متن کامل خطبه نماز جمعه 10/07/1405
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیت الله حسینی همدانی
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. برای اهل تقوا، زشتیهای دنیا معلوم است. امیرالمؤمنین علیهالسلام در ادامه وصایای خودشان به فرزند گرامیشان فرمودند: «وَ إِيَّاكَ أَنْ تَغْتَرَّ بِمَا تَرَى مِنْ إِخْلَادِ أَهْلِ الدُّنْيَا إِلَيْهَاوَ تَكَالُبِهِمْ عَلَيْهَا»؛ مبادا دلبستگی فراوان دنیاپرستان و تهاجم حریصانه آنها به دنیا تو را مغرور کند.
خوب، به عبارت که مولا امیرالمؤمنین فرمودند دقت بفرمایید: مبادا دلبستگی فراوان دنیاپرستان و تهاجم حریصانه آنها به دنیا تو را فریب دهد؛ «فَقَدْ نَبَّأَكَ اللَّهُ عَنْهَا وَ نَعَتْ هِيَ لَكَ عَنْ نَفْسِهَا وَ تَكَشَّفَتْ لَكَ عَنْ مَسَاوِيهَا»؛ چرا که خدای تعالی تو را از حالات دنیا آگاه کرده و دنیا نیز وضع خودش را به تو خبر داده و از زشتیهای روزگار پرده برداشته است.
این بخشی از بیان امیرالمؤمنین و یک تذکر و هشدار دیگری است که به فرزندشان میدهند که فریب کار افراد دنیاپرست را نخورد؛ که آنها مثل حیوانات درنده هستند. خیلی تعابیر حضرت عجیب است. دقت کنید؛ خدا تعالی یک نعمت بزرگی به ما داده، به نام قلب. این نعمت خداست. این قلب مرکز حب و بغض است؛ دوست داشتنها و تنفرها. چیزی که انسان دوست دارد، از چیز دیگری تنفر دارد. ممکن نیست همان چیزی را که انسان دوست دارد، نسبت به آن تنفر هم داشته باشد و بدش بیاید. مثلاً دوستی دنیا با دوستی آخرت با همدیگر جمع نمیشود؛ قابل جمع نیستند. قلب مؤمن تمایل به آخرت دارد و آخرتدوست است.
اینجا امیرالمؤمنین به فرزندشان و همه ما راهنمایی میکنند که عوامل دنیادوستی چیست که از آنها حذر کنیم و فاصله بگیریم. دنیا را هم مکرر عرض کردیم؛ دنیا یعنی وابستگی و دلبستگی. استفاده کردن از مظاهری که خدای تعالی خلق کرده، اینها دنیا نیست. آب و درخت و نمیدانم نعمتهای خدا، اینها که دنیا به معنای مذمومش نیست. بله، اگر به آن وابسته بشویم، میشود دنیا و الا باید از اینها استفاده کرد.
یکی از آن عوامل مهم که زمینهساز برای عوامل دیگر و برای تأثیرگذاری است، عدم رشد اخلاقی است. اخلاق رشد نکند؛ یعنی چون انسان تکامل معنوی لازم را نکرده، تا یک جلوهای از جاذبههای دنیا برایش فراهم میشود، زود گرایش پیدا میکند، خودش را میبازد و آخرت را فراموش میکند. لذائذ دنیا جذبکننده است. شخصی که خودش را تربیت نکرده، این جاذبهها قدرت فکر کردن را از او میگیرد.
بعد میآید این شخص اطرافیان خودش را هم میبیند. میبیند افرادی هستند غرق در دنیا، مشغول به دست آوردن متاع بیشتر و برای رسیدن به آن حاضرند تن به هر کاری بدهند، زیر بار هر خفتی بروند. اینها را هم میبیند؛ در نتیجه به دنبال این میافتد که از این اجتماع اطراف خودش عقب نیفتد. چرا دیگری دارد و من نداشته باشم؟ چرا او خورد و من نخورده باشم؟ همرنگ آن جماعت میشود؛ یعنی میبیند جمع به یک سمتی حرکت میکند، این هم در همان جهت حرکت میکند. با خودش فکر میکند این همه مردم که اشتباه نمیکنند؛ بهخصوص که فلانی و فلانی، بعضی از افراد مرجع، بعضی از آنها که انتظاری ازشان نمیرود، تو همان جمعاند، تو همان گروهاند، در همان مسیر دارند حرکت میکنند. وضع زندگی آنها، وسایل زندگیشان، ماشینشان، باغ، نمیدانم چه و امثال اینها، به گمانش که این مقدار دنبال دنیا رفتن پسندیده است. سعی میکند عقب نماند و همین، ابتدای گرفتار شدن و دنیازده شدن شخص میشود.
