۱۴۰۴/۰۵/۰۲

سردبیر

حیا، گوهر فراموش‌شده در سبک زندگی مؤمنانه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله جلسات درس اخلاق

با موضوع وصایای رسول خدا صلوات الله علیه وآله به ابوذر

جلسه پنجاه و هفتم – 01/05/1404

 

حیا؛ گوهری فراموش‌شده در دنیای مدرن

در آن جلسه راجع به حیا صحبت شد. بنا شد که تعدادی از روایاتی که مربوط به حیا هستند را برایتان بخوانم، چون عرض کردم بحث مهمی است بحث حیا و شرم. در دستورات دینی و اخلاقی ما نیز تأکید فراوانی شده که انسان حیا داشته باشد و آثار فراوانی هم دارد. بشر در علوم مختلف پیشرفت کرده، اما در حیا و اخلاق اجتماعی تا حدود زیادی پس رفته. الآن ببینید این فیلم‌هایی که می‌سازند حالا آن هفته هم اشاره کردم رسماً از اول فیلم تا آخر فیلم فحش می‌دهد، بددهنی می‌کنند. فرزند نسبت به پدر و مادرش دائم الفاظ بد به کار می‌برد، زبان، هرز است، روابط خانوادگی همسران، فرزندان…

تمایز حیا از احکام فقهی

حیا حکم فقهی نیست که مثلاً بگوییم حیا اینجا اگر رعایت نشود، حرام است. عرض کردم انسان مثلاً عریان در اتاق تنها باشد، شرعاً حرام نیست؛ اما اخلاقاً بد است. عرض کردم، پیغمبر اکرم وقتی می‌رفت برای تخلی، چگونه می‌رفت؛ امیرالمؤمنین چه‌کار می‌کرد. حمام، انسان مثلاً عریان باشد، این خوب نیست. گاهی کاری شرعاً حرام نیست، اما حیا اجازه نمی‌دهد ما آن کار را بکنیم.

رعایت حیا در محیط خانه

خانم‌ها به‌خصوص در بحث رعایت حیا، خصوصاً در خانه، اگر جوانی باشد، باید مواظب باشند. هر جوری نباید لباس بپوشند. مردها هم تفاوتی ندارد. هم مرد و هم زن، هر دو باید پوشش را در خانه رعایت کنند. سوره نور سه تا آیه دارد که آن آیات می‌گوید حتی بچه‌ها چگونه باید پدر و مادر را در چه لباسی ببینند.

معنای گسترده حیا

معنای حیا هم خیلی گسترده است؛ معادل فارسی ندارد. چندین فعل خیر را کنار هم قرار دهیم، معنای حیا می‌شود. اگر خانمی حیا داشته باشد، خودش مواظب رفتارش است. آقایی اگر حیا داشته باشد، مواظب رفتارش است؛ در گفتارش، سخن ‌گفتنش، معاشرت ‌کردنش، مرد و زن تفاوتی ندارد.

روایات درباره جایگاه حیا

«حیا ریشه همه خوبی‌هاست». متن روایت است. «حیا از تقوا بالاتر است». من چند روایت برایتان می‌خوانم. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «شرم وسیله رسیدن به هر زیبایی است»؛ «شرم و حیا کلید همه خوبی‌هاست»؛ «عاقل‌ترین مردم باحیاترین مردم است»؛ «علت عفت و پاک‌دامنی، حیاست».

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: «لا ایمانَ لمن لا حیاءَ له». کسی که حیا ندارد، بی‌ایمان می‌شود؛ ایمانش آرام‌آرام از دست می‌رود.

بخشی از شرم و حیا، حیاء از خداست؛ شرم از خداست. رسول خدا فرمودند: «از خدا شرم کن، همان‌گونه که از همسایگان خوب خود شرم می‌کنی زیرا شرم‌کردن از خدا بر یقین می‌افزاید».

امام کاظم (علیه‌السلام) فرمودند: «در نهان از خدا شرم کنید همچنان‌که در آشکارا از مردم شرم می‌کنید». یعنی ما در رابطه با خدا هم باید باحیا باشیم. بعضی وقت‌ها می‌گویند: خب خداست، توی اتاق هم تنهاست، هر کاری دلش می‌خواهد می‌کند.

ادب و سلوک اولیای الهی

بعضی از اولیای خدا توی خانه، توی اتاق تنها لم نمی‌دادند. خدا از ما نخواست حالا این‌جوری زندگی بکنیم. مثلاً نمی‌خوابیدند؛ می‌نشستند، نشسته می‌خوابیدند. این‌جوری انسان خودش را به حرج انداختن هم از ما خواسته نشده، اما بالاخره همین‌طوری ول باشد و بی‌قید و این‌ها باشد… مثلاً من بعضی از اساتید خودمان را دیدم هیچ‌وقت تکیه نمی‌دادند. مرحوم علامه طباطبایی چهل سال تکیه نداد؛ یعنی موازی دیوار می‌نشست ولی تکیه نمی‌داد. من بعضی از اساتید را دیدم محاذات با دیوار می‌شد ولی هیچ‌وقت ندیدم تکیه بدهد. لااقل بیست سال من ندیدم به دیوار تکیه بدهند.

