متن کامل خطبه نماز جمعه 1400/0۵/22
استان البرز، شهرستان کرج
توسط آیتالله حسینی همدانی
بِسمِالله الرَّحمَنِ الرِّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ وَالصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ
اَلعَبدِ المُوَیَّد وَالرَّسولِ المُسَدَّد اَباالقاسِمِ المُصطَفی مُحَمَّد
وَ عَلی آلِه الطَّیِبینَ الطّاهِرینَ المَعصُومِینَ سِیَّما بَقِیَّهِ اللهِ الاَعظَم فِی الاَرَضِینَ
وَاللَعنَهُ الدّائِمَه عَلی اَعدائِهِم اَجمَعینَ مِنَ الآنِ اِلَی قیامِ یَومِ الدّین
بندگان خدا اوصیکم و نفسی بتقوی الله. از ویژگی های مهم اهل تقوا این است که در همه حال سعی دارند تکالیف الهی خود را به نحو احسن انجام دهند و دستوری از توصیه های خدای تعالی روی زمین نماند. بحثی را که به حول و قوه الهی از این نوبت با بیان مقدماتی شروع می کنم، مساله واجب امر به معروف و نهی از منکر است که به واجب فراموش شده معروف شده.
امام ره به عنوان فقیه و مرجع تقلید شیعیان در بیانی فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر از اموری است که بر همه کس واجب است، یک چیزی نیست که بر یکی واجب باشد و بر دیگری نه. همه ما همانطور که مکلفیم خودمان را حفظ کنیم و از ظلمت به نور خارج کنیم، مکلف هستیم دیگران را همینطور دعوت کنیم هر مقدار که می توانیم. اگر انسان دید معصیت خدا می شود باید جلویش را بگیرد نگذارد معصیت خدا بشود.
عبارت ایشان این است که امر به معروف و نهی از منکر یک امر واجب است. در دهه محرم هستیم و از سال 71 دهه اول محرم را دهه امر به معروف و نهی از منکر نامیدند تا مهمترین هدف مکتب امام حسین علیه السلام و ریشه اصلی انقلاب اسلامی فراموش نشود. امام حسین مهمترین مانع تحقق اسلام ناب را ظلم و استکبار می دانست لذا قیام و اقدام کرد و امروز وقتی به جوامع انسانی نگاه می کنیم می بینیم مهمترین مساله روز استکبار است. بلای بزرگی که همه نابسامانی های اجتماعی بشر در اقصی نقاط عالم به او برمی گردد.
بنابراین یکی از مهمترین پیام های عاشورا امر به معروف و نهی از منکر است و هود امام حسین هم این را اعلام کرد. ما به عنوان شیعیان امام حسین باید کاملا با این مهم آشنا باشیم و عمل کنیم تا مورد لعن نباشیم. یکی از مواردی که انسان را مورد لعن قرار میدهد ترک این فریضه است.
امیرالمومنین علیه السلام در خطبه قاصعه فرمودند: «لَمْ یَلْعَنِ الْقَرْنَ الْمـاضِىَ بَیْنَ اَیْدیكُمْ اِلاّ لِتَرْكِهِمُ الاَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْىَ عَنِ الْمُنْكَرِ». خداوند تبهكاران گذشته را لعنت نكرد، مگر به سبب ترك امربه معروف و نهی از منكر.
درفرهنگ اسلام و مکتب اهل بیت می آموزیم که افراد در مقابل هم، جوامع در برابر هم و افراد و حتی رهبران در مقابل مردم و برعکس مسئول هستند. و کسی نمی تواند از خود سلب مسئولیت کند. درست مثل پیکر و بدن انسان که همه اجزاء بدن، هر کدام وظائف مستقلی به عهده دارند و مشغول کار و وظیفه خود هستند گردش خون شنوایی بینایی هر کدام کار خودشان را انجام میدهند اما یک رابطه قوی و محکم بین همه اجزاء هست که خارج ازآن کار نمی کنند و برای هدف مشترکی با هم ارتباط دارند و اگر اتفاق برای عضوی افتاد اعضاء دیگر به کمک می آیندتا مشکل را برطرف کنند.