بعدش هم که حالا چشموهمچشمیها میآید، نمیدانم رقابتها میآید، امثال اینها هم بهش ضمیمه بکنید. دیدید دیگر، تو خانهها موزه درست میکنند؛ بشقاب و لگن و … میخرند که در طول حیاتشان ازش استفاده هم نمیکنند. دو سه تا کمد میگذارند، تو آن کمدها وسایلشان را میگذارند؛ در طول سالیان ازش استفاده، یک بار هم نمیکنند. انبارداری میکنند و بعد هم به ارث میرسد. این چشموهمچشمی هم آنها را محکمتر میکند.
در این میان، شیطان هم فرصتطلب است دیگر. از فرصت میبیند زمینه مناسبی فراهم شد، داری میکند دنیا را برای شخص زیبا جلوه میدهد؛ بهآرامی که به حرکت، این آرامش هم سرعت میدهد، شخص را به سمت هلاکت پیش میبرد. در مقابل همین وسوسهها، وسوسههای جن و انس که تشویق به دنیادوستی میکنند، آیات الهی و مواعظ پیامبر و اولیای دین و علمای ربانی قرار دارد. همه آنها اگر گوش بهش داده بشود، آن وسوسهها را از بین میبرد.
در اینجا هم امیرالمؤمنین به همین تذکر فرمودند و یادآوری میکنند که گمان نکن اینکه عده زیادی دنبال دنیا رفتند، که حتی در بین آنها افراد خاص و ویژهای هم بودند، برای تو این پیش بیاید که چون آنها در این مسیر حرکت کردند، پس راهشان درست است. نه، اینطوری نیست. این اشتباهی است که تو فکر میکنی. تو باید وظیفهات را انجام بدهی، خدا را راضی کنی و الا همه مردم ناراضی باشند.
الان ببینید، به همین بهانهها عدهای امر به معروف و نهی از منکر نمیکنند. مباحثی مثل حجاب، مسائل اقتصادی، مسائل منکر، اینها را کنار میگذارند. دستور خداست، باید انجام بدهند؛ از دستور خدا سرپیچی میکنند. میگویند چون همه انجام نمیدهند، پس ما هم انجام نمیدهیم.
شعار دروغی که دشمن درست کرد را سر دست گرفتند. بدونید که آن جاسوس انگلیسی در خاطراتش مینویسد که من این را در کشورهای اسلامی رواج دادم که موسی به دین خودش، عیسی به دین خودش. جاسوسه میگه، میگه من این را تو کشورهای اسلامی رواج دادم: موسی به دین خود، عیسی به دین خود. دیدی الان به هرکی هرچی میخواهی بگی، میگه منو که تو قبر تو نمیخوابونن؛ موسی به دین خود، عیسی به دین خود. این یعنی امر به معروف و نهی از منکر تعطیل. یکی از احکام خدا را به همین شعار، با همین روش، از بین بردند.
لذا اینجا امیرالمؤمنین فرمود: مبادا دلبستگی فراوان دنیاپرستان و حمله حریصانهای که به دنیا دارند، تو را فریب بدهد؛ دنبال راهکار آنها را بگیری. چرا؟ چون خداوند تو را از وضع دنیا آگاه کرد؛ «فَقَدْ نَبَّأَكَ اللَّهُ عَنْهَا وَ نَعَتْ هِيَ لَكَ عَنْ نَفْسِهَا وَ تَكَشَّفَتْ لَكَ عَنْ مَسَاوِيهَا». همچنین دنیا خودش را از فنا و از بین رفتن خودش خبر داد؛ خودش گفت من فانیام. بدیهایش را برای تو عیان کرد؛ گفت بدیاش کجاست، توی آن مسیر حرکت نکنید.
بعد حضرت شروع میکنند به تقسیمبندی اهل دنیا: «فَإِنَّمَا أَهْلُهَا كِلَابٌ عَاوِيَةٌ» همانا دنیاپرستان چونان سگهای درنده، عوعو کنان برای رسیدن به دنیا بر سر هم فریاد میزنند. خیلی جالب است. شما اگر حوصله بکنید، مثالهایی که امیرالمؤمنین در نهجالبلاغه زده با حیوانات که درسآموزه.
«وَ سِبَاعٌ ضَارِيَةٌ يَهِرُّ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ وَ يَأْكُلُ عَزِيزُهَا ذَلِيلَهَا وَ يَقْهَرُ كَبِيرُهَا صَغِيرَهَا» درندگانی هستند که به دنبال دریدن یکدیگرند، در برابر هم غرش میکنند، زوزه میکشند، زورمندانشان ضعیفان را میخورند، بزرگترها کوچکترها را مغلوب میکنند، سیطره پیدا میکند.