خب این‌ها ادب است دیگر. تمرین است. از ما نخواستند که حالا وسط اتاق صاف بنشینیم، این‌جوری نیست. حساسیت هم ایجاد کنیم و دیگران بگویند چرا این این‌جوری رفتار می‌کند؟! ولی برای خودمان یک قیودی داشته باشیم و رعایت بکنیم. این‌ها برای روحمان خیلی خوب است.

 اگر کسی حیا را کنار بگذارد، اهل حیا نباشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ رسول خدا فرمودند: از مثل‌های پیامبران علیهم‌السلام جز این سخن مردم بر جای نمانده است: «وقتی شرم نداشتی، هر کاری خواستی بکن.»

شرم عاقلانه و شرم جاهلانه

بعضی از حیاها هم بد است. یادتان باشد. حیا می‌کند برود مسئله شرعی‌اش را بپرسد. این حیا، حیا خوبی نیست. مطلبی دارد، سؤال علمی دارد، سؤالی دارد، حیا می‌کند بپرسد.

رسول خدا فرمودند: شرم دو گونه است: «شرم خردمندانه، شرم احمقانه. شرم خردمندانه دانش است و شرم احمقانه جهل و نادانی است». یعنی کسی که خجالت می‌کشد بپرسد، تا آخر عمرش احمق و نادان می‌ماند.

حیای نادرست مانع یادگیری و رزق

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «الحیاءُ یَمنعُ الرزق». حتی این‌جوری هم هست. کسی که باید برود کسب‌و‌کار بکند، وارد مغازه بشود، بعضی وقت‌ها باید دست‌فروشی بکند، بعضی وقت‌ها بار روی سرش بگذارد، بعضی وقت‌ها باید کارگری بکند. کسی که حیا می‌کند، یک‌سری کارها را نمی‌کند، از رزق و زندگی می‌ماند؛ رزق به او نمی‌رسد. کم‌رویی مانع رزق است.

اوج حیا؛ حیا از خود

اوج و نهایت شرم این است که انسان از خودش حیا کند. حیا از دیگران را گفتیم، از خدا را گفتیم، از ملائکه را گفتیم؛ حالا از خودش حیا بکند. این بیان امیرالمؤمنین است: از خودمان حیا بکنیم.

زیباترین جامه دین، امیرالمؤمنین فرمودند: حیاست. هرکس که شرم جامه خود را بر او بپوشاند، عیبش بر مردم پوشیده می‌ماند.

شرم مذموم

بعد، فرمودند که از سه کار نباید شرم کرد:

۱. خدمت‌کردن به مهمان؛ این شرم ندارد. مهمان آمد خانه‌تان، خودتان بلند شوید، اقدام بکنید، پذیرایی بکنید. من یادم هست هر وقت در خانه‌ آقای بهجت را می‌زدیم، خودش می‌آمد در را باز می‌کرد. مکرر دیدم، ایشان آمدند باز کردند، بعد هم خودشان مثلاً در اتاق تکریم می‌کردند.

۲. برخاستن در برابر پدر و آموزگار خویش؛ کسی که به شما چیزی یاد داده، تکریمش همین است: به احترامش ایستادن.

۳. مطالبه حق، گرچه اندک باشد. اینجا هم می‌گویند حیا ندارد؛ حقت را برو بگو. ولو اگر دو ریال باشد، هیچ خجالت نکش.

ارتباط تنگاتنگ حیا و ایمان

امام باقر علیه‌السلام فرمودند: «شرم و ایمان به هم پیوسته‌اند؛ هرگاه یکی از آن‌ها برود، دیگری هم در پی آن روانه خواهد شد». شرم و ایمان همان که «لا ایمان لمن لا حیاء له» است.

حیای چشم

بحث حیا مفصل است؛ مثلاً چشم موضع حیاست؛ یکی از مواضع حیا، چشم است. باید کنترل بشود؛ مواظب نگاه‌کردن‌هایمان باید باشیم. یک نگاه نامربوط، به یک حسرت طولانی، یک عمر شخص را دچار می‌کند. دلش می‌خواهد و بهش نمی‌رسد و یک عمر گرفتار است. مواظب چشم باید باشیم؛ از حرام پر نشود. عفت چشم، حیا چشم، طهارت چشم؛ این‌ها از دستورات ماست.

