۱۴۰۵/۰۷/۰۳

سردبیر

خانواده، از مهم‌ترین پایه‌های تاب‌آوری اجتماعی است

متن کامل خطبه نماز جمعه 03/07/1405

استان البرز، شهرستان کرج

توسط آیت الله حسینی همدانی

بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ

اَلحَمدُالله رَبِّ العالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ

اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد

وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ

وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین

عباد الرحمن اوصیکم و نفسی بتقوی الله و طاعته. متقین از اینکه در حال گناه و قبل از توبه، مرگ را درک بکنند، به خدای تعالی پناه می‌برند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام هشدار دادند که دل به آخرت داشته باشیم و آماده مرگ باشیم که وقتی مرگ به سراغ کسی بیاید، شخص توان فرار ندارد.

در ادامه یک هشدار دارد؛ یک تنبیه دیگری حضرت می‌کنند، و آن اینکه بترس از اینکه مرگ زمانی تو را فرا بگیرد که در حال بدی باشی، نعوذبالله در حال گناه؛ مثلاً در صورتی که تو پیش از فرا رسیدن مرگ، با خودت گفتگو می‌کردی که توبه کنی، ولی مرگ بین تو و توبه حائل شد و فرصت توبه پیدا نکردی. اینجاست که تو خودت را به هلاکت انداختی.

خیلی فهم این عبارات سنگین است. «فَكُنْ مِنْهُ عَلَى حَذَرِ أَنْ يُدْرِكَكَ وَ أَنْتَ عَلَى حَالٍ سَيِّئَةٍ قَدْ كُنْتَ تُحَدِّثُ نَفْسَكَ مِنْهَا بِالتَّوْبَةِ فَيَحُولَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ ذَلِكَ فَإِذَا أَنْتَ قَدْ أَهْلَكْتَ نَفْسَكَ». این خیلی هشدار مهمی است که امیرالمؤمنین علیه‌السلام دادند؛ چون زمان مرگ برای هیچ‌کس مشخص نیست. فرصت‌ها در اختیار ما نیست. برای همین گفته می‌شود تا کار خوبی به ذهنت رسید، فکر کردی فلان کار خوب را انجام بدهی، بلافاصله انجام بده؛ ممکن است در همان لحظه یک اتفاقی بیفتد، زمان از دست برود. ترک اعمال بد هم همین‌طور است. دیدی عمل بد است، بلافاصله ترکش کن؛ زمان نده به عمل بد.

حال ما در همه حال باید جوری باشد که اگر در همان حال مرگ ما فرا رسید، ناراحت نباشیم؛ پرونده روشن داشته باشیم، حقوق الهی و حقوق‌الناس را ادا کرده باشیم، بدهکار خدا و بنده خدا نباشیم، گناه و خطای توبه‌نکرده نداشته باشیم.

اگر جبران مافات نکردیم و مرگ ما فرا رسید، چه کسی را ملامت کنیم غیر از خودمان؟ غیر از این است که خودمان به خودمان بد کردیم؟ فرصت‌ها در اختیار است؛ باید انسان زود جبران کند.

بعد امیرالمؤمنین سلام‌الله‌علیه فرزند را نصیحت دیگری می‌کنند: «يَا بُنَيَّ أَكْثِرْ مِنْ ذِكْرِ الْمَوْتِ وَ ذِكْرِ مَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ وَ تُفْضِي بَعْدَ الْمَوْتِ إِلَيْهِ»؛ فراوان به یاد مرگ باش و به یاد آنچه به سوی آن می‌روی، یعنی قیامت، و پس از مرگ در او قرار می‌گیری، یاد او زیاد باشد، «حَتَّى يَأْتِيَكَ وَ قَدْ أَخَذْتَ مِنْهُ حِذْرَكَ وَ شَدَدْتَ لَهُ أَزْرَكَ»؛ تا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظر آماده باشی. و نیروی خود را افزون، کمر همت خودت را بسته نگه دار و «وَ لَا يَأْتِيَكَ بَغْتَةً فَيَبْهَرَك»؛ که ناگهان نیاید و تو را مغلوب نسازد. آماده باش هر لحظه.

نکته‌ای که هست این است که همه ما از این دنیای فانی خواهیم رفت. دیر و زود دارد، اما به قول معروف سوخت و سوز ندارد. تأکید فراوان قرآن کریم و روایات اهل‌بیت این است که فراموش نکنیم که می‌خواهیم برویم. گرفتاری‌ها همه از این غفلت پیش می‌آید که یادمان می‌رود.