حضرت با این مثال که اهل دنیا مثل درندگان هستند، به ما دارد یک تذکر میدهد. میگوید دیدید یک عده سگ و گرگ به جان هم میافتند؟ شما میخواهید بروید مثل آنها به جان هم بیفتید که به یک متاعی برسید؟ مبادا به این دلیل که اکثر مردم دنبال همین چیزها هستند، شما هم همین رفتار را داشته باشید.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت میکنم. متقین از شبهاتی که وجود دارد، خودشان را دور نگه میدارند. امیرالمؤمنین علیهالسلام دیدند عمار یاسر با مغیره بن شعبه با هم بحث میکردند. عمار یک چیزی میگفت، مغیره جواب میداد؛ برعکس، مغیره سؤال میکرد، عمار جواب میداد. حضرت فرمودند: «دَعْهُ يَا عَمَّارُ، فَإِنَّهُ لَمْ يَأْخُذْ مِنَ الدِّينِ إِلَّا مَا قَارَبَهُ مِنَ الدُّنْيَا، وَ عَلَى عَمْدٍ لَبَسَ عَلَى نَفْسِهِ، لِيَجْعَلَ الشُّبُهَاتِ عَاذِراً لِسَقَطَاتِهِ» خیلی عبارت درسآموزی است. عمار او را ولش کن؛ چون این از دین، آن مقداری که او را به دنیا نزدیک میکند، میخواهد. نمیخواهد دیندار بشود؛ میخواهد ببیند چه چیزی به دردش میخورد که دنیایش را آباد کند. به عمد، حقایق دینی را بر خودش پوشانده تا شبهات را بهانه لغزشهایش بکند.
در یک جای دیگر دارد به اینکه بعضیها میروند مسائل را یاد میگیرند؛ آن مسائلی که احتیاط هم دارد. مثلاً میرود آنجایی که جواز غیبت هست، را یاد میگیرد. بعد میگوییم: تو چرا غیبت کردی؟ مجوزات غیبت را میگوید. روزه نمیگیرد؛ میگوییم: چرا روزه نگرفتی؟ میگوید: معدهام ناراحت بود. یاد میگیرد که در برود. حضرت دارد میفرماید که بعضیها اینطوریاند. خدا تعالی تقوا را در همه ما بیشتر کند.
یکی از روزهای تاریخی انقلاب اسلامی که به خاطر فراوانی مناسبتها، فرصت پرداختن به آن، با اینکه بسیار پر اهمیت است، نیست، هجرت حضرت امام از نجف به پاریس در سیزدهم مهر سال پنجاهوهفت است. به دستور قرآن کریم و ائمه علیهمالسلام، از حوادثی که اتفاق میافتد، درس و عبرت بگیریم. اتفاقاً این واقعه پر از درس و پر از عبرت است.
اولاً آیات متعددی از قرآن کریم، ایمان، هجرت و جهاد، این سه تا را در کنار هم مطرح میکند؛ مثل آیه یکصد و دوازده سوره مبارکه بقره، آیه بیست سوره مبارکه توبه، آیات هفتاد و دو، هفتاد و چهار و هفتاد و پنج سوره مبارکه انفال. اینها هر سه را در کنار هم مطرح میکنند. من یک نمونهاش را برایتان بگویم: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ» ببینید «آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا» این سه تا، یعنی کسانی که در این سه، ایمان، هجرت و جهاد، آن هم با جان خودشان و با مال خودشان در راه خدا … «وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا… وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُهَاجِرُوا مَا لَکُمْ مِنْ وَلَایَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ حَتَّى یُهَاجِرُوا». آنهایی که پناه دادند و یاری کردند، آنها یار یکدیگرند، و آنهایی که ایمان آوردند ولی هجرت نکردند، هیچ ولایتی و تعهد و دوستی در برابر آنها نداریم تا اهل هجرت باشند.
خیلی کوتاه من عرض میکنم نکات آموزنده این آیات را. اولاً به حقیقت ایمان، که دلبستگی به باورهای اعتقادی مبدأ و معاد و اینهاست، اشاره شده؛ بعد به هجرت و جهاد اشاره شده که دو لازمه وجودی ایماناند. یعنی کسی که مؤمن باشد، نمیتواند اهل هجرت و جهاد در زمان خودش نباشد.
بعد به هجرت مؤمنانه اشاره میکند که باید باشد؛ یعنی انسانی که مؤمن و متعهد به اسلام است، به خاطر دلبستگی به خدا و دستورات الهی، از راحتی و آسایش خودش دست میکشد و به خاطر اهداف بلندش هجرت میکند که در قرآن، مفصل به این موارد هجرت اشاره شده است.
