و دو دستگی کاذب (غیر از حق و باطل) دیدید بدانید مثل میان‌دار دسته عزا، میان‌دار شیطان است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

 

خودم و همه‌ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می‌کنم. متقین چون گناه را تمرد و سرپیچی در مقابل خدای عظیم می‌دانند لذا همه گناهان را بزرگ می‌شمارند. مولانا امیرالمومنین علیه‌السلام در حکمت340 از حکم نهج‌البلاغه فرمود: «اَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ» بدترين گناهان گناهى است كه صاحبش آن را ساده و سبک پندارد.

وقتی انسان فکر کند کاری که کرده اهمیت نداشته و کوچک بوده، اقدام به جبران و توبه و امثال اینها نمی‌کند؛ بعلاوه که گناه کردن برای او عادی می‌شود و آرام آرام اقدامات بزرگتری انجام می‌دهد و خود را هلاک می‌کند. لذا امیرالمومنین علیه السلام هشدار می‌دهد که هیچ گناهی را ساده و سبک نشمارید. خدای تعالی توفیق ترک خطا و لغزش و انجام توبه واقعی به همه عنایت فرماید.

در ایام حزن و اندوه آل الله قرار داریم. قبل از ورود به بحث از همه عزیزانی که در ایام دهه اول مجالس امام حسین علیه‌السلام را گرم کردید تشکر می‌کنم؛ از خطبا و مادحین و گرداننده های مساجد و هیئات تا خود مردم که مراسمات را پرشور برگزار کردید.

محرم امسال پیام‌های فراوانی به همراه داشت و نشان داد که باور مردم به عاشورا یک باور عمیق و نهادینه شده در جان آنان است. و آنچه امسال بیشتر خود را نشان داد این بود که همین دینداری با دفاع از کشور عجین است؛ و چیزی جدای از هم نیستند که بعضی از بوق‌های خناس تلاش دارند با عناوین مختلف این دو را از هم جدا کنند. ملی گرایی و وطن پرستی را جور مطرح می‌کنند که از اسلام و دستورات اسلام فاصله داشته باشد. روایات فراوانی در این زمینه داریم که دفاع از خاک و وطن را ستایش کرده است و حتی دارد کسی که برای حفظ اموالش کشته شود شهید است؛ البته آن چیزی که در نظر اسلام است از این هم بالاتر است. وطنی که اسلام مطرح می‌کند دایره‌اش خیلی گسترده است که حالا بحث من این نیست ان شاءالله نوبتی به آن خواهم پرداخت با قید حیات.

خلاصه مردم نشان دادند ایران حرم است. و خیلی واضح و روشن عده‌ای با موضع گیری‌هایی که بر علیه ایران و مردم در این شرائط داشتند نشان دادند گذشته از اینکه دین ندارند هیچ عرقی هم به ایران ندارند و وطن فروش هستند و در زمان جنگ وطن فروشی کردند.

این ایام، روزهائی است که امام سجاد و حضرت زینب سلام الله‌علیهما مسائل مهمی را که آثار فراوانی برای تاریخ داشت را مدیریت کردند. ریشه حرکت امام حسین علیه‌السلام این بود که بیان کند در عالم حق پیروز است ولو قدرت مادی چشمگیر هم نداشته باشد و باطل مغلوب و شکست خورده است ولو قدرت مادی نجومی داشته باشد. دشمن مقابل امام حسین هم درست برعکس می گفت و آن اینکه قدرت مادی پیروز است ولو با حق همراه نباشد.

این دو فکر که از دو جهان بینی نشات گرفته دائم بوده و هنوز هم ادامه دارد. عده‌ای حق محور و عده‌ای مادی هستند و اگر تاریخ انبیاء الهی را ملاحظه کرده باشید دیده‌اید که همین گروه مادی گرا دائم در مقابل انبیاء بودند و شعارشان هم این آیه 64 سوره مبارکه طه بود که «قد افلح الیوم من استعلی» می‌گفتند هر کس دست برتر دارد برنده است؛ و اما انبیاء و پیروانشان به آیه 14 سوره اعلی استناد می کردند که «قد افلح من تزکی». این تقابل حق و باطل را شما در کربلا خیلی واضح می‌بینید که این حقانیت واقعه با اسارت خاندان عصمت تکمیل شد و این روزها دوران اسارت در کوفه را می‌گذرانند و 19 محرم به سمت شام حرکتشان خواهند داد و حماسه کربلا با حماسه شام کامل خواهد شد.