این‌که چشمش ول باشد، هر جایی که دلش خواست را نگاه می‌کند… اخیراً دیدم گفته‌اند عکس‌های خانوادگی همدیگر را در فضای مجازی به اشتراک می‌گذارند، دیگران هم می‌بینند. این بی‌حیایی است، ترویج بی‌حیایی. چه لزومی دارد انسان این کار را بکند؟ افراد با قیافه‌هایی عکس می‌گیرند، عکس را منتشر می‌کنند که دیگران ببینند. موضع بی‌حیایی چشم زیاد شده.

حیا در گفتار

یا حیا در گفتار؛ این هم خودش بحث دارد، من روایات مفصل و متعدد دارد، من از آن رد می‌شوم. حیا در گفتار؛ انسان مواظب حرف‌زدنش باشد. شوخی‌های رکیک؛ می‌گوید: «ما با هم نداریم» بعد هرچه دلش می‌خواهد می‌گوید. چی چی «نداریم با هم»؟ دین نداریم؟ اخلاق نداریم؟ ایمان نداریم؟ اگر کسی واقعاً برای کسی دوست و رفیق باشد، باید بهترین چیزها را برایش بخواهد. اگر دوستش خیلی رفیقش است، اگر آقا گفتن، خانم گفتن، با القاب اسم بردن، چیز خوبی است، شما دوستت را بگو «محمد آقا»، «جواد آقا». احساس می‌کنیم چون رابطه‌مان خیلی نزدیک شده، می‌گوییم «ممد». حالا یک موقع «ابراهیم» را می‌گویند «ابی»، «اسماعیلی» را می‌گویند «اسی»……………حرف رکیک‌زدن، رکیک فقط به معنای حرف زشت نیست؛ رکیک، حرف شل است. رکاکت یعنی شل ‌بودن، حرف‌های محکم نزدن، با استدلال صحبت‌ نکردن. در گفتار باید حیا داشت. جوک‌گفتن‌ها؛ بعضی جوک‌گفتن‌ها واقعاً بد است. حالا بخشی از آن لطیفه و طنز است، اشکال ندارد. ولی وقتی جوک‌گفتن از حد گذشت، طرف بعدی را بدتر می‌گوید که طرف بخندد، بعد دوباره بدتر… دیگر حد و مرز ندارد، به همان رکاکت می‌رسد.

خیلی وقت‌ها می‌گویند: «دخترعمه، پسرعموست، عیبی ندارد. ما پسرخاله و دخترخاله‌ایم…» یعنی چی؟ حکم خدا، حکم خداست. فرمود: «من فاکه امراة» کسی مفاکهه کند، شوخی ‌کند، من چیزی بگویم شما بخندی. با یک خانمی که نامحرم است، نامحرم را نگفته که زن خیابانی باشد؛ همین دخترعمو، دخترخاله و دختر دایی و پسر دایی و این‌ها سر سفره می‌نشینند. قدیماً رسم بود سفره‌ها جدا می‌شد، الآن همه سر یک سفره هستند. این‌ور سفره یکی چیزی می‌گوید، آن‌ور سفره همه می‌خندند. می‌گوید: «من فاکه امراة» اگر کسی با یک خانمی حرف بزند و او بخندد یا مرده حرف بزند و خانم بخندد یا خانم حرف بزند و مرد بخندد… برای هر یک کلمه‌اش، یک میلیون سال در صراط باید قبل از صراط معطل بشود. نه برای کل جلسه، برای هر یک کلمه. برای هر کلمه، یک میلیون سال حساب پس می‌دهد. برای یک کلمه گناه بی‌لذت! نصف گناه‌هایی که آدم‌ها انجام می‌دهند، گناه بی‌لذت است. یعنی هیچ لذتی نمی‌برند ولی گناه برای‌شان ثبت می‌شود. در خیابان نگاه آلوده می‌کند، می‌رود، گناه ثبت می‌شود. هیچ لذتی هم ندارد.

فقر؛ عامل بی‌حیایی

پس حیا در چشم، گفتار، رفتار؛ این‌ها بحث‌های خودشان را دارند. چه چیزی حیا را از بین می‌برد؟ این خودش یک بحث مفصل دارد. مثلاً: اصرار بر گناه، حیا را از بین می‌برد. فقر؛ حیا را از بین می‌برد. یکی از چیزهایی که باعث بی‌حیایی می‌شود، فقر است. اینکه باید تلاش بکنیم فقر نداشته باشیم. امیرالمؤمنین پنج سال حکومت کرد. در این حکومت پنج‌ساله‌اش سه تا جنگ هم داشت؛ خانمان‌سوز، جنگ داخلی بود با نیروهای خودی. ولی امیرالمؤمنین فرمودند: در این پنج سال، عدالت، آذوقه، آب و این جور چیزها برای مردم کم نشد. همه را حفظ کرد؛ مواظب بود. چون فقر که بیاید حیا می‌رود و حیا که برود دین می‌رود.