ایمان تعهدآور است. این را از آیه میفهمیم و الا ایمان نیست. خدا امام شهید ما را غریق رحمتش بکند. در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی فرمودند: ایمان تنها، ایمان بیتعهد، ایمانی که همراه آن احساس مسئولیتی نباشد، نه به درد دنیا میخورد و نه به درد عقبی.
طرف شب تا صبح سرش توی سجده است، تمام مستحبات را انجام میدهد، بعد بعضی از واجبات مهم اجتماعیاش را از دست میدهد. باید بیاید توی جامعه حاضر باشد؛ همین حضور، شبانه نمیآید. به دلایل واهی، یک وقت عذری دارد، آن سر جایش؛ واجبات را ترک میکند. ایمان دارد، ولی تشخیص نمیدهد که الان چه وظیفهای دارد و باید انجام بدهد. میفهمد این ایمانی که همراه احساس مسئولیت نباشد، ایمان به درد نمیخورد؛ نه دنیایش را آباد میکند و نه آخرتش را.
شما وقتی در زندگی علمای دین و مصلحان اجتماعی نظر میکنید، شخصیت امام، رضوان خدا بر او، و زندگی او در این رابطه کمنظیر است؛ با هجرت و جهاد آمیخته است. هجرت علمی، هجرت سیاسی، هجرت اجتماعی، هجرت انقلابی. درسهایی که از همین هجرت تاریخساز و نظامساز و تمدنساز امام، که از قم به ترکیه و عراق و بعد هم از عراق رفتند پاریس، بعد از پاریس آمدند به تهران، هر کدام در تاریخ ایران و انقلاب تأثیرگذار بود. نتیجهاش سقوط طاغوت بود؛ از بین رفتن طاغوت بود.
اینها خیلی درسآموز است. یکی از چیزهایی که ما در این هجرت میبینیم، خطرپذیری و امتحانات گوناگون در عین غربت و مظلومیت بوده، ثبات قدم، استواری، عزم راسخ، سازشناپذیری با دشمن که خللی در مبارزه به وجود نیاورد تا سرنگونی طاغوت.
امام ویژگیاش این بود که در این هجرتها از تهدیدها فرصت گرفت. خب، وقتی تبعید شد، زندگی مختل میشود؛ اما در همین ترکیه، امام رساله تحریرالوسیله را نوشت، در ابواب مختلف فقه، یک ابداعی زنده کرد، احیا کرد؛ بحث جهاد را، بحث امر به معروف و نهی از منکر را در این کتاب زنده کرد. او یک نوآوری داشت. هجرتی که مردم ستمدیده آزاد شدند از یوغ سلسله پهلوی، از یوغ استعمار آمریکایی و صهیونی. ملت ایران با این هجرت هویت پیدا کرد. ندای اسلام ناب محمدی صلیاللهعلیهوآله به وسیله این انقلاب در عالم گسترش پیدا کرد.
این روزها شما خروج نیروهای آمریکایی را از عراق میبینید. انشاءالله مقدمه خروجش از منطقه است که بهزودی واقع خواهد شد. اما باید توجه داشته باشند، عزیزان ما در عراق، که فقط خروج نیرو کار را تمام نمیکند، بلکه باید فکر ضد استکباری و افراد ضد استکباری در آن جامعه حاکم باشند. وقتی حتی نمیتوانند پولی را که در اختیارشان هست، خودشان برایش تصمیم بگیرند؛ حالا نفت که میفروشند، این پول میرود یک جای دیگر، باید آمریکا تصمیم بگیرد برایش. هنوز کامل خارج نشدهاند، ولی حالا فیزیکشان خارج شده و روش کار خودشان را در حقیقت عوض کردهاند. به هر جهت، تا آن وقتی که آمریکا آمریکاست و دست از جنایت برندارد، تا آن موقع یک شعار بیشتر نداریم و آن مرگ بر آمریکا است.
سیزدهم مهر یک مناسبت مهم دیگری هم دارد که آن، روز نیروی انتظامی و هفته تکریم از این نیروست که به همه عزیزان در فراجا تبریک عرض میکنم و خدا قوت میگویم. شعار امسال پلیس، «پلیس مجاهد، ملت مبعوث و ایران سرافراز» است.
قطعاً گزارش برادر بزرگوارمان، سردار القاصیمهر، را شنیدید درباره شش ماه گذشته نیرو. مطالبی را خدمت شما فرمودند و ترسیم کردند. من هم چند جملهای عرض میکنم.