لذا در جامعه اسلامی به تعبیر رسول خدا؛ کسی نمی تواند از خود سلب مسئولیت کند و بگوید به من چه و از دیگری سلب مسئولیت کند و بگوید به تو چه من با اموال خودم گناه می کنم، چون انسان هم حیثیت فردی دارد و هم حیثیت جمعی و به خاطر همین حیثیت به دیگران وابسته است. بحث حریم خصوصی هم مسایل خودش را دارد که در جای خودش بیان خواهیم کرد.
بعد هم برای فهم بهتر قصه کشتی و سوراخ کردن هرکس جایگاه خودش را برای امربه معروف و نهی از منکر مثال زد. اگر به دستورات الهی هم توجه کنیم باز می بینیم که همه مسلمین موظف هستند نسبت به منکرات اجتماع حساس باشند واقدام مقتضی انجام دهند.
در قسمتی ازآیه 71 سوره مبارکه توبه فرمود: «وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ…». مردان وزنان باایمان دوست ویار یکدیگرند؛ همواره به كارهای نیک و شایسته فرمان می دهند و از كارهای زشت و ناپسند بازمی دارند.
این آیه شریفه بسیار مسئولیت ساز است و از بی تفاوتی ومنفعل بودن جلوگیری می کند. یعنی اهل ایمان نمی توانند و نباید نسبت به مسائل هم بی تفاوت باشند. اگر بنده و شما اگر خودمان را جزو مومنین میدانیم و مورد خطاب قران که میفرماید یا ایها الذین امنوا بدایم که مومن باید قوی و با صلابت باشد و به وظائفش محکم قیام کند تا محبوب خدا باشد.
رسول خدا فرمودند: همانا خداوند تبارک و تعالی مومن ضعیفی را که هیبت و صلابت ندارد دشمن می دارد، و او کسی است که نهی از منکر نمی کند. البته این از وظایف قطعی اهل ایمان است که نسبت به هم بی تفاوت نباشند.
امام صادق علیه السلام فرمود: «مَنْ رَأَى أَخَاهُ عَلَى أَمْرٍ يَكْرَهُهُ فَلَمْ يَرُدَّهُ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ فَقَدْ خَانَه». هر کس برادر دینی او به کار ناپسندی سرگرم است و او با اینکه می تواند وی را از این کار زشت باز دارد، تلاش نکند، به وی خیانت کرده است. اقلش این است که به زبان بگوییم. این یک بعد قضیه.
از ابعاد دیگر وقتی در جوامع روائی به روایات بحث دقت می کنیم می بینیم با این که از فروعات است مثل نماز و زکات و روزه و … اما نقش بسیار مهمی در به ثمر نشستن احکام دیگر دارد که اگر درست انجام شود ارکان دیگر اسلام هم درجای خودش قرارمی گیرد. قوام شریعت به این دوواجب وبرپاداشتن حدود الهی است.
امام باقر علیه السلام فرمودند: «إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ سَبِيلُ الْأَنْبِيَاءِ وَ مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِيضَةٌ عَظِيمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ….» امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاء الهی و شیوه نیکوکاران، فریضه بزرگی است که واجبات دیگر بواسطه آن برپا می شود و راه و روش ها امن می گردد و درآمدها حلال می شود و حقوق و اموال به زور گرفته شده به صاحبانش برمی گردد و زمین آبادان می شود و از دشمنان انتقام گرفته می شود و کارها سامان می پذیرد.
اینکه آسمان از بارش می ایستد یا اتفاقات دیگر، بعضا برای این است که ما این واجبات را ترک میکنیم.
این اهمیت امر به معروف را نشان می دهد. تا جائی که در مقایسه با دیگر احکام الهی امیرالمومنین علیه السلام فرمود: همه کارهای خوب و جهاد در راه خدا در مقایسه با امر به معروف و نهی از منکر نیست مگر همچون آب دهانی که در دریائی عمیق انداخته شود.
ببینید چقدر روایت و آیه درباره جهاد داریم. مولا میفرماید همه کارهای خوب در دنیا و حتی جهاد با آن عظمت نسبتش به امر به معروف و نهی از منکر مثل آب دهان است به دریا. آن وقت ببینید ما چقدر راحت این واجب را فراموش کردیم و اهمیت نمیدهیم.