خلاصه علمی از مفهوم حیا

خب، پس ما این‌جا بخواهیم بحثمان را خلاصه کنیم، در بعضی از کتب، این‌گونه خلاصه کرده‌اند که:

۱. حیا هنگام مواجه ‌شدن با فعل قبیح رخ می‌دهد؛ یک فعل قبیحی شما ببینید، یک حالتی در شما به وجود می‌آید، این می‌شود حیا.

۲. در این حالت، روان انسان، روح انسان، حالت انکسار و انفعال و انقباض و انزجار پیدا می‌کند؛ این‌ها را آن جلسه هم اشاره کردم.

۳. این نوع برانگیختگی در عمل هم موجب انجام‌دادن کاری می‌شود، گاهی موجب ترک کاری؛ که به آن تنظیم رفتار می‌گویند.

۴. حیا زیرمجموعه‌ی ترس است؛ چون علت برانگیختگی هنگام مواجهه با کار زشت، یا ترس از سرزنش و نکوهش مردم است، یا ترس از ارتکاب آن به‌خاطر عقاب.

۵. منشأ زشت دانستن یک عمل، یا شرع، یا عقل، یا عرف، یا آداب یک جامعه است.

این عصاره‌ی حیا بود که من خیلی سعی کردم در دو جلسه، کلیاتی را برایتان عرض بکنم.

راه ورود به بهشت

بعد، این‌جا پیامبر خدا به ابوذر می‌فرمایند: «یا أبا ذر، أتحبّ أن تدخل الجنّة؟» تبوذر دوست داری بروی بهشت؟ «قلت نعم، فداک أبی!» بله، پدرم فدای شما باشد، چرا دوست نداشته باشم؟ دوست دارم بروم بهشت، تلاش می‌کنم بهشتی بشوم.

بعد حضرت این‌جا چند تا کار را می‌گوید که انجام بده؛ ان‌شاءالله بهشتی می‌شوی. فرمود: «قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَاقْصِرْ مِنَ اَلْأَمَلِ» آرزوهای دور و درازت را کم کن. چون آرزوهای طولانی باعث می‌شود انسان مشغول کار بیهوده‌ای بشود، بهشت را از دست می‌دهد.

«وَ اِجْعَلِ اَلْمَوْتَ نُصْبَ عَيْنَيْكَ» مرگ را جلوی چشمانت قرار بده. دائماً مرگ را ببین. چون کسی که با مرگ زندگی می‌کند، زندگی‌اش آباد است؛ زندگیش زندگی است؛ حیات دارد. کسانی که با مرگ زندگی می‌کنند، زنده‌اند؛ چون می‌فهمند باید چه‌کار کنند، می‌فهمند که رفتارشان را با دیگران چگونه تنظیم کنند. همه چیزشان بر پایه قاعده است.

و سپس فرمود: «وَ اِسْتَحِ مِنَ اَللَّهِ حَقَّ اَلْحَيَاءِ» به طور شایسته حق حیا را نسبت به خداوند رعایت کن. ابوذر عرض کرد: «يَا رَسُولَ اَللَّهِ كُلُّنَا نَسْتَحِي مِنَ اَللَّهِ». آقا، همه‌ی ما از خدا حیا می‌کنیم، مواظبیم، بالاخره هر کاری نمی‌کنیم. حضرت فرمودند: «قَالَ لَيْسَ ذَلِكَ اَلْحَيَاءَ وَ لَكِنَّ اَلْحَيَاءَ مِنَ اَللَّهِ أَنْ لاَ تَنْسَى اَلْمَقَابِرَ وَ اَلْبِلَى وَ تَحْفَظَ اَلْجَوْفَ وَ مَا وَعَى وَ اَلرَّأْسَ وَ مَا حَوَى وَ مَنْ أَرَادَ كَرَامَةَ اَلْآخِرَةِ فَلْيَدَعْ زِينَةَ اَلدُّنْيَا فَإِذَا كُنْتَ كَذَلِكَ أَصَبْتَ وَلاَيَةَ اَللَّهِ». آن حیایی که در ذهن توست، نیست. اینکه فقط پوشیده باشی، بددهانی نکنی، این کافی نیست. حیا از خدا چیزی فراتر است. بلکه آن حیا، آن است که گورها و پوسیدگی را فراموش نکنی. درونت را پاک‌تر از بیرونت قرار بده. به مرگ و زوال دائماً فکر کن. چیزی که ضرر دارد را در شکمت قرار نده. و بدان که هر کس این‌گونه رفتار کند، واقعاً از خداوند حیا کرده است.