دائم به خودمان و دیگران یادآوری کنیم که اینجا جای ماندن نیست و در حال حرکتیم. یاد مرگ را باید زنده نگه داشت؛ چون آثار فراوان تربیتی دارد، انسان را به مقصد می‌رساند. اهمیت آن آن‌قدر زیاد است که در کنار توحید، به اندازه توحید در قرآن کریم به او پرداخته شده است. اساساً معاد، عود و بازگشت به توحید است: «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ». معاد، عود به توحید است. هر کسی که توحید باور است، معاد باور است و برعکس.

اعتقاد به آخرت و به یاد داشتن دائمی آخرت، زندگی دنیایی انسان را سالم نگه می‌دارد. آخرت‌گراها این‌طوری هستند. آرامش روحی و روانی ایجاد می‌کند، انسان را پرکار و پرتلاش می‌کند، در رفتار با دیگران کم‌توقع و اهل مدارا قرار می‌دهد، انسان را در مقابله با دشمنان، با صلابت و محکم و باعزت قرار می‌دهد. نمی‌گذارد که شخص به سمت آلودگی‌ها کشیده بشود، بی‌اعتنایی به دنیا را در دل انسان غلبه می‌دهد، تحمل مصیبت‌ها و سختی‌های زندگی را آسان می‌کند. چرا؟ چون یقین داریم که فردا به حساب همه خوبی‌ها و بدی‌ها عادلانه رسیدگی خواهد شد.

فقط یادمان باشد که زندگی دنیا کوتاه است؛ مرگ یک مرتبه می‌آید و زمان او هم معلوم نیست.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏

اَلحَمدُالله رَبّ ِالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد

وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ

وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی

وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد

وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ

خودم و همه شما خواهران و برادران ایمانی و نمازگزاران بزرگوار جمعه را به رعایت، تقویت و استحکام تقوای الهی دعوت می‌کنم. اهل تقوا با تمام وجودشان اذعان دارند که مالک همه هستی، خدای تعالی است. از مولا امیرالمؤمنین، کسی سؤال کرد معنای «لا حول و لا قوة إلا بالله» چیست؟ حضرت در حکمت چهارصد و چهارم پاسخ فرمودند: «إِنَّا لَا نَمْلِكُ مَعَ اللَّهِ شَيْئاً»؛ ما در برابر خدا مالک چیزی نیستیم، «وَ لَا نَمْلِكُ إِلَّا مَا مَلَّكَنَا»؛ و مالک چیزی هم نمی‌شویم، مگر اینکه خدا به ما داده باشد؛ مگر آن چیزی که او به ما داده. «فَمَتَى مَلَّكَنَا مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنَّا كَلَّفَنَا وَ مَتَى أَخَذَهُ مِنَّا وَضَعَ تَكْلِيفَهُ عَنَّا»؛ پس وقتی خدا چیزی به ما بخشید که خودش سزاوارتر و مربوط به خود اوست، وظایفی بر ما هم گذاشته، وقتی او را از ما گرفت، تکلیف را هم از ما برداشت.

حضرت این معنای «لا حول و لا قوة إلا بالله» را این‌گونه فرمودند. این معنا را من فقط ترجمه کردم؛ هر بند آن یک توضیح مفصل دارد که فرصت تبیینش نیست. فقط خواستم این کلام را که نوبتش امروز بود، بیان کنم. شرح و تفصیلش، ان‌شاءالله، در یک زمان دیگری. خدای تعالی تقوا را در همه ما بیشتر بگرداند.

هفته گذشته راجع به امید و امیدآفرینی و بعد هم مسئله تاب‌آوری، که رهبر معظم انقلاب تأکید کرده بودند، چند جمله‌ای عرض شد. برای تکمیل مطلب، چون مطلب نیمه ماند و وعده هم دادم که تمام بکنم مطلب را، یادآوری می‌کنم. ما همان‌طوری که می‌دانید، با دشمن در حال جنگ ترکیبی هستیم. هدف او هم در این جنگ، از بین بردن انسجام داخلی ماست. از دو راهبرد استفاده می‌کند: اول، کاهش تاب‌آوری مردم؛ دوم، ایجاد خطای محاسباتی در تصمیم‌گیری‌های مسئولان. مسئولان بعضی وقت‌ها تصمیم‌گیری‌هایی می‌کنند، حرف‌هایی می‌زنند و اظهار نظرهایی می‌کنند که آثار بد و صدمات بدی را بر جای می‌گذارد. به‌خصوص در بحث دیپلماسی و ارتباط با خارج از محدوده داخل، باید خیلی مواظب بود که دچار این خطاها نشوند. بعضی وقت‌ها بعضی حرف‌ها، بعضی حرکت‌ها، بعضی از نشست‌وبرخاست‌ها قابل حمل به صحت دیگر نیست؛ باید پاسخگوی عملکردشان باشند.