فلسفه وجودی پلیس در هر کشوری معلوم است: ایجاد نظم و امنیت در جامعه. نیروی انتظامی جمهوری اسلامی هم یکی از ارکان اصلی حفظ نظم و اجرای قانون در کشور است. وظایف گستردهای هم بر عهده دارد؛ لذا اهمیت این نیرو به خاطر اهمیت مأموریتهایش است.
امنیت که امر مهم مورد تأکید قرآن و ائمه علیهمالسلام است، اختصاص به همه بشر دارد. هیچ بخشی از انسانها از امنیت فاصله ندارد؛ همه طالب امنیتاند، استثنا نشده کسی. نیروی انتظامی وظیفه اصلیاش این است که فضای عمومی را برای شهروندان امن نگه دارد تا حاکمیت قانون برقرار باشد.
امام شهید، فعالیتهای این نیرو را جهاد فی سبیلالله دانستند. خیلی تعریف بزرگی است. میبینیم که در هر روز، در اقصی نقاط کشور اسلامی ما، به خاطر انجام وظیفه، تعدادی از این عزیزانمان به شهادت میرسند که خدای تعالی بر درجات این شهدا بیفزاید.
البته امروزه جرائم هم فقط جرائم سخت نیست، بلکه بخشی از بزه به صورت سایبری و فضای مجازی و امثال اینها کشیده شده که نیروی انتظامی در حفاظت از حریم خصوصی و امنیت اطلاعات شهروندان نقش اصلی را دارد.
درباره پلیس تراز انقلاب اسلامی باید گفت که فقط نقش بازدارنده ندارد، بلکه باید نگاه پلیس، نگاه فرهنگی ـ اجتماعی باشد که الحمدلله در این مسیر در حال حرکتاند و جای شکرگزاری دارد.
یکی از آن کارهای سخت، مقابله با عناصر فرصتطلب و آشوبطلب و اغتشاشگر است که قصد تخریب نظام، ایجاد تفرقه، از بین بردن اموال عمومی، هرجومرج، فتنه و اینها را دارند. بخشی از آن وظایف سنگین این نیروی خدوم که خیلی هم مهم است، در این راه هم آسیب زیاد دیدند.
تنوع حوزه عملیاتی این نیرو فراوان است. نیروی انتظامی با واحدهای مختلف و متنوع، در تمامی لایههای اجتماع حضور دارند. از ویژگیهای نیروست؛ پلیس راهور، پلیس فتا، پلیس امنیت، پلیس اطلاعات، پلیس پاسگاه و تا یکصد و بیست مأموریت. تنها دستگاهی که اینقدر مأموریت دارد، بلکه بیش از یکصد و بیست تا، نیروی انتظامی است. همهجا حضور دارند.
نقش در مدیریت بحران یکی دیگر از آن کارهایی است که نیروی انتظامی دارد. در کنار سایر نیروهای امدادی، در زمان وقوع حوادث غیرمترقبه و بحرانهای شهری، نقش مهمی را در مدیریت حادثه و حفظ نظم عمومی ایفا میکنند. جای شکرگزاری و تشکر دارد.
رابطه با شهروندان؛ نیروی انتظامی بیشترین تماس را مستقیماً با شهروندان در زندگی روزمره دارد. هیچ دستگاهی اینقدر ارتباط ندارد. لذا به دلیل عملکردی که دارد، مستقیماً بر میزان احساس امنیت و اعتماد عمومی و بر اجرای قانون تأثیرگذار هستند. نقششان را باید درست، بهموقع و با سرعت انجام بدهند، والا آن اعتماد از بین خواهد رفت.
نکته مهمی که همه باید به آن توجه داشته باشند، هم خود نیروی انتظامی، هم آحاد جامعه و مردم، و نباید تخلف و کوتاهی درش بشود، اقتدار نیروی انتظامی است. نیروی انتظامی باید در عین اقتدار، مهربان هم باشد، اما آن اقتدار خیلی مهم است.
آقای شهید ما، که رضوان خدا بر او باد، فرمودند: «یک مسئله مهم دیگری که وجود دارد، که بنده بارها تکرار کردهام، مسئله اقتدار نیروی انتظامی است. نیروی انتظامی در مسئولیت خودش، که ایجاد امنیت است، مظهر حاکمیت جمهوری اسلامی است؛ یعنی جزو وظایف جمهوری اسلامی این است که در جامعه امنیت ایجاد کند. مظهر این امنیت و عامل وسط میدان این امنیت عبارت است از نیروی انتظامی. بنابراین بایستی اقتدار داشته باشد، باید بتواند مقتدرانه عمل کند، باید بتواند با قاطعیت عمل کند». بعد هم فرمودند «این اقتدار را با ظلم نباید اشتباه کرد». توضیح هم میدهند که نقض غرض میشود و ایجاد امنیت هم نمیکند؛ و بالاخره آدم گنهکار باید از نیروی انتظامی بترسد، شخص خبیث باید خوف داشته باشد و نگران باشد.