تمام قیام امام حسین برای امر به معروف و نهی از منکر بود و نظام اسلامی و حکومت اسلامی که ۴۰ سال است برای حفظ او خون داده می شود و این همه سختی کشیده می شود یکی از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است. جهاد در راه خدا ذیل امر به معروف و نهی از منکر است. در کتب فقهی که نگاه کنید یکی از شقوق و بخش های بحث امر به معروف و نهی از منکر جهاد در راه خداست. خیلی مهم است.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿۲﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
اَلحَمدُالله رَبِّالعالَمینَ اَلصَّلاهُ وَالسَّلامُ عَلی سَیِّدِ الاَنبیاء وَ المُرسَلینَ اَبَالقاسِمِ مُحَمَّد
وَ صَلِّ عَلَی اَمیرِالمُؤمِنینَ عَلیِ بنِ اَبی طالِب وَ عَلَی فاطِمَهَ الزَّهرا سَیِّدَهِ نِساءِ العالَمینَ
وَ عَلَی الحَسَنِ وَ الحُسَینِ سَیِّدَی شَبابِ اَهلِ الجَنَّه وَ عَلَی عَلیِ بنِ الحُسَینِ وَ مُحَمَّدِ بنِ عَلی
وَ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّد وَ موسَی بنِ جَعفَرِ وَ عَلیِ بنِ موسی وَ مَحَمَّدِ بنِ عَلی وَ عَلی بنِ مُحَمَّد
وَالحَسَنِ بنِ عَلی وَ الخَلَفِ القائِم الحُجَّه حَجَجِکَ عَلی عِبادِک وَ اُمَنائِکَ فِی بِلادِکَ
خودم و همه ی شما نمازگزاران محترم را به رعایت و تقویت و تسدید تقوای الهی دعوت می کنم. اهل تقوا تلاش می کنند خود را در معرض تهمت قرار ندهند. مولاناامیرالمومنین در حکمت 151 از حکم نهج البللاغه فرمودند: «مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ؛ فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّن».
كسى كه خود را در معرض اتهام و بدگمانى قرار دهد نبايد آن كس را كه به او گمان بد می برد را سرزنش كند. زيرا او خود باعث شده تا به او گمان بد ببرند. این مطلب از ائمه دیگر به بیان دیگر هم تاکید شده که تا می توانید از مواضع تهمت دوری کنید.
گاهی رسول خدا با محارم خود در کوچه برخورد می کرد و حال و احوال می کرد به افرادی که عبور می کردند توضیح می دادند که ایشان فلانی است. حتی رسول خدا هم مراعات میکردند. باید تا می توانیم مواظب رفتار خودمان باشیم البته دیگران هم باید تا می توانند حسن ظن داشته باشند و دنبال عیب نباشند. خدای تعالی تقوا را در همه ما زیاد بگرداند.
به عنوان عرض ادب به امام حسین علیه السلام که تاسوعا و عاشورا در این هفته واقع شده چند کلامی درباره حضرت حسین و قمر بنی هاشم عرض کنم : شخصیت افراد را می توان از بیانات و سخنانی که در مواقع حساس گفته اند شناخت مثلاً وقتی وصیت می کنند یا در جریانی خاص مطلبی می گویند اهداف و افکار او روشن می شود.
وقتی به بیانات حسین علیه السلام در مقاطع گوناگون نگاه می کنیم، پیام های فراوانی دریافت می کنیم که هر کدام مسیری را روشن می کند و جلوی انحرافی را می گیرد و انسانی را به مقصد می رساند و جامعه ای را سعادتمند می کند.
یکی از آن پیام ها، پيام استقامت و پايدارى است. درس مقاومت است که این روز ها ریشه حرکت آزادی خواهان و استکبارستیزان عالم است. و البته محور مقاومت در منطقه بالاترین بهره را از این درس برده است. امام حسین این درس استقامت و پایداری را روی اصول و عقب نشینی نکردن از آرمان ها را هم به صورت نظم و هم نثر در مواقع خاص مطرح کرده است که به چند مورد به عنوان یادآوری اشاره می کنم.