یکی از مفاهیم کلیدی و چندلایه در علوم اجتماعی و در مطالعات استراتژیک و امنیتی، بحث تاب‌آوری اجتماعی است. دوستان، مثل همیشه که خوب توجه دارید، این بحث را هم دقت بکنید. بحث مهمی است و گفتمانی است. ان‌شاءالله در جان همه بنشیند.

تاب‌آوری اجتماعی یعنی توانایی یک جامعه برای مقاومت و ایستادگی در برابر بحران‌ها؛ جنگ می‌شود، زلزله می‌شود، تحریم‌های اقتصادی می‌شود؛ بتواند خودش را به وضعیت مطلوب یا بهتر بعد از آن بحران برساند. این را به آن می‌گویند تاب‌آوری و مهم‌تر اینکه جامعه بتواند ساختارهای رفتاری برای همراهی با شرایط جدید را بدون از دست دادن هویتش به دست بیاورد. خب، مهم است.

ما بنا شد برای تربیت تاب‌آوری و مقابله با جنگ شناختی دشمن، چند نکته‌ای را عرض بکنیم. یکی از مهم‌ترین نشانه‌های سلامت و تاب‌آوری ملی، حضور فعالانه و مسئولانه نخبگان، هنرمندان و کنشگران در دفاع از تمامیت ارضی و منافع ملی است. باید بیایند وارد عرصه بشوند. بعضی وقت‌ها دیدید مسائلی پیش بیاید، یک عده‌ای لال‌اند؛ تا قبل از او زبانشان دراز بود، هر چیزی که می‌خواستند حرف می‌زدند، اما در بعضی از مقاطع، هیچ؛ سکوت محض‌اند. باید حرف بزنند. حتی اگر افرادی باشند که نظرات انتقادی هم داشته باشند، باید بیایند وسط میدان. این‌ها تاب‌آوری را بالا می‌برد.

مورد دیگری که باید به جدیت از او پرهیز کرد، دمیدن در انتظارات غیرواقعی است که توسط رسانه‌ها معمولاً توسعه داده می‌شود. بله، باید توانمندی‌های واقعی کشور را شفاف بیان کرد، اما غافل از محدودیت‌ها هم نبود. سختی‌هایی که درش گیر کردیم، آن‌ها را هم شفاف بیان کرد، اما به‌طوری که دشمن نتواند سوءاستفاده بکند؛ آن‌جوری بیان بشود که مردم واقعیات را در اختیارشان باشد و در عین حال دشمن هم سوءاستفاده نکند. و الا ایجاد ناامیدی می‌کند.

مطلب سوم، پرهیز از دوگانه و دوقطبی است که یک جلسه مفصل به آن پرداختیم. و نکته دیگر، همان است که مکرر گفتند و گفته‌ایم: هیچ پیام ضعف یا تردیدی از طرف هیچ‌کس، به‌خصوص مسئولین، نباید به جامعه مخابره بشود که این کار بیشتر به سود دشمن خواهد بود و تاب‌آوری اجتماعی را از بین خواهد برد.

مضمون کلام آقای شهید ماست، رضوان خدا بر او، فرمودند: «بدون لکنت و با صراحت از انقلاب دفاع کنید.» و این بیان، بیان مواضع انقلاب و دفاع از نظام اسلامی را رئیس‌جمهور محترم ما در اجلاس هشتاد و یکم سازمان ملل انجام دادند. با قاطعیت، قدرت، عزت و اقتدار ملت ایران را، در عین مظلومیت و فشارهای ظالمانه آمریکا، برای جامعه جهانی بازخوانی کردند و از طرف ملت ایران، آمریکا را رسوا کردند که جای تشکر و قدردانی جدی از ایشان را دارد. این حرکت ایشان تاب‌آوری اجتماعی را بالا می‌برد، مردم را مقاوم‌تر و امیدوارتر می‌کند.