این نکتهای را که عرض میکنم توجه داشته باشید. در این جنگ رمضان و کودتای قبل از او، نیروی انتظامی استان، از نظر تعداد شهدا که خدای تعالی به همه آنها رفعت مقام بدهد، یک طرف؛ خود سازه و ساختمان و اینها هم آسیب دید که باید جبران بشود، بهخصوص ساختمان که شهرداری محترم باید کارهایی برای کارهای روزمرهای که این نیرو با مردم دارد، انجام بدهد.
حالا یک وقت خودش پراکندگی دارد در سطح شهر و کارهایش را انجام میدهد، یک وقت نه، مراجعاتی دارند، مردم باید بیایند کارهایشان را انجام بدهند. باید فضای لازم را فراهم بکند؛ جا برای بعضی از کلانتریها که وجود ندارد، این را ایجاد بکند. این را اینجا اعلام کردیم که انشاءالله شهرداری و دستگاهی که مسئولیت دارد، دنبال بکند.
16 مهر روز جهانی کودک است. به علت اهمیتی که این موضوع دارد، چند جمله عرض میکنم. اولاً دغدغه اصلی و جدی آموزش و پرورش باید بحث کودکان و مسائل آموزشی و پرورشی کودکان باشد. از پیشدبستان باید آموزش سبک زندگی اسلامی و اصول ارزشی و آرمانی و سرمایههای مهم اعتقادی و دینی را به کودکان آموخت. اگر ما انجام ندهیم، دیگران انجام خواهند داد. مگر برای ما سند بیسی را نسخه نپیچیدند؟ دیگران میآیند کار میکنند. سندی که به تعبیر رهبر شهیدمان، استقلال ملت را هدف گرفته است. خیلی وقتها میبینیم دارد انجام میشود.
نظارت آموزش و پرورش در این جهت باید دائمی و فعال باشد، والا آینده بچهها از بین خواهد رفت. متأسفانه دیده میشود بعضی از آموزشگاهها رعایت لازم را ندارند؛ از پوشش گرفته تا آموزشهای فوقبرنامهای که میدهند، با شئون اسلامی مغایرت دارد و ترویج فرهنگ غربی و مسائل اینچنینی را دنبال میکند. معلم که خودش الگوست، باید مواظبت لازم را داشته باشد. بعضیهایشان ندارند. باید به این افراد تذکر داده بشود؛ در نوع پوشششان، در نوع آرایششان.
خلاصه، تربیت را باید از همان کودکی آغاز کرد. پیوند او را با خدای تعالی تعلیم داد، محکم کرد؛ بهطوری که در کارهای روزانه خودش، این کودک خدا را حاضر ببیند، ناظر ببیند. دیدید که رهبر معظم انقلاب دیروز در این پیامشان که به اجلاس نماز فرمودند، در آنجا فرمودند که همه باید تلاش بکنند؛ پدران، مادران، اساتید، خانواده، معلم، دوستان، مساجد، همه باید بیایند پای کار تا فرهنگ دین و اصول ارزشی الهی در جانهای بچهها نهادینه بشود.
در این دورهای که گرفتار جنگ نرم هستیم و در هجمه همهجانبه فرهنگی قرار گرفتیم، باید تربیت کودکانمان را زودتر شروع کنیم؛ نه اینکه رها بکند، بگوید حالا بزرگ شود… الان بچههای دو ساله، سه ساله، گوشی دستشان است. با همین گوشی از شما بهتر بلدند که چجوری کار کند. این در معرض دو سالش است، دستش گوشی است، قشنگ دارد کار میکند. باید زودتر شروع کنیم، والا از جهت فرهنگ و دین و عقاید، سرمایهدارشان نکنیم که بتوانند از نظر ذهنی و بعد علمی، خودشان را در مواجهه با مسائل مختلف حفظ بکنند، دیگران آنها را از بین خواهند برد.
عزت نفس را باید از کودکی به فرزندان تفهیم کرد. مبارزه با مستکبرین و ظالمان و یار مستضعفان بودن را باید از کودکی به او آموخت. مفهوم ایستادگی و مقاومت فقط مربوط به میدان جنگ نیست، بلکه در زندگی روزمره هم وجود دارد. باید کاملاً در این زمینه تقویتشان کرد. مواظب باشیم البته به بازی و تفریح و آشنایی با جهان مدرن و این امور هم لطمه نخورد؛ آنور هم بلد باشند.