بعد از معرفی یزید که يزيد شخصى است فاسق، شراب خوار، آدم كش و آشكارا مرتكب فسق و فجور مىشود فرمود: «مِثْلِی لا یُبایِعُ لِمِثْلِهِ» شخصى مانند من با فردى مثل او بيعت نخواهد كرد. هر شخصی مثل حسین علیه السلام باشد زیر بار شخصی مثل یزید در طول تاریخ نخواهد رفت. این درس استقامت است که در مقابل عوامل خارجی که به شما فشار می آورند محکم باشید.
وقتی برادرش عمر اطرف او را نصیحت کرد و نهی کرد از رفتن فرمود: همانا من هيچگاه زير بار ذلت نخواهم رفت. برادر دیگرش محمد حنفیه او را به مسیر دیگری راهنمائی کرد حضرت در جواب فرمود: برادر اگر در تمام دنيا (با اينهمه وسعت) هيچ پناهگاه و ملجأاى نباشد، باز هم من دست بيعت به يزيد بن معاويه نخواهم داد.
در مسیر تا به کربلا برسند فراوان از پایداری بر هدف و مقاومت مطلب گفتند تا اولین سخنرانی روز عاشورا که فرمود: به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان مىگذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و از برابرشان فرار مىكنم.
بعد در سخنرانی دوم روز عاشورا فرمود: آگاه باشيد كه اين فرومايه (ابن زياد) و فرزند فرومايه، مرا در بين دوراهى شمشير(شهادت) وذلت (زندگى) قرارداده است و هيهات! كه ما به زير بار ذلت برويم؛ زيرا خدا و رسولش و مومنان از اين كه ما پذيراى ذلت باشيم، ابا دارد و دامن هاى پاك مادران ما و مغزهاى با غيرت و نفوس با شرافت پدران ما روا نمىدارد كه اطاعت افراد لئيم و پست را بر قتلگاه مردان با فضيلت، مقدم بداريم.
تعدادی از یاران که به شهادت رسیدند و حضرت داشت تنها میشد که این جور مواقع افراد روحیه شان تغییر میکند، امکان دارد مقداری فکر عقب نشینی کند یا در مواضعش تعدیل کند اما حضرت در روز عاشورا بعد از آن که تعدادی از یارانش به شهادت رسیدند و آرام آرام تنها می شد فرمود: آگاه باشيد! به خدا سوگند! من به هيچيك از خواستههاى دشمنان جواب مثبت نخواهم داد تا محاسنم به خونم خضاب گشته و به لقاى خدا نايل گردم. این درس استقامت است.
و وقتی آخرین سربازش، علی اصغرش به شهادت رسید فرمود: تحمل اين مصيبت نيز بر من آسان است؛ زيرا خداوند او را مىبيند. و در وداع آخر با خواهر گرامی اش زینب کبری فرمود: خواهرم! با استمداد از خداوند، صبر و شكيبايى در پيش بگير و بدانكه همه مردم دنيا مىميرند و كسى از اهل آسمان باقى نمىماند.
این درس مقاومت که از حسین علیه السلام آموخت، امروز جریان گسترده ای شد که به صورت جبهه ای در مقابل استکبار ایستاده است. در تاریخ 23 مرداد به مناسبت پیروزی های مقاومت اسلامی در جنوب لبنان در جریان جنگ 33 روزه این روز را شورای عالی انقلاب فرهنگی روزمقاومت اسلامی نامیدند.
جنگی که براساس يك نقشه جامع، توسط آمريكا، انگليس، فرانسه، رژيم صهيونيستي، مصر، اردن، عربستان و احزاب شاخص طيف ۱۴ مارس لبنان طراحي شده بود، به اجرا درآمد و در بين لبنانيها به نبرد تموز مشهور است.