البته بیانات ایشان از دل بیان شد و از دل بلند شد، نه آن چیزی که روی کاغذ برای ایشان تنظیم شده بود. توصیه می‌کنم تا می‌توانید از این نوشته‌های تنظیم‌شده فاصله بگیرید و آن چیزی که اراده ملت هست، او را مکرر بیان کنید و بازگو کنید که باعث خوشحال شدن بیشتر مردم خواهد بود.

توجه دیگر اینکه تاب‌آوری فقط یک واکنش منفعلانه به سختی‌ها نیست، بلکه کنش فعالانه است. جامعه‌ای که در برابر تحریم یا جنگ، از نظر روانی و اقتصادی از هم نمی‌پاشد، در واقع در حال نوعی از جهاد، جهاد برای حفظ حاکمیت ارزش‌هاست و این حال را غرب و غرب‌زده‌ها نمی‌پسندند. آن‌ها را به‌شدت عصبانی می‌کند. می‌بینند هرچه تحریم می‌کنند، هرچه فشار را بیشتر می‌کنند، مردم منسجم‌تر می‌شوند و در برابر آن‌ها متحدتر می‌شوند؛ لذا عصبانی می‌شوند و یکی از آن چیزهایی که آن‌ها را خیلی عصبانی می‌کند، شعار «مرگ بر آمریکا» است.

لذا این تذکر لازم است که تاب‌آوری با انفعال فرق دارد. انفعال یعنی تحمل کردن سختی‌ها بدون هدف، اما تاب‌آوری یعنی استفاده از فشار برای سخت‌تر شدن، قوی‌تر شدن، محکم‌تر شدن. دیدید وقتی زغال تحت فشار قرار می‌گیرد، تبدیل به الماس می‌شود. این سختی‌ها او را گرانبها می‌کند.

ملت ایران، این امت به‌پاخاسته، امروز مثل الماس گرانبها و ارزشمند، گوهر وجودی خودشان را به دید جهانیان گذاشتند. آمریکا و غرب را عصبانی کردند که آن‌ها این‌گونه برافروخته، هذیان‌گویی می‌کنند و خزعبلات به هم می‌بافند. مقامات آمریکایی گفتند جمهوری اسلامی بزرگ‌ترین ناقض نظم بین‌المللی و حقوق بشر است. نمی‌تواند دیگران را موعظه کند. یکیشان این را گفت، من اسمش را نمی‌برم.

عرض می‌کنیم اولاً قربانی تروریسم و کسی که مورد ظلم واقع شده، ما هستیم. بیش از بیست هزار نفر از مردم کشور توسط تروریست‌های پرورش‌یافته به دست آمریکایی‌ها، مستقیم و غیرمستقیم، به شهادت رسیدند؛ تروریست‌هایی که مورد تأیید و تکریم و حمایت همین نظم بین‌المللی هستند که شما با افتخار از او نام می‌برید.

از حقوق بشری می‌گویید که خود را مدافع این تروریست‌ها می‌داند؛ که در کشور خودتان یک فرقه‌ای به نام داوودیه که حالا مفصل است قصه آن‌ها در یک شهری نزدیک در ایالت تگزاس، در آنجا آن مجموعه را، آن شهر را محاصره کردند، آب و غذا نگذاشتند به آن‌ها برسد. بعد هشتاد زن و کودک و بزرگ و کوچک را قتل‌عام کردند، جنایت فجیعی انجام دادند توی کشور خودشان. این‌ها دم‌دم از حقوق بشر می‌زنند. یک بار تاریخ خودتان را مرور کنید، جنایاتی که نسبت به بشر انجام دادید، آن‌ها را ببینید. چه فجایع عظیمی به دست شما که در عالم انجام نشد؟ چه مردمانی که از سرزمین‌های خودشان رانده نشدند، از سرزمین‌های مادری و اجدادی‌شان بیرونشان کردید. در طول مدت دویست و پنجاه سال، بین هشتاد تا یکصد و شصت و پنج میلیون نفر از مناطق مختلف آمریکا را به کشتن دادید. تعداد سرخپوستان ساکن آمریکا که کشته شدند چند نفرند؟ بعضی از نقل‌ها تا یکصد میلیون نفرند. کشتند، کشتند تا آمریکا، آمریکا شود. سه میلیون نفر را در ویتنام کشتند. هیروشیما و ناکازاکی را قتل‌عام کردند، به آن وضعیتی که شنیدید.