الگوسازی برای کودکان را فراموش نکنیم. از صحبت کردن و نصیحت کردن، آن الگو بیشتر تأثیر میگذارد. شخصیتهای شجاع و حماسی، مثل حسین علیهالسلام، و قهرمانان ملی، مثل شهدا و جانفدایانی که جان خودشان را برای اسلام ناب دادند، باید به کودکان آموزش داده شوند. از همان کودکی به او خدمت کردن به مردم را یاد بدهید؛ به او بیاموزید که باید از تواناییهایی که خدا به او داده است، برای خدمت به مردم استفاده کند. دین را بهصورت امر زنده و پویا و همراه با واقعیات اجتماعی برای او ترسیم کنید، نه بهصورت خشک و قوانین خشک و بیتحرک.
خلاصه، کودکان را رها نکنید که دیگران تربیت کنند؛ خودتان اقدام کنید. به قول یکی از نمازگزاران جمعه میگفت: بگویید پدربزرگها و پدرها، بچهها را بنشانند و برایشان از قدیم بگویند که نظام طاغوت چگونه بود، بعد انقلاب شد چگونه شد، تا دیگران نتوانند مدیریت بکنند و نقش دیگران خنثی بشود؛ چون آنها با روایت دروغین خودشان جای جلاد و شهید را عوض میکنند، جای خادم و خائن را عوض میکنند. کودکان را دریابید.
مطلب آخر اینکه پانزدهم مهر، سالگشت اتفاق مهم و تاریخی طوفانالاقصی است؛ عملیاتی پیچیده که ترکیبی از عملیات هوایی و زیرزمینی و تونلی و عبور از حصارهای کذایی و پیشروی در زمین و نفوذ در عمق چهلوپنج کیلومتری و تصرف شهرکها بود. نشان داد پس گرفتن سرزمین از دشمن دور از دسترس نیست. هیچکدام از این حرکات برای رژیم صهیونیستی قابل پیشبینی نبود، بهخصوص که رژیم تلفات سنگینی را داد که در طول تاریخ فلسطین و درگیری با صهیونیستها بیسابقه بود؛ اما نشاندهنده آسیبپذیری رژیم صهیونیستی بود.
مقاومت، برخلاف همیشه، در این عملیات آفندی عمل کرد، ترس را از دیگران برای مقابله با صهیونیستها گرفت و پیروزی بر این جرثومههای فساد را باورپذیر کرد. مقاومت اسلامی در این عملیات، که یک روز و نیم بیشتر طول نکشید، به مهمترین هدف خودش که درهم شکستن هیمنه نظامی، دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی رژیمی بود که در طول دهها سال با هزینهکرد میلیاردها دلار برای خودش به وجود آورد، همه آن هیمنه را با قدرت از بین برد و نابود کرد.
صهیونیستها شکستی خوردند که تا امروز هرچه قتل و کشتار و محرومیت درست کردند، جبران نمیکند. قدرت مقاومت را همه دنیا بیشتر فهمیدند و برای مردم دنیا روشن شد که آمریکا ارادهاش این است که نگذارد رژیم صهیونیستی شکست بخورد؛ شکست او، شکست آمریکاست. این حرکت این را مخابره کرد.
امامین انقلاب به مناسبتهایی در بیاناتشان از ایران تعبیر به کشور امام زمان داشتند. این تعبیر، جمهوری اسلامی را از یک نظام سیاسی صرف به یک جهانبینی تمدنی تبدیل میکند و این را دشمنان ایران برنمیتابند. خوب، این را دقت کنید.
باور به کشور امام زمان بودن برای ایران، نتایج مهمی در تحلیلها و شناخت اوضاع سیاسی و اجتماعی و همینطور وظایف ما و منطق برخورد ما با دنیا دارد. مثلاً فهم اینکه چرا نظام استکباری دائم بهانهتراشی میکند، از دشمنیاش با ما کم نمیکند. در ظاهر، سخن از حقوق بشر و دانش هستهای و حمایت از جبهه مقاومت را بهعنوان علت دشمنیهایش بیان میکند، اما در باطن چیز دیگری میگوید. گاهی میگوید، مثل همین کلامی که وزیر خارجه آمریکا گفت که جنگ با جمهوری اسلامی، جنگ آخرالزمانی است. مهم است. شبیه همین حرف را آن مردک خبیث، نتانیاهوی پلید، قبلاً گفته بود که جنگ ما فقط جنگ با حماس و حزبالله و مثل اینها نیست؛ جنگ ما جنگ آخرالزمانی است.