اما باید به این نکته توجه داشت جریان باطل برای غلبه بر جبهه حق هم از جنگ سخت و نظامی استفاده می‌کند و هم از جنگ نیمه سخت که استفاده از انواع تحریم‌هاست بخصوص تحریم اقتصادی و بویژه از انواع جنگ نرم هم استفاده می‌کند و دست به تحریف و دروغ پردازی و انحراف افکار می‌کند که امروز به آن جنگ شناختی و جنگ باورها و اراده‌ها و امثال اینها گفته می‌شود.

بعد از واقعه کربلا جبهه حق وارد این جنگ‌ها شدند همین جنگی که امروز ما هم در آن واقع شده‌ایم که حضرت آقا در بیانی فرمودند: «جنگ‌های امروز دنیا در واقع جنگ اراده‌ها است». یا فرمودند: «جغرافیای سیاسی دنیا را اراده و ایمان انسان‌ها در آینده تعیین خواهد کرد».

خب پس جنگی که امروز در آن قرار داریم، جنگ ارده‏هاست؛ اراده هم بر شناخت‏ها تکیه دارد؛ و شناخت‏ها متكى بر روایت‏ها هستند. یعنی جنگ نرم، پیچیده به این سه لایه است. جنگ روایت‏ها، جنگ شناختى و جنگ اراده‏ها؛ و امروز می‌بینیم کسی که بهترین روایت را می‌کند پیروز جنگ است.

کمی این‌ها را تذکراً و جهت یادآوری توضیح دهم. در جنگ روایت‏ها، دشمن حقیقت را چنان باورپذیر تحریف مى‏كند كه كمتر كسى به غیر واقعی بودن آن شک می‌کند و اكثر افراد جامعه همان روایت دشمن را واقعیت مى‏پندارند. برای عادی شدن کشتن پسر پیغمبر خدا دستگاه دروغ پراکنی بنی‌امیه افکار عمومی را با استفاده از شگردهای مختلف جنگ روانی با برچسب زنی و ترور شخصیت و از بین بردن شاخص‌ها، تحت شدیدترین القائات قرار دادند و قیام امام را که برای احقاق حقوق و مبارزه علیه ظلم و از بین رفتن سنت پیغمبر بود را خروج علیه خلیفه عنوان کردند و مردم را برای امام کشی آماده کردند. در اینجا معلوم می‌شود که حرکت حضرت زینب حماسه بود؛ یعنی حضرت روایت‌های دروغ را کنار زد و روایت‌های واقعی را بیان کرد تا دشمنان نتوانند بهره برداری کنند.

لازم به تذکر است یکی از شاخص‌های اصلى كه خاندان رسول خدا را در اوج این مصائب سنگین، پایدار نگه می‌داشت که می‌توانستند بیانات تحلیلى داشته باشند، صفت والای صبر بود. همه این عزیزان در قله صبر قرار داشتند. صبر امام حسین آنقدر درجه بالائی داشت که امام عصر ارواحنافداه در زیارت ناحیه مقدسه مى‏فرمایند: «قَدْ عَجبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلآئِكَةُ السَّماواتِ». ملائکه آسمان از صبر امام حسین به تعجب افتادند. فقط یادمان نرود که صبر به معنای استقامت و مقاومت است نه به معنای شکیبائی، تحمل، آرام بودنی که نتیجه‌اش بی تحرکی و سکون باشد.

اما مرحله بعد جنگ ادراکی و شناختی بود. یعنی با مدیریت ادراک افراد جامعه در باورها و رفتارهای آنان تغییر ایجاد کردن. توجه دارید کسی که در جنگ شناختی باور خود را از دست بدهد چه اتفاقی می‌افتد و چه تعداد از افراد در معرض آسیب قرار می گیرند. یعنی مردم که سرمایه اجتماعی هستند به خاطر ایجاد بدبینی ریزش می‌کنند. اینجا یک نفر حذف نمی‌شود بلکه جمعی از مردم دچار مشکل می‌شوند و اراده خود را برای ایستادن و مقاومت کردن از دست می‌دهند. لذا برای اینکه بتوان عملیات روانی دشمن را خنثی کرد باید اطلاع رسانی، دقیق و شفاف باشد و بصیرت جامعه را باید بالا برد. مردمِ آگاه به مسائل تحت تاثیر دروغ دیگران قرار نمی‌گیرند. در اینجا هم زینب کبری سلام‌الله‌علیها در قله است.