همین‌طور ادامه دادند تا رسید به فلسطین و غزه و مردم ما. آیا این‌ها رسیدگی به حقوق بشر است؟ توجه به حقوق بشر است؟ حالا با نحوه کشتن کاری نداریم که چگونه فجیع و با چه سبعیتی این‌ها جنایاتی را انجام دادند. آیا این همه جنایت را باید تشویق کرد و هورا کشید؟ یا ما فقط یک جمله درباره همه این جنایات می‌توانیم بگوییم و آن، مرگی است که بر شما می‌فرستیم.

در سال ۱۸۸۵ میلادی، شخصی به نام فردریک ترامپ، پدربزرگ همین ملعون زرد موی، برای کشف طلا از آلمان به آمریکا آمد. در خاطرات خودش می‌نویسد و می‌گوید: «به همراه گروهی که داشتیم، آنجا سیزده هزار سرخ‌پوست را با تحقیر، و افتخار کشتیم.» سیزده هزار نفر. حالا سیاه‌پوستان و رنگین‌پوستان و این‌ها سر جای خود. این‌ها همه تحت همین نظم بین‌المللی است که این آقایان دارند می‌گویند انجام می‌شود این جنایات… حالا نوه‌اش قتل‌عام می‌کند، آدم‌خواری می‌کند، ژست بشردوستی هم می‌گیرد، به جمهوری اسلامی تهمت دروغ می‌بندد.

و در این میان، چه بدبخت هستند آن کسانی که دل به این‌ها خوش کرده‌اند و ضربان قلبشان با این‌ها هماهنگ است. بعضی از همین قماش غرب‌زده، بی‌وطن و بی‌دین، در سخنرانی‌هایشان ژست می‌گیرند و دفاع از کشور و عزت و غیرت را جنگ‌طلبی می‌نامند و دم از صلح می‌زنند. نمی‌بینند به خاطر رشادت و غیرت نیروهای مسلح و افتخاری که ملت مبعوث شده با حضور هفت‌ماهه خودش در خیابان به وجود آوردند، آمریکا در مقابل ایران اسلامی دست‌وپا می‌زند. این‌ها را نمی‌بینند. ایرانی که قطب دیگری از قدرت دنیا شده، ولو نخواهند قبول بکنند، شده. این قدرت ایران است که دعوا را به داخل خود آمریکا کشانده و مردم اعتراضات خودشان را در آمریکا شروع کردند. قدرت خرید مردم در آمریکا کم شده.

البته این درخواست همه است که دستگاه دیپلماسی در لحظه حساس مطلبی نگوید که باعث تنفس و بازیابی قدرت این خبیث بشود، بتواند دوباره خودش را برگرداند به آن حالت اولیه. بگذارند این مسیری که هست، پیش برود تا خفه بشود.

حالا از نظم بین‌الملل و حقوق بشر می‌گویند. همین نظم به این‌ها گفت: اول مدرسه را بزن، بعد یک مدتی صبر کن تا اولیای این بچه‌ها آمدند، معلم‌هایشان آمدند، پدر و مادرهایشان آمدند، دوباره بزن. این نظم آمریکایی است.

صدای حقوق بشری که از آن‌ها درمی‌آید این است که در ایران، مثلاً یک زن بهایی و امثال او را به خاطر جرائم و خلاف قانون‌هایی که مرتکب شده و امثال او که مرتکب شدند، میگویند چرا زندانی کردند؟ حقوق بشر زیر سؤال رفت! آیا آمریکا زندان ندارد؟ آیا حبس نمی‌کنند؟ تازه حبس‌های طولانی‌مدت.

همه دنیا برای نظم جامعه خودش قوانینی دارد که هر کس آن قوانین را زیر پا بگذارد، برای او محدودیت درست می‌کنند. شما که خودتان اعدام هم دارید، اعدام با روش‌های مختلف. آیا اگر کسی ساختار اداره کشور را به هم ریخت، بعد دست به سلاح برد و افراد بی‌گناه و مردم را کشت، دیگران را هم تشویق به کشتن و قتل و غارت کرد، مأموران نظم و انتظام جامعه را به شهادت رساند، آن‌ها را پوست صورتشان و سرشان را کند و بعد هم آن‌ها را به آتش کشید، نباید مجازات بشود؟ باید به آن مدال داد؟ کجای دنیا یک همچین چیزی را گفته؟ خود شما پلیستان وقتی اگر کسی را بازداشت بکند، کوچک‌ترین حرکتی بکند، بلافاصله او را با تیر می‌زنند. اجازه حرف زدن ندارد. بعد می‌گویند چرا بازداشت کردند؟

در فرهنگ مقاومت و در فرهنگ تاب‌آوری، هدف از تحمل سختی، رسیدن به اقتدار و عزت بیشتر است. فقط زنده ماندن که عده‌ای برای زنده ماندن حاضرند تن به خفت و ذلت بدهند، نیست. این را یادمان باشد. بزرگ‌ترین دشمن تاب‌آوری در زمان بحران و مواجهه با فشارهای سیاسی و اقتصادی، این است که شخص نتواند معنای سختی را درک بکند و دچار ناامیدی بشود.