و این مسئله مهمی است که جنگ را در قالب بحثهای ایدئولوژیک مطرح میکنند. من این را فقط اینجا طرح کردم که ذهن بعضی از دوستان با این مطلب انس پیدا بکند؛ چون حرفهایی را شاید در این روزها بشنوید و میگویند در خبرهایشان هست که علت دشمنیها مشخص میشود. ریشهاش این است که آنها جنگ را جنگ وجودی میدانند.
طوفانالاقصی تجلی بزرگ اندیشه و گفتمان مقاومت که مبتنی بر باورهای دینی هست، بود. طوفانالاقصی طوفانی در باورهای مختلف در دوام رژیم غاصب به وجود آورد و همه را فرو ریخت و شکستی داد که حتی افراد دیرباور، که زوال و نابودی اسرائیل را غیرممکن میدانستند، فهمیدند که زوال آن نزدیک است. دیگر بحث از اصل نابودی اسرائیل نیست؛ بحث در تعجیل نابودی است که زمان آن نزدیک است. شما هم با لعن خودتان بر اسرائیل، این زمان را نزدیکتر میکنید.
باید از طوفانالاقصی، همانطور که گفتم، از همه مسائل باید درس گرفت؛ از این هم باید درس بگیریم. با نگاه عبرت نگاه بکنید. عبرتآموزی برای کسانی که دل به وعدههای غیر خدا خوش کردند و راه نجات را در اعتماد به غیر خدا میدانند؛ دل به وعدههای دشمنان و شیطان بستهاند یا از تهدید و ارعاب او میترسند. به وعده خدای صادق ایمان داشته باشید؛ او را یاری کنید تا او شما را یاری کند. دل بستن به وعده شیطان نتیجهای جز نابودی ندارد.
چرا عدهای دنبال چیزی هستند که بارها تجربهاش کردند؟ از مردم مبعوثشده عقب نمانید. نام تکتک این افراد در کتاب الهی ثبت است. این معجزهای که در عالم توسط مردم ایران به وجود آمده را کم نگیرید. کسانی که بدون عذر شرکت نمیکنند، خود را از برکات او محروم میکنند، در هر لباسی که باشند.
دیدید که در پیامهای رهبر معظم انقلاب بر حضور مسئولانه و پرشور مردم در کنار دیگر رزمندگان تأکید شد. همانطوری که راجع به لبنان فرمودند، درباره حفظ تنگه هرمز تأکید کردند که برای مردم و مسئولین مسئولیتساز، بیانی و تأکیدی داشتند که اگر در جمع مردم و حضوری فرموده بودند، حتماً شما آن بیان را تکبیر میفرستادید. و آن این بود که: آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد.
پیامهای پرمطلب و پرمحتوای امام المسلمین را دقت داشته باشید. هر بخشی از این پیامها جای بحث و گفتوگو دارد، شرح میخواهد. بنده به مناسبتهایی که پیش میآید، شرح میکنم. بحث تابآوری، بحث دوقطبیسازی و امثال اینها را کمی گفتم. عزیزان راجع به سامری و گوساله سامری و اینها هم از من طلب کردند. وعده میدهیم انشاءالله در اولین فرصت، زنده باشیم، مختصری را عرض بکنیم.
در همایش جانفدا هم که انشاءالله ساعت دو شروع میشود، همگی شرکت خواهیم کرد.
اما ترک فعل دستگاهها را هم وعده داده بودم که خدمت شما عرض کنم. ما رفتوبرگشتی را با این عزیزان داشتیم و برای همه دستگاههایی که لازم بوده، پیغامها فرستاده شده. مطالباتی که لازم بوده، بهخصوص راجع به بحث عفاف و حجاب و مسائل مربوطه، اینها بهشان تذکرات لازم داده شده که لااقل به همان قانون مصوب خودشان عمل بکنند. با اینکه بعضی از دستگاهها، مثلاً مثل دانشگاه علوم پزشکی، فعالیتهای فراوانی هم دارند و افراد خدومی در آنجا مشغول فعالیتها و خدمتگزاریهای فراوانی هستند، اما بخشی هم وظیفه اصلیشان را انجام ندادند و این ترک فعل را داشتند؛ بهخصوص درباره بیمارستانها و داروخانهها و امثال اینها که بهشان تذکر داده شد. حتی نام بعضی از آن بیمارستانها و داروخانهها، اینها هم بهشان گفته شد توسط دوستانی که این کار را دنبال میکنند اما عملی ازشان ندیدیم. لذا بهعنوان دستگاهی که ترک فعل در این زمینه دارد، دانشگاه علوم پزشکی را این جلسه اعلام کردیم که جبران کند و الا جور دیگری بیان خواهد شد.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