لایه سوم جنگ اراده‌هاست که دشمن تلاش می‌کند اراده های محکم را بشکند و سست کند. که بعد از کربلا نتوانستند بلکه اراده‌ها قوی تر شد مردم مدینه قیام کردند، قیام توابین، قیام مختار، قیام زید و ده‌ها قیام دیگر که نشان داده نتوانستند اراده‌ها را تضعیف کنند. و مردم بصیر ایران هم با تأسی به نهضت حسین علیه‌السلام تا امروز اراده‌اشان در دفاع از اسلام و انقلاب تضعیف نشده است.

به اینجا که رسیدیم چون قبلاً هم وعده دادم، یک نکته‌ای راجع به جنگ شناختی که تقریبا امروز همه دنیا را درگیر کرده است عرض کنم.

جنگی که در آن سلاح و مهمات بکار نمی‌رود اما نتیجه‌اش خونریزی بیشتر از جنگ سخت است. جنگی که جنگجویان آن سعی می‌کنند تا فکر و از آن مهم‌تر، به بینش و شناخت و نحوه اندیشیدن و مهم‌تر از آن سنجش‌ها و انتخاب‌های مخاطبان خود شکل دهند. در این جنگ با تغییر شناخت یا اختلال در شناخت توده مردم به اهداف کوتاه‌مدت و بلند‌مدت خود در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی، دست پیدا می‌کنند.

شاید بتوان نمونه اش را کاری بدانیم که رضاخان پلید در مسئله کشف حجاب انجام داد در 21 تیر 1324؛ که مردم مظلوم و بی گناه را در مسجد گوهرشاد به گلوله بست که شد روز عفاف و حجاب.آنجا هم تلاش شد باور مردم را نسبت به یک حکم الهی عوض کنند؛ که نتیجه این تغییر حکم خدا در رفتار که کشف حجاب بود باید خود را نشان می‌داد که البته موفق نشدند.

این جنگ چهار اصل اساسی و اصلی دارد که باید خوب به آنها توجه کرد.

اول: انتشار اطلاعات است. یعنی دشمن اطلاعاتی را برای جامعه هدف خودش منتشر می‌کند تا او را طبق میل خودش و اهدافی که دارد تحریک و ترغیب کند. همانطور که توجه دارید اطلاعات سه نوع است؛ اطلاعات صحیح، اطلاعات غلط و اطلاعات ناقص. در جنگ شناختی دشمن همراه اطلاعات صحیح از اطلاعات غلط و ناقص هم استفاده می‌کند و با دروغ پردازی و جعل خبر به اهداف خودش می‌رسد. مثلا فرض کنیم هدف دشمن ایجاد رعب و وحشت در جامعه است. از اخبار درست در کنار خبر دروغ استفاده می‌کنند تا در جامعه القاء کنند، نیروهای نظامی و مدافع کیان کشور توان رزم و دفاع ندارند و یا داشته‌های دفاعی و امثال این‌ها را نادیده و کوچک جلوه دهند. نتیجه‌اش ایجاد ترس و ناامیدی در مردم هست.

دوم: عملیاتی کردن جنگ شناختی است. برای این کار از فناوری‌های جدید استفاده می‌کنند. توجه دارید کار دشمن این است که هم مردم را و هم مسئولین را گمراه کنند. و امروز این کار را با استفاده از شبکه‌های مجازی و هوش مصنوعی انجام می‌دهند. یک دروغ و خبر جعلی را با رنگ و لعاب ویژه، و پر تکرار منتشر می‌کنند و القاء می‌کنند کار به بن بست رسیده و نظام کارایی لازم برای برون رفت را ندارد و افراد را بی انگیزه و ناامید می‌کنند.

یک دفعه میبینید نامه‌ای می‌دهند و بیانیه می‌دهند تعدادی افراد که وضعیتشان معلوم است و در سالیان گذشته مسئولیتهایی داشتند و در زمینه هایی که نامه نوشتند خودشان مقصرند. و کارهایی که الان نتیجه اش دارد معلوم می‌شود همان‌ها که مسئولیت داشتند این گرفتاری را درست کردند که به جای پاسخگو بودن نامه می‌نویسند.