در هفته دفاع مقدس و شجاعت‌ها و ایثارها و جانفشانی‌هایی که در آن مقطع نورانی، همه قوای مسلح، از ارتش و سپاه و نیروی انتظامی و بسیج و آحاد مردم انجام دادند، یاد و خاطره همه شهدای آن دوران و بقیه زمان‌ها، نیروهای مخلصی که به شهادت رسیدند، را گرامی می‌داریم. یاد و خاطره فرماندهان شهید که هفتم مهر به نام آن پنج تن از فرماندهان شهید نام‌گذاری شده، یاد آن‌ها را هم گرامی می‌داریم.

اگر به آن دوران نگاه دقیق داشته باشیم، به ما روایت مقاومت و ایستادگی را به‌عنوان یک ارزش و بخشی از مسیر تکامل انسان نشان می‌دهد. اینکه مکرر گفته می‌شود قصه قهرمانان دفاع مقدس بازآفرینی و بازگو بشود، برای همین است. درس تاب‌آوری می‌دهد به ما؛ می‌آموزد سختی‌ها امتحانات مسیر رسیدن به عزت هستند، نه نشانه شکست. اگر این‌گونه فکر کردیم، سختی که می‌کشیم و مقاومتی که می‌کنیم، معنادار می‌شود و امیدآفرین خواهد بود.

چند شب قبل، اگر یادتان باشد، به قتلگاه شهدای سپاه سرافراز البرز رفتیم. این مراسم شبانه و این بعثت را در آنجا مراسمش را برگزار کردیم. چه عظمتی بود. واقعاً جا دارد که آن مکان به‌عنوان نماد مقاومت و عزت استان و به‌خصوص شهر کرج حفظ بشود. آن سازه‌ای که این‌گونه توسط خباثت‌های خبیثان عالم در این روزگار به هم پیچیده شد و چهل نفر، چهل‌ودو نفر از سربازان، جوانان رشید این منطقه به شهادت رسیدند، که هر کدامشان در و گوهری برای کشور بودند، باید حفظ بشود. نمی‌دانم که آیا واقعاً منع قانونی دارد آنجا حفظ نشود یا چگونه است. این را دوستان دنبال بکنند. اما اگر نمی‌شود و باید آن سازه را بردارند، توصیه می‌کنم که یک، مثلاً، عکس سه‌بعدی از آن گرفته بشود، بدهند به این پرینترهای سه‌بعدی که الان درست شده، یک سازه قابل توجهی، مثلاً چند متر در چند متر، درست بشود و در همان سپاه حفظ بشود. یا حتی بهتر و بالاتر این است که این نماد بزرگ‌تر تهیه بشود و در یکی از میادین شهر، به‌عنوان نماد عزت و اقتدار استان، حفظ بشود. شما می‌دانید سپاه استان البرز را دو بار زدند؛ کلاً زدند، به خاطر اینکه موشک‌هایی که از این منطقه به آن سمت می‌رفت، خیلی برای آن‌ها دردآور بود و خیلی برایشان مشکلاتی را درست کرد. اینجا مورد اصابت زیادی قرار گرفت.

به هر جهت، این پیشنهاد را هم دارم. اگر دوستان دنبال بکنند. راجع به نماد، این را هم بگویم. در بعضی از روایات، دیدم که آنجایی که خون شهیدی ریخته می‌شود، در همان محل قتلگاه او یک نمادی درست بشود، جلوه‌ای درست بشود که از یاد کسی نرود. الان در تهران هم هست؛ مثلاً آنجا که شهید مطهری به شهادت رسیده، یک نمادی برایش گذاشتند. حالا قبر آن بزرگوار جای دیگری است، ولی آن نماد ریخته شدن خون است. این روایت هم دارد.