بعد از یک هفته، ارتش رژيم صهيونيستي توانايي جنگيدن با حزبالله را از دست داد و خواستار اعلام پایان جنگ بود. اما آمريكاييها اصرار داشتند بدون دستاورد آتش بس نشود. بعد از یک هفته میخواستند خاتمه دهند اما ۳۳ روز طول کشید. به جنگ ادامه دادند و در نهايت آمريكا هم تسليم شد و قطعنامه ۱۷۰۱شوراي امنيت برای خاتمه جنگ تصویب شد. بعد جنگ صهيونيستها به شكست سنگين خودشان اعتراف کردند اما آمريكاييها گفتند: هيچكس پيروز نشده است. ولی هیمنه ارتش صهیونیستی و القاء اینکه شکست ناپذیر است و موساد قدرت اطلاعاتی اش آنچنان است و نیروی هوائی اش کذاست توسط حزبالله در جهان فرو ريخت و رژیم صهیونیستی بی ثبات شد و همه را نسبت به دولت جعلی بی اعتماد کرد.
در همان ایام کارشناسان، پيروزي حزبالله لبنان را نقطه آغاز نفوذ گفتمان انقلاب اسلامي و اضمحلال قدرتهاي جعلی منطقه دانستند. پيروزي حزب الله دستاوردهای منطقه ای و فرامنطقه ای فراوان به همراه داشت. اندیشه مقاومت امروز از مرزهاي لبنان عبور کرده و تبدیل به جرياني قدرتمند در منطقه شده به نام جبهه مقاومت. این جبهه بزودی منطقه را از استکبار پاک خواهد کرد دیدید چند روز قبل چه پاسخ محکمی حزب الله به رژیم خبیث داد.
حالا این رزیم که یک هفته نتوانست مقاومت کند برای ایران رجزخوانی می کند و دندان نشان میدهد. ای سران خباثت و پلیدی و ای جنایتکاران صهیونیست یا نمی دانید یا خود را به ندانستن زده اید اما بهتر است بدانید همانطور که هفته قبل هم گفتم که اگر احمقی کنید برای محو خود از صفحه روزگار اقدام عاجل کرده اید.
نکته ای هم راجع به این عکس یادگاری که سفرای روس و انگلیس در ایران گرفته اند بگویم و آن اینکه حتماً باید زیر عکس یاداشت عذرخواهی هم برای گذشته شان و هم امروز بگذارند و از مردم و دولت ایران بالصراحه نه یادداشت دوپهلو عذرخواهی کنند و دستگاه دیپلماسی دولت انقلابی در این مورد باید به سرعت و با اقتدار و انقلابی برخورد لازم را داشته باشد تا شاهد تکرار موارد مشابه نباشیم.
چون در همین زمان ها که دارد دولت عوض می شود، بعضا پالس هایی فرستاده می شود که ببینند برخورد چطور است. اگر برخورد ضعیف باشد این حرکتها ادامه پیدا میکند. باید با صلابت و با قدرت دستگاه دیپلماسی اقدام کند. البته اگر لازم به عکس باشد عزیزان ماهم عکس های زیادی دارند که تحقیرتان کنند یادتان نیست سربازانتان را که از ترس خود را خیس کرده بودند! میشود انتشار داد و عکسهای دیگر هم هست که چطور ترسیده بودید.
بله زمانی به خاطر اینکه دولت و نظام ایران دست نشانده بودند و مردم همراهی نداشتند می توانستند ملت ایران را تحقیر کنند و در امور کشور دخالت کنند. در جریان کودتای 28 مرداد سال 32 مگر انگلیس با همکاری و دستور آمریکا دولت مصدق را سرنگون نکردند؟
انگليس بعد از كوتاه شدن دستش از صنعت نفت ايران، منابع بسياري را در منطقه و خصوصا ايران از دست داده بود، لذا طرح کودتای نظامی را ریخت تا شاید بتواند به منافعش برگردد اول آمريكا مخالف بود اما بعد از پيروزي آيزنهاور در انتخابات رياست جمهوري تغييرات اساسی در سياست خارجي آمريكا واقع شد.
آمريكا و انگليس، ستاد مشتركي را در ايستگاه اطلاعاتي انگليس در قبرس تشكيل دادند و عمليات كودتا را طرحريزي كردند. نقشه کودتا در 25 مرداد شکست خورد وشاه فرار کرد اما با کوتاهی مصدق در 28 مرداد کودتا عملی شد. سرلشگر زاهدی نخست وزیر شد و استبداد داخلی و استعمار خارجی دست به دست هم دادند و 25 سال دیکتاتوری بر ایران حاکم شد.
درس های این واقعه را نباید فراموش کرد. اینها تکرار میشود. به خصوص عواملی که زمینه ساز کودتا بود و اینکه چگونه با جنگ نرم و عملیات روانی و استفاده ازرسانه های آن زمان وبیان روایت های خاص، بسترهای لازم را برای تحت تاثیر قرار دادن افکار مردم و بعد به دست گرفتن اراده ها فراهم کردند و به اهداف خودشان رسیدند.
متاسفانه باید گفت مصدق، كوچكترين اقدامي برای خنثي كردن كودتا نكرد با اینکه از جریان مطلع بود می توانست تظاهرات مردمی راه بیاندازد این کار را نکرد و تظاهرات را هم ممنوع اعلام کرد. حتي آماده باش معمولي هم به نيروهاي خود و ستاد ارتش نداد. همه از کودتا خبر داشتند در خرداد 32 دكتر غلامحسين صديقى وزير كشور در كرج سخنرانى مىكند و به مردم تذكر مىدهد كه هوشيار باشيد، قرار است كودتا شود، اما مصدق بی توجهی می کند.
حتی به هشدار آیت الله کاشانی که در آن زمان آبرویش را برده بودند. این سید مجاهد و این عالم گرانقدر را بی آبرو کرده بودند . خودش در نامه ای که به مصدق نوشت نوشته بود که تو مرا اینگونه بی آبرو کردی اما من میخواهم ایران حفظ شود و توضیح داد که کودتا در حال شکل گرفتن است اما او باز هم اهمیت نداد و پشت نامه، جواب برای او نوشت.
بعد هم در عصر روز 28 مرداد اعلام كرد كه من مىخواهم خودم راتسليم كنم. و هیچ مقاومتی نکرد. فردایش هم خود را تسليم كرد و به باشگاه افسران رفت. در باشگاه افسران، مصدق به زاهدى كه عامل اصلى كودتا بود، گفت، سلام تيمسار، تبريك عرض مىكنم. هیچ مقاومتی نکرد. او مسئول کشور بود که وابسته بود و به امریکا اعتماد کرد.
کودتای 28 مرداد پر است از عبرت که مهمترین آن آشنائی با روش کودتاست که مسؤولان و افراد جامعه بايد از همان جايى كه غربىها تلاش دارند آن را از ما پنهان كنند، عبرت بگيرند. به شدت یاس و نا امیدی را ترویج می کنند باید روی این مسئله متمرکز بود و کار کرد.
روی بی اعتمادی به مسئولین نظام توسط نفوذی ها و کارگزارانی که القاء ناکارآمدی می کنند، کار می کنند. یکی از مهمترین عوامل پیروزی کودتا رسانه ها بودند که در آن زمان قابل کنترل بودند و امروز کار سخت تر است و هوشیاری مردم راطلب می کند. میبیتید با همین فضای مجازی چه بلایی به وجود میاورند که خیلی از ان هم اصلا حقیقت ندارد.
امروز تمام دستگاه های تبلیغی و ترویجی خود را به کار انداخته اند و القاء می کنند كه هر نوع تفكر انقلابى که زیربار و سلطه غرب نیست بىنتيجه است و به خشونت گرايى ختم می شود و نمی تواند جامعه را اداره کند و امثال ذلک. و در روزهای آینده این مطلب را شاید بیشتر هم بیان کند. لذا باید با دقت و برنامه همه این هجمه ها را خنثی کرد. حزب الله ، نیروهای ارزشی و انقلابی، نیروهایی که دلشان برای نظام و خون های ریخته شده اش می سوزد باید در صحنه حضور داشته باشند کما اینکه بودند.