سوم: تثبیت روایت دشمن است به‌جای روایت حقیقی. اگر یادتان باشد قبلاً خبر از واقعه‌ای را نصف و نیمه و ناقص و یا با اضافه های دروغ به آن منتشر می‌کردند و افراد را به خطا می‌انداختند. اما روشی که امروز به کار می‌برند واقعیت سازی دروغین است. یعنی آن چیزی را که از واقعه‌ای دوست دارند همان را می‌سازند. شما ببینید امروز در غزه چه اتفاقی افتاده، و چه چیزی را به خورد مردم می‌دهند. آیا رسانه‌های دنیا نشان می‌دهند که مردم را دعوت به غذا می‌کنند و بعد آنها را به گلوله می‌بدند و بچه ها را می‌کشند؟ یا نشان می‌دهند پشت یک میز با لباس‌های اطو کشیده جنایت‌کارترین سران کشورها روبروی هم نشسته‌اند و ادکلن زده به روی هم می‌خندند و برای هم جایزه صلح نوبل تعارف می‌کنند. درست در همان زمان به دستور آنان افرادی در خاک و خون می‌غلطند. امروز واقعیت‌های جهان را رسانه‌هایی برای ما روایت می‌کنند که اداره کننده‌های آنها می‌خواهند. رسانه به ما می‌گوید چه چیزی را چگونه ببینیم.

چهارم: بیان خواسته‌های دشمن از گفتار و رفتار افراد غافل و یا نفوذی است. و این مورد چهارم از سه مورد قبل مهمتر است. گاهی حرف های غلط و دشمن شاد کن را خودی‌ها با آب و تاب نقل می‌کنند. نباید فراموش کنیم که در جنگ شناختی، مردم هدف اصلی هستند؛ و دشمن سربازگیری را از بین جبهه خودی انجام می‌دهد تا خبرهائی که منتشر می‌شود برای مردم قابل قبول‌تر باشد. مثلاً چقدر راجع به مدافعان حرم حرف‌های نامربوط زدند و دل خانواده‌های آنان را به درد آوردند. قصدشان این بود که ایران از محور مقاومت حمایت نکند که در حقیقت حفظ خود ایران از شرارت‌ها بود اما شعار درست کردند نه غزه نه لبنان بعد با اتشار اخبار متناقض و پرتکرار افکار عمومی را به نتیجه‌ای که می‌خواهند بدون جنگ و خونریزی می‌رسانند.

دیدید رئیس جمهور آمریکا در طول یک روز چند مدل ضد هم حرف می‌زند. گاهی هم بعض موضع‌گیری‌ها و حرف‌های بی مورد از افراد و یا گروه‌ها کمک می‌کند که دشمن به خواسته‌اش برسد. لذا باید مواظب موضع‌گیری‌ها بود و از طرف دیگر خود مردم هم تحلیل درست داشته باشند و بین اصل و فرع تفکیک قائل شوند. و منفعلانه برخورد نکنند.

گاهی کسی در همین میدان جنگ روایت‌ها چیزی می‌گوید که مرتبه آمریکا تطهیر می‌شود و فقط رژیم صهیونی نفر بد داستان می‌شود؛ تا زمینه برای مذاکره با آدم خوبه فراهم ‌شود. با اینکه همه می‌دانند هر چه جنایت است از گور آمریکا بلند می‌شود و ما هم با شعارمان از خدا می‌خواهیم که گور به گور شود.

مثلاً یکی از چیزهائی که این روزها خیلی مهم است به آن توجه کنیم و نگذاریم که دشمن آن را تخریب کند چون از این جهت هم بیشترین آسیب را دیده است و همه نقشه‌هایش بهم خورده است، وحدت و انسجام ملی است. این وحدت ملی با دشمن کاری کرد که ده‌ها موشک نقطه زن هم توان آن را نداشتند انجام دهند. حالا این سلاح برنده و کارساز را می‌خواهند از بین ببرند و به هر وسیله‌ای شده روی آن خط بیاندازند، ولو از اشتباه محاسباتی مسئولان استفاده کنند.