از ویژگی‌های تاب‌آوری این است که فرد احساس می‌کند عضوی از یک کل بزرگ‌تر و مستحکم است. امروز تک‌تک مردم ایران همین حس را دارند که جمع این مردم و در کنار هم بودن‌ها، ایران را شکل داده. هر عضوی از مردم ما در این کل، یک نقشی دارد؛ از کودک و بزرگ و زن و مرد و پیر و جوان. و اساساً این کل بدون آن اجزا معنا ندارد. یعنی در کنار هم قرار گرفتن فارس و ترک و کرد و لر و لک و تات و مازنی و گیلکی و عرب و شیعه و سنی و زرتشتی و مسیحی و یهودی و همه این‌ها، شده ایران؛ و دشمن آمده بود این ایران را به هم بزند؛ نه فقط مردم را، بلکه جغرافیای ایران را هم، اگر بتواند، به هم بزند، تجزیه کند، قطعه‌قطعه بکند. البته قطعاً و قطعاً این آرزو را به گور خواهند برد.

در ایام سالگرد عملیات ثامن‌الائمه هستیم. سال شصت، آبادان عزیز در محاصره حزب بعث عراق بود. این عملیات حصر آبادان را شکست و بسیار نقطه عطفی بود. من یک وقتی یادم هست در خطبه، قصه حصر آبادان را عرض کردم. رهبر شهید ما در شکستن این حصر نقش مهم و اساسی داشت، در آزادسازی آبادان. باید مسائل و تجربه‌های مربوط به دفاع مقدس به نسل جدید منتقل بشود؛ با زبان روز، استفاده از فناوری‌های جدید، تا این هویت ملی و ارزش والا در ذهن فرزندان ما نهادینه و ثبت بشود.

خلاصه، تاب‌آوری یک حالت ذهنی نیست، بلکه یک رفتار اجتماعی است؛ مثل کمک‌هایی که همسایه‌ها در زمان زلزله، سیل و امثال این‌ها می‌کنند؛ مثل همین مواساتی که در ایام کرونا انجام شد، جشن عاطفه‌ها و مثل این‌ها. این‌ها نمادهای یک رفتار اجتماعی است.

ما از دوران دفاع مقدس، تاب‌آوری اجتماعی را یاد می‌گیریم. مثلاً وقتی تحلیل شخصیت‌های دفاع مقدس را به‌عنوان الگو مطرح می‌کنیم، خب می‌بینیم الگوهایی که معرفی می‌کنیم، فرماندهان جنگ، فرماندهانی که بودند، حتی بسیجی‌هایی که در اینجا تربیت شدند، افراد شاخص، این‌ها افرادی منضبط، دارای مدیریت بحران، ایثارگر و دنبال خودکفایی بودند. وقتی که بعضی وقت‌ها، خب زیاد شنیدید دیگر، توانایی ساختن کوچک‌ترین اجزای جنگی را نداشتیم، رسیدیم به یک همچین مرحله‌ای. این‌ها، بستر اصلی‌اش در دوران دفاع مقدس آماده شد. جامعه وقتی این‌ها را مطالعه می‌کند، یاد می‌گیرد که چگونه در شرایط سخت مدیریت منابع داشته باشد، انرژی‌های مورد نیاز را حفظ بکند، در مصرف سرمایه‌هایش مدیریت داشته باشد.

تاب‌آوری البته انواعی دارد. من عرض می‌کنم، این بحث، بحث مفصلی است؛ من فقط یک اشاره‌ای کردم. تاب‌آوری اقتصادی، تاب‌آوری نظامی، تاب‌آوری فرهنگی؛ این‌ها همه بحث‌های خودش را دارد. مثلاً یکی از آن لایه‌های مهم تاب‌آوری فرهنگی، استفاده از طنز، نمایش‌های طنز، فیلم‌های طنز است؛ البته طنزی که لودگی نشود. استفاده از کنایه، فشار روانی جامعه را تخلیه می‌کند. فقط به‌عنوان سرگرمی مطرح نیست. طنز هم می‌تواند انتقاد اجتماعی را حمل بکند، هم فشار روانی را کاهش بدهد، تاب‌آوری را می‌برد بالا.

یا مثلاً خانواده، یکی از مهم‌ترین و پایدارترین نهادهای تقویت‌کننده تاب‌آوری است که هم کارکردهای عاطفی دارد، هم اقتصادی دارد، هم اجتماعی دارد. همزمان همه این‌ها را با هم دارد. خانواده است که تاب‌آوری اجتماعی را تقویت می‌کند.