رسم شده است که در روز تاسوعا به جهت جلالت قدر و جایگاه والائی که عباس بن علی علیه السلام دارد از او تکریم می شود و مناقب و فضائل او تبیین می شود. ویژگی های فراوانی که به 8 مورد اصلی و مهم آن در زیارت نامه حضرت اشاره شده است. راجع به شجاعت و بصیرت و وفا و جوانمردی او مکرر اشاره می شود اما کمتر به بعد عبادی و بندگی او در مقابل خدای تعالی اشاره می شود. در حالی که عباس بن علی در این زمینه هم از پدر ارث برده است و جایگاه ویژه دارد. ریشه همه فضائلی که برای اوشمارش می شود این است که او بنده تسلیم خداست. عبد خداست. و همه عظمت و ارزشی که دارد را به جهت بندگی محض خداوند بدست آورده است. او بنده صالح خداست.
امام صادق علیه السلام او را برای ما اینگونه معرفی کرد. «السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله …» حتی در بیان شمائل او نوشته اند آثار سجده بر پیشانی مبارکش نقش بسته بود که کنایه از کثرت سجود است. همان که قرآن می فرماید «سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ». یکی از مصادیق آن حضرت عباس است. نوشته اند او از بزرگان اهل بیت بود از نظر دانش و پارسائی و نیایش و عبادت «و هو من عظماء اهل البیت عِلماً و وَرعاً و نُسُکاً و عِبادهً».
در زیارت نامه هم داریم اشهد لک بالتسلیم. تسلیم بودن و خود را تسلیم خدا کردن یکی از ارکان ایمان است. آن هم در جایی كه خدای متعال به انسان اراده و اختیار داده است. تسلیم در معیت و همراهی با ولی خدا مقام بلندی است. ریشه ایمان حقیقی همین تسلیم است، لذا اینكه امام صادق علیه السلام راجع به ایمان عمویش فرمود: «كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِی… صُلبَ الإیمانِ». عموی ما عبّاس، دارای ایمانی راسخ بود. و ریشه تسلیم او همین صلابت ایمان او بود. انسانی که تسلم خداست دارای ملکات و کمالات فراوانی می شود که راجع به هرکدام باید ساعت ها سخن گفت. و همه اینها را شما می توانید در طول زندگی قمر بنی هاشم تا لحظه شهادت ببینید. خیلی عجیب است ادب و وفای او. جوری در کنار او قرار میگرفت و راه میرفت که آفتاب به حسین علیه السلام نیوفتد. همیشه امام حسین علیه السلام در سایه بود. تا امام اجازه نمیداد نمینشست. با اینکه برادر بود هرگز او را به اسم صدا نکرد.
۲۶ مرداد سالگشت بازگشت آزادگان به میهن اسلامی را گرامی می داریم.
نکته استانی:
به نظر می رسد که خیلی زود باشد که به شورای شهر کرج و شهرهای دیگر تذکر بدهیم، اما لازم است تذکر دهم که دقت کنید برای عملکردتان جواب های قانع کننده داشته باشید و مجبور نشوید با فشار افکار عمومی مسیر خودتان را اصلاح کنید. در این نوبت بنده به شدت رصد میکنم و مواظب عملکرد هستم . سالم حرکت کنید لابی گری و سهم خواهی سم مهلک عملکرد شماست که رگه هایش در همین روزها دارد دیده می شود. مواظب باشید. بنده شفاف خواهم گفت که چکار خواهید کرد.
وضعیت جدید کرونا اقتضا دارد که همه با هر امکاناتی که دارند کمک کنند. همانطور که آقا فرمودند مساجد نقش فعال تری داشته باشند کما اینکه تا امروز هم مهمترین بستر کمک توسط همه دستگاهها در مسجد بوده است. لذا اعلام می کنم از امروز مصلی با تمام امکاناتی که دارد در اختیار ستاد ملی کرونا باشد. میخواهند بیمارستانش کنند، میخواهند مرکز تزریق واکسن کنند. با همه امکاناتی که دارد مصلی از امروز در اختیار ستاد ملی کروناست.
و اگر لازم شد حتی نماز را در مکان دیگری می خوانیم. من پیشنهاد فضای باز پردیس را دادم و به مدیریت آنجا هم پیام فرستادم، ظاهراً صدای ما را نشنیدند. به هر تقدیر مساله را همانطور که حضرت آقا تاکید کردند هم مردم وهم مسئولین جدی همه بگیریم تاآسیب کمتر شود.