اما شما نباید هوشیاری را از دست بدهید. ایران قوی را در نظر داشته باشید که مورد تاکید رهبر معظم انقلاب و مورد طمع دشمن است. این ایران با این شکل و شمایلی که دارد و همه اقوام و مذاهب و گروه‌های انسانی که در آن زندگی می‌کنند ایران را ایران کرده؛ یعنی کرد، ترک، لر، بلوچ، گیلک و مازنی و عرب و همه و همه با هم و در کنار هم شده ایران و الا ایران بدون آذری زبان‌ها، ایران بدون لرها، ایران بدون بلوچها، بدون کردها، بدون عرب‌ها و بقیه اقوام و مذاهب، ایران نیست. همیشه صد در صد با تمام اعداد، صد را درست می‌کند. همه باید مواظب باشیم و اجازه ندهیم به هر بهانه‌ای این انسجام را بهم بزنند.

مصاحبه‌ها هیچ نقشی در تصمیم‌گیری‌ها و حتی مسائل دیپلماتیک ندارد فقط جنبه خبری برای همان مخاطبان که مورد نظر خبرنگار است دارد؛ و الا موضع رسمی همان است که در مجامع رسمی بیان می‌شود که تا امروز رئیس جمهور در آن جلسات رعایت گفتمان رسمی کشور را کرده است. البته در این جلسات خبری به نظر، ایشان مشاورانشان را عوض کنند بهتر است و همانطور که در شعارهای انتخاباتی گفتند از متخصص استفاده کنند.

به هر جهت تضعیف و توهین جایز نیست؛ اما انتقاد سازنده در جایی که زمان انتقاد باشد اشکال ندارد. خلاصه، این کلام ایشان را باید تذکر داد؛ نسبت به سیاست‌های کلی که نظام اسلامی در این سالیان داشته اینطور نبوده و انتقاد به این مقدار اشکالی ندارد. اما نباید دو قطبی درست کند؛ و مردم را از وحدت بیندازد. و به خصوص نیروهای انقلاب و حزب الله اینجور قصه‌ها را باید خوب مدیریت کنند.

اما آنچه مهم است، موضع رسمی اکثریت قاطع بلکه همه مردم و مسئولین نظام نسبت به سران و کارگزاران آمریکا کاملاً مشخص است و آن این است که ما با آمریکا هیچ نقطه مشترکی برای تفاهم و تعامل نداریم؛ و لذا از شعار استراتژیک خودمان دست بر نمی‌داریم و این شعار را با اعتقاد کامل سرمی‌دهیم که آنان را عصبانی می‌کند و ما هم از این عصبانیت خوشحالیم. این شعار مربوط به سیاست‌های جنایتکارانه‌ای است که توسط سران پلید و خبیث آمریکا صورت می‌گیرد که قاتل سردار سلیمانی و دیگر سرداران ما هستند و توسط مراجع و علماء بزرگوار ما مهدور الدم خوانده شدند.

چون در نوبت‌های گذشته راجع به شعار مرگ بر آمریکا و اینکه چرا این شعار را می‌دهیم مفصل توضیح دادم که این شعار، شعار استراتژی ماست و تاکتیک نیست، ازین بحث عبور می‌کنم.

خلاصه در این شرائط جنگی یا شبه جنگی که قرار داریم مهمترین وظیفه آحاد ملت با پرهیز از حاشیه سازی ها، حفظ وحدت است. این را همه فهمیده‌اند که آمریکا هدفش نابودی اسلام و ایران است و اصلا کاری با هسته‌ای و مذاکره ندارد. شنیدید 1500 نفر از علمای شیعه به دفاع بیانیه دادند و آمریکا و کشورهای غربی را نسبت به جنایاتی که می‌کنند محکوم کردند. آنها می‌خواهد ما نباشیم والا در مذاکره که همه گفتند برای سرگرم کردن و غافلگیری بود که بمباران نمی‌کنند.

بنابراین نباید آقایان به دنبال مذاکره‌ای باشند که در طول این سال‌ها برای کشور هیچ آورده‌ای نداشته و بعد بگویند دنبال توافق عادلانه هستیم. کسی که سرتا پایش دروغ و ظلم است؛ عادلانه مذاکره می‌کند؟ بله نباید راه را بست؛ یکی از ابزارهای سیاست، مذاکره است و تا حالا هم که بی فایده بوده غیر مستقیم مذاکره بوده اما هرگز نباید دشمن را روتوش کرد و پیام ضعف فرستاد.

 

این صلابتی که به برکت خون شهدا و رهبری امام المسلمین و ایستادگی و مقاومت مردم هوشیار بدست آورده‌ایم را عزیزان سرمایه قرار دهند و از موضع قدرت اقدام داشته باشند.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