نهم مهر، روز سالمند است که این سالمند ستون خانواده است. به تعبیر روایات، مثل پیامبر در بین امت می‌ماند. باید حرمت او حفظ بشود. لنگر تاب‌آوری خانواده، سالمندان هستند. پیرمرد و پیرزنی که در یک خانه هست، تکیه‌گاه آن خانه است. باید حفظ بشود، باید احترام بشود، جایگاه او باید حفظ بشود. عرض می‌کنم، در روایت دارد مثل پیغمبری در بین امت است؛ باید خیلی حریم او را حفظ کرد.

بحث تاب‌آوری در قرآن، در روایات هم آمده. یک آیه لااقل عرض کنم که بحثمان مستند به آیات هم باشد که مواردش هم بسیار است. بیش از هفتاد آیه راجع به تاب‌آوری را جمع‌آوری کردیم که دیگر آن‌ها را حالا بیان نمی‌کنم. مثلاً در آیه سی‌وپنجم از سوره مبارکه محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «فلا تهنوا و تدعوا الی السلم و انتم الاعلون و الله معکم و لن یترکم اعمالکم». خیلی آیه قشنگی است. مضمون آیه را ترجمه بکنم. در این آیه شریفه، آیه سی‌وپنج سوره مبارکه پیغمبر، به صراحت می‌فرماید به اینکه سستی و دعوت به صلح ذلت‌آور است، در شرایطی که شما برتری دارید. این ما را کمک می‌کند که آن تاب‌آوری‌مان را حفظ کنیم.

یا مثلاً دو تا آیه داریم؛ یکی درباره طالوتی، یکی درباره ربیون. در آیه دویست‌وپنجاه از مبارکه بقره می‌فرمایند: «ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین». این مربوط به طالوتی‌هاست؛ این‌ها که رفتند با جالوت بجنگند و این‌ها به خدا گفتند: «ربنا افرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا»؛ اقدام ما را محکم کن.

یک آیه دیگر داریم راجع به ربیون که آن‌ها منسوب به رب هستند. آیه یکصد و چهل‌وهفت آل‌عمران که در بخشی فرمود: «ربنا اغفر لنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین». اینجا هم شبیه همان است. در هر دو آیه «ربنا» دارد؛ یعنی دعاست. «ربنا»، بعد از خدا می‌خواست «ثبت اقدامنا» و «انصرنا علی القوم الکافرین». هر دوتایشان این را می‌خواهند. یعنی دو تا مطلب مهم: استقامت و عدم تزلزل در میدان. این دو تا رکن تاب‌آوری است که آیه به ما یاد داد؛ حالا چه در میدان نظامی باشد، چه میدان اقتصادی باشد، میدان فرهنگی باشد، سیاسی باشد، دیپلماسی باشد، هرچه.

پیش‌نیاز دعای طالوتی‌ها هم صبر بود: «ربنا افرغ علینا صبراً». و دعای ربیون مغفرت بود: «ربنا اغفر لنا». خیلی جالب است. این‌ها را وقتی در کنار هم قرار می‌دهیم، هر دوی این‌ها ظرفیت روحی انسان را بالا می‌برد. هر دو یک سیر صعودی برای انسان ترتیب می‌دهد. با طلب مغفرت، آن موانعی که برای توفیق هست، برداشته می‌شود؛ انواع موانع برداشته می‌شود. با صبر، آمادگی و استعداد و ظرفیت‌های حداکثری برای درک آن توفیقات فراهم می‌شود. یعنی در این دعا می‌گوید این ظرف وجودی‌مان را هم تمیزش می‌کنیم، پاکش می‌کنیم و هم توسعه پیدا می‌کند و بزرگ می‌شود تا بتواند کارهای بیشتری را انجام بدهد.

این دو آیه را هم عرض کردم که بدانید بحث تاب‌آوری، بحث ریشه‌ای و اساسی است که رهبر معظم انقلاب در آن پیام چهاردهم که برای دولت مطرح کردند، بحث تاب‌آوری و خطای محاسباتی را گفتند؛ یک بحث اساسی و ریشه‌ای است. قبلاً هم رهبر شهیدمان به مناسبت‌هایی گفته بودند.

در این هفته ما روز سرباز، روز گردشگری، روز جهانگردی، روز جهانی ناشنوایان، روز جهانی دریانوردی، روز همبستگی و همدردی با کودکان فلسطین، روز مولوی، روز شمس، روز آتش‌نشانی را داریم که به همه این عزیزان تبریک و خداقوت عرض می‌کنیم. به‌خصوص روز آتش‌نشانی را که در مناسبت‌های مختلف و عرصه‌های مختلف خدماتی داشتند، از همه قدردانی می‌کنیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴﴾